یادی از ١٠٦مین سالگرد ژینوساید مهاباد به دست روس تزاری
سرویس آذربایجان غربی- امروز یکصد و ششمین سالگرد کشتار 10 هزار نفری مردم مهاباد به دست قوای روسی در جریان جنگ جهانی اول، است. جنگی که در آن خاک کردستان به میدان جنگ و کشمکش سپاه روس و عثمانی تبدیل شد و دستاورد کردها از این جنگ غیر از مرگ و ویرانی چیز دیگری نبود.

به گزارش خبرنگار کردپرس، امروز(۲۹دی ماه) صد و ششمین سالگرد حمله قوای روس به مهاباد و قتل عام حدود ١٠هزار نفر از اهالی این شهر در جریان جنگ جهانی اول است. جنگی که با فتوای عثمانی ها در کردستان ایران برانگیخته شد، هر چند دولت قاجار در آن زمان اعلام بی طرفی کرده بود و پس از کشتار مردم هم باز سکوت کرد.

در جریان جنگ جهانی اول، آلمانی ها برای تحریک بیشتر عثمانی ها اعلام کردند از مسلمانان در برابر روس‌ها حمایت خواهند کرد. سلطان عثمانی نیز با شعارهای مذهبی و فرستادن نمایندگانی به کردستان ایران در تلاش برای جلب توجه علما و سران عشایر به منظور همراهی مردم کرد با ترکان عثمانی علیه روس تزاری برآمد.

از سویی دیگر سال ۱۹۱۲ میلادی، روس ها با هدف گسترش هژمونی و قدرت خود در مناطق کردنشین، کنسولگری خود را در مهاباد احداث کردند. سپس "الکساندر ایوانوویچ ایاس" در دستگاه دیپلماسی روسیه مشغول به کار شد. او به زبان‌های مختلفی از جمله زبان کردی آشنایی داشت و از احترام خاصی در بین در میان کردها برخوردار بود.

در همین اثنا فرستادگان سلطان عثمانی نیز منتظر جرقەای برای تحریک کردها بودند تا اینکه با قتل کنسول مشهور روس (الکساندر ایاس) که در میاندوآب به دست یک ایرانی کشته می شود، آتش جنگ برافروخته شد. پیکر ایاس، نزدیک رودخانه میاندوآب دفن و سر بریدەاش به ساوجبلاغ مکری(مهاباد کنونی) منتقل می‌شود.

با شعله ور شدن آتش جنگ جهانی اول در سال ١٩١٦، خاک کردستان هم به میدان جنگ و کشمکش سپاه روس و عثمانی تبدیل شد، اما دستاورد کردها از این جنگ غیر از مرگ و ویرانی چیز دیگری نبود و نیروهای حاضر در این جنگ هم به غیر از کسب منفعت هدف دیگری نداشتند و هر کدام سعی داشتند کردها را در دو سوی این جنگ بازی دهند.

 امپراتوری عثمانی در این میان به بهانه جهاد و جنگ مذهبی توانسته بود، عده زیادی از کردهای ایران را به میدان جنگ بکشانند. اما عاقبت این وضعیت ویرانی مهاباد و ژینوساید مردم شهر و روستا شد.

 حضور٤٣ روزه سپاه روس در شهر مهاباد منجر به کشته شدن بیش از ۸ هزار نفر از مردمی شد که در این جنگ شرکت نداشتند. روس ها مدعی بودند مردم این منطقه از ترکان عثمانی حمایت می‌کنند و به همین دلیل مردم شهر و روستاهای مهاباد را قتل و عام کردند و مال و اندوخته مردم را به تاراج بردند. از سوی دیگر چندین شخصیت برجسته منطقه همچون «محمد حسین خان سردار» حاکم مهاباد، «شیخ بابای غه وسابات»، «حه مه خوانی بانه» و «سیف الدین خان سقز»، توسط ترک های عثمانی به سبب حمایت از روس ها کشته شدند.

تعداد زیادی از کودکان دزدیده و کشته شدند، اموال مردم به غارت رفت. به زنان زیادی تجاوز شد و در بازارها خرید و فروش شدند. در این جنگ هزاران نفر از مردم مهاباد، با شمشیر سالدات های روس که به "شوشکا" معروف بود، سربریده شدند و گفته می شود آنها حتی به نوزادان هم رحم نکردند. این حادثه یکی از خونین ترین ژینوساید های تاریخ کردستان است که تاکنون به آن توجهی نشده است و در سایه فراموشی قرار گرفته است.

در کتاب " کاره ساتیکی میژووی" نوشته عزیز ولیانی، مقاله ایی به ترجمه حسن قاضی به نام "حه وت به لگه ی راتله کین" آمده است؛ «تعداد کسانی که در شهر سابلاغ در قتل عام سپاه روس جان خود را از دست دادن حدود ۱۰ هزار نفر بود. زنانی که از این قتل عام جان سالم به در برده بودند توسط سپاه تزاری دزدیده شدند. در شهر سابلاغ شمار کشته شدگان 7 هزار و ۶۷۰ نفر بود که بیشتر کشته شدگان مردها بودند. روسها به قصد انتقام شهر سابلاغ و روستاهای اطراف آن را تسخیر کردند، چرا که تعداد زیادی از کردها در ارتش ترکیه عثمانی علیه سپاه روز جنگیده بودند. آن ها ۳ شب و ۳ روز شهر را تاراج کردند و به قتل عام مردم این شهر پرداختند. کسی از ضربت شمشیر آنها در امان نبود حتی کودکان را به کوهستان ها می برده و در آنجا می کشتند. عده زیادی اسیر به روسیه برده شدند و تعدادی از زنان کرد را به قیمت ۵ دلار در تبریز فروختند».

استاد «هیمن موکریانی»، نیز در مقدمه کتاب «تحفه مظفریه» می نویسد: «۴ سال تمام آتش جنگ میان روسیه تزاری و دولت عثمانی شعله می کشید و آتش این جنگ دامن کردها را گرفت و به غیر از ویرانی و دربه دری  ثمره دیگری برای آنها نداشت. بدون اینکه کردها اشتیاقی به درگیر شدن در این جنگ ویرانگر داشته باشند اما بی سبب آتش جنگ جهانی اول منطقه آنها را نیز در  در بر گرفت. در این جنگ منطقه مکریان به ویژه مهاباد، مورد قلع و قمع سپاه روس و ترک‌های عثمانی قرار گرفت».

کردستان ایران به میدان جنگ ترکان عثمانی و سپاه روس تبدیل شده بود و ماموستا «هیمن موکریانی» در مقدمه کتاب «تاریک و روون» با اشاره به ورود دوباره روس ها در سال ۱۳۲۰ به ایران، می نویسد: «پدرم گفت فرزندم، دوباره اوضاع آشوب شد و مشخص است که روسها دوباره به ایران آمده‌اند». ماموستا هیمن به نقل از پدرش ادامه می دهد: «فرزندم تو روسها را ندیده‌ای و نمیشناسی آنها بسیار بی رحم و خرابکار هستند من کشتار مردم مهاباد توسط روسها را به چشم خود دیده ام آنها مردم را با شمشیر تیکه تیکه کردند».

ماموستا هیمن، همچنین به نقل از میرزا احمد رئیس آورده است: «در یک روز سرد زمستانی که برف زیادی هم باریده بود. لشکری از روسها از میاندوآب به سمت مهاباد حرکت کردند ترکان عثمانی از منطقه فرار کردند. میرزا فتاح قاضی در برابر سپاه روس مقاومت کرد و تا آخرین سرباز با آنها جنگید اما پس از مرگ او لشکر روس ها وارد شهر شدد و طی چندین روز فرمان قتل عام صادر کردند و سرهای زیادی را با شمشیر قطع کردند. اما من چون به زبان روسی آشنایی داشتم از کشتنم منصرف شدند و دستور دادند تا جنازه‌ها را خاک کنم.  جنازه ٦ هزار زن، مرد و کودک را خاک کردم به غیر از آنهایی که زیر برف بودند و یا در پستوها افتاده و پیدا نشدند و یا خوراک حیوانات وحشی شدند، پس از آن هم گرانی سخت شهر را در بر گرفت».

 سپاه روس روز پنجشنبه ۲۹ دی ماه ۱۲۹۴ شمسی برابر ۲۰ ژانویه ۱۹۱۶ میلادی وارد شهر مهاباد شدند و روز جمعه ۳ مارس ۱۹۱۶ بعد از ٢ ماه قتل عام و تجاوز و غارت از مهاباد خارج شدند. این ژینوساید وحشیانه در حالی ١٠٦مین سالگرد خود را پشت سر می گذارد که تاکنون به آن آنچنان که باید توجه نشده است و لابه لای صفحات تاریخ خاک می خورد.

گزارش/ تانیا شعفی