١٧ مرداد؛ مرداب رویای خبرنگاران/عثمان حسن زاده
سرویس آذربایجان غربی- هر سال‌ با فرارسیدن روز خبرنگار موضوع رسیدگی به مشکلات و دردهای این قشر زحمت کش جامعه تیتر اول خود رسانه ها می شود اما متأسفانه آنکس که باید چاره ساز مشکلاتشان باشد تنها به تبریکی گذرا بسنده می کند.

١٧ مرداد ماه در تقویم رسمی کشور بهانه خوبی برای ارج نهادن به زحمات و خدمات قشری است که در طول سال بصورت شبانه روزی در راستای رفع مشکلات و کاهش آلام مردم و زدودن غبار ناملایماتی از چهره جامعه با اتکاء به قلم و فکر و هوش خود گام برمی دارند. چه بسا در این مسیر پر پیچ و خم با بی مهری هایی روبرو می‌شود که شاید اگر شوق پرواز به دنیای خبر و خبرنگاری در او جریان نداشت بی مهابا قلم بر زمین می گذاشت و این رسالت سنیگن را با تمام تلخی و شرینی هایش تنها می‌گذاشت.

رسانه‌ها بعنوان چشم بینا و زبان گویای مردم در انعکاس مسائل و مشکلات جامعه نقش ارزنده ای دارند، لذا باید سعی کنیم تا بعنوان یک خبرنگار در مسیری که انتخاب کرده ایم چراغ هدایت و روشنگر تاریکی‌ها برای مردم باشیم چرا که ارائه اطلاعات درست به مخاطبان یکی از وظایف مهم رسانه هاي خبري می باشد و اطمینان از درستی مطالب از ضروریات حرفه یک خبرنگار محسوب می شود.

امروز خبر و خبررسانی بعنوان خوراک فضای ذهن های مردم و بعنوان پرارزشترین کالاي روز نقش بسزایی در شکل گیری جریانات زندگی مردم دارد و در دنیاي امروز نقش خبرسازان و خبرنگاران بسیار با اهمیت است. لذا باید توجه داشته باشیم خبري که از طریق وسایل ارتباط جمعی به اطلاع مردم میرسد باید از سه اصل مهم « درستی»، « روشنی» و «جامعیت» برخوردار باشد تا مردم و مخاطبان آن بتوانند به نیازهای اساسی خود دست پیدا کنند.

متأسفانه هر سال با نزدیک شدن به 17 مرداد مسئولان در پشت تریبون های خود با بهره گیری از عبارات تکراری از اهمیت خبر و اخلاق حرفه‌ای رسانه‌ها صحبت می‌کنند و در مقابل همین خبرنگاران از شعارها و وعده هایی حرف می زنند که گاهاً تلاش برای تحقق آنها تنها در همان جلسات و پشت تریبون ها برای همیشه باقی می ماند و برای همیشه خاک می خورند. اما چه مطلوب خواهد بودیاد بگیرند که این‌یک روز را فقط به حرف و دغدغه خبرنگاران گوش کرده و از سخنرانی های تکراری پرهیز کنند و طاقت شنیدن یک روز درد و دل خبرنگاران را داشته باشند.

خبرنگارانی که در طول یک سال تنها در یک روز (17 مرداد ماه) فرصت اظهار درد دلهای خود را در پشت تریبون ها دارند انتظار دارند که به دردهایشان رسیگی شود چرا که یک خبرنگار همواره بر اساس رسالتی که دارد نگارنده دردهای جامعه هست اما متأسفانه هیچ کس نگارنده دردهای این قشر زحمت کش و بی ادعای جامعه نیست.

رسانه‌ها بهترین فرصت برای ارتباط مسئولان با مردم هستند اما مسئولان در بسیاری از موارد نه تنها از این فرصت پیش آمده هیچ استفاده ای نمی کنند بلکه گاهاً با تهدیدات بی جا فرصت انتقال مشکلات جامعه را از جوهر قلم خبرنگاران می گیرند و خیال می کنند تنها آنچه خود می گویند، واقعیت دارد و مابقی تشویش اذهان عمومی و جریان سازی رسانه‌ای هست.

 این روزها  اگر نقد به میل مسئولان باشد خبرنگار و رسانه تشویق شده و مورد حمایت قرار می‌گیرد و اگر هم بنا به میل آن‌ها نباشد به‌جای اصلاح خود با هرگونه عبارتی که بخواهند با آن‌ها رفتار می‌کنند و خود مسئولان نیز بارها عنوان می‌کنند که رسانه‌ها پل ارتباطی بین مردم و مدیران هستند اما این جمله در حد شعار باقی می‌ماند.

متأسفانه در سال های اخیر پاسخگویی مسئولان به خبرنگاران به ‌عنوان نماینده افکار عمومی رو به افول بوده است، ارتباط مسئولان با رسانه‌ها حتی دستگاه‌هایی که انتخابی هستند پاسخگویی کمرنگ شده که چرایی آن را باید مسئولان پاسخ دهند و اگر قرار باشند که مسئولان به سؤالات خبرنگاران پاسخگو باشند منفعت آن در درجه اول به جامعه و بعد برای خود آن‌ها است، خبرنگاران از این قضیه هیچ منفعتی جز حل مشکلات مردم نخواهند داشت و توقعی هم ندارند و قطعاً مسئولان برای کسب محبوبیت خود در میان مردم می توانند  به‌ بهترین، ساده‌ترین، کم‌هزینه‌ترین و مطمئن‌ترین راه که همان تعامل با رسانه‌ها هست پناه ببرند اما هیهات که در بسیاری از موارد حتی به این اصل هم هیچ اعتقادی ندارند و‌ فاصله های ایجاد شده بین مسئولین و خبرنگاران حق طلب از یک طرف همچنین نداشتن درک جایگاه واقعی اصحاب رسانه توسط برخی از مدیران از طرفی دیگر باعث شده تا آنها برای رفع مشکلات خبرنگاران تاکنون اقدامات لازمی را انجام ندهند.

از خبرنگاری نوشتن بسیار آسان است و از دغدغه و مشکلاتش گفتن آسانتر؛ همه عادت کرده ایم نزدیک روز خبرنگار که می شود گوشی هایمان پر شود از پیام های تبریک و جملات قصاری که البته از روی لطف و محبت دوستان برایمان ارسال می شود. اینکه اندیشه خبرنگار قلم را به زانو در می آورد، اینکه خبرنگاران طلایه داران جبهه آگاهی و چشم بینا و زبان گویای مردم هستند، اینکه باید قدرشان را بدانیم، اینکه باید مشکلاتشان را مرتفع کنیم و اینکه و اینکه... اما آنچه در واقع اتفاق می افتد چیزی بر خلاف این پیام های محبت آمیز است و چشممان سفید شد از بس در انتظار تحقق شعارهای مساعدت گونه مسئولین نشسته ایم؛ زبانمان مو در آورد از بس دغدغه هایمان را گفتیم و مسئولین فقط سر تکان دادند.

گاهی فکر می کنیم که دیگر حنایمان برای کسی رنگ ندارد و گرنه این همه بی‌اعتنایی و نادیده گرفتن دلیلی ندارد، اما ما زورمان بیشتر از این حرف هاست؛ خبرنگاری هرچه باشد با گوشت و خون ما آمیخته شده مانند فرزندی که زاییده ذهن ماست به آن عشق می ورزیم و تا پای جان در راه رسالت خویش می ایستیم.

حس ختام نوشتار امسالمان چنین باشد که خبرنگاران بعنوان صاحبان اصلی فکر و قلم با تمام توان و قدرت کامل در راستای اطلاع رسانی، حق گویی، حق طلبی و شفاف سازی و با رعایت اصول دقت و صحت خبر برای کاهش مشکلات و معضلات جامعه گام برداشته و برخواهند داشت و بدون شک تا روزیکه جوهر قلمشان خشک نشود و توان نوشتن در مقابل معضلات و مشکلات جامعه را داشته باشند از دردها خواهند نوشت و از مشکلات خواهند گفت و در هیچ محکمه ای در مقابل ظلم سر خم نخواهند کرد و برای خبرنگار نیز همانند یک پزشک که به حفظ شرافت کاری خود ایمان دارد و برایش قسم یاد می کند، رسالت رسانه ای خود را فراموش نخواهد کرد حتی اگر مورد بی مهری و کم لطفی اطرافیان خود قرار گیرد چرا که ما بر این عقیده استواریم که:

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگی ما عدم ماست