مسئولیت آمریکا در برابر تهدیدهای ترکیه و حل مسئله کردها
سرویس جهان- ترکیه در چهار سال گذشته دو بار به قلمرو اداره خودمختار شمال و شرق سوریه یا (AANES) حمله کرده و بخش هایی از آن را اشغال کرده و تهدید کرده که دوباره این کار را انجام خواهد داد. زمان آن فرا رسیده است که ایالات متحده، یکبار برای همیشه به یافتن راه حلی برای این مناقشه یا مسئله کردها متعهد شود.

به گزارش کردپرس، تهاجم ترکیه به عفرین، رأس العین و تل ابیض، جنگ سوریه را طولانی کرده و به بی ثباتی بیشتر منطقه ای کمک کرده، به داعش و دیگر گروه های جهادی روحیه تازه ای بخشیده و همچنین منجر به نقض جدی و فراگیر حقوق بشر علیه غیرنظامیان سوری شده است.

حمله سوم احتمالی که احتمالا شهرهای بزرگی مانند منبج، کوبانی و قامیشلو را هدف قرار می دهد، اوضاع را بدتر خواهد کرد. مرکز اطلاعات روژاوا که یک موسسه تحقیقاتی محلی است، هشدار داده است که چنین عملیات نظامی می تواند نزدیک به یک میلیون نفر را آواره کند و دسترسی افراد دیگر به منابع حیاتی را دشوار خواهد کرد.

علت تاکید بر خطر و فاجعه و پیامدهای آن این است که می توان از بروز آن جلوگیری کرد. بی ثباتی در شمال و شرق سوریه امروز بر خط تماس با منطقه ای متمرکز شده که ترکیه و نیروهای نیابتی آن در جریان عملیات چشمه صلح در سال 2019 به آن حمله کردند. ترکیه به دلیل یک سری شکست های دیپلماتیک آمریکا، در وهله اول توانست فقط این منطقه را تحت کنترل خود درآورد.

برای جلوگیری از عملیات جدید ترکیه، باید این شکست های دیپلماتیک و ایده های منسوخی که درگیری های منطقه ای را توجیه می کند، به دقت مورد بررسی قرار گیرند.

شکست های آمریکا

علیرغم لفاظی های آمریکا در مورد "نگرانی های امنیتی مشروع" ترکیه در منطقه، رویکرد تهاجمی ترکیه نسبت به شمال سوریه ارتباط چندانی با تهدید امنیتی ترکیه از سوی اداره خودگردان یا نیروهای سوریه دموکراتیک ندارد.

در مقابل، حملات ترکیه به منطقه جنگی تحمیلی است که ریشه در خصومت اقتدارگرایانه و رویکرد نظامی‌گرایانه علیه هرگونه بیان سیاسی و فرهنگی کردها دارد و سیاست رسمی دولت رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه از زمان شکست مذاکرات صلح بین حزب کارگران کردستان یا (پ‌ک‌ک) و دولت ترکیه از سال 2015 بوده است. دستیابی به ثبات در شمال و شرق سوریه، بدون یافتن راه‌حلی سیاسی برای درگیری گسترده‌تر ترکیه و کردها اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار خواهد بود.

شرایط برای تلاش‌های جدید جهت یافتن راه‌حلی از طریق مذاکره تا قبل از عملیات چشمه صلح از همیشه مناسبتر بود. زیرا ایالات متحده با ترکیه و نیروهای دموکراتیک سوریه به صورت مستقیم گفتگو می کرد، عبدالله اوجالان، بنیانگذار و رهبر زندانی پ.ک.ک، اجازه ملاقات با وکلای خود را داشت و به او اجازه می داد با جهان خارج ارتباط برقرار کند و او از این فرصت برای دعوت به صلح در سوریه استفاده کرد.

جمیل بایک، رئیس مشترک (KCK) - سازمانی که پ‌ک‌ک بخشی از آن است - حتی مقاله‌ای را در واشنگتن پست با این عنوان منتشر کرد: «اکنون زمان صلح بین کردها و دولت ترکیه است؛ آن را هدر ندهیم.»

با این حال، سیاستگذاران آمریکایی تصمیم گرفتند به جای بهره بردن از این شرایط، وضعیت شمال و شرق سوریه را از بافت سیاسی و تاریخی آن متمایز کنند. دیپلمات‌های آمریکایی نه تنها زمان، تلاش و سرمایه دیپلماتیک محدودی را صرف یافتن راه‌حل سیاسی پایدار برای رفع مناقشه ترکیه و کردها کردند، بلکه بر سر توافق غیرقابل اجرای «منطقه امن» تاکید کردند که اداره خودگردان کردی در شمال و شمال شرق سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه را مجبور به دادن امتیازاتی غیرضروری کرده و هیچ عواقبی را برای طرفهایی که آن را نقض می کردند در نظر نمی گرفت.

هنگامی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا در اکتبر 2019، به طور ناگهانی نیروهای آمریکایی را از شمال سوریه خارج کرد، ترکیه بلافاصله تعهدات خود را پیرامون این توافق کنار گذاشت. ممکن است که دولت اردوغان از همان ابتدا قصد نداشته مفاد توافق را تا انتها رعایت کند.  

ایالات متحده باید متوجه می شد که رهبران ترکیه با حسن نیت وارد مذاکره با نیروهای دموکراتیک سوریه نشده اند. همچنین باید اظهارات اردوغان درباره ایده ایجاد "منطقه امن" جدی گرفته می شد. ایده او بر ایجاد یک نوار کاملاً اشغال شده از خاک سوریه در امتداد مرز ترکیه تمرکز داشت که قرار بود توسط همان شبه نظامیان وابسته به مخالفانی اداره شود که غیرنظامیان کرد را در عفرین به وحشت انداخته بودند و بخشی از استراتژی تغییر بافت جمعیتی بود.

ترکیه هرگز به طور علنی اعلام نکرده که قصد دارد با یک نهاد سیاسی تحت رهبری کردها در مرزهایش همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد. نمی بایست برنامه ریزی های ایالات متحده این مسئله را نادیده می گرفت.

دولت جو بایدن امروز با مشکل عمده ای روبه روست زیرا باید از یک سو به بحران ناشی از سیاست های شکست خورده ترامپ پایان دهد و سپس نوعی تعامل دیپلماسی را در پیش گیرد که دولت ترامپ قادر نبود یا نمی خواست آن را دنبال کند. باید اذعان کرد که هزینه های شکست در ثبات و امنیت منطقه ای بسیار زیاد است.

آمریکا در وهله اول باید صراحتا با هرگونه مداخله بیشتر ترکیه در سوریه مخالفت کند. این که وزارت امور خارجه آمریکا علناً از ترکیه خواسته است به آتش بس سال 2019 احترام بگذارد، اولین اقدام ضروری در این خصوص است.

آمریکا باید به ترکیه تفهیم کند که اگر جنگ علیه اداره خودگردان در شمال و شمال شرق سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه را انتخاب و مناطق بیشتری از سوریه را اشغال کند، با عواقبی بزرگتر از آنچه دفعه قبل متحمل شد، مواجه خواهند شد. اعمال تحریم بر اساس فرمان اجرایی 13894 بر افراد و نهادهای درگیر در عملیات نظامی در سوریه و امتناع از پیشبرد فروش F-16 دو گام بزرگ در این خصوص خواهد بود.

اگر آمریکا قادر باشد از وقوع حمله ای جلوگیری کند پس باید به پرداختن به مسئله کرد با همه جوانب منطقه ای آن نیز متعهد شود. حمایت از گفتگوهای صلح بین ترکیه و پ ک ک و یافتن راه حل سیاسی برای مسئله کردها، آن گونه که مخالفان آن تبلیغ می کنند، مناقشه برانگیز نیست.

جو بایدن، رئیس‌جمهور کنونی ایالات متحده که در دهه 1990 به عنوان سناتور فعالیت می کرد، از تصویب قانونی حمایت کرد که حمایت های امنیتی ایالات متحده از ترکیه را تا زمانی که این کشور حقوق مدنی، فرهنگی و انسانی شهروندان کرد خود را به رسمیت نشناسد، عملیات نظامی خود علیه کردها را متوقف نکند و گام های قابل توجهی در جهت حل مسالمت آمیز مسئله کرد بر ندارد، محدود می‌کرد.

در گزارش سال 2019 گروه مطالعاتی سوریه که چند هفته قبل از حمله ترکیه به رأس العین و تل ابیض منتشر شد، آمده است: «ایالات متحده باید از سرگیری مذاکرات صلح ترکیه و پ‌ک‌ک را تسهیل کند زیرا این مسئله احتمالا بهترین راه برای تنش زدایی میان ترکیه و نیروهای دموکراتیک سویه است.

این احساس که بوجود آمدن یا نیامدن بحران جدید در روابط میان آمریکا و ترکیه نمی تواند لزوما مانع ایجاد شکست در تعامل میان آمریکا و ترکیه شود در واشنگتن کاملا قابل لمس است. تمایل ترکیه برای منحرف کردن تلاش‌های ویژه ایالات متحده و بی‌ثبات کردن منطقه می تواند به تقابلی حیاتی در ترکیه ارتباط داشته باشد که مسئله کردها نام دارد.

زمان آن فرا رسیده است که ایالات متحده، یک بار برای همیشه به یافتن راه حلی برای این مناقشه یا مسئله کردها متعهد شود. این مسئله به این خاطر نیست که چنین اقدامی کار درستی است بلکه به این خاطر است که حل مسئله کردها یکی از دردهای خاورمیانه را تسکین می دهد و منابعی را که برای مدیریت بحران های قابل پیشگیری دیگر لازم است، آزاد می کند.

نویسنده: جیران اوزجان، مدیر اجرایی مؤسسه تازه تأسیس صلح کردی