محرومیت؛ هنوز بر تن رنجورِ شیمیایی سردشت سنگینی می کند
سرویس آذربايجان غربى- ٣٥ سال از بمباران شیمیایی سردشت، به عنوان یکی از فجیع‌ترین تهاجمات جنگی می گذرد، شهر کوچکی که به عنوان نخستین شهر قربانی سلاح های شیمیایی در جهان شناخته شده اما این عناوین و القاب دردی از مصدومان شیمیایی و بازماندگان آن روز فاجعه تا کنون دوا نکرده است، شهری که اکنون محرومیت را به مصدومیت شیمیایی گره زده است.

به گزارش کردپرس، ٣٥ سال قبل، اوایل تابستان سال ۶۶، ایران در گرماگرم جنگ با رژیم بعثی عراق بود. عملیات گسترده بر نوار مرزی غرب کشور شدت گرفته بود. بعثی ها بارها اقدام به بمباران شیمیایی کرده بودند، اما کسی باور نداشت که این بمباران شیمیایی در مناطق مسکونی انجام بگیرد و مردم بی گناه و غیرنظامی هدف بمباران شیمیایی آنها قرار بگیرند!

ساعت ١٦:٣٠ روز هفتم تیر ماه یک روز گرم تابستانی بود که صدای انفجاری عظیم گوش شهر را کر کرد و سردشت در آن روز و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، توسط رژیم بعث از ٦ نقطه بمباران شد.

پر جمعیت ترین نقطه شهر محل اصابت بمب واقع شده بود و در این جریان چند نفر زخمی و یک نفر شهید شد. مردم حتی در آن روز خوشحال بودند که تنها ٦ نقطه شهر بمباران شده است و تلفات کم است اما آنها اطلاع نداشتند که تا چند ساعت دیگر چه اتفاقی آینده  شان را تغییر خواهد داد.

کفتارهای رژیم بعث چرخ زنان در پی قربانی گرفتن بودند و بعد از این بمباران حدود ۲۰ دقیقه هواپیماهای جنگی بعث بر فراز آسمان سردشت چرخ می‌زدند تا مبادا مردم از شهر خارج شوند و مردم هم  از ترس شروع دوباره بمباران در شهر باقی ماندند و نگران و سراسیمه در پناهگاه ها و زیرزمین های خانه هایشان پناه گرفته بودند، اما بعد از چند ساعت همه چیز دگرگون شد؛ بوی لیمو، سیر و گوگرد در شهر پیچید. چه خبر بود؟!

همه سراسیمه به هم نگاه می کردند تا اینکه تنگی نفس امانشان را برید، بدن ها شروع به خارشی عجیب کرد، پوست بدن انسان ها زنده زنده شروع به تاول زدن و سوختن کردن و چشم ها دیگر جایی را نمی دید..... بوی گوشت سوخته می آمد!

در یک روز ٨ هزار و ٢٤ نفر در سردشت  شیمیایی شده و ۱۱۰ نفر از ساکنان غیرنظامی شهر هم شهید شدند. فاجعه ای که زبان از گفتن آن قاصر است. آن روز قیامتی در شهر بر پا شد که هنوز هم یاد و خاطر بازماندگانش را می خراشد و به زخم هایشان چنگ می زند.

بعد از آن مصدومان به بیمارستان های سراسر کشور اعزام شدند و تعدادی هم به دلیل وخامت حال برای مداوا به خارج از کشور رفتند. در آن بلوا، متاسفانه جانبازان شیمیایی کمتر به تشکیل پرونده و تهیه مدارک جهت ثبت نام خود به عنوان یک جانباز شیمیایی اقدام کرده بودند مردم بیشتر در پی مداوا و تیمار بیماران خود بودند و توجهی به این مسئله نداشتند.

همین شده که هنوز هم بعد از ٣٥ سال، تعداد دقیق جانبازان شیمیایی این شهر محرز نشده و تعداد زیادی با وجود مصدومیت شیمیایی به دلیل نبود مدرک امکان اثبات جانبازی را ندارند!

در میان آنها جانبازان شیمیایی وجود دارد که سال هاست با درد و رنج این بیماری زندگی می‌کنند و وضعیت بغرنجی دارند اما به دلیل نبود مدارک و مستندات موفق نشدند که نام خود را به عنوان جانباز ثبت کنند و مشکلات درمان و تهیه دارو و سختی بیماری شیمیایی بودن را سه دهه است در سکوتی دردناک تحمل می کنند. حتی یکی از این مصدومان شیمیایی که در زمان بمباران شهر خانه‌اش در نزدیکی محل اصابت بمب بود، به دلیل نداشتن مدرک و مستندات نتوانسته پرونده جانبازی دریافت کند در حالی که جز مصدومان شیمیایی با درجه مصدومیت بالاست.

انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی بارها راهکارهای خود را در راستای شناسایی تمامی مصدومان شیمیایی ارائه کرده است که یکی از آنها استفاده از کارشناس نظامی است اما متاسفانه تاکنون از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران به این راهکارها توجهی نشده است.

تا اکنون نیز بیش از ۱۳ هزار نفر مدعی مصدومیت شیمیایی هستند، اما بر اساس اعلام کمیسیون پزشکی بنیاد شهید و امور ایثارگران، از سال ۱۳۸۰ به بعد با تشکیل کمیسیون های پزشکی بیش از ۱۲ هزار معاینه انجام و برای بیش از هزار و ۵۰۰ نفر نیز پرونده تشکیل شده است و در سال های اخیر هم تعدادی بر این آمار افزوده شده اما هنوز هم کلیه مصدومان شیمیایی شهر تحت پوشش قرار نگرفته و به عنوان مصدوم جنگی شناخته نشده اند.

بعد از ٣ دهه از فاجعه بمباران شیمیایی شهر سردشت، به عنوان نخستین شهر قربانی سلاح شیمیایی در جهان، تنها یک کلینیک برای هزاران مصدوم شیمیایی سردشت در شهر وجود دارد که کفاف نمی دهد و همان هم از امکانات لازم برخوردار نیست. عجیب تر آنکه تاکنون پنج بار افتتاح شده و به دلیل عدم پرداخت حقوق پزشکان هر بار تعطیل می‌شود و وقتی قرار است مسئولی از تهران بیاید دوباره افتتاح می‌شود!!!

سال ها است بسیاری از بیماران شیمیایی گلایه دارند که حق بیمه آنها پرداخت نمی‌شود و چون پول شرکت‌های بیمه پرداخت نمی‌شود، آنها قرارداد بیمه دفترچه‌های این مصدومان را تمدید نمی‌کنند. بسیاری از مصدومان شیمیایی دفترچه ندارند و هزینه‌های خود را به صورت آزاد پرداخت می‌کنند.

با این همه درد، سردشت، خواهر خوانده «هیروشیما»ی ژاپن شده اما این ها تنها نام اند و یک تابلو در خیابان. این شهر کوچک و مرزی عناوین دیگری همچون «اولین شهر قربانی سلاح های شیمیایی جهان»، «شهر نفس های سوخته»، «پایتخت کولبری» و ... را دارد، و نرخ بیکاری آن در استان آذربایجان غربی بالاتر از میانگین است. شهرستانی که در حوزه زراعت و صنعت هم حرفی برای گفتن ندارد و با محرومیتی تاریخی دست و پنجه نرم می کنند و پاسخ بسیاری از مردم به این وضعیت تا کنون آمار بالای مهاجرت بوده است!

سردشت سال هاست با بیکاری، درد و الم مصدومان شیمیایی سر می کند و در سال های اخیر کرونا و گرد و غبار و کیفیت هوای بسیار خطرناک هم مزید بر علت شده و نفس زندگی در شهر نفس های سوخته تنگ تر شده است.