برای «ادب» کردستان/ منصور اولی
آفتاب داغ تابستان عرق بر پیشانی مان می چکاند، کلافه ایم از دست همه چیز، حتی خودمان، سرگرم و بیشتر سر در گم میان کم آوردن های روزمره، ناگهان در ترافیک گیر می افتیم و چاله های خیابان اذیت مان می کند، می خواهیم با دردِ دلی کمی خود را خالی کنیم بحث به «توسعه» و «توسعه یافتگی» می کشد، ناگهان تاریخ چیزی را یادمان می آورد، امروز 25 مرداد است، سالروز فوت «یک مَرد» یک ابر مَرد حتی. بله از مهندس ادب حرف می زنیم.

از کسی که نامش با «دغدغه توسعه» کردستان و ایران گره خرده است. از مردی که «پارلمانتار» بود. سیاست را معنی می دانست، اقتصاد را می فهمید، کار را «کرده» بود، مرد عمل بود و صد البته سخن هم. سخندانی که عمل فراوان داشت. مردی که بعد از 15 سال از فوتش، هنوز عکس قاب گرفته اش بر دیوار خانه بسیاری از مردم کردستان جا خوش کرده است؛ پیامی برای برخی سیاست بازان که بدانند مردم کردستان قدر «ادب» را می دانند. قدر سیاستمداران را می فهمند.

بهاء الدین ادب از شخصیت های سیاسی و اجتماعی کردستان و ایران است که با نگاهی به اوضاع و احول مجلس، جای خالی او و امثال او را این روزها بیشتر می توان حس کرد. پارلمانتاری که می خواست به این جایگاه شخصیتی که در خورش است را بدهد و تا حدی هم موفق شد. مهندس ادب یک معیار است. معیاری برای ارزیابی عملکرد نمایندگان مردم کردستان در مجلس، معیاری برای پیوند دغدغه های ملی و منطقه ای، معیاری برای کُرد بودن  و ایرانی بودن، معیاری برای خدمت و معیاری برای سنجش میزان دغدغه مندی برای توسعه ایران و کردستان.

 مردم کردستان مهندس ادب را فراموش نمی کنند، نه چون او از خانواده ای ریشه دار در سنندج آمده، چون او همه تلاشش را برای خدمت به این آب و خاک به کار گرفت. مردم کردستان او را فراموش نمی کنند چون با وجود مریضی شدید تا آخرین لحظه برای توسعه کردستان تلاش کرد.

در جای دیگر و سالی دیگر هم نوشتم و تکرار می کنم این را که گواهی باشد برای تاریخ، 25 مرداد 86، نگارنده 3 سال بود که کار خبری را شروع کرده بودم و آن روز مهمان دکتر ولی الله داود آبادی، رییس وقت انجمن صنایع کنسانتره و آب ‌میوه ایران بودم برای انجام یک مصاحبه در مورد صنعت که آن زمان در حال رشد و نمو بود. با هم دیگر که آشنا شدیم گفت تو «کُردی» جواب دادم بله و اشک هایش را نتوانست کنترل کند و گفت: «شماها امروز یکی از حامیان بزرگ تان را از دست دادید.» می دانستم مهندس در بیمارستان بستری است اما خبر فوتش را از این دوست قدیمی اش شنیدم.

بقیه مصاحبه انجام نشد و ایشان مهمان شد تا برای تشیع پیکر مهندس ادب آماده شویم و ره سپار سنندج. در میان راه در مورد شخصیت و منش مهندس ادب بسیار حرف زدیم، اما یک نکته اش را که هیچ گاه فراموش نمی کنم آن هم اینکه دکتر داود آبادی گفت «چند روز قبل که به ملاقات مهندس ادب رفته بودم، قبل از احوال پرسی از سرنوشت پروژه ای پرسید که قرار بود انجمن در کردستان اجرا کند.» نمی دانم آن پروژه اجرا شد یا نه. اما اشک های داود آبادی اراکی برای مهندس ادب سنندجی را نمی توانم از یاد ببرم. او دغدغه داشت. دغدغه توسعه کردستان. به راستی آن مرد اراکی راست می گفت 15 سال قبل در چنین روزی کردستان یک حامی و خادم بزرگ را از دست داد.

 مهندس بها الدین ادب روز30  مرداد سال 1324 خورشیدی، در محله‌ «آقازمان» سنندج و در خانواده‌ای اصیل دیده به جهان گشود. دوران ابتدایی را در سنندج سپری کرد و سپس وارد دبیرستان شد و از آنجایی که استعداد فوق‌العاده ای داشت، پدرش وی را برای ادامه‌ تحصیل روانه‌ تهران کرد.

 او پس از گذراندن دوره‌ متوسطه، در آزمون ورودی دانشکده‌ صنعتی امیرکبیر در رشته‌ راه و ساختمان پذیرفته و سال 1348 با مدرک کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شد و در همان سال ازدواج کرد که ثمره‌ آن پیوند، 4فرزند بود.

مهندس ادب مدتی بعد از پایان دوره سربازی، شرکت «رواق» را تاسیس کرد که طرح‌های عمرانی بسیاری را در نقاط مختلف کشور اجرا کرد. از جمله این طرح‌ها، پروژه‌ عظیم «300دستگاه» معروف به «آپارتمان‌های ادب» در سنندج بود که در سال 1355 به بهره‌برداری رسید و جمع زیادی از خانواده‌های فاقد مسکن با نازل ترین قیمت صاحب مسکن شدند. در آن زمان کردستان که از قطب‌های کشاورزی کشور بود، سردخانه‌ مجهزی برای نگهداری محصولات کشاورزی و دامی نداشت که مهندس ادب به تأسیس سردخانه‌ سنندج همت گماشت. او پس از انقلاب اسلامی شرکت «آبژ» را بنیان گذاشت و به فعالیت‌های عمرانی خود در اقصی نقاط کشور ادامه داد.

 بیراه نیست اگر مهم ترین میراث مهندس ادب را  بازسازی و افزایش شان و شخصیت نمایندگی مجلس عنوان کنیم. شاید همین میراث او است که باعث شده هنوز هم مردم کردستان هر گاه در محافل شان از یک نماینده  ایده آل سخن می گویند بلافاصله مهندس ادب را به یاد می آورند و در آرزوی یک «ادب»  دیگر مدت ها با هم صحبت می کنند.

از سوی دیگر این هم مورد پذیرش بخش مهمی از مردم و نخبگان کردستان است که در سال های اخیر نماینده های مردم در مجلس آنطور که مورد انتظار بوده ظاهر نشده اند.  البته این عارضه مربوط به کردستان نیست  به طور کلی ناظران سیاسی بر این باورند کیفیت نماینده های مجلس در این دوره های اخیر به شدت افت کرده است. نماینده های کردستان هم از قاعده مستثنی نبوده اند. هر چند این تعریض نافی زحمات و تلاش های آنان نیست.

در چنین وضعیتی  و در سالگرد وفات مهندس ادب باید به نمایندگان فعلی مجلس توصیه کرد که به میراث ادب؛  توجه کنند. این میراث مهم یکی از ظرفیت های بالقوه کردستان در مجلس است. نمایندگان مردم کردستان در مجلس وارث میراثی هستند که دیگر نمایندگان از آن کم تر برخوردار هستند. آنان بر جای کسی تکیه می کنند که منشاء تغییر نگرش های مهم از مفهوم پارلمانتاری و نمایندگی مردم در مجلس است.

مهندس ادب نماینده ای بود که با وجود اینکه از چند شهر کردستان رای گرفته بود اما محدود به حوزه انتخابیه نماند و با صراحت نماینده کردستان بود.  او در گام بعد ثابت کرد یک نماینده مجلس هر چند از یک استان محروم آمده باشد اما می تواند نماینده مردم ایران باشد.

مهندس ادب ثابت کرد می توان مسایل محلی را در سطح ملی مطرح کرد. امروزه یکی از گرفتاری های جدی مجلس این است که بسیاری از نمایندگان مجلس (نه فقط نمایندگان کردستان) وظایف ملی را فراموش کرده و حتی در تصویب قوانین مهم کشوری محلی فکر می کنند. میراث ادب اما نماینده محلی بودن و ملی عمل کردن را ترجمه و ثابت  کرد. دنبال کردن طرح حذف گزینش دانشگاه ها به همرا جمعی دیگر از نمایندگان تنها یکی از اقدامات مصداقی ادب در این  زمینه است که نشان می دهد یک نماینده مجلس چگونه می تواند مسایل محلی را درک و آن را در سطح ملی مطرح و حل کند.  نطق های کارشناسی او را هنوز هم می توان بارها گوش داد و از آن درس ها گرفت.  کاش همه  نمایندگان  پیمان ببندند هنگام رسیدن به آن صندلی ها نیم نگاهی به میراث مهندس ادب داشته باشند. آنها میراثی دارند که می توانند با استفاده از آن خود را چون مهندس ادب در دل و ذهن مردم جاودانه کنند و البته با راهنما قرار دادن آن منشا خدمات ارزنده هم باشند.

وی به ‌عنوان نماینده‌ نخست حوزه‌های‌ انتخابیه‌ سنندج، دیواندره و کامیاران در دوره‌های پنجم و ششم به مجلس شورای اسلامی راه یافت. خدمات صادقانه او به کردستان در اذهان مردم استان ماندگار است.

 تلاش برای ساخت پالایشگاه پتروشیمی کردستان، ساخت و تأسیس کارخانه‌ تراکتورسازی این استان، انجام اقدام‌های اولیه برای ساختن آزادراه ترانزیت خوزستان‌ـ  آذربایجان، گرفتن مجوز منطقه‌ گردشگری و ساحلی دریاچه‌ زریوار با هدف اشتغالزایی برای مردم مریوان از جمله خدمات ماندگار مهندس ادب است.

مهندس بهاء الدین در مجلس پنجم که اکثریت آن اصولگرا بود، به عنوان یک چهره توسعه گرا در اکثریت طرح ها و برنامه های مجلس در تراز یک شخصیت اثرگذار و متخصص صاحب نظر بود.

در فضای آن سالها شاید چنین تاثیرگذاری از سوی یک نماینده «کُرد و اهل سنت» در تصور عده ای هم نمی گذشت اما مهندس ادب، فرزند شایسته کردستان، برای فضاسازی و کارسازی برای چنین تاثیرگذاری و نشان دادن یک عقلانیت توسعه گرا،  تعلیم دیده بود و ویژگی جلوتر بودن از زمان خود به او این قدرت را بخشیده بود که درگیر برخی مسائل زودگر سیاسی نشود و توسعه کردستان برای او اولویت بود.

شخصیت ادب پیش از ورودش به مجلس ساخته شده بود و او به فکر نردبان کردن مجلس برای خود نبود، بلکه آماده بود نردبان توسعه کردستان شود.

در مجلس ششم هم که اصلاح طلب ترین مجلس تاریخ 42 ساله ایران بعد از انقلاب به حساب می آید، مهندس ادبِ پیش تر اصولگرا و حتی حامی ناطق نوری، در قامت یک استوانه محکم و یک شخصیت محوری در مجلس نقش آفرینی کرد و بسیاری از زیرساخت های توسعه ای به گواه تاریخ از رهنمودهای او در کردستان شکل گرفت.