حکمرانی خوب حلقه گمشده توسعه کرمانشاه / سیروس امین زاده
سرویس کرمانشاه _ دکتر سیروس امین زاده دانش آموخته علوم سیاسی منطقه هورامان در قالب مطلب مفصلی به مقوله حکمرانی خوب و ضرورت پذیرش جایگاه علم در سیاستگذاری های کلان مدیریت ارشد استان در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و همچنین فراهم کردن زمینه های مشارکت فعال مردم در امور مختلف پرداخته است که در ادامه می توانید مطالعه کنید.

خبرگزاری کردپرس _ بدون تردید ضعف در به‌کارگیری و عملی نمودن اصول حکمرانی خوب، مانند؛ مسئولیت پذیری و پاسخگویی دستگاه‌های اجرایی در قبال فعالیت‌های خود یکی از مهمترین موانع رشد و توسعه کرمانشاه می باشد. نگرش پژوهش محور به دلائل ناکامی های توسعه همگون در استان کرمانشاه هر محقق عقلگرا را به سوی ضعف ساختار های مورد قبول حکمرانی خوب رهنمون خواهد کرد. آنچه کرمانشاه را در سالیان اخیر در انتهای آماری شاخصه‌های توسعه کشوری قرار می‌دهد جدای از شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور، شرایط نامطلوب به کار گیری به موقع سرمایه‌های سیاسی و انسانی داخل استانی و عدم توانایی بسیج این منابع از سوی تصمیم گیران و تصمیم سازانی می‌باشد؛ که در سیاست گذاری های عمومی خود ارزشی برای اندیشه نخبگان علمی جامعه قائل نبوده اند.

حکمرانی کرمانشاه و ضعف پذیرش نهاد علم در سیاست اجرایی

آنچه استان را در تنگنای بهره‌وری از پتانسیل‌های سرمایه‌های انسانی و اجتماعی قرار داده است؛ فاصله گرفتن فضای مدیریتی استان از گفتمان‌های علمی آکادمیک و تخصصی می‌باشد؛ تا نخبگان مورد نیاز توسعه بومی را حول محور مدیریت کارآمد مورد شناسایی قرار دهد و با کمک جریان سیال و پویای علمی حس مسئولیت زایی و تفکر سیستمی و تصمیم سازی علمی را در درون بدنه نحیف مدیریت استان تقویت نماید.

تامل در دلائل این ناکامی و عدم دست یابی به توسعه هر عقلانیت محاسبه گری را به حلقه گمشده پذیرش نهاد علم توسط سیاستگذاری های عمومی چند سال اخیر استان می رساند. وضعیت نگران کننده ای که دامن اقتصاد و فرهنگ و جامعه را گرفته است موضوع توسعه نیافتگی کرمانشاه را به کدامین سو خوهد برد. این سوالی است که مدیریت نوین استان می تواند درون گفتمان علمی اداره جامعه جستجو گر پاسخ آن باشد.

حال که شاهد تغییر در مدیریت کلان استان هستیم این نوشتار دلائل فقدان آخرین جملات قابل حک بر یک کارنامه ماندگار را مورد این پرسش شهروندی قرار می دهد؛ که آیا دانشگاه و علم کاربردی و مهارت های تخصصی و ظرفیت و توانمندی های علمی اداره جامعه جایگاهی در کرسی های سیاستگذاری عمومی حکمرانی استان داشته است؟ اصولا با اذعان به اینکه: علم در دهه های اخیر حکمرانی در استان سیاست را پذیرفته است؛ آیا سیاست اجرایی نیز با پذیرش عدم توجه به سهم خواهی علم ضعف ساختاری به کارگیری مطالعات علمی در حکمرانی را می پذیرد؟ آیا اگر حکمرانی استان در دهه های اخیر ضرورت وجود جایگاهی برای علم را در بستر اجرایی خود می پذیرفت؛ اکنون پروژه ۱۲ ساله آبرسانی سنتی ۱۴ کیلومتری آب هانی کوان پاوه افتتاح نشده، به گل می نشست تا حکمرانی استان هیچگاه مسئولیت تحقیق و تفحص به گل نشستن آن را نپذیرد. و آیا در صورت وجود عناصر حکمرانی خوب در بدنه اجرایی استان امروز وجب به وجب شریان های ارتباطی اورامانات شاهد اسیر شدن جسد مردمان خود در لابلای لاشه اتومیبیل های غیر استاندارد له شده از تصادف بود. ورشکستگی آبی شربی و کشاورزی، رکود فزاینده صنعت، بیکاری و رکورد داری در فلاکت کشوری، فساد اداری و نهادینه شده، موانع بیشمار سیستمی پیش روی سرمایه گذاری در استان، فرار مغزها و سرمایه های انسانی و مالی، بحران های عدیده زیست  محیطی و تهدیدات فزآینده پیش روی گردشگری استان و بسیاری دیگر از فرصت های ازدست رفته توسعه… بماند برای نا گفته های تاریخ استانی که توسعه نیافتگی آن رابی تدبیری در اداره علمی جامعه به ارمغان آورده است.

لذا با در نظر گرفتن شاخص های حکمرانی خوب مانند: میزان مشارکت مردم در اداره امور جامعه، مسئولیت پذیری، حاکمیت قانون، شفافیت، پاسخگویی مسئولین در برابر قانون وملت، رفاه و آرامش پایدار در جامعه، وفاق و همبستگی ملی و … این سوال مطرح است که در سند افتخار بدرقه مدیریت و شیوه سابق اداره جامعه؛ مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی و عدم وجود شفافیت و حاکمیت قانون که جنبه اجرایی چندانی در جامعه نداشته است؛ کجای تندیس افتخار یک حکمرانی ایستاده بود و اصولا در جملات حک شده بر لوح یک سپاسنامه جایگاهی برای پاسخگویی علمی اقناع کننده مسئولیت پذیری های اجرایی در برابر افکار عمومی وجود داشت.

باید ها و نباید های حکمرانی نوین استان کرمانشاه

بر این اساس اگر مدیریت جدید استان به دنبال حکمرانی خوبی است؛ که با اتخاذ سیاست‌های پیش‌بینی شده، آشکار و صریح دولت و بورو کراسی شفاف توان پاسخگویی دستگاه‌های اجرایی در قبال فعالیت‌های خود را داشته باشد؛ باید ضمن پذیرش جایگاه علم در سیاستگذاری های خود گفتمان اجرایی و اجتماعی عقلانیت پذیری را انتخاب نماید؛ که پیآمد آن مشارکت فعال مردم در امور اجتماعی و سیاسی و اقتصادی باشد. بدون تردید اگر تصمیم گیری و سیاستگذاری های اجرایی نوین منتهی به حکمرانی خوب گردد می توان گفت حکمرانی استان بدنبال تمرین مدیریت (سیاسی، اقتصادی، اجرایی و…) منابع انسانی و مالی جامعه برای رسیدن به اهداف تعیین شده توسعه می‌باشد.

آنچه نهاد تولید کننده علم اداره جامعه از مدیریت مد نظر حکمرانی خوب استان می طلبد؛ اتخاذ استراتژی است؛ که دربرگیرنده راهکارها و نهادهایی باشد که توسعه همه جانبه را بدور از تبعیض فرهنگی، قومیتی برای تمام شهروندان کرمانشاه بصورت برابر بدنبال داشته باشد. در این مدیریت اگر نیروی انسانی را از ابعاد مهم و تاثیرگذار توسعه یک جامعه بدانیم؛ نقش نخبگان و سر آمدان علمی آن جامعه بیش از پیش در ساخت انگیزه و عمل رسیدن به اهداف توسعه حائز اهمیت می‌گردد.

بر این اساس این نوشتار مدیریت نوین استان را به تامل در دلائل عدم توانش در اجرای حکمرانی خوب دهه های اخیر مدیریت کرمانشاه دعوت می نماید؛ تا ضمن پذیرش آگاهانه سیاست ورزی های علمی و دانشگاهی بتواند عدم توانایی در تبدیل نمودن مشکلات موجود به مسائل قابل حل را چاره اندیشی نماید، و مدیریت منابع اقتصادی و انسانی درون استانی را با نگرش های عمق نگر استراتژیک در مسیر درست بهینه ساز منافع ملی قراردهد. بنابراین پیدایش گفتمان ناکار آمدی مدیریتی و عدم تعامل سازنده علم و مدیریت اجرایی که مانعی برای توسعه استان می باشد را می توان ماحصل موارد منفی نهادینه شده در سیستم مدیریت اجرایی دانست از جمله:

۱- عدم توانایی در توصیف، تحلیل و تفسیرعلمی مشکلات و نیازمندی‌های اساسی جامعه تحول خواه استان کرمانشاه در نبود تعامل با جامعه دانشگاهی درون استان و اندیشکده‌های گفتمان ساز اجتماعی.

۲-عدم انعطاف و چابکی مدیریت کلان و میانی استان کرمانشاه در ایجاد ارتباط دو سویه با مجامع علمی و تخصصی به منظور بهره‌گیری از مهارت‌های علمی و تقسیم کار و بارش فکری و ایده پردازی مجامع آکادمیک و تخصصی.

۳- ناتوانی مدیریت استان در بهره مندی از تمامی ظرفیت و منابع انسانی موجود بر مبنای شایسته سالاری مانند عدم توانایی در مدیریت بهینه سرمایه‌های اجتماعی و … .

۴- عدم توانایی در حاکمیت نمودن قانون در نهادهای رسمی و ناتوانی در استفاده از اهرم شایسته سالاری به جابی حامی پروری در انتخاب و انتصابات بدنه اجرایی مدیریت استان .

۵- استفاده از شاخصه کلی گویی به جای کلیت نگری در تدوین برنامه‌های منتهی به حل مسئله در ارکان تصمیم گیری استان .

۶- عدم توانمندی در حفظ استقلال و شفافیت بوروکراتیک و تصمیم گیری و عمل به تصمیمات اتخاذ شده در ارتباط با نمایندگان منتخب استان در قوه مقننه.

۷-عدم توانمندی در ایجاد اخلاق مسئولیت زا در مدیریت استان به منظور پاسخگو بودن به خواست ومطالبات مردمی در نهادهای اجرایی

۸- عدم توانایی در استفاده بهینه از ظرفیت‌های توسعه گرای مطبوعات وفضا های مجازی ورسانه های اجتماعی درون استانی

۹- عدم توجه ویژه به موضوع پژوهش محوری در برنامه ریزی های اجرایی و مطالعات شهری و روستایی با محوریت قرار دادن تفاهم نامه های تخصصی با دانشگاه های برتر کشوری واستانی

۱۰- عدم شفافیت کامل در تدوین برنامه‌های استراتژیک و راهبردی نیل به توسعه استان و عدم گزارش آسیب شناسی‌های احتمالی استراتژی‌های ناموفق به فضای تحلیلی-علمی درون استان

۱۱- عدم درک صحیح از توانمندی نخبگان علمی استان در دریافت و دسته بندی نمودن کارشناسی مطالبات مردم و هدایت عقلایی این مطالبات به بستر تصمیم سازی و تصمیم گیری مدیریت اجرایی استان

سخن پایانی

حکمرانی خوب در استان کرمانشاه زمانی از علمی انتزاعی و ذهنی به رهیافتی عملی در میان روابط بین پدیده های اجتماعی تبدیل خواهد شد که سیاستگذارن و تصمیم سازان استان معتقد به تفاهم و تعاملی سازنده با نهاد های تولید کننده علم وآگاهی جامعه بر آیند. و مدیران جامعه یقین بدارند که برونداد تصمیمات و اقدامات اجرایی آنها است؛ که میزان مشارکت مردم در امور جامعه که یکی از کلیدی‌ترین پایه‌های حکمرانی خوب به‌شمار می‌رود را رقم خواهد زد. بدیهی است که توسعه استان بوسیله همراهی و همکاری مردمی توسعه یافته امکان پذیر است و مردمی توسعه یافته را شفافیت و مسئولیت پذیری ارتباط بین دولت و جامعه خواهند ساخت. بطوری که هرچه مدیران استان شفافیت و پاسخگویی به افکار عمومی را سرلوحه امورات اجرایی قرار دهند جامعه استان نیز قدرت ابراز وجود در بستر اجرایی کشور را خواهد داشت و بالعکس هرچه جامعه مدنی قدرتمند تشکیل شود شفافیت و پاسخگویی مسئولان اجرایی را بدنبال خواهد داشت و مدیریت قوی را برای استان کرمانشاه به ارمغان خواهد آورد.

مدیریت ارشد استان یقین بداند؛ که پذیرش رویه های علمی در سیاستگذاری های عمومی و اجرایی و پاسخگویی نهادها، سازمان‌ها و موسسات در چارچوب قانونی و زمانی مشخص در برابر افکار عمومی از جمله عواملی است که به استوار شدن پایه‌های حکمرانی خوب در استان کرمانشاه منجر می‌شود و درنهایت توسعه پایدار برای استان کرمانشاه دور از دسترس نخواهد بود.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه