بحران مفاهیم در سوریه؛ جنگ افروزِ صلح طلب و میانه روِ مخالف صلح
سرویس سوریه – ترکیه که سال ها بر لزوم کنار گذاشتن بشار اسد از قدرت اصرار می کرد و در آتش جنگ می دمید، اینک در تغییر موضعی جدی خواستار گفتگو میان دمشق و گروه های سوری مخالف اسد برای دستیابی به صلح است.

ترکیه از ابتدای بحران سوریه و سپس در غائلۀ داعش در این کشور، یکی از مخرب ترین نقش های این بازی خونین و مرگ بار را بازی کرده است. اگر بخواهیم این نقش آفرینی 12 ساله را در چند کلمه خلاصه کنیم، می توانیم بگوییم «جنگ افروزی، کردستیزی، حمایت از تروریسم و تلفات و خسارات بی شمار.»

برخی از اقدامات و مواضع شاخص و آشکارا مجرمانه و غیرانسانی ترکیه در قبال سوریه در این یک دهه و اند از این قرارند: فراهم کردن امکان عضوگیری داعش از همۀ نقاط جهان (در گزارش یورگن تودنهوفر روزنامه نگار ارشد آلمانی در کتاب 10 روز با داعش به این موضوع پرداخته شده است)، حمایت مالی و تسلیحاتی از داعش (یک نمونۀ آن به پروندۀ کامیون های میت شهرت دارد که در قالب مواد غذایی، موشک و مهمات سنگین به مناطق تحت کنترل داعش ارسال می شد و افشاکنندگانش، از جمله جان دوندار روزنامه نگار و انیس بربراوغلو نمایندۀ مجلس از حزب جمهوری خواه خلق (CHP) تحت تعقیب قرار گرفتند و بربراوغلو به زندان افتاد)، تجارت نفت با داعش (که اسناد آن را ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه، زمانی که روابط مسکو – آنکارا به تیرگی گراییده بود، برای ضربه زدن به رجب طیب اردوغان همتای ترک خود افشا کرد)، ممانعت از اعزام نیرو و تسلیحات به شهر کردنشین و تحت محاصرۀ کوبانی که در شرف اشغال و قتل عامی گسترده توسط داعش بود (واکنش کردهای ترکیه به این بی تفاوتی به اعتراضات کوبانی شهرت یافت و محاکمۀ افرادی به اتهام این که در آن نقش داشته اند همچنان ادامه دارد)، حمایت همه جانبۀ سیاسی، نظامی و مالی از گروه های تروریستی منشعب از القاعده، از جمله جبهه النصره (که به منظور فریب افکار عمومی به توصیۀ ترکیه با چند گروه کوچک دیگر ادغام شد و به هیأت تحریرالشام تغییر نام داد، و جنایت ها و اقدامات غیرانسانی آنان در مناطق تحت کنترلشان به کرات در رسانه های جهان بازتاب یافته است)، اشغال منطقۀ کردنشین عفرین در شمال غربی سوریه که از آتش جنگ دور نگاه داشته شده و پناهگاه صدها هزار پناهجوی سوری شده بود، اشغال مناطق جرابلس، باب و اعزاز در شمال سوریه و آغاز روند ترکی سازی در این مناطق، اشغال شهرهای گری سپی و سرکانی در شمال سوریه و تلاش برای تغییر بافت جمعیتی همۀ مناطق تحت اشغال به ویژه با اسکان دادن اعراب سوری، خانواده های ستیزه جویان داعش و القاعده و بیرون راندن کردها از شهرها و روستاهای خود، و مرگ، نقص عضو، آوارگی، فقر و از سوی دیگر ناامنی، قتل، تجاوز، آدم ربایی و غارت و دزدی برای صدها هزار غیرنظامی که اغلب آنها را کردها تشکیل می دهند.

پافشاری ترکیه بر لزوم کناره گیری یا حذف قهری بشار اسد رئیس جمهور سوریه از قدرت، یکی از جنبه های شاخص رویکرد این کشور به بحران سوریه بود. اردوغان از آغاز بحران همواره بر این موضع پافشاری کرده و حتی با دخالت نظامی مستقیم ایالات متحده به منظور براندازی نظام سوریه موافقت کرده بود. فروردین 1396 مولود چاوش اوغلو وزیر امور خارجۀ ترکیه در واکنش به حملۀ موشکی آمریکا به یک پایگاه هوایی ارتش سوریه اعلام کرد کشورش برای کنار گذاشتن اسد و ساقط کردن حکومت سوریه همۀ تلاش و توان خود را به کار خواهد گرفت. چاوش اوغلو در اردیبهشت 1397 باز هم بر لزوم حذف اسد از قدرت تأکید کرد و پس از آن نیز این موضع را بارها مورد تکرار و تأکید قرار داد.

اما اکنون اتفاق جدیدی روی داده که نشان از تغییر رویکرد جدی ترکیه دارد و معارضان سوریه را خشمگین کرده است. چاوش اوغلو فاش کرده که با فیصل مقداد وزیر امور خارجۀ سوریه «گفتگوی کوتاهی» داشته و به او گفته است «تنها راه خروج از بحران سیاسی در سوریه صلح است ... و باید بین اپوزیسیون سوری و دولت دمشق صلح برقرار شود...» و ترکیه از گفتگوی دو طرف حمایت خواهد کرد. علاوه بر این، در روزهای گذشته اخباری در رسانه ها منتشر شد که احتمال دیدار اردوغان و اسد را مطرح می کرد. این خبر اگرچه تکذیب شد، اما اظهارات چاووش اوغلو نشان داد که چیزکی بوده تا این چیزها گفته شود. باری، آن گروه هایی که ترکیه آنها را اپوزیسیون میانه رو می نامید، در واکنش به این خبرها اعتراض کرده اند که ترکیه به آنها خیانت کرده است و راه چاره ای که آنها می پسندند صلح نیست، بلکه جنگ است تا پیروزی بر حکومت اسد.

آنچه در این میان قابل توجه است این است که ترکیه، که یک تنه و به آسانی 12 سال راه صلح را بر متحدانش، همۀ سوریه و تلاش های بین المللی در این راستا بسته و این همه هزینه به آنها تحمیل کرده است، اینک از صلح دم می زند. و از سوی دیگر، اپوزیسیونی که ترکیه به عنوان میانه رو معرفی می کرد، و همۀ جهان به خاطر ادعای دروغین متحدشان در ناتو چشمشان را بر جنایات آنها در عفرین و سرکانی و ادلب بسته بودند و به عنوان موجودیتی مشروع با آنها مذاکره می کردند، صلح را نمی پسندند و بر ادامۀ جنگ پافشاری می کنند.

سوری هایی که با آغوش باز حضور نظامی ترکیه را در کشورشان پذیرفتند، با طیب خاطر زیر پرچم ترکیه و تمثال آتاترک و اردوغان با مقامات ارشد حزب عدالت و توسعه (AKP) عکس یادگاری گرفتند و با روند ترکی سازی شمال سوریه همکاری کردند، و از هیچ ظلم و جنایت و خیانتی در قبال هموطنانشان و حتی مزارع و درختان و مرغ ها و بوقلمون هایشان فروگذار نکردند، خود را خائن نمی دانند، خود را جدایی طلب نمی دانند و احساس می کنند به آنها خیانت هم شده است. و عجیب است که رواج زبان ترکی در ادارات مناطق اشغالی شمال سوریه، رواج لیر ترکیه در معاملات، تأسیس مدرسۀ ترکی، عزل و نصب مقامات محلی توسط مقامات ترکیه، و ده ها اقدام دیگر از این دست تهدیدی برای یکپارچگی و تمامیت ارضی سوریه به حساب نمی آید.

دیگر بر هیچ کس پوشیده نمانده که دیرزمانی است هر حرکت و اقدامی از سوی حکومت ترکیه در درجۀ اول معطوف به یک هدف داخلی است؛ پیروزی اردوغان و AKP در انتخابات. به همین دلیل چرخش کامل ترکیه از یک موضع 12 ساله دیگر چندان عجیب نیست. اگر چنین نبود، سال ها پیش که تحلیل گران، سیاستمداران، سران اپوزیسیون و دلسوزان ترکیه منفعت ترکیه و منطقه را در کوتاه آمدن از آن موضع زیان بار می دیدند و معتقد بودند ترکیه باید برای منفعت خود و بازگشت آرامش به خاورمیانه سوریۀ اسد را بپذیرد، می بایست شاهد چنین چرخشی می بودیم. اردوغان و AKP در این دوران رأی های خونین خود را به قیمت این همه سال جنگ و تباهی و ویرانی و به قیمت خون غیرنظامیان کرد به دست آوردند و اینک اگر جنگ دیگر رأی آوری ندارد، چرا صلح را امتحان نکنند؟

البته این صلح ادعایی یک روی دیگر دارد که همانا جنگ با کردها است. چند روز پیش ارتش ترکیه دو پایگاه نظامی را در غرب گری سپی تخلیه کرد. گفته می شود قرار است نیروهای روسی و نظامیان سوری در این پایگاه ها مستقر شوند. ظاهراً کوتاه آمدن در مقابل روسیه و حکومت سوریه تنها به شرطی عملی می شود که این دو کردها را هر چه بیشتر تحت فشار قرار دهند و در پروژۀ نابودی مدیریت خودگردان کردستان سوریه با ترکیه همکاری کنند.

دستگاه پروپاگاندای حکومت ترکیه در این بحران به نحوی عمل کرده که مفاهیم و معانی جابجا شده اند؛ جنگ افروزی صلح طلبی است و جنایت جنگی و نقض آشکار حقوق انسانی مصداق میانه روی است. در چنین آشفته بازاری گروه های تروریستی مزدور ترکیه که در اشغال و ترکی سازی بخشی از کشورشان نقش دارند، جدایی طلب و خائن و تهدید نیستند اما نیروهای کرد، که با چنگ و دندان در مقابل داعش جنگیده اند و همواره تأکید می کنند به وحدت و یکپارچگی سوریه پایبند و وفادارند، به جدایی طلبی متهم می شوند، تهدید امنیتی به شمار می آیند، به مذاکرات متعددی که برای حل و فصل سیاسی بحران برگزار می شود دعوت نمی شوند و برای نابودی آنها حتی دشمنان دو سوی جبهه نیز با یکدیگر موافق و متحدند، حتی کسانی که انتظار می رود از کردها حمایت کنند.

 

نویسنده: بیستون عباسی