27 اردیبهشت و یک اشتباه فاحش نامگذاری در ایران!
سرویس آذربایجان غربی- امروز، روز جهانی «جامعه اطلاعاتی و ارتباطی» است، روزی که در ایران به اشتباه روز جهانی «ارتباطات و روابط عمومی» خوانده می شود و با تاکید بیش از حد بر عبارت «روابط عمومی» در این روز، به کلی از معنا و مفهوم این مناسب جهانی دور شده است .این وضعیت برنامه ریزی و سیاست گذاری در راستای اهداف این مناسبت جهانی را در هاله ایی از ابهام قرار داده و علوم ارتباطی را پشت مفهوم تقلیل یافته و از معنا خالی شده علم روابط عمومی قرار داده است.

به گزارش خبرنگار کردپرس، 27 اردیبهشت ماه، روز جهانی «جامعه اطلاعاتی و ارتباطی»، نامگذاری شده است، در حالیکه این روز در ایران به اشتباه روز جهانی «ارتباطات و روابط عمومی» خوانده می شود!

سابقه این اشتباه هم به زمان دولت نهم برمی گردد، زمانی که دولت بازتاب مورد نظر خویش را در بین مردم دریافت نکرد، پس به منظور تقویت کانال های ارتباط دولتی با مردم به برجسته کردن امر روابط عمومی پرداخت و یک هفته را هم به هفته «روابط عمومی» اختصاص داد. اما این نامگذاری اشتباه در ایران حتی در خور خودش هم معرفی و شناخته شده نیست، چرا که تاکید بیش از حد بر عبارت «روابط عمومی» در این روز حتی بر «ارتباطات» هم سایه انداخته است.

در عین حال تعریف کاملی هم از علم "روابط عمومی" در کشور وجود ندارد و هر ساله این روز با تبریک های ساده و سطحی برای افرادی که مسئولیت این نام را بدون شناخت علمش و تنها در قالب بخشی از چارت بندی یک ارگان  به دوش می کشند، تمام می شود.

این وضعیت برنامه ریزی و سیاست گذاری ها در راستای اهداف این مناسب جهانی را در هاله ایی از ابهام قرار داده و علوم ارتباطی را پشت مفهوم تقلیل یافته و از معنا خالی شده علم روابط عمومی قرار داده است.

حال که امروز، روز جهانی «جامعه اطلاعاتی و ارتباطی» و نه روز جهانی «ارتباطات و روابط عمومی» است، بهتر است برای آشنایی با این روز، در ابتدا به تعریفی از جامعه اطلاعاتی بپردازیم.

در واقع، جامعه اطلاعاتی، جامعه ایی چند ساحتی و چند‌وجهی به شمار می رود و تمام لايه‌بندی‌ها و سطوح آن نيازمند اطلاعات هستند. اگر جامعه را مانند يک هرم فرض کنيم، در جامعه اطلاعاتی از رأس تا قاعده بايد احساس نياز به اطلاعات داشته باشند و از آن در تمام سطوح استفاده کنند. ساختار این جامعه متاثر از فناوری است و معيارهايی همچون مشاغل‌اطلاعاتی‌، جغرافيا، اقتصــاد‌، فرهنگ‌، فراگيری‌ رسانه‌ها و جهاني‌ شدن‌ در ايجاد آن موثر خواهد بود. به گفته ويليام مارتين، جامعه اطلاعاتی؛ «جامعه ای است که در آن کيفيت زندگی، همانند چشم اندازهای تحول اجتماعی و توسعه اقتصادی، به ميزان رو به تزايدی به اطلاعات و بهره وری از آن وابسته شده است».

يکي‌ از معيارها و مشخصه‌های‌ مربوط به‌ ظهور جامعه‌اطلاعاتی‌ هم سرعت‌ فراگيری رسانه‌هاست‌ که‌ در واقع‌ در اثر نوآوری های‌ فوق‌العاده‌ و بي‌بديل‌ فناوری‌ اطلاعاتی و ارتباطي ‌به‌وجود آمده‌ و قلمرو زندگی خصوصی‌ انسانها را به‌شدت‌ تحت‌ تأثير قرار داده‌ است‌. با پيشرفت هايی که‌ در فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی‌ فراهم‌ آمده‌ است‌، خدمات‌ تلويزيونی با شبکه‌هايی‌ از مؤسسات‌ و نهادهای گسترده‌ و نهايتا با ماهواره‌ها پيوند خورده‌ و به‌ سهولت‌ در هر کجای‌ جهان‌ در دسترس‌ قرار گرفتند.

با وجود اينکه سطح دسترسی به اين فناوری ها در تمامي دنيا يکسان نيست با اين حال، پوشش رسانه‌های‌ جديد، از تلويزيون‌های ماهواره‌ای‌ گرفته‌ تا اينترنت‌، به‌شدت‌ رشدکرده‌ و همه‌ جهان‌ را متــأثر ساخته‌ است‌. دسترسی مداوم به رسانه‌ها به‌طور 24 ساعته و اين مسئله که در رسانه های جديد مخاطبان مي‌توانند هم توليد‌کننده و هم مصرف کننده اطلاعات باشند باعث شده تا فراگيری آنها بسيار گسترده و سريع باشد.

در عین حال نگاه ها به جامعه اطلاعاتی متفاوت است و در میان جوامع مختلف به دو صورت چالش و یا فرصت نگریسته می شود. با وجود اینکه اغلب جوامع در مسیر جامعه اطلاعاتی قرار دارند، اما فواصل آن ها در راه اطلاعاتي شدن، فرق می کند و در این بین با چالش هایی چون نابرابری اجتماعی، هويت های جديد، شکاف جنسیتی، شالوده‌شکنی نهادهايی نظير دولت، تمايزپذيری و عدم پذیرش تمایزها و یا فرصت هايی چون نقش اينترنت در پژوهش، تعامل و همزيستی جهانی و شکل‌گيری هويت سيال روبه‌رو همراه خواهد بود.

برای مثال چالش نابرابری های اجتماعی نشان می دهد که شرايط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی متفاوت در سطح کشورها و عدم برخورداری متناسب و متعادل در کلان شهرها و شهرهای حاشيه‌ای و نقاط محروم از توزيع بودجه‌های عمرانی و اجتماعی و فرهنگی، سطح درآمدهای مختلف که در محدوده خرده فرهنگهای درون يک کشور وجود دارد، فضايي را تدارک می ‌بينند که عده‌ای به امکانات مناسب و از جمله دسترسي به اطلاعات روز مجهز باشند و در مقابل، عده‌ای به رغم داشتن صلاحيت و استعداد کافی، به دليل نبود امکانات مالی و آموزشی، امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاريی نداشته باشند و اين موضوع، به خودی خود، سبب تعميق و گسترش نابرابري‌های اجتماعی و حتی جنسیتی در سطح کشورها و بين شهروندان خواهد شد.

زمانی راديو و تلويزيون‌ جوامع‌ محلی‌ و ملی‌ را با يک‌ شبکه‌ محدود، يکپارچه‌ می ساختند اما امروزه تکثر و تنوع‌ کانال‌ها و فراگیری شبکه های اجتماعی این یکپارچگی را در بین مخاطبان‌ تکه تکه و از نو در قالب هویت های جدید و متمایز و حتی فرا ملیتی شکل داده است.

واقعيت اين است که پيشرفت ارتباطات و تکوين جامعه اطلاعاتی در کنار چالش های موجود فاصله‌ها را کم کرده و به ايجاد نوعی تشابه، هم می تواند منجر شود که زمینه ساز تحولات مثبت و به نوعي همزيستی سالم جهانی نیز باشد.

سالانه برگزاری اجلاس‌ جامعه جهانی اطلاعاتی، تلاشی منسجم برای دسترسی هرچه بیشتر انسان‌ها از هر گوشه‌ جهان به منابع اطلاعاتی و گردش آزاد اطلاعات شکل می گیرد و بیشتر جوامع با هدف رفع چالش های موجود و با نگاهی فرصت طلبانه و ابزار انگارانه از جامعه اطلاعاتی، جهت پیشبردهای لازم استفاده می کنند.

حال با این تفاصیل از جامعه اطلاعاتی و اهمیت آن در گردش آزاد اطلاعات می بینیم که ساخت گفتمان های نوین و شکل دهی هویت های جدید، امری محتمل است و در ایران نیز تمايزپذيری‌ و بخشی شدن‌ تا پیدایش و شکل گیری هویت های نوین عمل کرده است. مسئله ایی که تا کنون اغلب به عنوان نوعی تهدید نگریسته شده است تا فرصتی برای بازخوانی های جدید و پذیرش تمایزها.

اکنون که با مفهموم جامعه اطلاعاتی و هدف از نامگذاری جهانی این روز آشنا شدیم، بهتر است ضمن اصلاح اشتباه موجود، از این روز با نام روز ملی «ارتباطات و روابط عمومی» نام برده شود.

در تعریف روز، «ارتباطات و روابط عمومی» هم باید گفت؛ در معنای ساده ارتباطات تلاش برای رساندن پیام از یک نقطه به نقطه ی دیگر و روابط عمومی تلاش برای ایجاد تفاهم بین آن دو نقطه است. دو نقطه ایی که می تواند دو فرد، دو گروه، دو سازمان، یا سازمان با مردم یا دولت با مردم، باشد. همچنین روابط عمومی زیر مجموعه ارتباطات به شمار می رود و نقشی کلیدی در ایجاد توسعه سرمایه اجتماعی هر سازمان دارد.

نقطه آغازین روابط عمومی در ایران نیز به سال 1330 باز می گردد زمانی که شرکت سابق نفت ایران و انگلیس یک دفتر اطلاعات و مطبوعاتی، به عنوان رابط بین شرکت و مطبوعات تاسیس کردند و پس از ملی شدن صنعت نفت، دفتری تحت همان عنوان در شرکت ملی نفت ایران تشکیل شد و عنوان همین دفتر بود که بعدا به «روابط عمومی» تبدیل شد. در واقع زمزمه های روابط عمومی در ایران از ارتباط بین یک سازمان با مطبوعات شکل گرفت. سازمانی که وظیفه اش انتقال اطلاعات و ایجاد بستری از آگاه سازی و اطلاع رسانی بود.

با اینکه روابط عمومی ذیل ارتباطات به شمار می رود و نقش و کارکرد ارتباطاتی روابط عمومی نیز ایجاد فضای فهم مشترک است، اما امروز روابط عمومی در ارگان های دولتی چندان نقش پر رنگی ندارند و از مفهوم اصلی خود دور افتاده اند. مدیران روابط عمومی بدون تحصیلات مرتبط در این بخش مشغول به فعالیت اند و از تجربه کافی برای استفاده از این علم برخواردار نیستند. از این رو پلی که باید از طریق مدیران روابط عمومی بین مردم و سازمان ها برقرار شود چندان مستحکم نیست و زبان سیستم یا سازمان ها برای مردم گنگ است.

کل وظیفه ایی که ارگان های دولتی برای مجموعه روابط عمومی متصور شده اند انجام کارهای تشریفاتی، برگزاری آیین های ویژه و ارائه تبلیغات سازمانی است در حالیکه روابط عمومی یکی از بازوان مدیریت عالی هر سازمان  در ارتباطات درون و برون سازمانی است. اما این در حالی است که روابط عمومی می تواند به عنوان یک بازوی قدرتمند سازمانی با کسب سرمایه های اجتماعی به جذب سرمایه اقتصادی برای سازمان نیز اقدام کند که این هم از طریق نو آوری، خلاقیت و کار آفرینی میسر خواهد شد.

گزارش/ تانیا شعفی

منابع؛

بهرامپور، شعبانعلي، «انسجام اجتماعي در جامعه اطلاعاتي: نيم نگاهي به وضعيت ايران»، سمينار ايران و جامعه اطلاعاتي

نشريه علوم اطلاع رساني، مرکز اطلاعات و مدارک علمي ايران، شماره 1 و2، 1382.
حري، عباس ،«اطلاعات، جامعه اطلاعاتي و ساختارهاي معرفتي»، گفتگو با دکتر عباس حري درباره ويژگيها و مقتضيات جامعه اطلاعاتی

رابرتسون‌، رونالد، «جهاني‌شدن‌»، ترجمه‌ کمال‌ پولادي‌، نشر ثالث‌ و مرکز بين‌المللي‌ گفتگوي‌تمدن‌ها