وندالیسم و شناسنامه صدای مهاباد /محمدسلیم عباسی
سرویس آذربایجان غربی- متاسفانه در چند روزه اخیر بی حرمتی فرد یا افرادی ناشناساس به مزار استاد "محمد ماملی"، هنرمند بزرگ مهابادی اتفاق افتاده است که از دو حالت خارج نیست؛ ممکن است فرد یا افرادی آگاهانه و تعمدا و به جهت جریحه دار کردن احساسات عمومی به استاد مرتکب چنین جسارتی شده‌اند، یا این افراد نا آگاهانی هستند که در شرایط انحطاط فرهنگی و جمود فکری ناشی از بحران هویت جهانی و به تبع آن منطقه‌ای، در گرداب بی هویتی و فقر فرهنگی گرفتار شده‌اند که البته باید اذعان کرد چنین افرادی جای ترحم دارند و به حال آنها از ته دل باید گریست!

هر مردم و قومی  در عین حال که دارای شاخص‌های مانند:  تاریخ، نژاد، فرهنگ، زبان  و جغرافیای مشترک است، نخبگانی را در طول تاریخ پرورش داده است که در حقیقت معیار سنجش و ارزش گذاری این شاخص‌ها هستند.

بدون شک مردم کرد هم که از تبار ماد و آریایی نژاد در پهنه جغرافیای امروزی خود هستند از این قاعده مستثنی نبوده و در طول تارخ چند هزار ساله خود، نخبگان و سرآمدانی را به جامعه معرفی کرده‌اند که نقش مهم و تاثیر گذاری در توسعه‌ی ادبیات، فرهنگ، زبان و فولکلور آن ایفا نموده‌اند.

با این مقدمه کوتاه در خصوص پیشینه و شاخص‌های معرفی یک قوم بصورت عام و یک زیر مجموعه از آن بصورت خاص می‌توان نخبگان هر حوزه را شناسنامه و ویترین معرفی آن مجموعه تلقی کرد. به عنوان مثال: نمی‌توان تاریخ و فرهنگ شهرستان مهاباد را خارج از اساتید و سیاستمداران و بزرگ مردانی تجزیه و تحلیل کرد که در تاریخ این شهرستان منشا خدمات و آثار بزرگ و ذی قیمتی بوده‌اند.

بداق سلطان مکری،  محمد امین شیخ الاسلامی (استاد هیمن)، عبدالرحمن شرفکندی (استاد هژار)، ملا جامی، علامه حسین مجدی و بسیاری از اساتید بزرگ حوزه سیاست، دین و فرهنگ و هنر از جمله کسانی هستند که آوازه تاریخ ۴۰۰ ساله مهاباد با نام آنها رقم خورده است و با مفهوم معنوی مهاباد قرابت نزدیک و پیوندی ناگسستنی دارد.

"محمد ماملی"، از جمله افراد شاخص و تاثیر گذار در حوزه فرهنگ و هنر شهرستان مهاباد است که نیاز به معرفی ندارد، صد البته ماملی در کسوت هنرمندی محبوب، فقط متعلق به مردم مهاباد نیست، در عین حال که صدای خدادای رسا و دلنیش، انتخاب موشکافانه اشعار با درجه خلوص هنری ممتاز، تخصص، تسلط کامل در فن خوانندگی و غنای فلکلوریک مضامین از شاخص‌های اصلی هنری محمد ماملی محسوب می‌شوند، آنچه هنر محبوبیت این بزرگمرد خوش صدا را صد چندان با ارزشتر جلوه می‌دهد، فعالیت های اجتماعی و بالاخص مردمی بودن این هنرمند پرآوازه است، موضوعی که باعث شده است ماملی در برابر سایر هنرمندان این عرصه چهرهای برجسته تر و مقبول‌تری از خود به نمایش بگذارد و تاریخ فرهنگ و هنر کردی با تاکید بر تاریخچه فرهنگ و هنر مهاباد در حد یک اسطوره تاریخی از او یاد کرده و وی را بشناساند.

آوازه شهرت ماملی و میزان محبوبیت بسیار بالای او در میان مردمان کرد علاوه موارد فوق که هرکدام به تنهایی برای به شهرت رسیدن یک هنرمند کافی هستند، تسلط بلامنازع ماملی بر یک سبک خاص در ارائه‌ی آواز کردی به نام قطاره است، کافی است در این زمینه به سخن استاد عزیز شاهرخ هنرمند بزرگ مهابادی اشاره شود که ضمن اقرار به تبحر ویژه ماملی در سبک «قطاره» اضافه می‌کند: «قطاره نوعی اهنگ است مخصوص شهر مهاباد، که در دستگاه‌های شور، ماهور و گاه در همایون و سه‌گاه نیز خوانده می‌‌شود و ماموستا ماملی استاد مسلم این سبک از موسیقی است».

اگر ماملی را در کنار نوابغی همچون سید علی اصغر کردستانی، علی مردان، حسن زیرک، طاهر توفیق، مظهر خالقی ، عزیز شاهرخ و چند نفر از اساتید انگشت شمار دیگر سر شناسه و پیش‌قراول صدای زبان کردی بدانیم که قطعا هم همینطور است، ماملی شناسنامه صدای مهاباد است.

 ماملی و خانواده این هنرمند بزرگ و اجداد پدری او تاریخچه آواز عرفانی و مرکز نشر اشعار شاعران بزرگی چون عبدالرحیم سابلاغی (وفایی) و هیمن و هژار، ئاوات، خاله مین و سایر بزرگ رهروان این عرصه بوده‌اند.

اگر چند دهه به عقب برگردیم متوجه خواهیم شد که ماملی اولین آهنگ خود را در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی ضبط و پخش نموده است، با توجه به این نکته لغایت امروز که در آستانه قرن ۱۵ هستیم،  هنوز صدای ماملی در انواع مراسمات  فرهنگی، مذهبی و سنتی، و از گوشه‌ گوشه‌ی شهر به گوش می‌رسد، باید ماملی را از زاویه ای دیگر مخزن گنجینه خاطرات نزدیک یک صده آواز و بیت و حیران و قطاره مردم مهاباد دانست، بدون شک و بدون اغراق، کسی را در شهرستان مهاباد نمی‌توان یافت که از صدای دلنشین این هنرمند مردمی لذت نبرده و خاطره نداشته باشد.

متاسفانه در چند روزه اخیر بی حرمتی فرد یا افرادی ناشناساس به مزار این بزرگ هنرمند مهابادی اتفاق افتاده است که از دو حالت خارج نیست.

یا این افراد نا آگاهانی هستند که در شرایط انحطاط فرهنگی و جمود فکری ناشی از بحران هویت جهانی و به تبع آن منطقه‌ای، در گرداب بی هویتی و فقر فرهنگی گرفتار شده‌اند که البته باید اذعان کرد چنین افرادی جای ترحم دارند و به حال آنها از ته دل باید گریست!

یا ممکن است فرد یا افرادی آگاهانه و تعمدا و به جهت جریحه دار کردن احساسات عمومی به استاد مرتکب چنین جسارتی شده‌اند که صد البته ضمن این تذکر به آنها که مدفن ماملی محدود به مقبره الشعرا نیست و ماملی در قلب تک تک مردم مهاباد و حتی کرد ریشه دارد و القصه اگر شاخ و برگ را هم زخمی کردید با ریشه‌های این درخت تناور چه خواهید کرد؟ باید از مسئولین و دست اندر کار این حادثه، شناسایی، دستگیری و اعمال مجازات قانونی آنها را در سریع ترین زمان ممکن مطالبه کرد.