فنس کشی حاشیه سد مهاباد هزینه بر و فاقد کارایی لازم در قبال آلودگی است
سرویس آذربایجان غربی- «واحد جمشیدون»، دبیر کارگروه تخصصی سیپا در تالاب بین المللی «کانی برازان» و فعال محیط زیست می گوید: در حال حاضر اصلی ترین نوع آلودگی در سد مهاباد پدیده «بلوم جلبکی» محسوب می شود وسایر منشاهای آلودگی در بالادست و در مسیر رودخانه مهاباد هم در این امر دخیل اند، اما این موارد با فنس کشی برطرف نمی شوند و در عین حال که این پروژه پر هزینه و دارای کارایی پایینی در قبال کاهش آلودگی های اصلی است.

به گزارش خبرنگار کردپرس، بحث فنس کشی دریاچه سد مهاباد در ابتدا قرار بود به محدوده خاصی شامل مکانهای محدود و حساس نزدیک به مخزن سد مهاباد باشد. به همین منظور در سال ٩٧ اعتباری ۵ میلیارد تومانی برای آن مصوب شد و ولی پروژه به مرحله اجرایی نرسید و شاید دلیل آن هم انتقادات وارده به این موضوع بود.

اخیرا با گذشت ٥ سال از آن موضوع، معاون برنامه ریزی و توسعه فرمانداری مهاباد مجددا از پیگیری ها برای فنس کشی دریاچه سد مهاباد در دو مسیر پیرانشهر و سردشت خبر داده و می گوید: «مسیر فنس کشی حریم سد را می پوشاند و تا جایی که دسترسی انسانی وجود داشته باشد، ادامه خواهد داشت».

خشایار صنعتی در این باره به خبرنگار کردپرس می گوید: «سد مهاباد چسبیده به شهر است و آلودگی‌های زیادی متوجه این منبع آب شرب می شود. لذا موضوع فنس کشی حاشیه سد مهاباد از وزارت نیرو درخواست شده اما هنوز وارد فاز اجرایی نشده اما به طور جد پیگیر هستیم تا این موضوع را به انجام برسانیم». متن کامل در گفت و گو با کردپرس؛ (دریاچه سد مهاباد در ٢ مسیر فنس کشی می شود)

اکنون نگرانی ها از ضربه زدن به توریسم و گردشگری جاذبه طبیعی دریاچه سد مهاباد در پی فنس کشی ها در بین شهروندان و فعالان محیط زیست افزایش یافته است. از سویی دیگر عده زیادی معتقدند؛ منشا آلودگی ها و موارد تهدید سلامت تنها منبع آب شرب مهاباد با فنس کشی حل نخواهد شد.

در این خصوص خبرنگار کردپرس با «واحد جمشیدون»، دبیر کارگروه تخصصی سیپا در تالاب بین المللی «کانی برازان» و فعال محیط زیست گفت و گو کرده، که در ادامه می خوانید؛

قرار است فنس کشی سد مهاباد از محل تاج سد در دو محور جاده های مهاباد به پیرانشهر و سردشت با هدف جلوگیری از آلودگی آب در دستور کار قرار بگیرد، به نظر شما این مورد می تواند از آلودگی آب پیشگیری کند؟

واحد جمشیدون: فنس کشی سد مهاباد مستقیماً نمی تواند تاثیری در بحث کاهش آلودگی آب سد مهاباد داشته باشد در حالیکه اصلی ترین نوع آلودگی در سد مهاباد در حال حاضر آلودگی با مواد آلی است و در نتیجه آن ما با افزایش میزان جلبک ها و پدیده "بلوم جلبکی" در سد مهاباد روبرو شده ایم.

این پدیده در پی بروز آلودگی آب سد با مواد آلی و کودهای شیمیایی رخ می دهد به نحوی که کودهای اوره ای و فضولات دامی که توسط باغداران و کشاورزان حاشیه سد استفاده می شود، وارد دریاچه شده و به عنوان نوعی ماده مغذی برای جلبک ها عمل کرده و به افزایش آن ها می کند. این موضوع در حال حاضر اصلی ترین نوع آلودگی در سد مهاباد محسوب می شود و با فنس کشی هم برطرف نمی شود. در عین حال که پروژه فنس کشی حاشیه سد پر هزینه و دارای کارایی پایینی در قبال کاهش آلودگی های اصلی است.

در خصوص پدیده بلوم جلبکی صحبت کردید لطفا بفرمایید این مورد چگونه سلامت آب شرب را تهدید می کند؟ و چه عواملی در این باره دخیل هستند؟

جمشیدون: ورود فاضلاب روستاهای بالا دست سد مهاباد هم عامل دیگر آلودگی است که باید درخصوص میزان درصد آلودگی آن تحقیقات علمی انجام بگیرد تا مشخص شود میزان آلودگی در چه حد است؟ از سویی دیگر شستشوی پشم، آبشخوری دام، شستشوی ماشین، شنای غیر مجاز و عواملی از این قبیل هم وجود دارند که هر کدام به نوبه خود می‌توانند منجر به آلودگی آب سد شوند. زیرا برای شستشوی این موارد از مواد شوینده استفاده می شود که بسیار خطرناک اند و فسفات زیادی را وارد سد مهاباد می کنند، این مورد نیز می‌تواند منجر به رشد فزاینده جلبک ها شده و تهدید پدیده بلوم جلبکی را بیش از پیش افزایش یابد.

متاسفانه اقداماتی چند در سالیان اخیر منجر به افزایش گونه های گوشتخوار سوف در دریاچه شده در حالی که می‌توانستند با افزایش گونه‌های دیگر در سد مهاباد این مسئله را به تعادل برساند بنابراین لازم بود که چرخه اکوسیستم سد مهاباد از این نظر اصلاح شود اما  در حال حاضر گونه های جلبک خوار کاهش پیدا کرده و همین مورد نیز به پدیده بلوم جلبکی کمک کرده است.

از سویی دیگر وجود باغات و اراضی کشاورزی و کودهای شیمیایی به کار رفته در آن، فعالیت های دامپروری، فضولات دامی و ... همه اینها منبع بسیار خطرناکی برای سلامت آب سد تلقی می شوند در نتیجه همانطور که عرض کردم پدیده بلوم جلبکی رخ می دهد و این مسئله در نهایت منجر به مرگ آبزیان هم خواهد شد. زیرا رشد فزاینده جلبک ها، اکسیژن موجود در آب را کاهش داده و همین مسئله منجر به خفگی آبزیان می شوند. در فصل زمستان هم جلبک ها از بین می روند، ساختار آن ها تخریب شده و ته نشین می شوند. طی سالیان متوالی بر ضخامت لایه ته نشین شده افزوده می شود و پدیده ته نشینی شکل می گیرد و بر اثر آن در طول زمان کف دریاچه بالا می آید و حجم آب سد کاهش پیدا می کند. در این شرایط حتی تسویه آب شرب نیز بسیار دشوار خواهد بود و اگر اکنون جلوی آلودگی موجود گرفته نشود قطعاً در آینده باید هزینه بالاتری را جهت تصفیه آب شرب مورد نیاز شهرستان مهاباد صرف کنیم. چرا که دستگاههای کنونی تصفیه آب در آن صورت نمی تواند جوابگوی میزان آلودگی موجود باشند.

البته باید دقت کنیم که نمی توان گفت تنها یکی از این موارد به تنهایی سبب آلودگی سد مهاباد می شود بلکه مجموع این اقدامات در نهایت سبب شده که سد مهاباد از نظر زیست محیطی تهدید شود و پدیده بلوم جلبکی نیز حیات آن را تهدید کند. بنابراین بهتر است هزینه گزافی که قرار است صرف فنس کشی حاشیه سد مهاباد شود، جهت انجام اقدامات زیرساختی همچون مطالعات سنجش آلودگی هزینه کنیم تا به نتیجه منطقی و راهکار مناسب برای کاهش آلودگی ها کمک کنیم.

موضوع تصرفات غیرقانونی حاشیه سد مهاباد هم نگرانی های فراوانی برای آلودگی سد و منبع آب شرب فراهم کرده اند، آیا این مورد هم یک تهدید محسوب می شود؟

جمشیدون: باغات شکل گرفته در اراضی حاشیه سد مهاباد نیز به عنوان یکی از عوامل سهیم در آلودگی سد مهاباد می گوید: قطعا این باغات می‌توانند منجر به آلودگی سد مهاباد شوند. چرا که با تغییر کاربری اراضی کشاورزی به باغداری و در حال حاضر کود و سموم کشاورزی را مستقیماً وارد سد می‌کنند. از سوی دیگر همین افراد با ایجاد باغات و ساخت و سازهای خود و فنس کشی هایی که انجام داده اند ارتباط انسان و محیط زیست را قطع کرده و عملا بخشی از حاشیه سد را به عنوان ملک شخصی خود در اختیار گرفته اند اینها در حریم سد درختکاری می کند و در طول سال بارها اقدام به سمپاشی درختان کرده و از کود و سموم شیمیایی هم استفاده می کنند که در تاثیر مستقیم در آلودگی آب سد مهاباد دارند و باید این موضوع از طریق مراجع ذی ربط به دلیل اهمیت سلامت منبع آب شرب مهاباد بررسی شود.

یکی دیگر از منشاهای آلودگی های سد مهاباد می تواند با تهدید سلامت آب رودخانه هایی که به دریاچه می ریزند شکل بگیرد، در این باره باید چه اقدامی انجام داد؟

 جمشیدون: حفظ سلامت آب شرب تنها با محافظت از دریاچه سد مهاباد حاصل نمی شود سد مهاباد از بهم پیوستن دو شاخه رودخانه تشکیل شده لذا تمامی آلودگی هایی که در این مسیر وجود داشته باشد وارد دریاچه سد می‌شود لذا مسئله اهمیت پایش آلودگی مسیر رودخانه ها بسیار مهم تر است.

در سال های اخیر متاسفانه موارد تخلفات زیست محیطی مشاهده شده در مسیر رودخانه ها بالا بوده است. شما دقت کنید در سالهای اخیر خونابه کشتارگاه مهاباد در بازه های زمانی مختلف وارد رودخانه مهاباد شده که این موضوع سال گذشته هم رخ داد و موجب آلودگی رودخانه شد، بارها درخواست کردیم که با این موارد برخورد شود هر چند کشتارگاه اعلام کرده که پساب را تصفیه و سپس راهی رودخانه می کند در حالی که بدین گونه نیست. سال ۹۴ مطالعاتی در این خصوص انجام گرفت و بنده هم پایشگر پروژه بودم و مشخص شد که میزان آلودگی آب رودخانه مهاباد بعد از کشتارگاه به میزان قابل توجهی افزایش می‌یابد و این نشان می داد که منبع آلودگی در این حوزه مستقر است و غیر از کشتار مذکور در آن محدوده واحد صنعتی دیگری قرار نداشت.

همچنین در مسیر رودخانه ها مکان هایی وجود دارد که به محل تجمع فضولات دامی تبدیل شده و کشاورزان بعدها این کودها را به اراضی کشاورزی منتقل می کنند که خود همین مورد می تواند وارد رودخانه شده و زمینه آلودگی را شکل دهد. پشم شویی، ماشین شویی و ... اقداماتی از این قبیل در طول رودخانه هم وجود دارد، بنابراین با این شرایط باید گفت آلودگی طول و مسیر رودخانه ها به نسبت بدنه سد مهاباد بسیار بیشتر است و به راحتی به دریاچه سد منتقل می‌شوند. اما آیا ما می توانیم تمام طول رودخانه را هم می توانیم فنس کشی کنیم؟؟! قطعا خیر. بنابراین باید به سراغ راهکارهای منطقی و علمی برویم.

باید از منشاء آلودگی ها در مسیر رودخانه جلوگیری شود، لازم است در وهله اول کارشناس و متخصصان در چندین مقطع آلودگی سنجی و کیفیت سنجی رودخانه مهاباد را انجام دهند، تا مشخص شود که نوع و منشا آلودگی کجاست و پس از آن راهکار مناسب برای مبارزه با آنها به کار گرفته شود.

اکنون که به موارد آلاینده سد مهاباد، تبعات آنها و بلااستفاده بودن فنس کشی اشاره کردید، به نظر شما فنس کشی پیرامون سد مهاباد ضربه ای به توریسم و جاذبه گردشگری سد مهاباد وارد خواهد کرد؟

جمشیدون: با فنس کشی سد مهاباد متاسفانه ظرفیت گردشگری این جاذبه طبیعی با تهدید روبرو می شود و این موضوع منافات جدی با توسعه پایدار دارد. چرا که در این صورت یکی از اهم توسعه پایدار؛ یعنی برقراری ارتباط انسان با محیط و عرصه طبیعی قطع می شود. در نهایت فنس کشی شاید بتواند مانع از شنا کردن افراد و یا شست و شوهای غیرمجاز ماشین و ... در کنار دریاچه سد بشود که این موارد انگشت شمارند، اما مانع از منشا آلودگی های گسترده نخواهد شد.

در خصوص مسئله فنس کشی هم قابل پیش بینی است که افرادی فنس ها را بالا زده و پاره کنند تا دوباره بتوانند برای مقاصد مورد نظرشان به دریاچه نزدیک شوند، بنابراین این موضوع راهکاری منطقی محسوب نمی شود و در کنار هزینه بر بودن جوابگویی بالایی هم نخواهد داشت. بهتر است ما از ظرفیت نیروی انسانی و جوامع محلی برای جلوگیری از موارد غیر مجاز که ممکن است به آلودگی سد منجر شود استفاده کنیم.

سد مهاباد پشتیبانی مطلوب برای مردم شهرستان تلقی می شود استراحتگاه و مکانی آرامش بخش است که مردم طی سالیان متوالی خستگی کار و زندگی روزمره خود را با سپری کردن اوقات خود در کنار حاشیه دریاچه سپری کرده‌اند، لذا قطع ارتباط مردم با این عرصه طبیعی تبعات مطلوبی نخواهد داشت. از سوی دیگر برخی از علاقه مندان به محیط زیست به دلیل عدم آشنایی کافی و نبود سواد زیست محیطی ممکن است، اقداماتی انجام دهند که برای محیط زیست خطرناک باشد، در این صورت با فرهنگ سازی،  تولید محتوا و اطلاع رسانی از طریق رسانه ها می توان به افزایش اطلاعات مردم در زمینه تهدیدات آلودگی دریاچه سد کمک کرد ولی نمی توان به صورت چکشی با فنس کشی کردن ارتباط مردم را با دریاچه سد مهاباد قطع کرد و انتظار واکنش مناسب را هم داشت.

همچنین می توان با بودجه‌ گزافی که صرف فنس کشی حاشیه سد مهاباد می شود در بخش آموزش، تولید محتوا و جامعه پذیر کردن مردم اقدامات مطلوبی انجام داد و قطعا مردم هم از این آموزش ها استقبال می کنند، زیرا زمانی که اهمیت سلامت آب شرب برای این مردم روشن شود، دیگر کسی حاضر به تهدید منبع آب نخواهد شد.

آیا این راهکار(فنس کشی حاشیه سد مهاباد) می تواند از لحاظ توسعه پایدار پاسخگویی درخور و کامل باشد؟

جمشیدون: توسعه پایدار دارای سه بعد اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی است اگر بخواهیم از منظر توسعه پایدار دریاچه سد مهاباد را واکاوی کنیم باید بگویم که بدون توجه همزمان به هر ٣ بعد توسعه پایدار نمی توانیم به این مهم دست پیدا کنیم. بنابراین هر سه بعد اجتماعی اقتصادی و زیست محیطی باید همزمان با هم و به صورت همپوشانی مطالعه و بررسی ‌شوند و با حذف هر کدام از آنها قطعاً دستیابی به توسعه پایدار غیر ممکن می شود. بنابراین اگر در عرصه ای طبیعی همچون سد مهاباد ما سفت و سخت تنها به موضوع حفاظت از محیط زیست با راهکارهایی همچون فنس کشی که مطرح شده است، بپردازیم به توسعه پایدار لطمه بزرگی وارد کرده ایم و نقش مدیریت بومی و جوامع محلی را که بخش مهمی از مدیریت محیط زیست در کل جهان به شمار رفته و منجر به توسعه پایدار می شوند را نادیده گرفته ایم. نمی توانیم بگوییم همه مردم منجر به آلودگی های زیست محیطی می شوند و با اقدامی همچون فنس کشی استفاده از این محیط جذاب و دلنشین و مطلوب را به عنوان یک جاذبه گردشگری از همه مردم دریغ کنیم.

در واقع، سازمان ملل متحد ۱۷ آیتم برای دستیابی به توسعه پایدار را مطرح کرده است که باید به صورت همزمان لحاظ شوند تا ما بتوانیم به توسعه پایدار دست پیدا کنیم یکی از این آیتم ها که مهمترین آنها نیز محسوب می‌شود بحث و توانمندسازی جوامع بومی و آموزش مردم است که باید منجر به ایجاد وظیفه شناسی در مردم شود، اما زمانی که ما این ارتباط مردم و عرصه زیست محیطی را قطع کنیم، اهمیت حفاظت از محیط زیست را در بین مردم کاهش می دهیم.

شما نگاه کنید که هر سال علاقه مندان به محیط زیست به صورت داوطلبانه اراضی حاشیه سد مهاباد را پاکسازی می کنند و این کار را با شوق و ذوق انجام می دهند این عده اهمیت حفاظت از محیط زیست را درک کرده اند و می توانند الگوی مناسبی برای سایر مردم می باشند که تاکنون از روی غفلت و ناآگاهی منجر به آلودگی های زیست محیطی شده اند اما با فنس کشی ما ارتباط انسان و محیط زیست را قطع می‌کنیم و حتی کسانی که اینگونه دلسوز محیط زیست بودند را نیز از حفاظت از محیط زیست محروم کنیم.

بحث سرمایه گذاری های گردشگری و تفریحی در داخل دریاچه سد مهاباد و پیرامون آن به مدت ٢٠ سال مطرح  شده است با توجه به انواع تهدیدات آلودگی های منبع آب شرب سد مهاباد، لطفا بفرمایید تحقق این سرمایه گذاری های گردشگری در سد، تا چه اندازه منطقی است و در صورت اجرا باید کدام یک از پارامترهای زیست محیطی را داشته باشند؟

جمشیدون: در اینجا بعد اقتصادی توسعه پایدار مطرح است. سد مهاباد منبع آب شرب شهرستان محسوب می‌شود و همین مورد خود یک آیتم اقتصادی است و ما تنها نباید بحث اقتصادی را به سرمایه گذاری های گردشگری در حاشیه سد محدود کنیم، شما دقت کنید سد مهاباد، آب مورد نیاز ۱۲ هزار هکتار اراضی کشاورزی شهرستان را تامین می‌کند که این مورد خود یک موضوع اقتصادی محسوب می‌شود. بسیاری فکر می‌کنند سد مهاباد بدون آورده اقتصادی و بکر و دست نخوره باقی مانده و حتما باید از طریق سرمایه گذاری های گردشگری به درآمدزایی برسد و در نظر دارند که پروژه‌های اقتصادی گردشگری برای آن تعریف کنند، اما باید اولویت بندی در پروژه های اقتصادی نیز در نظر گرفته شود.

سد مهاباد منبع آب شرب شهرستان مهاباد و ١٤١ روستا  و تامین آب اراضی کشاورزی است که قطعاً نقش اقتصادی بالایی دارد. اما در این بین بحث امنیت آب موضوع بسیار حائز اهمیتی است و اولویت اول هم تامین آب شرب سالم و تامین آب کشاورزی است و در وهله های بعد سایر موضوعات گردشگری قرار دارند و اگر ما بخواهیم در حوزه گردشگری ورود کنیم باید دقت کنیم که این موضوع هم منجر به آلودگی نشود، اما متاسفانه تجربه های مشابه نشان داده که توسعه گردشگری به دلیل عدم مدیریت صحیح و نبود نظارت کافی به آلودگی های خطرناک در عرصه های زیست محیطی تبدیل شده اند مانند؛ دریاچه میانکاله!

متاسفانه از آنجایی که اغلب سرمایه گذاران ما بحث اقتصادی را بر بحث های زیست محیطی ترجیح می دهند ،بنابراین نمی‌توانیم چندان امیدوار باشیم که پروژه‌های گردشگری بتوانند اهمیت حفاظت محیط زیست را درک کنند و خطرات پیش روی این سرمایه گذاری ها نیز قابل پیش بینی است و ممکن است همین مورد در کنار سایر آیتم های آلودگی که به آن اشاره شد قرار بگیرد و بر حجم آلودگی ها بیافزاید. متاسفانه من چندان نسبت به سرمایه گذاری های گردشگری به دلیل عدم رعایت اصول زیست محیطی خوشبین نیستم.

راهکار شما برای کاهش و رفع تهدیدات آلاینده آب سد مهاباد چیست؟

جمشیدون: استفاده از کلمات توسعه پایدار در گفتمان موجود به وفور دیده می شود اما وقتی ما بخواهیم کاری منطقی انجام دهیم به خصوص زمانی که یکی از پایه های آن بحث زیست محیطی باشد منطقی ترین کار این است که تمامی ذینفعان این عرصه از سازمانهای دولتی گرفته تا کارشناسان آزاد، فعالان جوامع بومی محلی را باید درگیر موضوع کنیم تا راهکارهای مختلف بررسی شده و جوانب آن سنجیده شود چشم‌انداز و افق چندین ساله در در آنها مطالعه شود و در نهایت راهکار منطقی انتخاب شود. اما این موضوع فنس کشی سد مهاباد زمانی منتشر می شود که فاقد همفکری همگانی بود و ناشی از تفکراتی سلیقه‌ای و بدون پشتیبانی کارشناسی است!

در واقع چنین موضوعی به یک سند مطالعاتی جامع نیاز دارد که متاسفانه در این خصوص اقدامی انجام نگرفته است. در کل دنیا در خصوص مدیریت عرصه های محیط زیستی این روند لحاظ می‌شود و نمی‌توان یک‌شبه تصمیم گرفت و آن را هم اعمال کرد  عاقبت مسئله فنس کشی از هم اکنون مشخص است که چقدر هزینه و تبعات دارد بنابراین نیاز به کارشناسی های بیشتری در این خصوص احساس می شود.

گفت و گو/ تانیا شعفی

در کردپرس بیشتر بخوانید؛

انبوه زباله های دریاچه سد مهاباد تصفیه خانه جدید را از کار انداخت

سوف گوشت خوار؛ ارمغان نامدیریتی ها در سد مهاباد و« شهر چای»!

خطر در کمین سلامت تنها منبع آب شرب مهاباد/ واگذاری ٢٠ ساله سد دیگر چه صیغه ایی است؟

تهدید سلامت منبع آب شرب شهری مهاباد جدی است/5 سال آینده شاید آخرین فرصت باشد!