آیا نسل نو به سرنوشت جنبش تغییر دچار می شود؟
سرویس جهان- جنبش نسل نو اکتبر گذشته به دنبال تبدیل شدن به سومین حزب محبوب کردها در انتخابات پارلمانی عراق، صحنه سیاسی عراق را غافلگیر کرد. در نتیجه، این جنبش در نقش یک آلترناتیو برای دو حزب حاکم در اقلیم کردستان یعنی حزب دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان عراق ظاهر شده است اما اگر ممکن است در صورت تکرار اشتباهات جنبش تغییر به سرنوشت این حزب دچار شود.

به گزارش کردپرس، نسل نو  پس از انتخابات 10 اکتبر، به همراه ده نماینده مستقل و حزب امتداد- حزبی که ریشه در جنبش اعتراضی اکتبر 2019 دارد- ائتلاف اپوزیسیون «ائتلاف برای مردم» را در پارلمان عراق تشکیل داده است.  جنبش نسل نو با حمایت از اکثر جنبش‌های اعتراضی در اقلیم کردستان - از جمله راهپیمایی‌های اخیر سازمان‌دهی شده توسط دانشجویان دانشگاه در سلیمانیه - به شدت با جریان حاکمیت دو قطبی KDP-PUK مخالفت کرده است. با این حال، نسل نو با وجود شناخته شده بودن و افزایش طرفداران گفتمان آن، برای رقابت با سیستم دو حزبی  در اقلیم کردستان که توسط حزب دموکرات کردستان به رهبری خانواده بارزانی و  اتحادیه میهنی به رهبری خانواده طالبانی کنترل می شود، مبارزه خواهد کرد.

 خلاء اپوزیسیون در اقلیم کردستان عراق

 نسل نو توسط شاسوار عبدالواحد، تاجر جوان کرد، اندکی پس از رهبری کمپین «نه در حال حاضر» علیه رفراندوم استقلال کردستان عراق در سپتامبر 2017 تأسیس شد. این ابتکار با اشاره به برگزاری رفراندوم در زمان نامناسب، تلاش برای کسب استقلال  توسط دولت اقلیم کردستان را در آن زمان به چالش کشید.  نسل نو به عنوان یک جنبش اجتماعی مردمی، به تدریج به عنوان جایگزینی برای نظم سیاسی دو حزبی در اقلیم کردستان، استانداردهای شبهه دار دموکراسی و حاکمیت ضعیف قانون ظهور کرد.  نسل نو می گوید که قویا از حقوق زنان و حضور آنها در بخش های تجاری و آموزشی حمایت می کند. عبدالواحد همچنین قول داده است که خودروهای برقی را به منطقه بیاورد که با توجه به کمبود برق در اقلیم کردستان، طعنه آمیز است. این جنبش همچنین توجه بیشتری بر رعایت حقوق اقلیت ها دارد. عبدالواحد آشکارا استدلال کرده است که «اقلیت های مذهبی و قومی توسط احزاب حاکم در  اقلیم کردستان عراق به عنوان کارت های سیاسی مورد استفاده قرار می گیرند.»  چنین پیام هایی به دلیل این که رسانه های شخصی شاسوار عبدالوحید مانند تلویزیون NRT آنها را منتشر کرده، به راحتی به مخاطبان منتقل شده است. او در این پیامها خواستار تغییر مسیر سیاسی و رویگردانی از احزاب بارزانی و طالبانی است. در نهایت، نسل نو از طریق چنین رسانه هایی و مورد توجه قرار گرفتن از سوی رسانه های دیگر، به دنبال تعمیق گفتمان ضد نظام حاکم است. نسل نو همچنین تلاش می کند از این که دو حزب حاکم کردستان عراق از سهمیه اقلیت ها در پارلمان ها در بغداد و اربیل استفاده کنند، جلوگیری کنند.

 به نظر می رسد  با توجه به این که نسل نو تعداد نمایندگان خود را در پارلمان عراق دو برابر کرده است کارکرد شبکه رسانه ای حزب و گفتمان آن موفقیت آمیز بوده است. نسل نو در انتخابات قبلی در سال  2018، چهار کرسی در پارلمان عراق به دست آورد. این حزب در آخرین انتخابات که در اکتبر 2021 برگزار شد، 9 کرسی به دست آورد.

آیا نسل نو یک «جنبش تغییر» جدید است؟

با وجود موفقیت سیاسی نسل نو، این حزب اولین حزب اپوزیسیون کردی نیست که یک صعود سریع را تجربه می کند. جنبش گوران یا (تغییر) به رهبری نوشیروان مصطفی نیز شاهد موفقیت مشابهی بود و پس از جدا شدن از اتحادیه میهنی کردستان در سال 2009، 25 کرسی در پارلمان کردستان به دست آورد. این حزب محبوبیت خود را به ویژه پس از مرگ مصطفی در سال 2017 از دست داد. گوران در نهایت و با وجود ائتلاف با اتحادیه میهنی کردستان، نتوانست هیچ کرسی را در انتخابات اکتبر 2021 به دست آورد.

با وجود برخی مشابهتها، این دو حزب مخالف کردی تفاوت هایی با هم دارند. به عنوان مثال، لفاظی های پوپولیستی نسل نو و هدف قرار دادن حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان بیشتر از اقدامات گوران (جنبش تغییر) است. علاوه بر این، شاهسوارعبدالواحد متهم است که سیستمی را کاملاً مبتنی بر روابط شخصی خود ایجاد کرده است، در حالی که نوشیروان مصطفی یک حزب خانوادگی مانند حزب دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان را اداره می کرد. در این زمینه، اعضای برجسته مانند رابون معروف، سرکوت شمس‌الدین و آرام سعید یا  نسل نو را ترک کردند یا ظاهراً به دلیل انتقاداتشان از قبضه قدرت توسط شاسوار عبدالواحد و ادغام کردن تجارت شخصی و فعالیت سیاسی از این حزب اخراج شدند. Amwaj Midea به طور مستقل نمی تواند این ادعاها را تایید کند. بنابراین، از آنجایی که شاسوار عبدالواحد مانند نوشیروان مصطفی پیشینه سیاسی ندارد، حمایتی که او از طریق کاریزمای شخصی به دست آورده است، می تواند به سرعت از بین برود.  

دست کم گرفتن پویایی های داخلی

 پویایی های داخلی جنبش نسل نو در مقابل احزاب مستقر و ریشه داوانده در اقلیم کردستان برای آینده حزب مضر هستند. تمام جنبش های سیاسی که با دو قطبی حزب دمکرات کردستان و میهنی کردستان مخالفت کرده اند شکست خورده اند.

 با این حال، شکست احزاب اپوزیسیون کرد به تنهایی نمی تواند بر اثر محبوبیت احزاب حاکم اتفاق بیفتد. احزاب حاکم در  اقلیم کردستان عراق اغلب به دلیل سوء مدیریت و فساد مورد انتقاد قرار می گیرند اما توانایی آنها در استفاده از روابط عمیق با جامعه، بازیگران منطقه ای و جهانی به حمایت از آنها در قدرت کمک می کند.

 در نهایت، وجود انضباط و قدرت سخت حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان، قابلیت های بسیج کردن و توانایی آنها برای انحلال احزاب در حال رشد با تشکیل یک دولت ائتلافی، ممکن است تحرکات نسل نو را محدود کند. همچنین باید یادآوری کرد که حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان بر سرویس های اطلاعاتی، نیروهای امنیتی پیشمرگه و منابع مالی اقلیم کردستان تسلط دارند.

با وجود همه اینها و با توجه به عمل‌گرایی و جاه‌طلبی شاسوار عبدالواحد، او به خوبی می‌توانست موضع خود را در همه وقت نسبت به احزاب حاکم تغییر دهد.

 حتی با وجود در پیش گرفتن گفتمان مدرنیستی حزب، تکرار مسیر جنبش تغییر برای نسل نو گریزناپذیر است. اگر چه ایجاد تغییر در اقلیم کردستان خواهان زیادی دارد اما وجود احساسات عموما سنتی و محافظه کار در آن کاملاً محسوس است.

نکته مهم این است که اتحادیه میهنی کردستان عمدتاً بر گروه های مدرنیست چپ تسلط دارد در حالی که حزب دمکرات کردستان بیشترین حمایت را از میان کردهای سنتی و مذهبی به دست می آورد. با این حال، با توجه به ناتوانی احزاب حاکم در برآورده کردن انتظارات جامعه، در صورتی که پلت فرم سیاسی نسل نو جا بیفتد، توسعه آن ممکن است. در واقع، می تواند رقابتی جدی را در برابر احزاب سیاسی اصلی کرد در اقلیم کردستان ایجاد کند. اما بخشی از این امر مستلزم درک و استفاده از مسئله ناسیونالیسم کردی برای دستیابی به گستره وسیع تری از جامعه است. حزب دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان - علیرغم رقابت تاریخی آنها با هم- ناسیونالیسم کردی را به شدت در سیاست های خود جای داده اند و موفقیت خود را مدیون آن هستند. در مقابل اینها، برخی از سیاست‌های  نسل نو با محوریت بغداد، می‌تواند توسط احزاب حاکم کرد، به بهانه تضعیف دستاوردهای  اقلیم کردستان مورد انتقاد قرار گیرد و در نتیجه احساسات ضد  نسل نو تقویت شود.

 با توجه به اینکه حزب نسل نو گفتمان ایدئولوژیک استراتژیک را - در منطقه ای که هویت سیاست قدرتمند است - به خوبی توسعه نداده است بازیگران حاکم به خوبی می توانند نقاط ضعفی را که گوران را به این روز انداخت، در این حزب نیز شناسایی کنند. رهبران  نسل اگر امیدوارند به موفقیت خود ادامه دهند، باید با این موضوع مقابله کنند.

به کجا؟

اگر نسل نو می‌خواهد در آینده بخشی از یک دولت منطقه‌ای کردستان باشد، باید از شور و شوق ضد حکومتی که جنبش تغییر در پیش گرفت، اجتناب کند و بر اجرای اصلاحات تمرکز کند. گمراه کننده است که انتظار ایجاد تغییر سریع در اقلیم کردستان را داشته باشیم زیرا منطقه ای است که در بیش از سه دهه گذشته دارای یک نظام سیاسی مستقر بر اساس منافع حزبی و شخصی بوده است. در این زمینه، داستان ظهور و سقوط گوران (جنبش تغییر) حاوی درس های بسیاری برای نسل نو است. پس از آنکه اعضای گوران، از جمله وزرا و رئیس پارلمان کردستان، در سال 2015 کاهش اختیارات ریاست اقلیم کردستان را به عنوان شرط تمدید دوره ریاست مسعود بارزانی رهبر حزب دموکرات کردستان بر اقلیم کردستان خواستار شدند، از ورود آنها به اربیل جلوگیری شد. نسل نو نیز با مشکلات مشابهی روبرو است زیرا شاسوار عبدالواحد نیز چندین بار دستگیر شده و تلویزیون NRT هم چندین بار در سال های اخیر تعطیل شده است.

بنابراین، احتمالاً نسل نو همچنان به مبارزه ادامه خواهد داد زیرا یک جنبش به خوبی تثبیت نشده است. با این که حزب در حال حاضر به دلیل اپوزیسیون بودنش از حمایت مردمی برخوردار است اما اگر نتواند یک جنبش مردمی اجتماعی را توسعه و تعمیق دهد و یک گفتمان منضبط و ساختار حزبی ایجاد کند، ممکن است آینده امیدوارکننده ای نداشته باشد. ممکن است موفقت های حال حاضرنسل نو به دلیل سیاست‌های بغداد محور، دو قطبی موجود در اقلیم کردستان و همچنین لفاظی پوپولیستی حزب و نظم ضعیف داخلی آن تضعیف شود.

منبع: amwaj media

خبرگزاری کردپرس