پیرمرد هم عاشق بود / سعید بگ نظری*
سرویس ایلام - همکارانِ مطبوعاتی که سالهای پیش از هجوم فضای مجازی را به یاد دارند، عموماً با نام پرآوازه حاج"ماشاءالله رشنوادی" آشنایند که با بیش از 40 سال سابقه کار خبرنگاری در 14 دیماه 87 در سن 67 سالگی چشم از جهانِ فانی فرو بست.

در میان همکارانِ مطبوعاتی مخلص، آنان که سالهای پیش از هجوم فضای مجازی را به یاد دارند و در سراشیبِ عبرت خیز حیات افتاده اند، عموماً با نام پرآوازه ی  حاج"ماشاءالله رشنوادی" آشنایند که با بیش از 40 سال سابقه کار خبرنگاری در 14دیماه 87 در سن 67 سالگی چشم از جهانِ فانی فرو بست.

"پیر مطبوعات ایلام" فعاليت رسمی مطبوعاتی خويش را در سال 1346با ايجاد دفتر سرپرستی روزنامه اطلاعات در ايلام آغاز، سرپرستی خبرگزاری ايرنا(پارس سابق) را در سال 1348 در این دیار تاسیس و اولين خبرنگار رسمی راديو تلويزيونِ ایلامِ آن دوران بود. در اوایل دهه 70 سردبیری هفته نامه "پیک ایلام" را برعهده گرفت و با تلاش خود نگذاشت روند انتشار آن حتی يک شماره به تاخير بیفتد؛ به کیفیت بیشتر از کمیت اعتقاد و رسانه اش را مانند بچه هايش دوست داشت؛ بخاطر وسواس هايی که برای کارش به خرج می داد، بیش از 100 بخیه بر قلبش نشست.
 
برای اهلِ خبرِ آن دوران، ممکن است حاج ماشالله تند مزاج و عصبی و برآشفته جلوه کرده باشد اما پرخاش های او بر کسانی که با روحیه اش آشنا بودند، قابل تحمل و همچون انگبین بود. هر آدمیزاده ای رگ حساسی دارد و به چیزی غیورانه عشق می ورزد و می خواهد معشوقش از تعرضِ دیگران محفوظ بماند؛ پیر مطبوعات ایلام هم عاشق بود؛ عاشق عرصه ی مطبوعات به معنی وسیع کلمه و در راه این عشق و پاسداری، معشوقی بسیار غیرتی و بی گذشت بود. خبرنگاری را یک "رسالت" می دانست و گلایه داشت افرادی که الفبای خبرنگاری را نمی دانند، بدون گذران دوره های آموزشی متناسب و مناسب، بطور فله ای در اين وادی گام می نهند.

دلش می خواست هرکس هر قدمی که در این راه می نهد کامل و بی اشتباه باشد و در مسیر این آرزو، بسیاری از جوانانِ آن دوران را طعمه ی تندی نقدهای خود می نمود؛ صراحت و بی پروایی اش در جلسات، حرمت و ارزشی برایش جلب کرده بود. این عصبیت چون منبعث از صفا و صمیمیت بود بر بسیاری از نرم گویی های ریاکارانه برتری داشت؛ به همین دلیل، اهلِ بصیرت پرخاش های او -چون زائیده ی عشقی معنوی بود- را با نوعی تقدس و حرمت بر چشم می گذاشتند. هیچگاه بدون دعوت در جلسه‌ی کسی حاضر نمی‌شد. معتقد بود باید به شأن و جایگاه اصحاب رسانه احترام گذاشته شود؛ چیزی را که نمی پسندید رد می کرد، راهی که دوست نداشت نمی رفت و کاری که نمی خواست نمی کرد.

گرچه او در کار خبر مشکل پسند بود، اما در دیگر شئون زندگی بغایت آسان گیر، آرام و بردبار می نمود؛ از مضایقه برکنار و اگر اهلی می دید از نثار و حتی ایثارِ داشته ها و دانسته هایش دریغ نمی ورزید. یک ژورنالیست به معنی کلمه بود؛ با همه ی روان نویسی ها و شیرین کاری ها و فرصت جویی ها و انتقادها که ملازم ناگزیر این شغل است.

سخنان سردبیر پیکِ دوران او، عصاره ی اندیشه و دغدغه های ماشاءالله است که خدا کند تمام آثار بازمانده و در حال فراموشی اش در "پیک ایلام" به دست شخص با فضیلتی بیفتد که به چاپ و انتشارشان اقدام کند...

به راستی که دوازدهمین سالِ محرومیت فضای رسانه ای ایلام از لطف و صفای مرحوم رشنوادی است که با زبان طنز و شوخ طبعی اش همواره فضای مطبوعات ايلام را به طراوت وا می داشت...

روحش شاد و یادش گرامی باد.

*روزنامه نگار ایلامی