دریاچه ای که «بازیچه» شد!
سرویس آذربایجان غربی- 8‌ سال زمان داشتند تا بزرگترین دریاچه آب شور خاورمیانه و ششمین دریاچه آب شور دنیا را در ارومیه نجات دهند، اما در این سالها بالغ بر ١٥ هزار میلیارد تومان خرج کردند و عاقبت ٩٥ درصد دریاچه خشک و مشخص شد به غیر از رهاسازی آب از سدها کاری انجام نگرفته و دریاچه ارومیه تنها بازیچه عده ایی شد که نام خود را اعضای ستاد احیا و حامیانشان گذاشته بودند و حالا دولت جدید می خواهد دریاچه را مجددا اسیر تراژدی دوباره کاری کند.

به گزارش خبرنگار کردپرس، دریاچه ارومیه، پس از مرداب انزلی، یکی از زیباترین زیستگاه های طبیعی جانوران در کشور بود و همین امر سبب شد، تا سازمان جهانی یونسکو آن را به عنوان منطقه تحت حفاظت و زیست بوم بین المللی به ثبت برساند، اما تالاب فیروزه ای شمال غرب ایران، تحت تاثیر عوامل متعدد طبیعی و انسانی در دو دهه اخیر روبه خشکی رفته و در حال نابودی است. اکوسیستمی که میلیون‌ها سال در آن جاری و حاکی بوده، اکنون دیگر از تنظیم خارج شده و دریاچه ضجه های آخر را می زند.

 در واقع از سال ۱۳۸۰ به بعد بود که به دلیل کم شدن نزولات آسمانی، ورودی آب به این دریاچه کم شد. احداث سدها و آب بندهای متعدد بر روی رودهایی که این دریاچه را تغذیه می‌کردند، حفر چاه های بی شمار غیر مجاز در حوضه آبریز، احداث باغات گسترده و .... به این معضل دامن زدند.

ستادی برای احیا با چاشنی تبلیغاتی

برای حل معضلات پیش آمده، دولت وقت تصمیم به احداث ستادی، جهت احیای دریاچه ارومیه گرفت. ستادی که نامش را از همین عنوان وام گرفت و در سال ٩٢-٩٣ با ادعاهای بزرگ و غیر عملی و تیمی از کارشناسان غیر متخصص! آمد تا دریاچه ارومیه را جانی دوباره ببخشد، اما نه تنها در این کار موفق نبود بلکه بخش قابل توجهی از بودجه بیت المال هم را بدون نتیجه مشخص هدر داد و دریاچه را هم به نقطه اول بازگرداند.( ستاد احیا با صرف ۶ هزار میلیارد تومان دریاچه ارومیه را به نقطه اول بازگرداند!)

مدیران ستاد مثلا «احیا»؛ روزی از انتقال آب دریای خزر به دریاچه ارومیه خبر می دادند و روزی دیگر از انتقال آب دریاچه وان ترکیه! یا اینکه انتقال آب رود ارس به دریاچه را رسانه ایی می کردند. در نهایت اما این وعده ها را غیر عملی می خواندند و سراغ همان راهکار همیشگی و زودبازده، یعنی انتقال آب از سدهای استان آذربایجان غربی می رفتند و تایید کردند که «سنگ بزرگ نشانه نزدن است» و همه این وعده ها چیزی در حد شعارهای تبلیغاتی و سرگرم کننده نیستند!! ماجرای انتقال آب دریاچه وان ترکیه به دریاچه ارومیه از صفر تا صد!

ستاد احیای دریاچه ارومیه آمد و رفت؛ آب از آب تکان نخورد

ستاد احیای دریاچه ارومیه با کارنامه ناموفق از زمان تشکیل تا انحلالش حدود ۶ هزار میلیارد تومان با محاسبه نرخ تسعیر دلار و نرخ تورم، معادل بیش از ١٥ هزار میلیارد تومان را صرف کرد و عاقبت وضعیت دریاچه را به نقطه اول و آغاز بحران بازگرداند. 15 هزار میلیارد تومان خرج شد، اما دریاچه ارومیه آب رفت!

اصلا مشخص نشد که چرا ستاد احیای دریاچه ارومیه که در ٣ استان آذربایجان غربی، شرقی و کردستان تشکیل شده بود و مرکزیت آن با استان آذربایجان غربی بود، روزی تشکیل و در سکوتی عجیب و غریب هم منحل شد!! شاید مسئولان وقت دریافتند که کار احیای دریاچه ارومیه، از عهده تیم ستاد احیایی که تشکیل داده بودند بر نمی آید و آن را در تابستان سال ٩٩ منحل کرده و در اقدامی عجیب تر آن را به مرکز آینده پژوهی دریاچه تغییر دادند! انگار که وضعیت دریاچه ثبات یافته باشد و تنها نگرانی مسئولان هم پژوهش های آینده آن است!

در آن زمان رییس دفتر استان‌های ستاد احیای دریاچه ارومیه با اعلام اینکه تمامی وظایف ستاد احیای دریاچه ارومیه به مرکز آینده پژوهی واگذار می‌شود، گفته بود: «اقدامات دولت تدبیر و امید سبب تثبیت و جان گرفتن نگین آبی آذربایجان شده است و این دریاچه تا سال ۱۴۰۶ به طور کامل احیا و به تراز اکولوژیک می‌رسد».

در واقع دریاچه ارومیه در پنج سال تشکیل ستاد احیا، پس از بارندگی‌های خوب به تراز اکولوژیک 1271.72 و حجم ٤.٦٨ میلیارد متر مکعب آب رسید، همین  ثبات موقتی و نسبی دریاچه که از بارش های سال ٩٨ و ٩٩ حاصل شده بود، باعث شد تا رییس جمهور دولت تدبیر و امید وعده جشن احیای دریاچه را اعلام کند! اما وضعیت شکل گرفته، سرابی بیش نبود و خشک شدن دریاچه و از دست رفتن ٩٥ درصد حجم آبی آن در سال ١٤٠١ نشان داد که وعده ها و اقدامات انجام گرفته، تا چه میزان ناکارآمد بوده است؟! وعده جشن احیا و دریاچه ارومیه، می رود تا به خاطره ها بپیوندد

تناقض آشکار ستاد احیای دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی و شرقی

مدیریت نادرست منابع آبی، انتقال حق آبه دریاچه ارس به تبریز برای شرب و صنعت و حتی سرگرمی و پمپاژ ١١ ساله از آب دریاچه ارومیه برای ساخت دریاچه مصنوعی در بندر شرفخانه در تبریز!! (آذربایجان شرقی از جان دریاچه ارومیه چه می خواهد؟) عدم برخورد قانونی با ریختن ١٠ ساله فاضلاب و پساب تصفیه نشده کارخانه های آذربایجان شرقی به دریاچه، (آذربایجان غربی برای احیا دریاچه ارومیه آب می دهد، آذربایجان شرقی پساب!) از یک طرف و فشار و باج خواهی فراوان از استان آذربایجان غربی از طرف دیگر، از جمله عملکرد متناقض ستاد احیای دریاچه ارومیه بود.

متاسفانه در آن زمان دبیر کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه، گفته بود: «در سال های ابتدایی تشکیل ستاد احیای دریاچه، هرچقدر آذربایجان شرقی همکاری داشت، آذربایجان غربی در تقابل با ستاد احیا بود»، اما کارنامه دو استان آذربایجان غربی و شرقی در روند احیای دریاچه ارومیه عیان است. وقتی آذربایجان غربی با جان باج می داد و آذربایجان شرقی تنها کام می گرفت. آذربایجان غربی جان داد تا دریاچه ارومیه سیراب شود؛ بی انصافی نکنید!

در این ٨ سال باج بازسازی و احیا دریاچه ارومیه را تنها مردم آذربایجان غربی به تنهایی به دوش کشیدند و در صنعت و کشاورزی متضرر شدند تا کارخانه داران با خیالی آسوده پسابشان را به دریاچه ایی بریزند، که حیات عده زیادی به آن بسته است و اکنون در روزهای بحرانی آن، سکوت اختیار کرده اند.

آبی که می توانست در آذربایجان غربی خرج صنعت شود اما به دلیل برنامه های ستاد احیا و رهاسازی آب به دریاچه ارومیه، صنعت در این استان با رکود و تعطیلی روبه رو شده است، کشت گلخانه ایی محدود شده و سالیانه ٨ درصد از آب مصرفی کشاورزان این استان در راستای سیاست های همین ستاد احیا کاهش یافت اما در عین حال ستاد توجهی به راه اندازی پروژه سیستم آبیاری نوین در آذربایجان غربی نداشت.

همین ناهماهنگی های در مدیریت متناقض ستاد در بین استان های درگیر با دریاچه ارومیه در نهایت سبب شد تا ورودی این دریاچه به کمترین مقدار استاندارد خود برسد. مسئولان ناکارآمد اما به همین بسنده نکرده و تصمیم گرفتند برای کاهش مسیر ارومیه به تبریز جاده ایی خاکی وسط دریاچه ایجاد کنند، که به عقیده بسیاری از کارشناسان احداث آن با دانش بشری از سال های پیش هم، مغایرت داشت!

پلی برای کسب درآمد؛ شاهکار معماری که بلای جان دریاچه شد

احداث پل و جاده‌ای در وسط دریاچه، شُک تکان دهنده و جبران ناپذیری به اکوسیستم این دریاچه وارد کرد. کوه کنار دریاچه را تخریب کردند و داخل دریا ریختند و پل خاکی درست کردند، به نحوی که چرخش آب در دریاچه متوقف شد و این امر تعدیل دمایی آب را نیز تحت تاثیر قرار داد و عملا دریاچه به دو بخش کاملا مجزا با رنگ و ساختار متفاوت تبدیل شد.

این پل نامیمون، یک دهه بعد از افتتاحش هنوز هم قطعات (یک و دو) آن تکمیل نشده و با وجود این عوارضی تردد هم برایش دریافت می کنند! و مشخص نیست این پول ها کجا صرف شده که هنوز پل استحکام لازم را هم ندارد. ماه گذشته مدیرکل دیوان محاسبات آذربایجان غربی در جریان بازدید از آن گفته بود؛ «با توجه به مشکلات کاهش استحکام پل میان‌گذر دریاچه ارومیه و در صورت پاسخگو نبودن نهاد عامل، پرونده این موضوع به دادگاه ارجاع داده خواهد شد».

اینجا هم پای پیمانکاران سفارشی در کار بود، چرا که مجددا واگذاری درآمد حاصل از عوارضی این مسیر تا سال ١٤١٣ به پیمانکاران تمدید شده است. (گلایه های دریافت عوارض سنگین در پل میانگذر ارومیه همچنان ادامه دارد). مدیرکل دیوان محاسبات آذربایجان غربی می گوید: «صورت حساب شفافی در خصوص ١٥ درصد عوارض آزادراهی پل میان‌گذر دریاچه ارومیه وجود ندارد و نهاد مربوطه باید پاسخگو باشد»، اما مدیرکل راه و شهرسازی آذربايجان‌غربی منکر قضیه شده و می گوید: «پل طبق گزارش بازرسی ها هیچ مشکل سازه ای و فنی ندارد و ۱۵ درصد از عوارض دریافتی هم برای نگهداری هزینه شده است». بلوای پل میانگذر دریاچه ارومیه و مقصد نامعلوم عوارضی های دریافتی!

پلی برای کسب درآمد؛ یک نمونه کوچک از پشت پرده های نامشخص در روزگار تلخ دریاچه ارومیه است. پلی که بلای جان دریاچه شد، خودش هم معیوب و ناقص است، اما کسی زیر بار مسئولیتش نمی رود حالا که دریاچه خشک شده است وجود و کارایی این پل بسیار مضحک به نظر می رسد! اما دریغ از هزینه هایی که صرف شد و بیت المالی که هدر رفت... .

نوشداروی بعد از مرگ دریاچه ارومیه

در یک سال اخیر با توجه به خشکسالی موجود و عدم امکان تامین حق آبه دریاچه ارومیه از سد های استان به دلیل اولویت آب شرب و کشاورزی، هر روز حجم و وسعت دریاچه ارومیه بیشتر آب می رود و در تابستان ١٤٠١ بخشی جنوبی دریاچه خشک شده و احتمال می رود تا اواخر مهر ماه سال جاری نیز این بخش از دریاچه به طور کامل از بین برود، این در حالی است که قرار بود، سال ١٤٠٤ یا دو سال بعدش دریاچه به سطح تراز اکولوژیک برسد!!

اکنون که دریاچه به نقطه آغازین بحران بازگشته است؛ استاندار آذربایجان غربی از وزیر نیرو خواستار اتمام پروژه تونل انتقال آب رودخانه زاب به دریاچه ارومیه شده که از سال گذشته تا کنون معلق مانده است، اما افتتاح این پروژه نوشداری بعد از مرگ است، چرا که صورت بهره برداری در کنار تبعات بسیار، باز هم آب کافی برای رسیدن به تراز اکولوژیک دریاچه را مسیر نخواهد کرد!( درخواست اتمام طرح انتقال آب؛ نوش داروی بعد از مرگ دریاچه ارومیه)

حالا که قرار است؛ با انتقال ۶۰۰ میلیون مترمکعب سالانه آب رودخانه زاب به دریاچه ارومیه و ١٧٢ میلیون متر مکعب از خطوط انتقال پساب است که از مدول دوم تصفیه‌خانه فاضلاب شهر تبریز(ظرفیت سالانه ١٢١ میلیون متر مکعب) و خط انتقال پساب مدول سوم تصفیه‌خانه فاضلاب ارومیه(ظرفیت سالانه ٥١ میلیون متر مکعب) در مجموع ٧٧٢ میلیون متر مکعب در سال آب به دریاچه برسد، ندیده هم می توان پیش بینی کرد  که این میزان برای احیای دریاچه کافی نیست. پروژه گزاف تونل انتقال آب به دریاچه ارومیه در گیر و دار وعده ها!

دقت کنید؛ در راستای احیای دریاچه ارومیه از سال آبی ٩٤-٩٣ تا پاییز سال ٩٩ بیش از ٦میلیارد و ١٥میلیون مترمکعب از سدهای اقماری به سمت این دریاچه رها سازی شده است اما به دلیل عدم برنامه ریزی مناسب رهاسازی هم بدون ثمر بوده است.

دریاچه ارومیه بنا بر اعلام مدیر دفتر برنامه ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه؛ سالانه نیازمند ٣ هزار و ۴۲۶ میلیون مترمکعب آب برای رسیدن به تراز اکولوژیک است!! بنابرین همین نوشداری تونل انتقال آب هم نمی تواند کار چندانی به پیش ببرد، اما مسئولان با اصرار بر افتتاح و بهره برداری آن می خواهند بر ٨ سال ندانم کاری و تعلل و هدررفت بیت المال از سوی خودشان، سرپوش بگذارند.

حال آنکه دیگر فرصت طلایی از دست رفته و ٩٥ درصد از حجم آب دریاچه را هیولای نمکی ته دریاچه قورت داده است. هیولای اعماقِ نگینِ فیروزه ایی آب می بلعد/ دریاچه ارومیه در کمای وعده های بی انجام!

در همان سال ٩٩ هم که دریاچه ارومیه پس از سال ها به حجم ٤ میلیارد متر مکعب آب رسیده بود، عیسی کلانتری رییس وقت سازمان حفاظت محیط زیست کشور گفته بود؛ «ما برای احیای دریاچه ارومیه شق‌القمر نکردیم و اینکه می‌گویند اگر باران نمی‌بارید، دریاچه نیز احیا نمی‌شد، درست است».

بودجه های کلان به نام دریاچه ارومیه به کام.../ تحقیق از ستاد احیا آغاز شد

به هر روی؛ شرح و تفصیل اقدامات کرده و ناکرده ستاد احیای دریاچه ارومیه مفصل است؛ از سرنوشت نامشخص ١٠ میلیون دلار حمایت بین المللی ژاپن به دریاچه ارومیه و سایر کمک های بین المللی تا بودجه های کلانی که گفته می شود؛ به نام احیای دریاچه و به کام سفرهای خارجی و ماموریت های خارج از کشور و خرید مدارک دانشگاهی صرف شد!

حال در تابستان ١٤٠١ در واج روزهای بحرانی دریاچه ارومیه که بحران طوفان نمکی و تبعات خشک شدن دریاچه ارومیه دامان شمال غرب ایران را گرفته است، نماینده مهاباد در مجلس شورای اسلامی به عنوان یکی از طراحان طرح، از تصویب نهایی طرح تحقیق و تفحص از بررسی عملکرد مالی و اداری ستاد احیای دریاچه ارومیه در صحن علنی مجلس با ١٨٢ رای موافق خبر می دهد و می گوید: «بعد از ٨ سال کمتر از ۲۵ درصد برنامه‌های ستاد احیا تا کنون اجرا شده است باید مشخص شود، هزینه کرد اعتبارات ستاد احیای دریاچه ارومیه کجا بوده است؟» تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه آغاز شد

جلال محموزاده می گوید: «قرار است عملکرد مالی و اداری ستاد احیای دریاچه ارومیه از بدو تاسیس تاکنون، دریافتی ها و نحوه هزینه کرد، سفرهای خارج از کشور، حسابرسی های مالی طرفین قرارداد ستاد احیا، میزان اعتبار دریافتی از دولت و نحوه هزینه کرد آن، قوانین و بخشنامه های ستاد احیا و ... مورد بررسی قرار گیرد».

او معتقد است؛ «ستاد احیای دریاچه ارومیه از ابتدا ماهیت سیاسی داشت نه ماهیت اجرایی، و تصمیم گیری های ستاد اغلب غیرفنی بوده و صرفا بر مبنای بالا بردن تراز آبی دریاچه به هر قیمتی اقدام کرده‌اند که حتی منجر به ضایع شدن حق کشاورزان استان های آذربایجان غربی، شرقی و کردستان شد و معیشت مردم در استان های مذکور را نیز تهدید کرده‌اند. از ابتدای کار تا کنون از مشارکت جوامع محلی و اساتید با تجربه دانشگاهی کشور برخوردار نبوده و به حیاط خلوت دولت جهت هزینه کرد اعتبارات در امر انتخابات و ماموریت های خارج از کشور و به نام احیای دریاچه ارومیه تبدیل شد. در این بین شاهد سوء استفاده‌های مالی، قانون‌شکنی ها، دور زدن قوانین مجلس، صرف اعتبارات ستاد احیا در موارد غیر ضروری بوده ایم». ستاد احیای دریاچه ارومیه حیاط خلوتی جهت هدر دادن بیت المال بود!

در همین راستا نماینده تهران در مجلس نیز با اشاره به نارضایتی مردم بومی، کشاورزان و فعالان محیط زیست از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه با طرح این پرسش که این همه اعتبار هزینه شده طی سال‌های گذشته چه خروجی داشته است؟ می گوید: «باید بررسی شود که بعد از این همه سال عملیات پرهزینه طرح احیای دریاچه ارومیه چقدر و چند درصد از سهم ۸۲ درصدی مدیریت غلط حوزه آبریز اصلاح و بهبود یافته است».

سمیه رفیعی با تقدیر از نمایندگان مجلس برای رای قاطع به تحقیق و تفحص از ستاد احیای دریاچه ارومیه اضافه می کند: «قطعا مجلس با هرگونه اهمال در این خصوص برخورد می‌کند و تاکید می کنم که حاشیه امنی برای ترک فعل مسئولان وجود ندارد. این گونه نیست که پول بیت المال جیب برخی‌ها را پر کند و در قبال آن هیچ پاسخگویی وجود نداشته باشد».

نماینده پیرانشهر و سردشت در مجلس نیز می گوید: «ستاد احیای دریاچه ارومیه، ستاد مرگ دریاچه و مسئول از دست رفتن زندگی بسیاری از مردم و کشاورزان است؛ چرا زمانی که از عدم اثربخشی طرح های این ستاد اطمینان داریم باز بر تکرار مسیر اشتباه اصرار می کنیم».

او ادامه می دهد: «حفر تونل کانی سیب پیامدهای متعدد و مخرب زیست محیطی برای شهرستان پیرانشهر در پی داشته و تراز آب زیرزمینی دشت پیرانشهر پایین آمده، چشمه ها و چاه ها خشک شده اند و مردمی که زندگی و پایه های اقتصادشان قرن ها با آب این چشمه ها و چاه ها گره خورده، مستأصل و کلافه شده اند. چرا و به چه گناهی مردم پیرانشهر باید تاوان سوءمدیریت مسئولان را بدهند؟ چرا باید زمین های کشاورزی شان در کنار سد کانی سیب و تونل انتقال آب، خشک و تشنه و بی آب باشد؟ وزارت نیرو مکلف است خسارت کسانی که در اثر اجرای طرح های اینچنینی متضرر می شوند را جبران کند». ستاد احیای دریاچه ارومیه، ستاد مرگ بود/تونل کانی سیب پیامدهای مخربی در منطقه دارد

دوباره کاری و اصرار بر تکرار آزموده ها؛

با این تفاصیل و با این حال و اوضاع از دریاچه ارومیه؛ هنوز هم اصرار دولت و مسئولان برای احیای حتمی دریاچه ارومیه بسیار عجیب به نظر می رسد! این مدیران و مسئولانی که بانگ احیای حتمی دریاچه را سر می دهند در ٨ سال اخیر خودشان در یکی از همین سمت های مربوطه به احیای دریاچه و یا یکی از مشاغل مرتبط با آن مشغول بودند و حالا همه عواقب پیش آمده را به مدیران قبلی و قبل تر نسبت می دهند!

مدیرکل مدیریت بحران آذربایجان غربی اخیرا گفته است؛ «بیش از ۲ دهه گذشته، هرسال به طور متوسط ۴۰ سانتی متر از ارتفاع دریاچه ارومیه کاسته شده و ۹۵ درصد از آب این دریاچه خشک شده است». اما او باز هم به همان راهکاری قدیمی که تا کنون جواب نداده اند و یا ناقص بوده اند، همچون «راه اندازی سیستم‌های نوین آبیاری، تصفیه پساب، هدایت آب سدها و اجرای کانال و تونل زاب» اتکا کرده و می گوید: «با قدرت به دنبال اجرای کامل آنها هستیم»!

دوباره کاری هم به کنار، عجیب تر از همه اینکه رییس حوضه آبریز دریاچه ارومیه و رودخانه ارس گفته است: «تشکیل مجمع نمایندگان حوضه آبریز این دریاچه متشکل از نمایندگان استان های آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و کردستان در راستای ایجاد همدلی برای احیای این پهنه مهم آبی در دستور کار قرار دارد».

حال مشخص نیست ستاد احیای دریاچه ارومیه در این سال ها که متشکل از همین ٣ استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و کردستان بود، چه گلی به سر دریاچه نیمه جان ارومیه زده که حالا موضوع تشکیل مجمع نمایندگان حوضه آبریز این ٣ استان را مطرح کرده اند؟! عقب گردی ٩ ساله؛ دریاچه ارومیه به نقطه آغازین بحران بازگشت

اکنون دریاچه تشنه لب ارومیه، که با ندانم کاری ها و تخلفات گسترده به این روز افتاده، مجددا در گردونه دوباره کاری های بی حاصل افتاده و مسئولان و دولت کنونی می خواهند همان راه های منجر به شکست را امتحان کنند، احیای دریاچه ارومیه؛ یک سر و هزار سودا! هنوز هم مدیرانی که مسبب وضعیت کنونی دریاچه هستند، جزء تصمیم گیرندگان برنامه احیا، اما در قالب و شکل برنامه های جدیدی هستند، از قدیم گفته اند، «آزموده را آزمودن خطاست» اما متاسفانه دریاچه ارومیه اکنون در دستان کسانی که علم و تخصص لازم را ندارند، به بازیچه ای تبدیل شده که می تواند با مرگ نهایی اش تبعات مخرب زیست محیطی گسترده ایی را دربر داشته باشد.

استاندار آذربایجان غربی هم همچنان پیگیر تحقق پروژه های نجات دریاچه است و معتقد است؛ «بازنگری در سیاست های ستاد احیای دریاچه ارومیه ضروری است و وزارت جهاد کشاورزی با همراهی مردم، مجری سیاست های نرم افزاری دولت سیزدهم برای احیای دریاچه ارومیه بوده و باید برنامه های آموزشی، ترویجی و اقناع سازی بخصوص در روستاها در دستور کار قرار گیرد». محمدصادق معتمدیان با تاکید بر عملیاتی و اجرایی کردن مدیریت منابع آبی در منطقه برای احیای دریاچه ارومیه، اضافه می کند: «اولویت دولت سیزدهم تامین معیشت مردم بوده و احیای دریاچه ارومیه با اجرای سیاست های کارشناسی شده، باید به گونه ای مدیریت شود که به معیشت مردم منطقه و بخصوص کشاورزان آسیبی وارد نشود».

او همچنین امیدآفرینی در جامعه و پرهیز از تزریق یأس و نومیدی را ضروری دانسته و می گوید: «واقعیت ها را درخصوص دریاچه ارومیه باید به مردم گفت و نباید با بزرگنمایی یا کوچک نمایی مشکلات، به امید و اعتماد مردم خدشه وارد شود و دستگاههای متولی ملزم به اجرای مصوبات احیای دریاچه هستند».

دریاچه ارومیه اسیر یک تراژدی بی پایان

تلخ تر از همه اینکه در حالیکه در دو ماه اخیر دریاچه ارومیه با بحران جدی روبه رو شده و بخش جنوبی آن در آستانه خشک شدن کامل قرار دارد، اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی آذربایجان غربی از ادامه تکمیل زیرساخت‌های گردشگری سواحل دریاچه ارومیه خبر می دهد.

معلوم نیست این دیگر چه تراژدی است؟ دریاچه ایی که رو به زوال است اکنون زیر ساخت گردشگری می خواهد چه کار کند؟!!طنز تلخ تكمیل زیرساخت گردشگری دریاچه ارومیه در روزهای بحرانی اش!

از بازنگری های مورد نظر استاندار در سیاست های «ستاد احیا دریاچه ارومیه» تا اولویت بندی دولت سیزدهم بدون توجه به نتیجه تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد و لزوم خودداری از دوباره کاری های مجدد و ادامه رهاسازی آب سدها در آینده ای نزدیک به دریاچه از سوی وزارت نیرو تا آراستن سواحل دریاچه در آذربایجان غربی! همه و همه نشان می دهد انگار مسئولان هنوز دریاچه رو به مرگ را که بعد از ٨ سال فعالیت «ستاد احیا» بخوانید «ستاد امحا» نزدیک است، از نقشه کشور محو شود، را ندیده اند.

گزارش/ تانیا شعفی