«نیس» و «نوسمه» / دکتر محمدعلی سلطانی
سرویس کرمانشاه _ استاد محمدعلی سلطانی به بهانه الحاق روستای گردشگری نوسمه به شهر پاوه، یادداشتی پیرامون جایگاه تاریخی و فرهنگی نوسمه و یادآوری عواقب تلخ این تصمیم مدیریتی بر سرنوشت این روستای تاریخی و گردشگری و همچنین پرونده ثبت جهانی اورامانات، برای خبرگزاری کردپرس ارسال کرده اند که در ادامه می خوانید:

جای خوشنودی و امیدواری است که جامعه از پیر و جوان با تمام توان در تورم بی امان و فراگیری بیماری بلای جان بی صبرانه دغدغه آینده این خاک و آب را دارند و با تماس ها و تاکید خواستار سخنی هرچند اندک در حوادث سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، و ... هستند و این قلم نیز مسئول است، زیرا در دایره کندوکاوهای بسوی آینده بالغ بر چهل سال است، پیمانه دقایق بی بازگشت عمر امانت را می پیماید. نکته ای که امروز آشکارتر از خورشید است اینکه در استان کرمانشاه باید در فرهنگ اصطلاحات و عناوین  اداری و اجتماعی و مدنی بعضی واژگان را منطبق با آنچه در این جغرافیا می گذرد، باز تعریف کرد، زیرا امروز مراکز و مجامع و اداراتی در این سو بجای درک موقعیت و حال و روز مردم و حل مشکلات آنها به ویژه در مرکز استان خود به مشکل و گرفتاری و رکود اجتماعی  برای جامعه تبدیل شده اند و اهالی شریف و مظلوم را به تماشای مجادلات درست و نادرست حوزه عمومی کشانده اند، در حالی که  برای آسانی کارها و به مقصد رسانی بارها و پایان پیکارها و سامان زندگی بیکارها و برداشتن آوارها و ... آمده اند.

 این جدلها در هیچیک از استانهای همجوار مشابه ندارد و اگر موردی هست، چه سریع، آسان و زیبا برای رفاه مردم در تنگنا رفع و دفع میشود، از این بگذریم، که ( داخی ها وه بان داخان گشته وه) در خبرهای اخیر که علت العلل تماس ها بود، گزارش پیوستن چهار روستای (چورژی، سر کران، دوریسان و نو سمه) به شهر پاوه است و تردیدی نیست که حسن نیت، آینده نگری و خدمت، سرلوحه کار بوده است.

 اما فارغ از سه روستای دیگر، نوسمه بحث خاص خود را دارد و آنچه دلسوزان دور و نزدیک در توضیح رد یا قبول این اقدام  نوشته اند، محترم و ماناست، و در اینجا بضرورت و ادای تکلیف در این باره نکاتی را یادآور میشوم شاید به تجدیدنظری درباره نوسمه بیانجامد؛ نخست اینکه موقعیت و همسایگی دور و نزدیک با شهر این بهشت گردشکری را دچار مدنیت معلول می سازد و عملا از ساختار گردشگری خارج می‌کند. با توجه به اینکه پاوه مرکز فرمانداری و دارای سیمایی ناهمگون و پرتردد می باشد و در طی چند دهه با تغییرات بسیاری مواجه بوده است، در ضمن نمیدانم واژه زیبای نوسمه از چه زمانی مضموم شده است و بجای (واو)  همانند نوریاو ، نودشه و ...  از سوی رسانه ها با ضمه نوشته میشود ؟! بهرحال و چرا نوسمه را با نیس عنوان قراردادم اینکه از رهگذار تاریخی نشتری به رگ اندیشه مسئولان زده باشم و با فصدی فرهنگی، بینشی روشن در تاریکی زمان ایجاد کنم.

«نیس» از شهرهای توریستی و خوش آب و هوای فرانسه است، در سواحل مدیترانه که بسیاری از جشنواره های بین المللی را بخود دیده و از لحاظ گردشگری فرهنگی، هنری، علمی و بازرگانی و دسترسی به حمل و نقل پیشرفته شهرت جهانی دارد، در عصر فتحعلی شاه (۱۲۱۲ _ ۱۲۵۰ ق ) که ناپلئون بناپارت درصدد ارتباط با ایران بود و ژنرال گاردن را به ایران فرستاد و قرارداد نافرجام فین کنشتاین بسته شد، مهندس تریزر شخصیت نامدار عرصه طراحی و شهر سازی مامور شد که اراک سلطان آباد منطقه دلخواه تفریحی فتحعلی شاه را بر اساس ساختار شهر «نی» طراحی و پی ریزی نماید، و امروز پس از بالغ بر دو قرن از آنزمان، اراک سلطان آباد در کنار دست تهران یکی از آلوده ترین شهرهای صنعتی و «نیس» با پیشرفت همه جانبه همچنان رویای گردشگران طبیعی، تاریخی، فرهنگی، و هنری جهان است. بنابراین توجه داشته باشیم که تغییر و تعالی در جغرافیای خاص خود معنی و مفهوم پیدا میکند و به مقصود می رسد. با مقدمه ای که آورده شد، کارگزاران ارجمند بیش از تعابیر و نگرشهای در دسترس باید با تکیه بر تاریخ برای آیندگان تصمیم گیری کنند.

ما امروز که در استان کرمانشاه زندگی می کنیم، استان جنگ زده و زلزله زده و سیل زده و ... با قریب دو هزار پانصد پروژه ناتمام که در گزارش تحقیقاتی (کرمانشاه امروز) در آغاز دوره اول ریاست جمهوری آقای روحانی بطور مشروح اوضاع نابسامان همه جانبه کرمانشاه را تحقیق، تنظیم و ارائه نمودم و در شماره ۱۶۹ فروردین ۱۳۹۴ مجله مهاباد منتشر و در سایت شخصی در دسترس قرار دارد و امروز هم که جز چند ماهی به پایان دوره دوم ریاست جمهوری ایشان نمانده است، و جز در مواردی معدود که خوش خبری است، به سبب مشکلات لاینحل، (حقه مهر بدان نام و نشان است که بود.)

در آغاز دهه اخیر چهار روستای نوکان، کرناچی، دره دراز و صادقیه در اطراف شهر کرمانشاه بصورت منفصل از لحاظ ساخت و ساز و نظافت به محدوده شهر کرمانشاه ملحق شد! امروز کدامیک از نمادهای واقعی شهری در این چهار نقطه پیوستی  مشاهده میشود؟ جز گران شدن زمین های کشاورزی که تغییر کاربری داده به هکتار خریداری و به متر و مقدار بفروش می رسد و در حالی که افسانه بزرگترین پارک غرب کشور در سراب قنبر به داستانها پیوست و خشکید و کویر لوت شد دریامان ...هنوز هم فضای سبز در شهر کرمانشاه یک متر از میانگین کشوری کمتر است. در این دیار به علتهای ژرف عقربه توسعه به وارونه حرکت می کند، در این فرصت اندک به کالبد شکافی آن نمی پردازم زیرا در ( تاریخ اجتماعی کرمانشاهان از عصر صفویه تا امروز ) به تفصیل به آن پرداخته ام، امید که آیندگان ما در بحرانی که دچار پدارانشان شد، گرفتار نشوند و درس بگیرند، اگر می گویند ؛ کرمانشاه کابل است، سنندج سویس است، همدان هلند، شاید حق دارند.  کدامیک از مشکلات، معضلات، تفاوت ها ، و تداخلات و... بصورتی که در کرمانشاه بر شهر و شهرستان و روستا چهره می نماید، در استان و شهرهای همجوار ما وجود دارد.

حسام مهدی علی نماینده ایکوموس (شورای بین‌المللی ابنیه و محوطه ها ) و مشاور سازمان جهانی یونسکو که بعنوان ارزیاب و کارشناس پرونده هورامان در دهه اول مهر ماه ۱۳۹۹ به منطقه آمد، پس از بررسی و دیدار دقیق محدوده های تعیین شده، جمله ای ماندگار و محققانه از خود به یادگار گذاشت و گفت : " آنچه من ( حسام مهدی ) در طی چند روز ارزیابی کارشناسی و بررسی در معماری هورامان دیده ام، هرچه حفاظت و نگهداری و رعایت وجود دارد، از فراست و دقت و دلسوزی مردم است و آنچه از بی توجهی و عملیات غیر کارشناسانه و مخرب در روستاها مشاهده کرده ام، از مسئولان مربوط و مقاطعه کاران دولتی است که تمامی ادارات و مدارس و بانکها و منابع ذخیره آب و...همه و همه در جهت ناهماهنگی و غیرمانوس بودن با بافت سنتی روستاها صورت گرفته و نه تنها بر خلاف نظر مراکز فرهنگی و نگهدارنده جهانی بافتهای سنتی، چون یونسکو است، بلکه موجب برهم زدن بافت حفاظت شده توسط نسل‌های پی درپی هزار ساله و ایجاد اختلال بصری در سیمای معمار منحصر و ارزشمند این روستاهاست ..."

این سخن تنها شامل هورامان نیست، از قصرشیرین تا کنگاور و از نوسود تا نفت شهر این سخن مصداق کامل دارد. بنابراین اگر نوسمه با این تصویری که از مسائل و مشکلات استان داریم حتی در کنار پاوه به مرکز استانی هم تغییر کند! شهرنمای ویرانه ای بیش نخواهد شد. بحث پیوستن این روستاها به شهر پاوه به دو تا سه سال پیش بازمی گردد و امروز چنانکه متواتراست چگونه بدون طرح در کمیسیون های زیربنایی و اطلاع و حضور مدیران ذیربط به شورای عالی رسیده است ؟!

آیا موقعیت اهالی شریف و زحمتکش و باورمند نوسمه که از طریق باغداری و گردشگری امرارمعاش دارند، نباید در نظر داشت زیرا تشریف و پوشش شهر که جز ناسازی و بی رنگی مزیتی نیست نوسمه را از خاطره ها محو خواهد کرد، و همانند سدها و ساختمانهای ناهمگون و غریبه و سیمانی، معضل دیگر در راه ثبت جهانی خواهد بود، بنابراین در صورت امکان  تجدید نظر در این امر که اشتباهی استراتژیک است، اصلح خواهد بود که روستای نوسمه را در گسترش شهر پاوه مستثنی نمایند، که نماد پیشتنه ساختاری و ماکت کهنسالی باشد که هم برای شهر پاوه مجرای تنفسی خواهد بود و هم به حضور بیشتر گردشگر و تقویت بازار عمومی پاوه کمک و یاریگر خواهد بود. در ضمن تمامی موارد توجیه این حرکت، به محض ثبت جهانی با حمایت سازمان یونسکو به بهترین وجه ممکن برای رفاه اهالی و نگهداری محیط و معاش آنها انجام میشود، اما در جغرافیای ما وعده های اداری به ویژه برای چنین کاری، عمر نوح و صبر ایوب و گنج بر باد رفته قارون می خواهد، که امروزه به آن بودجه می گویند .

در هیچ جای دنیا روستای مقصد گردشگری را برای گسترش شهرها هزینه نمی کنند و در محدوده شهری نمی افزایند مگر برای تبدیل به احسن و ازیاد معاش و زیست اقتصادی بدون زیان ساختاری، رواج مسائل بی قواره شهری در شان نوسمه زیبا نیست. خداوند برای ساکنان این سامان طبیعت بهشتی ، موزه طبیعی ، باغ میوه پرندگان ،چشمه های جاری ،آوازه اخلاقی ، تجربه تاریخی ، معماری منحصر و ... خلق کرده که شهروندان سراسر جهان را بسوی خود می خواند و محو و شیفته آن می نماید، که هیچ شهر و شهرت و بودجه و ثروتی در این برهه برای مردم این منطقه نخواهد ساخت، بامید اقدام والای دست اندرکاران مشفق که گفته اند:

حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد

زمانه را قلم و دفتری و دیوانیست ..