عروسک های گمشده؛ روایت یک خبرنگار از کودک همسری
سرویس کردستان- عروسک های گمشده؛ روایتی است از آسیب های اجتماعی لابلای زندگی اجباری از زبان یک خبرنگار که در قالب نمایشی متفاوت از گروه تئاتر کوچ نو در قروه به روی صحنه رفت.

به گزارش خبرنگار کردپرس، «من نمی نویسم!... مگه میرزا بنویسم؟!... چی چی بنویسم؟!... هر وقت می نویسم این گله داره... اگه نمی نویسم اون گله داره... بیچاره دلم حوصله داره...». این ها گفته های خبرنگاری است که از معضلات اجتماعی می نویسد. معضلی همانند «کودک همسری»... دغدغه ای که خود خبرنگار هم به آن دچار شده... او از دختربچه ای می گوید بی سرپرست که در سن پایین ناچار می شود با مردی با اختلاف سنی بالا ازدواج کند و  این ازدواج زودهنگام همان و مشکلات بعد از آن هم همان!  

مشکلاتی که این خبرنگار اجتماعی راوی آن هست به خوبی در نمایش «عروسک های گمشده» به نویسندگی «موسی هدایتی» و کارگردانی «عاطفه بهمنی» از اعضای گروه نمایشی «کوچ نو» در قروه، نشان داده شده است. نمایشی که جدای از بیان معضل ازدواج زودهنگام به خوبی سختی های شغل خبرنگاری را هم به تصویر درآورده و می خواهد بگوید خبرنگار اجتماعی چه دغدغه ای دارد و با وجود محدودیت ها دنبال چیست! چه آن زمانی که از این خبرنگار می خواهند از آسیب ها نگوید و چه زمانی که همین معضلات زندگی او را هم به دست باد می سپارد...

در این نمایش عواملی که باعث می شوند تا عروسک ها در کوچه های زندگی گم شوند هم به خوبی به تصویر کشیده شده اند؛ عواملی همانند «فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، طعنه و کنایه مردم، دخالت اطرافیان در زندگی، طمع داشتن و ضعف قانون و...» و همه این عوامل را یک خبرنگار به خوبی در قالب نمایش روایت می کند تا تماشاگر خود به قضاوت بنشیند که «عروسک های گمشده» به دنبال چیست؟!

واقعیتی پر از رنج...

«قسمتی از زندگی یک روزنامه نگار را به نمایش می گذارد که دغدغه اصلی آن بچه هایی است که دچار معضلات اجتماعی شده اند به ویژه کودکانی که زود و در سن پایین ازدواج کرده اند». نویسنده نمایش ضمن بیان این مطلب موضوع اصلی «عروسک های گمشده» را در نشان دادن آسیب کودک همسری می داند. «در این نمایش کودکی هست که در سن خیلی پایین پدر و مادرش را در تصادف از دست داده و با مادربزرگش زندگی می کند و مادربزرگ به دلیل فقر، دختربچه را به مردی که 30 سال از او بزرگتر است می دهد؛ مردی که چندباری ازدوج کرده و بچه دار نشده و فقط می خواهد پسر دار شود».

«موسی هدایتی» در گفت و گو با خبرنگار کردپرس بیان این آسیب را در چند وجه نشان می دهد. «در ادامه این قصه متوجه می شویم که این دختر هم نمی تواند فرزند پسر بیاورد و همسرش می خواهد طلاقش بدهد و دختر از ترس طلاق فرار می کند اما در نهایت ناخواسته باعث مرگ همسرش شده و دختر به اتهام قتل زندانی و محکوم می شود».

ادامه روند این نمایش به کمک کردن روزنامه نگار برای آزادی دختربچه می رسد. «این روزنامه نگار می خواهد به آزادی دختر کمک کند. از طرفی خود این خبرنگار درگیر زندگی خودش هم هست و همسرش اعتراض دارد که زندگی خودش را فراموش کرده و به زندگی دیگران بیشتر می رسد».

«هدایتی» در نهایت پایان نمایش خود را برای مخاطب باز گذاشته و در ذهن تماشاگر هزاران سؤال را به جای می گذارد که چرا یک دختر در سن پایین باید ازدواج کند؟ چطور یک دختربچه می تواند در سن پایین بچه دار شود؟ چرا یک خبرنگار برای نوشتن و گفتن از معضلات اجتماعی مشکل دارد؟

بیان آسیب های اجتماعی در قالب هنر...

این هنرمند که بیشتر آثارش درباره معضلات اجتماعی و مرتبط با جامعه است از ایده پرداختن به «کودک همسری» می گوید. «باتوجه به اتفاقاتی که در طول سال رخ می دهد نیاز دیدیم به این مسئله بپردازیم در واقع چند سالی است که اکثر نمایش های ما به مسایل اجتماعی و فرهنگی می پردازد و آسیب هایی همانند کودکان کار و کودکان بی سرپرست و کودک همسری و از این موارد... را نشان می دهد».  

«هدایتی» اعتقاد دارد می توان معضلات اجتماعی را در قالب هنر بیان کرد و قضاوت را به عهده تماشاگر گذاشت. «نمایش یکی از راه های بین حقایق و نشان دادن مشکلات و آگاه کردن مردم است و از این شیوه می توان درباره هر معضل اجتماعی با مردم حرف زد و با این راهکار هنری همانند نمایش مردم حقایق تلخ را راحت تر می پذیرند و به آن می پردازند».

نشان دادن دنیای ذهنی یک خبرنگار...

نویسده «عروسک های گمشده» برای نشان دادن واقعیت های «کودک همسری» از شخصیت یک خبرنگار استفاده کرده است. «خب پرداختن به این مسئله از دیدگاه یک خبرنگار به عنوان یک آگاهی بخش اجتماعی بهترین گزینه بود برای این مسئله؛ چرا که دغدغه مندی یک خبرنگار بیشتر از افراد دیگر است و تأثیرگذاری بیشتری بنا بر تعهد انسانی و کاری اش خواهد داشت».

از نظر «موسی هدایتی» سوژه برای خبرنگار یک بهانه است و با این سوژه ها دغدغه های درونی خود را بیشتر پیگیر می شود و به دنبال حل مشکل و آگاه سازی جامعه است و با این کار وجدان خود را آرام می سازد.

او با این نمایش یک تیر با دو نشان زده است. «در این نمایش سختی کار خبرنگار و یک معضل اجتماعی را با هم نشان دادیم در واقع در ذهن ما این القا شده که بیشتر خبرها از طرف خبرنگاران بیان می شود و به دنبال این بودیم که نشان دهیم سنسورهای حیاتی جامعه خبرنگارانند».

«عروسک های گمشده» گرچه محور اصلی آن درباره کودک همسری است اما نویسنده تلاش کرده تا تماشاگر شاهد قسمتی از زندگی خبرنگاران هم باشد و با یکی از دغدغه های درونی یک خبرنگار آشنا شود.

تک شخصیتی بودن نمایش دیگر موردی بود که «هدایتی» به آن اشاره داشت. «در این نمایش بیشتر با خبرنگار همدردی می شود و برای همین این شخصیت انتخاب شد و اگر تک شخصیتی است بیشتر برای نشان دادن تنهایی خبرنگار بوده و اگر آدم ها را اضافه می کردیم این تنهایی نمایان نمی شد».

به گفته او «عروسک های گمشده» ذهنیت یک خبرنگاری است که با سوژه خود درگیر می شود و دغدغه دارد و با همین می خواستیم تنهایی و آشفتگی درونی یک خبرنگار را هم نشان دهیم.

«خبرنگار گرچه صدای همه است اما خود همیشه تنهاست» این گفته تلخ را به خوبی می شد در نمایش «موسی هدایتی» دید. «اینکه یک خبرنگار زبان هزاران نفر است اما تنهاست، دغدغه هزاران نفر را دیده و شنیده اما باز هم تنهاست، به دنبال مشکلات هزاران نفر است اما باز تنهاست، مشکلات خودش را دارد اما باز به مردم فکر می کند و باز هم تنهاست... را به نوعی در نمایش نشان دادیم تا مردم بیشتر با انچه یک خبرنگار می گذراند آشنا شوند».

در واقع «عروسک های گمشده» دنیای ذهنی خبرنگار است و تمامی افرادی که او با آنان درگیر هستند را نشان می دهد و به نوعی می توان گفت این نمایش ذهنیت درونی یک خبرنگار اجتماعی را به تصویر می کشد.

و باز هم مشکل اصلی هنرمندان این شهر نبود پلاتو و یک سالن نمایش استاندارد است. «مشکل پلاتو که همچنان هست مکان مناسبی اگر می داشتیم می توانستیم نمایش های بهتر و اثرگذارتری بسازیم، مکانی که در دسترس باشد و مردم راحت بتوانند حضور پیدا کنند».

31 شخصیت متغیر در یک ذهن درگیر...

هم کارگردان نمایش است و هم تنها بازیگر آن. «عاطفه بهمنی» هنرمندی که گرچه سال ها از کار تئاتر دور بوده اما با «عروسک های گمشده» فعالیت دوباره خود را آغاز کرده است. «این نمایش مضعل بزرگی را نشان می دهد، کودکانی که هیچ شناختی از آینده ندارند اما در منجلاب آن می افتند».

او از وجود 31 شخصیت ذهنی و یک شخصیت ثابت و تغییر 31 صحنه در نمایش می گوید. «در این نمایش 31 صحنه با 31 شخصیت تغییر می کند و هر صحنه کسانی دیده می شوند که در آینده دختربچه تقصیر دارند، آدم هایی که اطراف او هستند و به نوعی با زندگی کودک در ارتباطند».

این 31 شخصیت همان افرادی هستند که خبرنگار با آنان درگیر می شود، خبرنگاری که «بهمنی» نقش آن را به خوبی ایفا کرد و در واقع این هنرمند هر لحظه یک نقش متفاوت را با گویش های مختلف به مخاطب نشان می دهد. «با گویش های مختلفی این شخصیت ها را نان دادیدم تا بگوییم معضل کودک همسری در همه جای کشور اتفاق می افتد و تنها مختص به یک منطقه نیست».

«بهمنی» آسیب کودک همسری را آن قدر بزرگ می داند که از نظر او نه تنها آینده کودک که اطرافیانش را هم تحت تأثیر قرار می دهد. «بچه هایی که زود ازدواج می کنند نه کودکی دارند و نه کودکی را می بینند و زیر بار مسئولیت سنگینی می روند و این روح و روان کودک را به مشکل می رساند».

دخالت و نیش و کنایه اطرافیان و خانواده در زندگی افراد دیگر دغدغه ای است که «عروسک های گمشده» به خوبی آن را نمایان می سازد. «در این نمایش شخصیت «بی بی طلا» داریم که مدام گوشش به حرف مردم است و در نهایت هم نوه اش را در قبال مبلغی پول به عقد مردی با سن بالا در می آورد در حالی که اگر افرادی مثل بی بی طلا خوب باشند دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نخواهیم بود».

مسیر پیچیده رنج زندگی...

یک طرف این نمایش صدای دردناک خبرنگاری است که از سانسورها می نالد. «بعضی وقت ها اونی که می نویسی... اونی که باید بشه نمی شه... از سرش می زنن... از تهش می زنن... دیگه چی ازش می مونه آخه؟!... خبرنگار اگه از مردم ننویسه از چی باید بنوسیه جناب؟!...» و طرف دیگر دختربچه ای است که گرفتار تلخی روزگار شده؛ دختری که حتی نمی داند چند بهار از عمرش گذشته؟! دختربچه ای که عروسک های کودکی اش را لابلای دردهای زندگی گم کرده و امید دارد که «یک روز همه چیز درست می شود».

گروه نمایشی کوچ نو که از سال 83 تشکیل شده و نمایش هایی در قالب خیابانی و صحنه ای در راستای دغدغه های اجتماعی دارد یکی از موفق ترین گروه های نمایشی در شهرستان قروه هست که بارها در جشنواره های ملی و بین المللی امتیاز کسب کرده و جوایز برده است./

* گزارش و عکس: زیبا امیدی فر