«باوان»، دیگر باوان نمی شود!
سرویس آذربايجان غربى- کولبری، درد بی پایان غرب ایران، سرنوشت مردمانی شده که هر بار جوانانشان را پیچیده در کفنِ حسرت، به خاک می سپارند. سال گذشته همین روزها بود که ٥ کولبر ارومیه ای مفقود شدند و حالا در دی ماه سرد ١٤٠٠، از روستای «باوان» ارومیه ٣ کولبر دیگر گم شده اند. «باوان»، یعنی خانه پدری، خانه ای که نان و آب و کار ندارد.

به گزارش خبرنگار کردپرس، پیدا کردن ردی از سیاهی در دامنِ سفیدِ گسترده کوه های قد کشیده در مرز ارومیه، آرزوی هزاران نفر از مردمانی است که به امید پیدا کردن ٣ کولبر مفقود شده روستای «باوان» بخش سیلوانای ارومیه، به دل کوه زده اند.

همه جا سفید سفید است و باد دانه های یخی برف را بی رحمانه به سر و صورت هایی می کوبد که به هر سوی به امید یافتن کوچکترین نشانی از گمشدگان می چرخند، اما هیچ خبری از «بهلول»، «اسعد» و «بارزان» نیست.

این سه اهل روستای باوان مرگور ارومیه هستند که روز جمعه ٢٤ دی ماه در سرمای زیر صفر درجه منطقه برای امرار معاش به نوار مرزی مرگور رفته بودند اما با گذشت چهار روز هیچ ردی از آنها پیدا نشده است.

آنها آخرین بار که با خانواده شان تماس گرفتند، گم شدنشان را اطلاع داده بودند و پس از دیگر بی خبری مطلق و نگرانی بر دل خانواده ها چنبره انداخته و همچون خوره روح آنها را می خورد و تراش می دهد.

برف، برف و برف.  این حجم عظیم برف هر ساله دامنگیر روستاهای مرزی می شود که غیر از کولبری، کار دیگری برای امرار معاش در زمستان سرد و بی رحم ندارند.  

مسئولان می گویند: «وضعیت آب و هوایی حاکم بر مرگور اجازه پرواز بالگرد را نمی دهد، اما با مساعد شدن وضعیت آب و هوا ظرفیت هلی کوپتر نیز به کار برده خواهد شد».

فرماندار ارومیه هم می گوید: «تداوم پیگیری‌های رسمی جهت اتخاذ تدابیر لازم برای جستجو، یافتن و استرداد مفقودین احتمالی ادامه دارد، کماکان برابر رایزنی‌های دیپلماتیک انجام شده، جستجوی موثر اتباع ایرانی در خاک ترکیه نیز در حال انجام است».

در این چهار روز هزاران نفر از مردم محلی در همراهی با نیروهای امداد وجب به وجب کوهستان برفی را به امید پیدا کردن گمشدگان، گشته اند، اما زمین پوشیده از برف تا کنون بی رحم تر از آن بوده که کولبران فکرش را می کردند.

 دو روز پیش سعی شد با دستگاه های نقطه زن و ردیاب، کولبران را در محدوده خاک ایران ردیابی کنند، مردم روستاهای آنسوی مرز هم به امید این که شاید کولبران در سمت ترکیه مفقود شده باشند، مشغول جست و جو هستند، اما باز هم هیچ خبری از آنها نیست.

هنوز امیدها برای پیدا کردن کولبران مفقودی زنده است. شاید آنها راه را گم کرده و در یکی از روستاهای مرزی این طرف یا آن طرف مرز پناه گرفته اند. شاید... و با این امید امروز دوباره عملیات جست و جو آغاز شد تا شاید شادی به «باوان» برگردد.

دی ماه سال گذشته نیز 5 نفر از کولبران روستای «کوران» بخش «صومای برادوست» ارومیه نیز در پی سقوط بهمن در عمق یک کیلومتری خاک ترکیه مفقود شدند. ٢٩ دی ماه بود، عملیات برای جستجوی مفقودین آغاز شد و اکیپ هایی از نیروهای مرزی ترکیه هم به محل حادثه اعزام شدند و پس از ساعت ها جستجو متاسفانه هیچ گونه آثار و علائمی از مفقودین یافت نشد.

٥ تنی که قصد کول کردن نان بر کول داشتند. کوچکترینشان، «فرات»، تنها ١٧ سال سن داشت، اما غم نان بزرگتر است. «متین»، «یاور»، «بیلن»، «اولایی» و «فرات» قرار بود، صبح برگردند، اما این برگشتن یک هفته به درازا کشید و چشم مادرانشان به در خشک شد.

در نهایت؛ هنگ مرزي ايران، بعد از روزها رایزنی دیپلماتیک با هدف كمك به مرزنشينان، مجوز عبور مجاز از گذرگاه مرزي ايران و تركيه را صادر کرد و ظهر هشتمين روز بعد از وقوع بهمن و در حالي كه ديگر هيچ اميدي به زنده ماندن كولبران مدفون زير آوار برف نبوده، مردمان «كوران» پس از ساعت‌ها جست‌وجو، موفق شده‌اند جسد يخ بسته 5 كولبر کرد، را از زير خروارها برف بيرون بكشند و به روستای خود بازگردانند، تا در خاک زادگاهشان آرام بگیرند.

اکنون ترس از تکرار فاجعه، آرام و قرار از مردمان روستای «باوان» ارومیه گرفته است. در این روزهای دلهره آور، هزاران نفر در پی پیدا کردن رد و نشانی از کولبران به کوهستان برفی زده اند تا این بار به جای کوله کولبری، امید را کول کرده و به خانه هایشان ببرند. اما انگار سهم این مرزنشینان تنها نا امیدی و دلهره است.

طرح های «تجارت مرز نشینان» و «ساماندهی کولبران» در چند سال اخیر در بهارستان جاخوش کرده اند و همچنان در انتظار تایید و اجرا هستند. طرح هایی که در اجرایی شدن هم ناقص اند و دردی از کولبر و کولبران دوا نمی کنند. چرا که عواید گلوگاه های مرزی در غرب ایران، برای مرزنشینان آنقد ناچیز است که به چشم نمی آید اما در عوض جیب عده ایی رانت خور را آنچنان چاق کرده است که کولبری، به کل فراموش شده است.

دیگر کسی علاقه ایی به حل مسئله کولبران ندارد. طرح ها حتی به صحن علنی مجلس هم نمی رسند و هر سال به سال دیگر موکول می شوند و در این بین صدها کولبر می میرند تا مجلس وقت کند طرح ساماندهی را نگاهی بیاندازد!

همه می گویند؛ کولبری زشت است، می گویند؛ در شان انسان نیست که بار ٢٠٠کیلویی را به دوش گیرد و از صخره های سخت به امید لقمه ایی نان بالا و پایین برود و جانش را کف دستش بگذارد. کولبر باید تابستان از ترس مین قدم هایش را زیر بار سنگین کول بشمارد و زمستان هم ترس بهمن و کولاک و یخ زدگی را به جان بخرد تا سفره اش خالی نباشد. اما چرا کسی نمی گوید: چرا کولبری؟

استان آذربایجان غربی با وجود ویژگی ها منحصر به فرد، همسایه بودن با چهار کشور، وجود پایانه های متعدد مرزی و فرصت های بی نظیر شغلی، بنا بر آمار رسمی ١٤٤ هزار بیکار دارد، البته شاید در این آمار، کولبری را هم شغل حساب کرده باشند و گرنه آمار بیکاران رقمی بسی درشت تر خواهد بود.

۵۰ درصد جوانان استان آذربایجان غربی به دلیل نبود شغل به استان های دیگر مهاجرت کرده و یا از طریق مبادی غیر قانونی از کشور خارج می شود، عده ایی دیگر هم که می مانند، در مرزها در پی لقمه ایی روزی حلال، مدارک دانشگاهیشان را که تا آن روز به کارشان نیامده می بوسند و بار به کول می گیرند و کولبری می کنند!

مردم روستاهای مرزی هم که محرومیت از سر و کول منطقه شان بالا می روند، در نبود فرصت‌های شغلی، چاره‌ای جز کولبری ندارند. زمستان سرد در این منطقه بیش از پنج، شش ماه طول می کشد و عملا زندگی روستایی متوقف می شود و کوه می ماند و کولبری.

«باوان»، روستای ٣ کولبر مفقود شده ارومیه ای است که در زبان کردی می شود؛ «خانه پدری». اما اینبار خانه پدری نان و آب و کار نداشت و ٣ فرزندش در پی نان به کوه رفتند و حالا همه در دل امید دارند که آنها به «باوان»شان بازگردند.

گزارش/ تانیا شعفی