آب؛ میراثی گران بها در گرداب نیستی
سرویس ایران- آب؛ این میراث گران بها که به دلیل سوءمدیریت ها، برداشت های بی رویه، استفاده از آن در پروژه های زیانبار و... در گرداب نیستی قرار گرفته و نیازمند حکمرانی احیا برای توسعه پایدار سرزمین است.

به گزارش خبرنگار کردپرس، همه ساله از یکم تا هفتم تیرماه به عنوان هفته صرفه جویی در مصرف آب نامگذاری شده است. هفته ای که هدف آن توجه به «آب» این مایه حیات و حفاظت از آن بوده و هر روز یک عنوان خاصی را شامل می شود. عناوینی که البته بیشتر به شعار می مانند چرا که با توجه به وضعیت خشکسالی و بحران آب در کشور و تصمیم گیریهای اشتباه در جانمایی بعضی از پروژه های پُرآب بر و بی توجهی به برداشت های بی رویه از منابع آب های زیرزمینی در کنار ادامه روند پرخطر آبیاری و ... چندان نمی توان به عناوین به کار رفته دلخوش بود و امیدوار.

آب؛ جاذبه گردشگری

قطعاً نمی توان نقش آب را در امور گردشگری منکر شد اما وقتی حفاظت از آب آن گونه که باید صورت نمی گیرد این گردشگری هم دیگر اثر ندارد. تأثیر آب بر حوزه گردشگری از سرسبزی طبیعت و خروشان بودن رودخانه ها گرفته تا پایداری فضای سبز و قنات ها و تالاب ها و چشمه ها و... همه و همه وابسته به آب برای جذب گردشگر هستند. موضوعی که در بسیاری از نقاط ایران چندان جدی گرفته نشده و بخش گردشگری آبی از حوزه گردشگری حذف شده است.

همچنین یکی از مسئله های مهم برای جذب گردشگر طبیعت بکر و محیط زیست سالم است؛ دو حوزه ای که اگر آب نباشد نابود شده و دیگر نه تنها جذابیتی برای گردشگران ندارند بلکه حتی امنیت زندگی کردن را هم به چالش می کشند.

برای مثال مناظر، گردشگری سلامت و درمانی، حمام های ساحلی و ورزش های آبی مانند قایقرانی و انواع شنا به آب وابسته اند. به باور کارشناسان آب صرفاً در این بخش به مصرف نمی رسد بلکه گردشگری به این جذابیت های مبتنی بر آب بستگی دارد و ممکن است با کاهش آب جذابیت های آن ها افت کند.

آب؛ حکمرانی منابع زیرزمینی

آب های زیرزمینی؛ گنج پنهانی هستند که رو به نابودی می روند. با وجود اهمیت بالای آب های زیرزمینی، توجه درخوری به این منابع نشده و مدیریت این آب ها کمتر در دستور کار سیاست گذاران قرار گرفته، یکی از مهم ترین دلایل کم توجهی، ناپیدا بودن آب های زیرزمینی بوده که این ناپیدایی هم از نظر فیزیکی و هم از نظر سیاسی مطرح است.

کارشناسان گسترش سریع، بی برنامه و کنترل نشده بهره برداری از آب های زیرزمینی را به «انقلاب خاموش» تعبیر کرده اند. رخدادی که در صورت اصلاح نشده حکمرانی آب های زیرزمینی تبعات منفی و تهدیدهای زیادی را به دنبال خواهد داشت.

حکمرانی به معنای بهره گیری از قوانین، ابزارها و نهادهایی است که می توانند رفتار ذینفعان را برای دست یابی به اهداف سیاست گذاری شده، هدایت کنند. ساختار فعلی حکمرانی آب های زیرزمینی منجر به برداشت بی رویه آب، تخریب کیفی منابع آب، کاهش تغذیه آبخوان ها و تخصیص نادرست منابع به کاربریهایی که در آن جامعه به منافع کمتری دست می یابد، شده است.

افزایش تقاضا برای برداشت آب نتیجه رشد سریع اقتصاد و جمعیت بوده و رشد شهرنشینی و صنعتی شدن کشاورزی هم از عوامل مهم تأثیرگذار در این زمینه است. در اغلب کشورها، به دلیل فقدان نگاه سیستماتیک، توجه کمی به کاهش تغذیه آبخوان ها به عنوان یکی از ابعاد بحران آب ‌های زیرزمینی شده و  در مورد تنزل کیفی آبخوان‌ ها به ویژه در آلاینده ‌های غیرنقطه ‌ای بخش کشاورزی غفلت زیادی می‌ شود.

تمام این مسایل به دلیل فقدان نظام ‌های حکمرانی کارآمد بوده و لذا لازمه‌ بازخورد مناسب نسبت به مشکلات و مسایل حوزه آب‌ های زیرزمینی، استقرار حکمرانی خوب آب های زیرزمینی است.

به دلیل ویژگیهای ذاتی منابع آب زیرزمینی، استقرار سیستم حکمرانی در این حوزه دشواریهای زیادی دارد. امکان برداشت آب‌ های زیرزمینی در گستره ‌ای وسیع، تبدیل شدن ماهیت مالکیت این آب‌ ها از منابع عمومی به منابع شخصی، وجود پیشران های قوی اقتصادی برای بهره ‌برداری، نبود مشوق‌ های لازم برای دست یابی به پایداری و مهم تر از همه، ناپیدا بودن این آب ‌ها به پیچیدگیهای مسئله می ‌افزاید.

اندازه ‌گیری و پایش آب ‌های زیرزمینی دشوار بوده و تبعات منفی برداشت ‌های بی ‌رویه ممکن است تا سال ها مشاهده نشود. خشک شدن آبخوان ‌ها با خشک شدن رودخانه و یا مرگ ماهیان در اثر آلودگی که می ‌توانند به وضوح زنگ خطر را به صدا درآورند، متفاوت است.

مشهود نبودن ابعاد مسایل آبخوان ‌ها موجب می شود بهره‌ برداران و سیاست گذاران همیشه این تلقی را داشته باشند که هنوز برای احیای آبخوان فرصت کافی وجود دارد. دولت ‌هایی زیادی تلاش کرده اند که بحران افت آب‌ های زیرزمینی را مهار سازند و تجربیات موفق و ناموفق زیادی در دنیا وجود دارد که توجه به آن ها می ‌تواند آموزه‌ های ارزشمندی برای سایر کشورها داشته باشد.

تجربیات کشورهای مختلف نشان داده که هماهنگی سیاست‌ های بین‌ بخشی، ضعیف ترین حلقه در تمام زنجیره‌ حکمرانی آب ‌های زیرزمینی است. ساختار حکمرانی باید بر مبنای ارزیابی واقع بینانه از شرایط فیزیکی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی باشد. از نظر اجتماعی، پذیرش قوانین و مقرراتی که از بالا به پایین تعیین می ‌شوند، معمولاً مناقشه برانگیز است. به ویژه جوامعی که سنت‌ ها و فرهنگ خودمختاری محلی و یا قومی قبیله‌ای داشته باشند، نسبت به وارد شدن فشار از بالا به پایین، مقاومت نشان می ‌دهند. اتخاذ، رویکردهای مشارکتی و مدیریت جمعی به عنوان جایگزین و یا مکمل‌ های خوبی برای تنظیم‌ گری بالا به پایین هستند. «رایزنی و هم اندیشی  ملی» با مشارکت تمامی ذینفعان، علی رغم دشواری، بهترین راه برای شکل دهی برنامه اصلاحات و پذیرش ذینفعان است. در این مسیر، باید به تبعات نابرابری در قدرت و متعاقب آن نابرابری در بهره مندی از آب ‌های زیرزمینی توجه داشت. در فرآیند مشارکت، مالکان قدرتمندتر و ثروتمندتر نباید صدای غالب تری داشته باشند. با افزایش روزافزون اهمیت اقدامات جمعی و مشارکتی در مدیریت آب‌ های زیرزمینی، برای ارتقای گفت و گوهای سازنده بین مهندسان، جامعه‌‌شناسان، متخصصان محیط زیست و اقتصاددانان در نهادهای دولتی و غیردولتی نیاز فزاینده ‌ای به تخصص های اجتماعی وجود دارد. ابزارهایی نظیر آموزش ‌های بین رشته ‌ای می ‌تواند در این زمینه کمک ساز باشد.

آب؛ میراث فرهنگی و معنوی

اگر آب را یک میراث گران بهای معنوی و فرهنگی بدانند قطعاً اشتباه نکرده اند. ارزش آب آن قدر در این زمان خشکسالی بالاست که از هر نظری باید آن را حافظ بود همانند جان در بدن، همانند میراثی بی نظیر که وجودش برکت می آورد.

در فرهنگ ایرانی به آب اهمیت بسیاری داده شده و این اهمیت روز به روز بیشتر هم می شود تا جایی که امروزه مراسمات خاصی برای نجات از خشکسالی و بارش باران در نقاط مختلف کشور به صورت مبومی و محلی برگزار می شود.

تحقیقات و بررسی متون تاریخی نشان می دهند که قدمت آب قبل از خاک بوده و حتی در ایران باستان هم آب به عنوان یک عنصر مقدس به شمار می رفته است.

با این وجود در تمامی دوران تاریخ آب را به عنوان یک میراث فرهنگی و معنوی شناخته و ارزش داده اند؛ میراثی که متأسفانه به دلیل خودخواهی و منفعت طلبی ها و سوء مدیریت ها روبه نیستی می رود.

آب؛ اثرگذار در پایداری سرزمین

کشور آب ندارد و محیط زیست به دلیل بی آبی در شرایط شکننده قرار گرفته، بنابراین پایداری سرزمین از تولید و کشاورزی مهم ‌تر است. ایران در حال تجربه مشکلات جدی آب هست؛ از یک ‌سو با کمبود آب فیزیکی مواجه شده و منابع کافی آب طبیعی برای تأمین تقاضای آب در کشور نیست و از سوی دیگر با کمبود آب اقتصادی روبرو گشته و مدیریت ضعیف منابع آبی به چالش بزرگی تبدیل شده است.

در «اطلس خطرات آبی»، ایران در رده چهارم کشورهایی قرار دارد که ممکن است منابع آبی آن ‌ها به پایان برسد. نسبت «موجودی آب در دسترس» و «برداشت از منابع آبی»، ارقام قابل تأملی را درباره بحران آب ایران نشان می‌ دهند. «رشد جمعیت»، «کشاورزی ناکارآمد» و «سوءمدیریت و عطش توسعه» سه عامل بحران ‌زایی در آب کشور شناخته شده ‌اند.

استفاده بی رویه از منابع آب زیرزمینی این منابع را در معرض خطر قرار داده و تلاش در جهت استفاده پایدار از آن را به یک الزام تبدیل کرده است.

آنچه تحقیقات نشان می دهند این است که پایداری بر اساس دو دیدگاه و با استفاده از دو شاخص لحاظ می شود؛ در یک دیدگاه پایداری منابع آبی معادل کاهش اتلاف آب در نظر گرفته شده و در دیدگاه دوم الگوی استفاده از زمین و محیط زیست مورد توجه قرار گرفته و یک شاخص ترکیبی ارائه خواهد شد.

نتایج مطالعات انجام شده نشان می دهد در مواردی که شاخص اتلاف آب به عنوان معیار پایداری تعریف می شود، توانایی مدیریتی آن به عنوان مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر استفاده پایدار از آب به حساب می آید. جدای از لحاظ نمودن ارزش آب در پایداری سرزمین، توسعه هم می تواند به عنوان یک شاخص تأثیرگذار در مدیریت لحاظ شود. در سال های اخیر توسعه نه تنها توام با حفظ و نگهداری محیط زیست نبوده بلکه باعث تخریب و نابودی آن نیز شده است. در کشورهای صنعتی یا توسعه یافته، توسعه گسترده و لجام گسیخته باعث تخریب محیط زیست گشته و در کشورهای در حال توسعه افزایش جمعیت باعث شده که بیش از ظرفیت زمین از منابع آب، انرژی و محیط زیست بهره بردای صورت گیرد و آثار زیانباری برای محیط زیست به وجود آورد.

 در عصر حاضر قدرت انسان برای دگرگون سازی محیطی که در آن زندگی می کند اگر عاقلانه به کار رود می تواند برای همه مردم مزایای توسعه و امکان بهبود کیفیت زندگی را به ارمغان بیاورد و اگر بهره برداری از آن با سوءاستفاده یا بی توجهی همراه باشد، همان قدر می تواند صدمات بی شماری به منابع آب و محیط زیست وارد سازد.

به هر حال سیاستگذاری و برنامه‌ریزی توسعه پایدار در تلفیق و یکپارچه‌ دیدن آب، انرژی و محیط زیست، نشان دادن ارزش آب و انرژی در رفاه شهروندان و زیست پایدار در سرزمین، بیان نقش منابع محدود آب در توسعه اقتصادی جوامع و ضرورت حفظ محیط زیست و تشریح طرح‌های تصفیه فاضلاب و بازچرخانی آب برای صرفه‌جویی در بهره‌برداری از منابع آبی در پایداری سرزمین بسیار اثرگذار هستند.

آب؛ مؤثر در کاهش بیابان زایی

براساس اطلاعات ارائه شده تعداد استان های بیابانی ایران از 14 مورد در آغاز برنامه چشم انداز 20 ساله، اکنون به حدود 21 استان افزایش یافته، همچنین وسعت مناطق بحرانی برای ریزگردها 6 میلیون هکتار بود که این میزان به نزدیم 14 میلیون هکتار رسیده است.  

به استناد داده های سازمان توسعه عمران ملل متحد؛ ایران جزو کشورهایی است که به دلیل تغییرات اقلیمی و خشکسالی در سال 2025 با بحران شدید آب مواجه می شود و در سال 2040 به اوج بحران بی آبی می رسد.

با این وجود بحران کم آبی و گسترش خشکی و بیابان زایی و ریزگردها در بخش های مختلف ایران، به طور مستقیم بر اقتصاد محلی کشاورزان، وضعیت خانواده ها، شرایط شغلی و وضع روانی و اجتماعی انسان ها و بالأخره سلامتی و بهداشت شهروندان اثرات شکننده و منفی گذاشته است، لذا می طلبد سیاست های حکمرانی آب در تمامی حوزه های مختلف بازنگری شده و تا دیر نشده جان بی جان آب را در دل سفره های زیرزمین احیا کنند./

* تهیه و تنظیم: زیبا امیدی فر

- برگرفته از چندین مقاله تحقیقی در حوزه حکمرانی آب