خبرنگار؛ متعهد به شرفِ قلم/ محمد هادیفر
خبرنگاری شغلی نیست که بتوان در سایه اش آرمید بلکه لازمه ماندن در این حرفه برخورداری از روحی دغدغه مند است که همانند شمع می‌سوزد تا تاریکی‌ها را روشن کند. او که خود را وقف بیداری و روشنگری جامعه می‌کند غالبا در محرومیت مفرط بسر می‌برد بنابراین تا کسی در این سلک قرار نگیرد هرگز درد آن را درک نمی‌کند.

خبرنگار، روحی لطیف و ظریف دارد او کسی است که دردها و آلام جامعه را متعهدانه و بدون هیچ ملاحظه ای از روی دغدغه مندی به گوش همگان می‌رساند. به تعبیر بهتری می‌توان گفت خبرنگار تریبون جامعه است و پل ارتباطی بین مردم و مسئولین.

 آنجایی که مردم از همه مراجع ناامید شدند این خبرنگار است که‌ می‌تواند در کنار مردم قرار بگیرد و نقاط تاریک و مبهم جامعه را برای مسئولان به تصویر بکشاند. اگرچه در دنیای کنونی و انفجار تکنولوژی و ارتباطی، خبرنگاری به معنی سنتی آن تا حدی به حاشیه رفته است و هرکس با گوشی دستی خود به یک خبرنگار و یک رسانه تبدیل شده است و چیزی از نگاه و نظر مردم و مسؤلین پنهان نمی‌ماند اما در همان آشفتگی و گستردگی که با ذره بین باید بدنبال صداقت و راستی و درستی رویدادها گشت، این خبرنگار متعهد و حرفه ای است که می تواند اعتماد جامعه را جلب کند و تریبونی رسا و راستگویی باشد. بنابراین هر اندازه که هم تکنولوژی‌ها در روش توفیق به دست بیاورند اما به لحاظ محتوایی و جنس و نوع رویدادها این رویه  همچنان در انحصار خبرنگارِ متعهد است.

تفاسیر درستی از خبرنگار در بین جوامع وجود ندارد برخی ها تصور می‌کنند، خبرنگاری شغلی جانبی و یا طفیلی شغل‌های دیگر می باشد در حالی که خبرنگاری یعنی شناخت گسترده از مصائب و مشکلات جامعه که با خامه خونِ دل و از روی عشق به مردم؛  دردمندی آنان را به زیور طبع می آراید.  بعضا تصورشان بر این است که خبرنگار یک وقایع نگار بیش نیست و در دنیای تزویر و ریای امروزین بعضا بین خبرنگار و روابط عمومی‌ها خلط می‌شود در حالی که روح نا آرام خبرنگارِ متعهد، شرف قلم خود را به پشیزی درم معاوضه نمی‌کند.

اشتباه برخی مدیران این است که شناختی از خبرنگاری ندارند و خبرنگار را برای روزهای سخت خود می خواهند،  در حالی که خبرنگاری و شان و جایگاه او به قدری اهمیت دارد که می توان  آرزو کرد، کاش مدیران هر کدام دوره شناخت و تعامل با رسانه و خبرنگاری را طی کنند تا به ظرافت و دقت  در امور اهتمام بورزند.

بعضا مدیران رسانه ای کردن خودشان را با شناخت رسانه ای و روح خبرنگاری اشتباه می‌گیرند، شنیده اند که رسانه ها را همراه کنید و رسانه ای کردن خودشان را با رسانه ای کردن عملکرد خلط کرده اند. همین است که برخی مدیران همانند آذرخشی می‌درخشند و زود خاموش می‌شوند در حالی که دوصد گفته چون نیم کردار برای مدیر نخواهد بود.

خبرنگاران غواص معایب و مصائب در دریای بیکران جوامع هستند  که از هی هی چوپانان  بیمی ندارند. خبرنگار مستقل و متعهد به  بهبود اوضاع جامعه می‌اندیشند و دارایی او تنها قلم و تعهدش به مردم و جامعه است. 

گفته می‌شود رسانه رکن چهارم دمکراسی می باشد، در این تعریف، باید پذیرفت که خبرنگارانِ متعهد سربازان این رکن اساسی  هستند که باید مدیران و جامعه قدر و منزلت آنان را نه تنها در یک روز بلکه در همه اوقات بدانند و او را یار و مددکار خود بدانند چه بسا تخلف مدیرانی که به لحاظ پیچیدگی‌های سیاسی و اجتماعی و روابط اداری از کمند دستگاه قضایی به دور می‌ماند و حتی قیود اخلاقی و دینی خود نسبت به خالق یکتا را نادیده می‌گیرد، اما از یک گزارش خبرنگار متعهد لرزه بر اندامش می افتد اینجاست که خبرنگار با تن دادن به همه خطرات خود را در مسیر تند باد حوادث قرار داده تا شاید انحرافی از جامعه را بزداید.

مدیران و جامعه باید با خبرنگار نزدیکتر شوند زحمات خبرنگار را ارج بنهند و خبرنگار را پشتیبان و مساعد خود بدانند و از انتقاد نهراسند.  خبرنگار دغدغه مند نیز نقد منصفانه و مشفقانه را با ادبیات خودش روانه جامعه بنماید. همچنین برخی مسولین اعم از همه رده ها ، رسانه ها را مجاب به اهداف سازمانی و شخصی خود ننمایند. رسانه متعلق به آحاد جامعه اعم از مدیران و مردم میباشد نقد رسانه ها را یک پالایش و پیرایش اجتماعی بدانند و نقد را آبی در بیرون کشتی تصور کنند که پشتیبان کشتی جامعه است نه اینکه هر آبی را در درون کشتی بلای جامعه بدانند. نقد را به فال نیک بگیرند و از سکوت رسانه ها چندان خوشحال نشوند چرا که کسی که موجودیت موجودی را قبول کند همواره به اصلاح و استقامت و استواری او می اندیشد وگرنه هر گز چیزی را که باور ندارد نقد نمی‌کند.

خبر نگار متعهد نیز هر گز اغراض و اهداف شخصی خود را فدای روشنگری عالمانه و آگاهانه و روشن بخش نمی‌کند او به درستی راه را از چاه تشخیص می‌دهد و می‌داند که قلم حرمتی دارد و حریمی.  هرچند او بضاعت ندارد اما به بضاعت و منافع جامعه می‌اندیشد  خبرنگاران پیشقراولانی اند که شاید زودتر از بسیاری کسان بوی زلزله به مشامشان می رسد و چاه را در چند قدمی می بینند،  نه اینکه هنگام فرو افتادن چاه را درک کنند،  بنابراین خبرنگاران را به منزله راهنما بدانند نه دستگیر. دستگیری وظیفه مدیران و جامعه است و راهنمایی از وظایف ذاتی خبرنگار.

خبرنگارِ دغدغه مند روزت مبارک