وعده های بی حاصل؛ داغی دیگر بر تن سوخته دختران «شین آباد»
سرویس آذربایجان غربی- رنج بی پایان پروانه سوخته شین آباد پیرانشهر بعد از سپری شدن ٩ سال هنوز هم ادامه دارد و کابوس لحظه های نوجوانانی شده که آتش بی مبالاتی مسئولان، کودکیشان را ربود و اکنون در آستانه جوانی با وعده های بی ثمر داغشان را تازه تر می کند. دانش آموزانی که قربانی مدارس غیر استاندارد شدند و حالا هم مسئولان فراموششان کرده اند.

به گزارش خبرنگار کردپرس، ٩ سال از روز سیاه ١٥ آذر و حادثه آتش سوزی مدرسه «انقلاب اسلامی» شین ئاوی(شین آباد) پیرانشهر می گذرد. ٩ سالی که هر روزش برای  ٢٦ تن از دانش آموزان این مدرسه، درد و رنج بود و آتشی که سال ها پیش، کلاس درس غیر استاندارد را به کوره آتش تبدیل کرد و پروانه های کوچک ١٠ ساله پیرانشهری را سوزاند و همچنان در روح و روان آن ها زبانه می کشد و کابوس شب و روزشان شده است.

روز حادثه، سرایدار با دو گالن نفت وارد کلاس می‌شود و مخزن بخاری را پر می‌کند؛ اما چون بخاری سوراخ بود نفت به اطراف بخاری نشت می‌کند و آتش در آن زبانه می‌کشد. دختربچه‌های کلاس چهارم، از معلم می‌خواهند از کلاس بیرون بروند، اما معلم از خروج آنها ممانعت می‌کند. سرایدار سعی می کند بخاری را به خارج کلاس منتقل کند، اما بخاری از دستانش می افتد و آتش به جان کلاس شعله می کشد. معلم و سرایدار از روی آتش می‌پرند و بیرون می‌روند و  دانش آموزانی که در کلاس بودند از وحشت به سمت دیوارها پناه می برند.

"سارینا رسول زاده" و "سیران یگانه" جلوی بچه‌ها قرار می‌گیرند و آنها را به عقب هدایت می‌کنند و در نهایت جان خود را از دست می‌دهند.

پنجره های کلاس نرده های آهنی داشت و امکان خروج از آنها برای کودکان ممکن نبود کلاس همچنان در آتش می سوخت و زمانی که والدین از راه رسیدند، برای نجات جان کودکانشان دیوارهای این اتاق آتشین را خراب کردند تا بچه‌ها را بیرون بکشند.

پس از آن دختران به بیمارستان‌های ارومیه، تهران، تبریز و اصفهان منتقل می‌شوند. از آن روز تا کنون این کودکان که اکنون نوجوانانی ١٩ ساله شده اند، بارها زیر تیغ جراحی رفته اند. بارها بیهوشی، درد و آزار عمل های مکرر را به جان خریده اند و طبق گفته پزشکان این عمل های جراحی تا مدوای کامل همچنان باید ادامه داشته باشد.

این دختران دو دسته هستند؛ ۱۲ نفر از آنها درصد سوختگی شان بیشتر و ۱۴ نفر هم درصد سوختگیشان کمتر است. همچنین انگشتان سه تن از دانش‌آموزان به دلیل شدت سوختگی و عدم قبول پیوند قطع شد. در همه این سال ها وعده وعید های فراوانی برای درمان در خارج از کشور، سهمیه کنکور و استخدام به آنها داده شد که سرابی بیش نبوده است.

آموزش و پرورش دختران شین آباد را کاملا فراموش کرد

سال گذشته معاون حقوقی وزیر آموزش و پرورش در دیدار با دختران حادثه دیده روستای شین آباد پیرانشهر اعتراف کرد که از دیدن این مدرسه شرمنده شده و گفت:«اعمال سهمیه در کنکور سراسری برای دانش آموزان دختر حادثه‌دیده شین‌آباد قابل پیگیری بوده و تحقق آن، نیازمند همکاری نمایندگان مجلس، آموزش و پرورش و وزارت علوم است». قاسم احمدی لاشکی، افزود: «شخص وزیر آموزش و پرورش به صورت جدی پیگیر وضعیت دانش آموزان حادثه دیده شین آبادی است».

اما همه این ها در حد وعده باقی ماند و پیگیری های شخص وزیر آموزش و پرورش هم منجر به اعمال ساده یک سهمیه کنکوری برای ٢٦ دانش آموز نشد!! خانواده این دانش آموزان هم می گویند: «آموزش و پرورش به کلی دخترانمان را فراموش کرده و به آنها پشت کرده است!».

دریغ سهمیه کنکور  از پروانه های سوخته

امروز در سالروز ١٥ آذر سیاهِ شین آباد، به سراغ خانواده های این دختران می روم تا از آخرین وضعیت آنها مطلع شوم، اما بوی نا امیدی و رنجوری از حرف هایش شنیده می شود و گلایه های بسیاری از مسئولانی دارند که دختران شین آباد را فراموش کرده اند و حتی سهمیه کنکور ١٤٠٠ را هم از آن ها دریغ کردند!

پدر "سیما مرادی" یکی از دختران حادثه دیده شین‌آباد پیرانشهر به خبرنگار کردپرس می‌گوید: «وعده سهمیه کنکور ۱۴۰۰ علیرغم پیگیری های زیادی که انجام دادیم برای دختران شین آباد عملی نشد. اما این موضوع را حتی در سطح وزارتی هم پیگیری کردیم، از نماینده شهرستان در مجلس هم خواستیم تا موضوع را پیگیری کند، اما متاسفانه این دختران سهمیه ایی در کنکور ۱۴۰۰ نداشتند».

 پدر این دانش آموز حادثه دیده اضافه می کند: «مسئله استخدام هم که بارها از سوی مسئولان وزارت آموزش و پرورش برای دختران حادثه‌دیده شین‌آبادی مطرح شده است و منوط به اخذ لیسانس توسط این دختران است در حالی که سهمیه برای کنکور آنها قائل نشدند و با توجه به شرایط روحی و جسمی آنها مطالعه و درس خواندن برای آنها بسیار دشوار است اما باز هم به تلاششان ادامه داده اند و امسال تعدادی از دختران در دانشگاه قبول شده اند اما بدون سهمیه و همانند یک دانش آموز عادی!».

توقف روند درمانی دختران شین آباد؛ وعده ها تنها در حد حرف بود

مرادی، در خصوص وضعیت درمان این دختران نیز می‌گوید: «متاسفانه آن اقداماتی که لازم است از لحاظ درمانی بر روی این دختران انجام شود، وجود ندارد و درمان های موجود هم رضایت بخش نیستند و با توجه به گذشت این همه سال از وقوع این حادثه بهبود آنچنانی در این دختران حاصل نشده است. بلکه تنها با افزایش سن کشیده شدن پوستشان، تا حدودی زخم‌ها ترمیم پیدا کرده اما درمان قطعی برای آنها انجام نگرفته و این کودکان با وجود بارها عمل جراحی هنوز آن چنان که انتظار می رفت، بهبود نیافته اند».

او ادامه می دهد: «تعدادی از این دختران هنوز هم با آثار سوختگی شدید در دست و صورت روبرو هستند. پیگیری های زیادی انجام دادیم برای اینکه کودکان در همان ابتدا در خارج از کشور روند درمانی خود را طی کنند، وعده های در ابتدا داده شد اما بعدها گفتند این امر میسر نیست. حتی ما درخواست کردیم که کودکانمان در بیمارستان خصوصی عمل شوند که با این مورد هم موافقت نکردند و بیمارستان‌های دولتی را برای طی درمان دخنتران شین آباد انتخب کردند که امکانات لازم را برای درمان و جراحی نداشت».

پدر سیما مرادی می گوید: «در آن زمان من با اصرار فراوان چندین عمل درمانی کودکم را در بیمارستان خصوصی انجام دادم ولی متاسفانه تمام هزینه‌های بیمارستان را خودم پرداخت کردم و مسئولان اصرار داشتند که کودکان باید در بیمارستان دولتی جراحی شوند. حال با شیوع کرونا نیز روند درمان این دختران متوقف شده است».

عادی سازی موضوع دختران شین آباد؛

 ساعت ها در صف نوبت درمان منتظر می مانیم

او تاکید می کند: «تمامی وعده هایی که در زمان وقوع حادثه به خانواده‌های این کودکان داده شده بود، محقق نشده است حالا بعد از این همه سال با این دختران همچون یک بیمار عادی برخورد می‌شود و زمانی که به بیمارستانها مراجعه می کنیم باید از ساعت ها در انتظار دریافت نوبت بمانیم این مسئله و عادی سازی موضوع دختران شین آباد موجب رنجش خانواده‌های آنها شده است».

مرادی با اشاره به تعبیه دستگاه لیزر برای درمان دختران شین آباد در بیمارستان پیرانشهر می گوید: «مقرر شد تا دستگاه لیزر جهت ادامه روند درمانی دختران در شهرستان و در محل زندگیشان مستقر شود و در کنار آن سایر شهروندان هم بتوانند از خدمات آن استفاده کنند، اما متاسفانه در حال حاضر این دختران باید ساعت‌ها در نوبت بمانند تا بتوانند تحت لیزر درمانی قرار بگیرند!  این دستگاه که برای دختران شین آباد در بیمارستان دولتی قرار داده شد اکنون و به محل درآمدی برای بیمارستان تبدیل شده است!!»

کمک های معیشتی کفاف هزینه های درمانی را نمی دهد

پدر سیما، ناراحت  است و می گوید: «دختران شین آباد فراموش شده اند و دیگر کسی علاقه ای به پیگیری درخواست ها، مطالبات و درمان این دختران ندارند. کمک های معیشتی دولت به دختران که در طول یکسال پرداخت می شود آنقدر ناچیز است که هزینه حدود ٤ تا ٦ ماه رفت و آمد به تهران و انجام عملیات درمانی برای این دختران می‌شود. تازه این مبلغ کمک معیشتی تنها خرج درمان می شود و خانواده‌ها باید خودشان هزینه اقامت و تامین خوراک را در تهران پرداخت کنند».

او ادامه می دهد: «مثلا؛ برای گذاشتن تیشو در بدن دختران در یک ماه باید چهار بار به تهران مراجعه کنیم که هزینه آن بسیار سرسام آور است کمکی که به ما پرداخت می‌شود کفاف هزینه های درمانی آنها را نمی‌دهد. یعنی شما تصور کنید هر بار رفت و برگشت به تهران جهت تیشو گذاری، حدود دو میلیون تومان هزینه دارد، اگر در یک ماه ۴ بار به تهران برویم چقدر هزینه می‌شود؟! بنابراین این کمک های معیشتی تنها بخشی از درمان این کودکان این دختران را در بر می‌گیرد و کافی نیستند».

مطالبه اصلی دختران شین آباد؛ درمان و بهبودی است

پدر سیما اضافه می کند: «عمده هزینه‌ها باید از سوی خانواده ها پرداخت شود مطالبه اصلی خانواده های دختران شین آباد این است که یک بار برای همیشه بتوانند درمان قطعی و مطلوب دریافت کنند.  درمانی که بتواند تاثیرگذار باشد و نتیجه بهبودی را دخترانمان ببینیم، چیزی که تا کنون وجود نداشته است.

ما می خواهیم روند درمان دختران در بیمارستان های خصوصی و با کیفیت انجام بگیرد. سهمیه کنکوری که به این دختران وعده داده شده بود و محقق نشد، سال دیگر در نظر گرفته شود. و وزارت آموزش و پرورش سال‌هاست به این دختران پشت کرده و علیرغم اینکه این کودکان در مدارس بی‌کیفیت و غیر استاندارد همین وزارتخانه دچار حادثه شدند و هنوز هم با این مصیبت دست به گریبان اند، ولی وزارت آموزش و پرورش آنها را فراموش کرده است. مبلغی هم که تاکنون پرداخت شده از سوی وزارت آموزش و پرورش نبوده بلکه سازمان برنامه و بودجه آن را پرداخت کرده است».

حضور در مدارس خصوصی را از دختران دریغ کردند

مرادی با اشاره به جراحیهای مکرر این دختران در این سال ها می گوید: «با توجه جراحی های طولانی و دوره های طی درمان، دختران غیبت های مکرر در مدرسه داشته اند و همین باعث می شد که بارها از درس هایشان عقب بمانند، لذا درخواست کردیم با توجه به این شرایط، کودکان در مدارس خصوصی با هزینه آموزش و پرورش تحصیل کنند که امکان جبران درس هایشان فراهم باشد، اما با این موضوع موافقت نشد و دختر من با هزینه شخصی در این سال ها در مدارس خصوصی تحصیل کرده است».

از پدر سیما مرادی در خصوص دیه این کودکان سوال می کنم و او می گوید: «دیه ایی که بعد از آن حادثه به کودکان تعلق گرفت، هزینه نصف عملیات درمانی که برای انجام گرفته نشده است، هم نمی شود، حتی این پول کفاف این را نمی داد که خانواده‌ها کودکانشان را برای درمان به خارج از کشور ببرند».

چشم امیدمان به کمک های دولت است...

غم صدای این پدر رنج دیده را به خوبی می شد از پشت خطوط تلفن هم احساس کرد. انگار هنوز هم ١٥ آذر ٩١ است و داغ این حادثه هنوز روح آنها را می خراشد. پدر سیما می گوید: «این دختران بعد از خداوند و پدر و مادرشان چشم امیدشان به دولت است تا از آنها حمایت کند اما متاسفانه این حمایت‌ها از آنها دریغ شده است.

هر سال ١٥ آذر خبرنگاران یادی از ما می کنند اما ای کاش آنها در طول سال بارها پیگیر وضعیت این دختران شین آباد باشند تا شاید این یادآوری خبرنگاران، تلنگری بر دولت و وزارت آموزش و پرورش و بهداشت و درمان باشد تا مبادا این دختران را فراموش کنند. حادثه ایی که برای دختران ما اتفاق افتاد بسیار دردناک بود و کابوس آن همچنان برای دختران و خانواده هایشان ادامه دارد لذا لازم است که پیگیری ها تا تحقق کامل مطالبات آنها ادامه داشته باشد».

«از خاکستر خود برمی خیزیم»؛

اسرین؛ آرام و صبور با طوفانی در دل

با رد دردی که از صدای این پدر رنجور در من باقی مانده، به سراغ خانواده "اسرین معروفی" دیگر دانش آموز حادثه دیده شین آباد می روم، دانش آموزی که کتاب «از خاکستر خود برمی خیزیم» را نوشته است تا روای رنج دختران «شین آباد» باشد.

اسرین، در زبان کردی به معنی اشک چشم است، او همچون نامش آرام و صبور است اما با وجود همه سختی ها و مرارت هایی در این سال ها متحمل شده و کودکی شاد را از از او روبوده است، از تلاش نیافتاده و همچون ققنوسی می خواهد از خاکستر آتش ندانم کارهای مسئولان برخیزد.

چاپ اول کتابش کامل به فروش رفته و اکنون می خواهد در زمان مناسبی به سراغ ویرایش  چاپ دوم برود. او با اشاره به اینکه فروش چاپ اول کتاب پایان رسیده است، می گوید: «چاپ اول فروش خوبی داشته و رضایت بخش بوده در حال حاضر برای چاپ دوم اقدام کرده‌ام البته کمی احتیاج به ویرایش دارد و باید مطالبی به کتاب افزوده شود اما چون در حال حاضر پشت کنکوری هستند وقت زیادی برای آن ندارم ولی در اسرع وقت در نظر دارم کتاب را برای چاپ دوم نیز آماده کنم».

معروفی، از جمله دخترانی است که درصد سوختگی اش بالا است اما صبور و سرد پشت خط تلفن به کردپرس می گوید: «کابوس روز آتش سوزی مدرسه هیچوقت از یاد ما دختران شین آباد پاک نمی شود».

خواستار درمان و پشتوانه شغلی برای آینده هستیم

اسرین می گوید: «مطالبه اصلی‌مان درمان و پشتوانه شغلی برای آینده است. اما سهمیه کنکور را هم از ما دریغ کردند. سال گذشته نیز سهمیه ایی در کنکور ٩٩ نداشتیم. هر چند خوشبختانه امسال تعدادی از دختران در دانشگاه قبول شدند اما همچون دانش آموزان عادی در کنکور شرکت کرده بودند. متاسفانه من امسال قبول نشدم و در نظر دارم که سال آینده دوباره در کنکور شرکت کنم، اگر سهمیه ایی برای ما قرار داده می‌شد می‌توانستیم حداقل امیدوار باشیم که با قبولی در کنکور به دانشگاه برویم و ادامه تحصیل بدهیم. اما در حال حاضر این شرایط برای ما سخت شده است و  وعده های دولت هم در این خصوص محقق نشده است».

مفصل های دستانی که خشک شدند

او اضافه می کند: «متاسفانه روند درمانی ما نیز از زمان شیوع کرونا متوقف شده، در حال حاضر مفصلهای دستم خشک شده و توان حرکت ندارند. پزشکان عمل های دیگری را تجویز کرده اما با توجه به توقف روند درمان تنها لیزر درمانی برای من انجام می گیرد. امکانات لازم برای درمان ما وجود ندارد و تاکنون درمان مطلوبی که نتیجه ایی رضایت بخش داشته باشد، دریافت نکرده ایم».

دوره های روانشناسی و روانپزشکی نداشته ایم

اسرین معروفی، با اشاره به اینکه دو سال پشت کنکور مانده است، می گوید: «هزینه مشاوره و خرید کتاب‌های کمک تحصیلی همه اش بر عهده خودمان بوده و آموزش و پرورش کوچکترین کمکی در این زمینه به ما نکرده است. با توجه به شرایط روحی و روانیمان، ما حتی در این سال ها از دوره های روانشناسی و روانپزشکی نیز برخوردار نبوده ایم. این کابوس تلخ هیچ وقت پایانی ندارد و این حادثه وحشتناک هیچ وقت از ذهن ما دختران شین آباد پاک نمی شود».

خواستیم جلوی حوادث مشابه را بگیرم؛ آموزش و پرورش مانع شد

او از تلاش دختران حادثه دیده شین آباد برای جلوگیری از وقوع حوادث مشابه در شهرشان خبر می دهد، تلاش هایی که با ممانعت آموزش و پرورش روبه شده است. اسرین می گوید: «ما دختران حادثه دیده بارها تلاش کردیم تا مدارسی را که همچون مدرسه حادثه دیده ما بخاری های نفتی دارند را نسبت به وقوع حوادث مشابه آگاه کنیم حتی خواستیم برای این کلاس ها بخاری امن تهیه کنیم، اما متاسفانه آموزش و پرورش این مورد را قبول نکرده است و زمانی که خواستیم در مورد خطرات سیستم های گرمایشی غیر استاندارد در مدارس اطلاع رسانی کنیم با حضور ما موافقت نکردند».

رنج این دختران همچنان ادامه دارد

اسرین همچنین با انتقاد از پخش برخی از اخبار در خصوص دختران شین آباد می گوید: «گاهی اخباری  در خصوص ما دختران منتشر می شود که به لحاظ اجتماعی و روانشناسی مطلوب نیست و باید خبرنگاران در نشر اخبار در این حوزه با دقت بیشتری اقدام کنند چرا که درد و رنج این دختران همچنان ادامه دارد و بیان برخی مطالب در خصوص دختران شین آباد می‌تواند درد و رنج آنها را افزایش دهد».

او در پایان بیان می کند: «سخن دیگری ندارم غیر از این که انتظار دارم دولت از هر لحاظ از ما پشتیبانی کند تا بتوانیم پشتیبانی قوی برای آینده شغلی و تحصیلی خود داشته باشیم و همچنین روند درمان ما نیز کامل شود».

تیشوهای نامرغوب بلای جان دختران شین آباد

این دختران باید ٨ ماه تا سالی یکبار تیشوهایی در بدنشان کار گذاشته می شود. اما متاسفانه جنس این تیشوها مرغوب نیست و بدن آن را پس می‌زند و دوباره این دختران باید با اضطراب، استرس و عذاب عمل بیهوشی روبه رو شوند.

اینبار پدر اسرین معرفی در این خصوص به کردپرس می گوید: «یکی از این دختران در ماه های گذشته به تهران رفت و برای او تیشو گذاشته شد اما متاسفانه بدنش به دلیل جنس نامطلوب تیشوها، آن را را پس داد و پزشکان مجبور شدند دوباره این دختر را تحت عمل جراحی قرار دهند تا تیشوها را از بدن او خارج کنند. شما تصور کنید که این دختر چه زجری کشیده و چه عذابی را متحمل شده که در کمتر از دو ماه، دوبار عمل شده است».

او با اشاره به اینکه دختران شین آباد تحت نظر پزشکان توانمندی هستند، بیان می کند: «امکاناتی که باید صرف درمان دختران شود در اختیار این پزشکان در بیمارستان‌های دولتی قرار ندارد. ما از نتیجه روند درمانی که برای دختران در این سالها انجام شده است راضی نیستیم. در حالی که این دختران بارها زیر تیغ جراحی های مختلف رفته اند و اکنون باید وضعیت مطلوب تری داشتند که متاسفانه بدین گونه نیست. در حال حاضر دختر من با مشکل حرکتی انگشتان دست روبروست و علیرغم درمان و عمل های پزشکی فراوان این مشکل عدم حرکت انگشتان دست هنوز وجود دارد».

او ناراحت از وضع موجود می گوید: «وعده هایی که برای درمان و کنکور دخترانمان داده اند، محقق نشده است، این مسئله باعث رنجش دختران و خانواده هایشان شده است. با وجود شرایط جسمی و روحی که دختران ما داشتند باز هم زحمت فراوانی جهت مطالعه و شرکت در کنکور کشیدند، اما متاسفانه علیرغم وعده هایی که داده شد سهمیه ایی در کنکور به آنها تعلق نگرفت!»

معروفی با اشاره به اینکه در این سال‌ها خانواده‌های این دانش‌آموزان با همدیگر به صورت دوره‌ای در خصوص مسائل و وضعیت کودکان با همدیگر همفکری کرده اند و با هم در ارتباط بودند، ادامه می دهد: «با توقف عمل‌های درمانی دختران از زمان شیوع کرونا شرایط برای آنها سخت تر شده است. اکنون تنها لیزر درمانی انجام می گیرد و من هر بار دخترم را برای درمان به تهران می برم و این روند درمانی همچنان ادامه دارد».

داروهایی که در دسترس نیست؛ خرید از بازار آزاد به قیمت گزاف!

پدر اسرین اضافه می کند: «علی‌رغم این وضعیت دختران تاکنون از دوره های روانشناسی جهت بهبود روحیه بهره ایی نبرده اند و تنها زمانی که در تهران عمل درمانی برای آنها انجام می‌گیرد، روانشناسی قبل و بعد از عمل به این دختران مشاوره می‌دهد در غیر این صورت آنها تاکنون دوره های روانشناسی را طی نکرده‌اند در حالی که با توجه به اتفاق وحشتناکی که برای کودکان اتفاق افتاد ضرورت شرکت در دوره های پی در پی با حضور روانشناسان مجرب برای آنها بسیار ضروری بود که این امر تاکنون محقق نشده است» .

او حتی از در دسترس نبودن داروهایی که پزشکان تجویز می کنند، گلایه مند است و می گوید: «متاسفانه با دفترچه بیمه نمی توانیم این داروها را پیدا کنیم و مجبور هستیم که از بازار آزاد آنها را با قیمتی گزاف خریداری کنیم هر بار هم که فاکتور خرید داروها را به مسئولان ذی ربط تحویل داده ایم اما متاسفانه هیچ مبلغی به ما عودت نشده است و تمامی هزینه های دارو و درمان به عهده خانواده‌ها بودند و کمک معیشتی که به ما پرداخت شده است بسیار ناچیز است و کفاف هزینه‌های بالای درمان و دارو را نمی‌دهد».

پروانه های سوخته شین آباد، اکنون که شمع ١٩ سالگی عمرشان را فوت می کنند، همچنان چشم انتظار درمان اند و از آینده شغلی و تحصیلی خود نگران هستند و از اینکه فراموش شوند می ترسند..

گفت و گو/ تانیا شعفی