فتح خرمشهر؛ به روایت یک دلاور ارتشی از سنندج
امیر سرتیپ دوم بازنشسته، نصرت الله معین وزیری؛ دلاور مرد سنندجی، ارتشی با غیریت کرد، روایت متقن و مستندی از فتح خرمشهر دارد. به مناسبت سوم خرداد سالروز آزادی این شهر بازخوانی این روایت آموزنده است.

به گزارش خبرنگار کردپرس، امیر سرتیپ دوم  معین وزیری  در سال 1317 در شهرستان سنندج متولد شد. در سال 40 از دانشکده افسری فارغ التحصیل و دوره مقدماتی رسته توپخانه را در اصفهان گذارند. یک سال بعد یعنی در سال 41 به توپخانه لشکر 81 منتقل و در سال 49 برای گذراندن دوره عالی به مرکز توپخانه اصفهان رفت.

 سال ۹۹ دکترای افتخاری دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش با حضور امیر سرلشکر سیدعبدالرحیم موسوی، فرمانده کل ارتش به امیر سرتیپ دوم معین وزیری  اعطاء شد.

در زمان جنگ تحمیلی به دستور فرماندهی وقت نیروی زمینی (شهید سپهبد صیاد شیرازی) به قرارگاه عملیاتی جنوب فراخونده شد و به عنوان افسر عملیات قرارگاه کربلا و در گروه طرح ریزی عملیات های «فتح المبین و بیت المقدس» انجام وظیفه کرد. سپس به خاطر تلاش در امر آموزش و تألیف کتاب؛ نشان درجه 2 دانش و همین طور برای شرکت در عملیات نشان درجه 2 فتح را از دستان مقام معظم رهبری دریافت کرد.

از آنچه برای آزادسازی خرمشهر در عملیات بیت المقدس گذشت می گوید.

شیوه هدایت عملیات بیت المقدس

«معین وزیری» با اشاره به مرحله نخست عملیات بیت المقدس از اجرا و هدایت این عملیات گفت. «بامداد روز جمعه 10 اردیبهشت سال 61 در قرارگاه سر فرماندهی کربلا با صدور رمز به قرارگاه های قدس، نصر و فتح دستور اجرای عملیات طرح کربلای 3 را اعلام کرد».

قرارگاه قدس عملیات خود را با پیشروی مخفیانه و توأم با غافگیری در سکوت و تاریکی شب به سمت مواضع دشمن آغاز کرد. «با آغاز این عملیات همان گونه که انتظار می رفت زمان کوتاهی نگذشته بود که دشمن تک قرارگاه قدس را دریافت و بلافاصله غریو کر کننده آتش توپخانه ها و طنین رعد آسای انفجارهای پی در پی گلوله ها، سکوت شب را در سراسر جبهه کرخه کور در هم شکسته و جنگجویان در پیکار سخت و خونین درگیر شدند».

او از پیشروی عملیات و رخنه کردن تا 3 هزار متری مواضع دشمن گفت. «نیروهای پیاده قدس 2 در قیصریه، قدس 3 در طراح، قدس 4 در رسید جابروفرسيه، عليرغم آتش و مقاومت شديد دشمن با پذيرش تلفات از كرخه كورعبور كرده و به خاكريزهای دشمن متجاوز يورش بردند. در جبهه نورد هم از قدس 5 در قسمتی ازمعابر خود به پيشروی رسیدند. پيشروی يگان های قرارگاه قدس تا ساعت 4 بامداد با وجود پذيرش تلفات ادامه يافت و توانستند بين 700 تا 3 هزار متر در مواضع دشمن رخنه كنند و تعدادی از نيروهای دشمن را به اسارت بگيرند، اما به علت نبود فضای مانور و وجود مواضع مستحكم دشمن متوقف شدند».

اینجا نیروهای قرارگاه فتح و نصر که برای عبور از رودخانه کرخه مأموریت داشتند به میدان آمدند. «نيروهای قرارگاه فتح كه مأموريت عبور از رودخانه كارون و تأمين خط سرپل را در غرب كارون بر عهده داشتند مواضع پراكنده دشمن را در حوالي سيد عبود در هم شكستند و ضمن انهدام و به اسارت گرفتن صدها نفر از نيروهای دشمن و به غنيمت گرفتن توپخانه و تجهيزات آنان به تدريج به خط سرپل (جاده اهواز- خرمشهر) رسيدند و آن را به تصرف خود در آوردند و پس از پاكسازی منطقه به تحكيم مناطق متصرفی پرداختند».

از آن طرف این نیروهای قرارگاه نصر بودند که بخش دیگری از عملیات را به دست گرفتند. «نيروهای قرارگاه نصر هم که مأموريت عبور از رودخانه كارون و تأمين قسمت جنوبی منطقه سرپل را به عهده داشتند، به علت مشكلات موجود با تأخير عمليات را شروع كردند. نصر 2 در حوالی بامداد با دشمن درگير شد و با يورش به 35 دستگاه تانك دشمن، تعدادی از آنها را به آتش كشيد و ضمن به اسارت گرفتن تعدادی از نيروهای دشمن و به غنيمت گرفتن 8  قبضه توپ سالم، به خط سرپل رسيدند».

در خط سرپل ادامه عملیات به دست مابقی نیروهای نصر انجام شد. «نصر يك نيز پيشروی خود را آغاز، اما در3 كيلومتري خط سرپل متوقف شد. نصر3 حركت خود را با استفاده از شعله تانك های آتش كشيده توسط نصر2، به پيشروی خود سرعت بخشيد و جناح جنوبی سرپل را به طورنسبی تامين كرد. نصر5 به علت عبورازخط سرپل درگوشه جنوبی آن درحوالی نهر عرايض با مشكل مواجه شد و به داخل سرپل عقب نشينی كرد. به هرحال خط سرپل در منطقه قرارگاه نصر به صورت ناقص تصرف شد».

تهیه امکانات برای عبور از رودخانه

«معین وزیری» به نحوه تهیه امکانات و وسایل لازم برای عبور از رودخانه پرداخت. «کل وسایل و امکانات موجود برای برپایی و نصب پل های شناور روی رودخانه کارون با 8 دستگاه پل انجام شد. این پل ها در سازمان گردان مهندسی لشکرهای رزمی ارتش و گردان مهندسی 414 پل شناور ارتش تهیه شد. البته از این تعداد، یک ستگاه پل در منطقه عمومی شوش جهت استفاده لشکر 77 روی رودخانه کرخه نصب شده بود».    

تعدادی از تجهیزات فرسوده بود و نیاز به تعمیرات داشت و با این وجود عراق از کمبود امکانات مطلع بود و عبور نیروهای ایرانی از رودخانه کارون را تهدید نمی دید و جدی نمی گرفت. برای همین آن طور که «وزیری» می گوید جهت عبور نیروهای خودی از رودخانه کارون باید فعالیت غیرمتعارفی انجام می دادند و تجهیزات بیشتری را فراهم می کردند. «بسیج جوشکارها برای تعمیرات تجهیزات شبانه روزی پای کار آمدند و از آن طرف هم 10 دستگاه طراده از انبار آبیک قزوین به اهواز حمل شد و در نهایت هم گردان 414 موفق شد با سازماندهی گروهانی به نام ظفر آمادگی رزمی خود را به حد مناسب برساند».

در این میان 10 دستگاه قایق بزرگ هم برای ترابری نیروها از رودخانه در نظر گرفته شد و نیروهای دریایی ارتش هم 300 فروند قایق هجومی 10 نفره را در اختیار نیروهای قرار دادند و در مجموع 6 پل شناور و یک گروهان آماده گشت که در عملیات عبور از رودخانه 5 پل آن مورد استفاده قرار گرفت.     

با همین امکانات نیروها باید از رودخانه عبور می کردند. «اين امكانات كل وسايل موجودی بود كه بايد حدود 5  لشكر ارتش و سپاه را به آن سوی رودخانه منتقل می كرد و مداومت عبور و مرور و حمل را حفظ می نمود. همچنين از طريق شناسايی روی نقشه و عكس های هوايی و شناسايی زمين افسران مهندسی قرارگاه كربلا درمنطقه باز و خشك بين رود خانه كارون ومناطق آبگرفته، احداث يك جاده دراين منطقه رابه نحوي كه ارتباط زمينی منطقه سرپل را درغرب كارون با اهواز برقرار سازد، مقدر و ممكن تشخيص دادند وانجام  آن را جهاد سازندگی استان يزد برعهده گرفت و اين كار را به پايان رساند».

آموزش نیروها در عملیات

او آموزش نیروها برای عملیات عبور از رودخانه را بسیار مهم دانست. «نظربه نيازمندی آموزش فرماندهان ومسئولان عملياتی و يگان های عبور كننده ازرودخانه كارون درزمينه چگو نگی، طرح ريزی، زمان بندی، برنامه ريزی، رده بندی وسازمان دهی نيروها سريعاً مدارك آموزشی عمليات عبوراز رودخانه از دانشكده فرماندهی و ستاد ارتش اخذ و برای استفاده دراختيار قرارگاه ويگان ها قرار داده شد. اين اقدام نتيجه بسيار مطلوبی در سرعت و دقت طرح ريزی عمليات عبور از رودخانه برای يگان ها به بارآورد».

تأمین نیرو برای خط سر پل

«وزیری» سپس از تأمین نیروهای خط سرپل گفت. اینکه چطور نیروها پاتک های دشمن را خنثی کردند. «قرارگاه كربلا در ارديبهشت ماه با صدور دستوراتی به قرارگاه های تابعه علاوه بر تثبيت لشكرهای 5 و 6 عراق در امتداد رودخانه كرخه كور، به سرپل قرارگاه فتح، توانست شكاف های موجود در منطقه سرپل قرارگاه نصر را ترميم و پاتك های دشمن را كه بسيار شديد و مداوم بود، خنثی كند و ضمن وارد آوردن تلفات و خسارت فراوان به دشمن، خط سرپل طرح ريزی شده را به طور كامل تأمين كند».

اینجا اما دشمن بی تفاوت نبود و نیروهای خود را در مقابل سرپل متمرکز کرد. «در روز دوازدهم اردیبهشت اطلاعات دريافتی از منابع مختلف به ويژه عكسبرداری هوايي نشان داد كه لشكر عراق و یگان های تقويتی پياده از خرمشهر تا گرمدشت تقويت شده و با يگان هاي پياده از گرمدشت تا حسينيه، در مقابل سرپل متمركز شدند».

نحوه استقرار نیروها در جریان عملیات

او جریان عملیات روز و نحوه استقرار نیروها را توضیح داد. «قسمت عمده يگان های قرارگاه فتح با سركوب بزرگی از دشمن به خاكريز خط مرز بين المللی درمنطقه محوله رسيده وبرای اولين بار از آغاز جنگ عراق عليه ايران، نيروهای ايران عملاً خط مرز را دوباره لمس كردند. در این بین به دلیل وجود یکسری ناهماهنگی ها، دشمن از موقعيت استفاده كرد و با يك اپتك سريع به نصر 2 جناح جنوبی نصر يك را به خطر انداخت و هواپيما های دشمن خط مقدم را با بمب های خوشه ای به شدت بمباران كردند».

در این حملات دشمن به قرارگاه فتح پاتك نمود و درگيری تا صبح ادامه يافت و نيروهای دشمن دراين پاتك محاصره و منهدم شدند و اما اینجا به گفته «وزیری» دشمن به دنبال نیروهای تازه نفس رفت. «دشمن بانيروهای تازه نفس و يك پاتك سنگين در مناطق شمالی شلمچه اقدام كرد كه با آتش بسيار سنگين توپخانه همراه بود و موفق به رخنه و ايجاد شكاف در يگان های نصر2 شدند و دراثر مقاومت شديد دشمن، قرارگاه نصر موفق به تأمين مرز در منطقه محوله نشد و كماكان در خط  دژ (سه كيلومتری مرز) مستقر بود».

 با وجود تمامی حملات دشمن اما دست بردار نبود و برای نگهداشتن خرمشهر تلاش می کرد. «قرارگاه نصراز جناح جنوبی خود تحت فشار سنگين و مداوم دشمن قرار داشت و دشمن برای نگهداری خرمشهر سرسختانه تلاش می كرد كه بافشار بر جناح جنوبی قرارگاه نصر از پيشروی نيروهای ايران به سمت شلمچه و احاطه خرمشهر جلوگيری كنند. در حقيقت مشكلترين وظيفه و خطرناك ترين منطقه به عهده قرارگاه نصر واگذار شده بود. زيرا مهم ترين و حساس ترين منطقه برای دشمن خرمشهر بود».

تلاش دشمن برای حفظ تصرف خرمشهر

«معین وزیری» از تقویت نیروهای دشمن در جریان این حملات گفت. «گزارش های رسيده در اين روز نشان می داد كه دشمن به تقويت نيروهای خود در شمال شلمچه پرداخته وشروع به برداشت نيرو از جبهه كرخه كور كرده است. در ساعت پنج و نيم بعد از ظهر خبر رسيد كه سوتن های بزرگی از نيروهای دشمن از منطقه كرخه كور در حال حركت به سمت جنوب مشاهده شده اند».

او به تشدید فعالیت های دشمن برای حفظ خرمشهر و اسرایی که توسط ایرانیان صورت گرفت، اشاره کرد. «فعاليت هوايی دشمن بسيار شديد بود و بيش از 20 بار تلاش كردند كه پل های شناور روی كارون را بمباران كنند، كه البته موفق نشدند. در اين ميان 6 فروند از هواپيما های دشمن هدف قرار گرفته و سرنگون شدند و دو خلبان به اسارت در آمدند. همچنين يك بالگرد دشمن در منطقه شيخ قندی فرودآمد و خلبان آن دستگير شد. دراين روز 482 عراقی اسير شدند كه فرمانده و معاون تيپ 24 مكانيزه از جمله آنان بود».

از نظر این افسر عملیاتی تعداد كشته و زخمی های دشمن بيش از 3 هزار نفر برآورد شد و در واقع از جمله نقاط ضعف دشمن در اين عمليات، مصرف بی رويه و بيش از حد مهمات، ضعف بسيار در سيستم فرماندهی و كنترل يگان، همچنين ضعف نيرو های پياده نظام دشمن وعقب نشينی سريع آنان بود.

«امیر معین وزیری» تلفات دشمن در این عملیات را بسیار سنگین دانست. «در اين واقعيت كه در مرحله 2 عمليات بيت المقدس نيروهای عراقی متحمل تلفات و ضايعات بسیار سنگين به ويژه درتجهيزات زرهی مانند تانك و نفربر شده بودند، ترديدی وجود ندارد، كثرت وسايل اغتنامی و تجهيزات باقی مانده سالم يا منهدم شده در ميدان نبرد و اجساد سوخته خدمه تانك های عراقی، شاهد اين مدعاست. به عنوان مثال فقط در حوالی گرمدشت هفده دستگاه تانك سالم عراقی به هنگام فرار به عقب از فرط عجله ودستپاچگی در كانل عميقی سقوط  كرده و روی هم افتاده بودند و منطقه اطراف آن مملو از اجساد نيروهای عراقی بود».

نتایج دومین حمله به خرمشهر

نتایج دومین حمله به سوی خرمشهر دیگر موردی بود که «وزیری» آن را روایت کرد. «قرارگاه كربلا با اعلام كد ( يا علي بن ابي طالب (ع)) به قرارگاه نصر دستور داد كه هجوم خود را به دشمن آغاز كند. اما قرارگاه نصر اعلام كرد ارسال كد حمله به يگان های تابعه به تعويق افتاده و به دلیل مشكل ادغام و ناهماهنگی، آمادگی برای اجرای مأموريت را ندارد».

با توجه به همین تأخير افتادن عمليات؛ زمان باقی مانده تا شروع روشنايی روز برای اجرای عمليات تا تأمين هدف ها، كافی نبود. «تجربه های عملياتی نشان می دهد يگان های تكور خودی كه با استفاده از عامل تاريكی وغافلگيری در شب، كفايت رزمی خوبي داشتند با شروع روشنايي روز، قدرت عمليات آنان تقليل يافته و بسيار آسيب پذير و شكننده می شدند. اما عراقی ها در روز خيلي بهتر از شب می جنگيدند ونيروهای زرهی آنان كارايی بالايی داشتند، به خصوص كه نيروی هوايی هم وارد عمل می شد».

البته اين مسئله به گفته او يك امرطبيعی بود زيرا عراقی ها از لحاظ استعداد زرهی، توپخانه و هواپيما برما برتری داشتند، لذا نيروهای ما هميشه درصدد بودند هدف خود را در طول تاريكی شب تأمين و حداقل با شروع روشنايی روز به تحكيم و تثبيت آن بپردازند. بدين طريق ازعوامل مؤثر در كاهش توان رزمی دشمن به نفع خود و به ضرر دشمن استفاده كردند.

پس از تمامی ارزیابی ها بالأخره قرارگاه نصر كد هجوم و درگيري با دشمن را به يگان ها ابلاغ كرد. «نصرهای 2و3و7 ضمن يك درگيری شديد با دشمن، پيشروی را آغاز و در ساعات بامداد نيروهای نصر7 (تيپ  25كربلا و تيپ 55 هوابرد) به جاده آسفالت شلمچه رسيده آن را قطع كردند. ولی با مقاومت بسيار شديد و پاتك های سنگين دشمن روبه روشدند و پيكاری سخت وخونين درحوالی اين جاده در گرفت كه درنهايت نصر7 نتوانست جاده رانگه دارد و به مواضع اوليه خود عقب زده شد».

«وزیری» از ناکامی حملات علیرغم تلاش های فراوان گفت. «نصرهای 2و3 هم عليرغم تلاش بسيار، كاری از پيش نبردند و مقاومت و فشاردشمن سنگين تر ازتوان آنان بود. درنهايت نصر2 توانست قسمت ديگری ازخط مرز را در شمال شلمچه تأمين ونصر3 كماكان در حدود 2 كيلومتری شلمچه متوقف شد».

عمليات قرارگاه نصردرشب بیست و یکم نتيجه ايی به دست نياورد و تقريباً هيچ يك ازهدف های مورد نظرتأمين نشد. اینجا از نظر «وزیری» فقط مشخص شد كه نه تنها عراق از خرمشهرعقب نشينی نكرده، بلكه مصمم به حفظ اين شهر است و به اين سادگی ها تسلیم نخواهد شد. به اين ترتيب دومين تك هم به سوی شلمچه و خرمشهر ناكام ماند.

چگونگی مأموریت قرارگاه فجر

«معین وزیری» مأموریت قرارگاه فجر در عملیات بیت المقدس را مهم خواند. «قرارگاه فجر متشكل از يگان های ادغامی ارتش و سپاه به نام فجر2 و تيپ 17 پياده قم به نام فجر 5 و تيپ 33 المهدی به نام فجر 6 برابر طرحی با عنوان (امير المؤمنين) در بامداد روز شانزدهم اسفند ماه 61 در منطقه عمومی جنوب شيخ قندی جهت تصرف تپه 182 و شيخ قندی به مواضع دشمن تك كردند».

این عملیات با اسارت چندین تن از نیروهای دشمن پیروز میدان شد. «در همان ساعات فجر 5 و سپس فجر 6 و فجرهای 1و2 با دشمن درگير شدند و قبل از چهار صبح اولين خاكريزهای دشمن توسط فجرهای 1و2 تصرف و فجرهای 5 و 6 روی جاده آسفالت فكه-شيخ قندی با يكديگر الحاق حاصل كرده، راه فرار دشمن را سد كردند. دراين عمليات كه با غافلگيری انجام شد، نيروهای دشمن منهدم وحدود 790 نفر به اسارت درآمدند و عمليات با دسترسي به هدف ها پايان پذيرفت».

نحوه هدايت و اجرای مرحله آخر عمليات بيت المقدس دیگر روایتی بود که «وزیری» از آن سخن گفت. «پس از ده روز كه از دومين تلاش ناموفق نيروهای ما برای فتح خرمشهر می گذشت، سرانجام با يك ساعت تأخير در روز اول خرداد 61 سومين تلاش آفندی قرارگاه كربلا به منظورآزاد سازی خرمشهر با رمز (بسم الله القاسم الجبارين یا محمد بن عبدالله (ص)) آغاز شد».

مطابق اظهارت او دشمن در مقابل تك غافلگير كننده نيروهای خودی در منطقه غرب خرمشهر و پل نو، مجبور به ترك خاكريزهای دفاعی خود يكی پس ازديگری شد.

ماجرای روز حساس دوم خرداد

ادامه عملیات به روز دوم خرداد کشیده شد. روزی حساس و پر از حملات گسترده. «در ساعت سه و چهل و پنج دقيقه بامداد روز دوم خرداد قرارگاه نصر به جاده آسفالت خرمشهر- شلمچه رسيد. فجر3 هنوزبه جاده نرسيده بود. از قرارگاه نصر، نصر2 به جاده آسفالت رسيده بود، ولی نصر3 به علت برخورد با ميدان مين و مقاومت شديد دشمن زمين گير شد. اين منطقه كه در حوالی شرق شلمچه قرار داشت، همان منطقه ای بود كه قرارگاه نصر در روزهای 20و21 ارديبهشت ماه نتوانسته بود به آنجا دسترسی پيدا كند و در واقع منطقه مستحكم مواضع دشمن محسوب می شد».

او عقب نشینی دشمن در پی تشدید حملات را آغاز پیروزی بزرگ عنوان کرد. «در ساعت چهار بامداد همان روز نيروهای دشمن تحت فشار شديد يگان های خودی به حوالی نهرخين عقب رانده شدند و ارتباط زمينی نيروهای مستقر در خرمشهر با نيروهای مستقر در منطقه شلمچه قطع شد و دشمن فقط روی جاده خاكی حاشيه نهرخين رفت وآمد می كرد».

این عملیات ادامه داشت و بنا به سخنان «وزیری» در ساعت 6 بامداد قرارگاه فتح، خرمشهر رامحاصره كرد. «فجر3 به پل نو رسيد و به طرف اروند پيشروی كرد. نصر2 درحال الحاق با نصر3 بود. نصر3 هم جاده دژه ها را اشغال كرده و در جنوب جاده آسفالت خرمشهر- شلمچه به شدت با دشمن درگير شد و درساعت 14 بعدازظهر فجر3 به رودخانه اروند رسيد و قرارگاه فتح هم به سواحل اروند رود دسترسی پيدا كرد و به اين ترتيب اين دو قرارگاه مأموريت واگذاری را با موفقيت انجام دادند».

فرار خفت بار دشمن گواه پیروزی تمام عیار نیروهای ایرانی بود. «در برابر تك سريع وغافلگيرانه نيروهای خودی، دشمن دچاروحشت و سرگرداني شديد شدو نتوانست عكس العمل مناسبی نشان دهد. این وحشت و نگرانی باعث شد تا ارتباط يگان های دشمن با يكديگر قطع و فرار افسران و درجه داران و سربازان از منطقه خرمشهر گويای از هم پاشيدگی سازمان يگان های دشمن در خرمشهر بود».

ادامه پیروزی با درگیری شدید با دشمن همراه بود. پیکاری که از نظر این فرمانده آخرین امید دشمن به حساب می آمد. «نصر2 كه در نخلستان ها درگير پيكاری سخت و سنگين با دشمن بود، خود را تا یک كيلومتری اروند رود جلو كشيد و تلاش كرد با تصرف سرپل دشمن در شمال نهرخين، پل شناورعراق روی اروند رود را به دست آورده، ارتباط عراق را با منطقه خرمشهر از اين طريق هم قطع كند. نيروهای متجاوز در تلاش برای برقراری ارتباط مجدد با نيروهای محاصره شده در خرمشهر بودند و نمی خواستند آخرين اميد خود را ازدست بدهند. به همين دليل با مقاومت شديد و استفاده ازنخلستان ها، مانع پيشروی نصر2 شدند».

براساس سخنان «وزیری» نصرهای 2و3 درعمليات خود موفق شدند بيش از 536 نفر را اسير، تعدادی تانك را منهدم و يك فروند بالگرد دشمن را كه به علت نقص فني فرود آمده بودرا به غنيمت درآورند.

عملیات موفق دوم خرداد

او نتیجه عملیات دوم خرداد را بسیار درخشان توصیف کرد. «نتيجه عمليات روز دوم خرداد بسيار درخشان بود و می توان گفت كه قرارگاه كربلا به هدف خود كه احاطه كامل خرمشهر بود، رسيد. 2 هزار و 830 نفر در آن روز اسير شدند كه در ميان آنان 56 افسر ديده می شد. يگان هايی از دشمن كه در منطقه بين نهرعرايض و شلمچه مستقر بودند به ميزان زياد منهدم و تعداد زيادی از آنان اسير شدند، طبق پيام های استقراق سمع شده از دشمن، اندكی پس از آغاز اين عمليات، فرماندهان اغلب يگان ها در پيام های خود درخواست اجازه برای عقب نشينی می كردند. اكثر پرسنل يگان های درگير اقدام به فرار كرده، يا تن به اسارت می دادند و بعضی از افراد دشمن كه فرار كرده بودند، از نيمه راه برگشته و در ساير مناطق خود را تسليم می كردند».

 عليرغم فعالیت شديد نيروی هوايی دشمن در بمباران مناطق درگيرعمليات، نيروی هوايی خودی هم تلاش فراوان در پشتيبانی هوايي ازيگان ها را انجام می داد. «هواپيما هايی كه مأموريت بمباران و انهدام پل شناور صدام  روی شط العرب را داشتند، مناطق تجمع دشمن را درآن سوی رودخانه مورد اصابت قرار دادند».

در پایان روز دوم دستور پاکسازی خرمشهر از نیروهای دشمن صادر شد. «درپايان این روز قرارگاه كربلا پس از بررسی آخرين وضعيت و موفقيت قرارگاه های فجر3 و فتح در احاطه  كامل خرمشهر، مصمم به وارد كردن نيروهای خودی به شهر و پاكسازی آن از وجود دشمن كرد و با صدور دستور اجرای آن را به يگان ها صادر كرد».

به گفته «وزیری» به فجر 3 دستور دادند پدافند از منطقه محوله در كرانه اروند رود ادامه دهد و به قرارگاه فتح مأموريت ورود به خرمشهر و پاكسازی شهر از نيروهای دشمن داده شد. «قرارگاه نصر مأموريت يافت كه به پدافند در سمت باختر و شلمچه ادامه داده، ضمن انهدام سر پل موجود دشمن در شمال نهر خين پاتك های دشمن را از سمت منطقه شلمچه و از منطقه سر پل خين به سمت خرمشهردفع كرده و هرگونه پيشروی دشمن را از غرب به شرق سد كند».

و روز پیروزی رسید

عملیات نهایی به روز سوم خرداد یعنی روز حماسه ساز تاریخی رسید. «ساعت 3 بامداد روز سوم خرداد يك دستگاه پل شناوربه منطقه مارد روانه شد و نيروهايی از تيپ 23 نوهد به آن سوی رودخانه رفتند. درتاريكي شب، تعدادی ازا فراد دشمن در خرمشهر با استفاده از قايق و عبور از اروند رود اقدام به فرار كردند كه تعدادی از اين قايق ها توسط  تكاوران نيروی دريايی از بخش اشغال نشده خرمشهر، هدف قرار گرفته و دو سرنشينان آن غرق شدند».

در حالی كه نيروهای متجاوز در خرمشهر در محاصره كامل قرار گرفته و دست به فرار و تسليم زده بودند «وزیری» از شکست دشمن و تلاش برای پنهان کردن این شکست از طریق رسانه های خود خبر داد. « شکست دشمن آشکار بود و با این وجود اما راديوعراق دربرنامه فارسی خوداعلام كرد (نيروهای خمينی تلاش كردند كه با تك شب گذشته، خود را به محمره (خرمشهر) نزديك نمايند كه با مقاومت شديد نيروهای ما مواجه شدند و در حال حاضر تلاش می كنند كه از دو طرف، شمال شرقی كارون و شمال غربی محمره در دو ستون به شهر نزديك شوند. ولی بدانند كه نيروهای المنصور در حال حركت و كمك به آنان هستند)».

تلش های دشمن همچنان ادامه داشت، به طوری که براساس سخنان «وزیری» از سمت شلمچه به يگان های نصر2 و نصر3 دست به تك زد و ظاهراً تلاش می كرد كه از طريق جاده شلمچه- خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشكند، ولی يگان های نصر3 دلاورانه پايداری داشته و تك دشمن را با وارد كردن تلفات و ضايعات دفع كردند.

در پی ادامه این عملیات تلفات سنگین با تسلیم دشمن همراه بود. «يگان های نصر2 تلاش می كردند كه سرپل در یک کیلومتری دشمن را در شمال نهر خين درهم شكسته و خود را به رودخانه شط العرب برسانند. اما مقاومت شديد دشمن درنخلستان های موجود، دراين سر پل، تلفات سنگينی بر نصر2 وارد کرد. درحالی كه يگان های قرارگاه فتح خود را برای ورود به خرمشهر و پاكسازی آن آماده می كردند، نه تنها هيچگونه شواهدی از پدافند و مقاومت شديد نيروهای محاصره شده، ديده نمی شد بلكه دسته دسته نيروهای دشمن يا در حاشيه غربی خرمشهر خود را تسليم كرده و يا در شرق خرمشهر با عبور از پل مادر تن به اسارت می دادند».

تلاش دشمن برای حفظ خرمشهر و آزاد کردن نیروهای محاصره شده شدت گرفت. «دشمن با نيروهای خود درسر پل نهرخين و يگان های تقويتی كه با استفاده از پل شناور به اين منطقه وارد شده بودند، در سمت شمال اين سر پل به منظور تصرف و آزاد سازی جاده مرزی خرمشهر- خين، دست به تك شديد زد تا بتواند نيروهای محاصره شده در خرمشهر را نجات دهد. موج تك های دشمن كه هربار با تلفات و ضايعات زياد دفع می شد، چندين بار با شدت تكرار و سرانجام دشمن كه از اين عمليات نتيجه ای نگرفته بود، به يگان های درگير خود در اين تك دستور داد كه از مواضع دفاعی خود عقب نشينی كنند».

«معین وزیری» اضطراب و وحشت دشمن در این روز را بسیار عیان دانست. «در پيام هايی كه از دشمن در اين عمليات استراق سمع می شد؛ وحشت اضطراب، ناامیدی و نبود تمايل به جنگ و تمرد در بين يگان های دشمن به كرات ملاحظه می شد. يگان های نصر2و فجر3 در مقابل تك های دشمن پايداری بسيار شايسته ای ازخود نشان دادند».

در حالی كه درگيری شديدی بين نيروهای خودی و دشمن درشمال نهر خين جريان داشت و دشمن در صدد شكستن حلقه محاصره خرمشهر بود، يگا نهای قرارگاه از سمت غرب و خيابان كشتارگاه وارد شهر شدند. «مقاومت دشمن بسيارضعيف وتقريباً هيچ بود. فقط مقاومت بسيارجزیی درناحيه گمرك خرمشهر در كنار اروند رود وجود داشت كه به سرعت منهدم شد و حوالی ظهر بود که نیروهای ما ازسه طرف شمال، شرق، غرب وارد خرمشهر شدند».

دشمن كه 24 ساعت در محاصره كامل قرارداشت، راهی جز اسارت و يا فرار و كشته شدن نداشت. «دشمن پس از آنکه دید راهی ندارد گروه گروه به اسارت درآمدند. نيروهای عراقی به صورت ستون در حالی كه دست های خود را بالا گرفته بودند برای اسير شدن می آمدند. نيروهای موجود در خرمشهر به طور كلی نيروهايی از 14 تيپ و تعدادی گردان مستقل و نيروهای جيش الشعبي بودند».

و فتح خرمشهر اعلام شد

و بالأخره زمان فتح کامل خرمشهر و پاکسازی نهایی آن رسید. «ساعت 14 بعد از ظهر روز سوم خرداد خرمشهر به طور كامل تصرف و پرچم جمهوری اسلامی ايران بر فراز مسجد جامع و پل تخريب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد و اين شهر كه ساعت 16 بعد از ظهر روز 4 آبان ماه سال 1359، پس از 24 روز پايداری به اشغال دشمن در آمده بود، سرانجام ساعت 14 و بيست و پنج دقيقه بعد از ظهر سوم ارديبهشت ماه 61 پس از نوزده ماه اسارت (578 روز) به دست فرزندان غيور از اين مرز و بوم كه برای رهايی شهر از چنگال متجاوز سر از پا نشناخته و خون پاك خويش را بی دريغ ايثار مرده بودند، آزاد شد».

«معین وزیری» با نفس عمیقی ادامه داد «خبر رعد آسای فتح خرمشهر به سرعت برق همه جا پيچيد و موج عظيمی ازهيجان و خوشحالی سراسر كشور را فرا گرفت. مردم در خيابان ها با روشن كردن چراغ ماشين ها و به صدا درآوردن بوق اتومبيل های خود به جشن و پايكوبی پرداختند و غرور اين ملت بزرگ كه با اشغال خرمشهر به دست عراقب ها جريحه دار شده بود، با همت و غيرت فرزندان فداكار اين كشور التيام يافته و شعار(خرمشهر ما مب آييم) واقعيت يافت و خرمشهر كه در دوران اشغال (خونين شهر) شده بود دوباره، خرمشهر ناميده شد»./

*برای تهیه این مطالب  خاطرات امیر سرتیپ دوم معین وزیری منتشر شده در خبرگزاری دافاع مقدس استفاده شده است