قلعه سولچه؛ آخرین رزمگاه سردار مشروطه
سرویس کردستان- «قلعه سولچه» که از آن به عنوان آخرین رزمگاه «یفرم خان ارمنی؛ سردار مشروطه» یاد می شود در حالی گمنام مانده که محل نبردی خونین و اثرگذار در تاریخ معاصر ایران بوده است.

به گزارش خبرنگار کردپرس، در گزارش نخست با عنوان «قلعه سولچه؛ نماد تاریخی قروه در دوران مشروطه» به معرفی روستای «سولچه» و تاریخچه این روستا و علت متروکه شدن اشاره شد که پس از آن متولیان میراث فرهنگی کردستان از پیگیری برای احیای روستا و قلعه مدنظر گفتند.

حال در بخش دوم این گزارش به خود جنگ «سولچه» و علت مطرح شدن این روستا و قلعه در کنار چگونگی آغاز جنگ و نتایج و پیامدهایی که داشت پرداخته می شود.

سولچه؛ غریبه ای آشنا

روستای «سولچه» از توابع بخش چاردولی شهرستان قروه در استان کردستان، نامی آشنا در تاریخ معاصر ایران و دفتر وقایع مربوط به دوران مشروطیت است. این روستا که در 35 کیلومتری جنوب شرقی شهر قروه واقع شده و اکنون متروکه و خالی از سکنه هست، در اردیبهشت ماه سال 1291 هجری شمسی صحنه یکی از مهمترین درگیری ها و نبردهای خونین میان طرفداران و مخالفان دولت مشروطه بود. در این مصاف تاریخ ساز، «یفرم خان ارمنی» سردار نامدار عصر مشروطه که فرماندهی نیروهای دولتی را در مقابله با شورشیان طرفدار «سالارالدوله» برادر «محمدعلی میرزا» پادشاه مخلوع قاجار بر عهده داشت، به دست قوای «عبدالباقی خان» حاکم جوان منطقه چاردولی قروه کشته شد. هرچند که این جنگ با کشته شدن «عبدالباقی خان» و شمار زیادی از نیروهای ورزیده و وفادار وی و فرار و اسارت باقیمانده آنان، در نهایت با پیروزی قوای دولتی و مشروطه خواهان به پایان رسید و بدین ترتیب آتش فساد و فتنه «سالارالدوله» که پس از خلع «محمدعلی شاه» از سلطنت، مدعی تاج و تخت ایران شده بود تا حدود زیادی خاموش گشت اما این واقعه در تعیین سرنوشت سیاسی و مسیر آینده کشور تأثیرات مهم و عمیقی برجای گذاشت و ملت ایران را که در پرتو جنبش مشروطه رؤیای شیرین دستیابی به استقلال و آزادی و عدالت و حکومت قانون را در سر می پروراند با رنج ها، محنت ها و مصایب و بدبختی های جدیدی مواجه ساخت.

علت ساخت قلعه سولچه

قلعه سولچه از قلعه های اربابی است. قلعه های اربابی غالباً به دست خان ها در میان روستاها یا مناطقی که زیر نظارت آنان بود ساخته می شدند و ابعاد نسبتاً بزرگی داشتند.

قلعه سولچه مرکز حکومت خان های محلی چاردولی از ایلات معروف کرد بوده که در استان های کردستان، همدان، کرمانشاه و آذربایجان غربی پراکنده اند. این قلعه به دستور ولی خان میرپنج از خان های بنام منطقه ساخته شد. خان میرپنج نخست قلعه ای در قراکند داشت سپس به این منطقه روستای سولچه آمد و دو قلعه به نام قلعه بالا (قلعه سولچه) و قلعه پایین بنا کرد. او پدربزرگ آخرین حکمران این قلعه یعنی عبدالباقی خان چاردولی بود. عبدالباقی خان در شورش سالارالدوله در مقام یکی از فرماندهان او نقشی مؤثر در پیروزی های او داشت و توانست شکستی سنگین به نیروهای دولتی وارد آورد و مشکلات عدیده ای برای دیگر نیروها ایجاد کند.  

قلعه سولچه تا سال 1364 مسکونی بود اما با مهاجرت ساکنان روستا به شهرهای بزرگ عملاً قلعه و روستای آن متروکه شد. در حال حاضر بیشتر بخش های این بنا فرو ریخته و تقریباً تنها پی ها و بخش هایی از دیوارهای آن باقیمانده است.

قلعه در دو طبقه ساخته شده بود و برای دفاع از قلعه در بالای دیوارها و سقف غلام گردشی ایجاد کرده بودند تا در صورت هجوم به قلعه به منزله سنگر از آن استفاده کنند. در فواصل معین هم قلاور برای تیراندازی تعبیه شده بود. این قلعه را مانند سایر قلعه های اربابی از مصالح بومی یعنی خشت و چینه و لاشه سنگ ساخته بودند. قطر دیوارهای آن به دو متر می رسید و در نتیجه به راحتی می توانست در مقابل شلیک مستقیم توپ های سبک و مسلسل و گلوله انواع تفنگ از مدافعان قلعه محافظت کند.  

 

آغاز جنگ و نبردی خونین

آن طور که شواهد تاریخی و همین طور کتاب «جنگ سولچه» از «محسن صالحی» نشان می دهد این جنگ با خلع «محمدعلی شاه» از سلطنت آغاز شد، کسی که با فتنه انگیزی به همراه برادرانش «سالارالدوله و شعاع السلطنه» علیه مشروطه کار کردند. پس از آن مقابله قوای مشروطه و استبداد است که شکل می گیرد به طوری که علاوه بر جنگ افروزیهای فراوان، تحرکات و تلاش های شاه مخلوع و طرفداران او در مناطق شمالی و مرکزی کشور برای دستیابی مجدد به تاج و تخت با مجاهدت و مقاومت نیروهای مجاهد و مشروطه خواه و قوای دولتی نافرجام ماند. در این نبردهای سرنوشت ساز و کسب موفقیت و پیروزی قوای دولتی، فرماندهان و سرداران بزرگی سهیم بودند که در این میان نام و نقش دو نفر بیشتر به چشم می خورد؛ یکی «یفرم خان ارمنی» رئیس نظیمه تهران و از فرماندهان اصلی نیروهای مجاهد و مشروطه خواه است که نقش عمده ای در گشودن دروازه های تهران به روی آزادیخواهان و طرفداران مشروطیت داشت و دیگری «عبدالباقی خان» حاکم جوان منطقه چاردولی قروه است، کسی که به همراه «عباس خان سرتیپ چناری» با «سالارالدوله» پیمان اتحاد بستند و در واقع «عبدالباقی خان» همان شخصی بود که «یفرم خان ارمنی» را در یک نبرد سخت کشت.

در واقع «جنگ سولچه» را باتوجه به مقدمات و آثار و نتایج آن می توان به دو مرحله تقسیم کرد: مرحله اول آن که در 14 اردیبهشت 1291 رخ داد و با شکست و عقب نشینی قوای دولتی همراه بود و مرحله دوم تا پایان جنگ که به فاصله دو هفته، در 28 و 29 اردیبهشت ماه اتفاق افتاد و منجر به پیروزی قوای دولتی شد. حتی جنگ حوالی «صحنه و بیستون» که یک هفته بعد از نبرد خونین سولچه رخ داد و در جریان آن «داوود خان کلهر» رئیس ایل کلهر به همراه فرزندش کشته شد را گرفت.

بنا به روایات کتاب «جنگ سولچه»؛ نخستین مرحله این جنگ زمانی آغاز شد که «عبدالحسین میرزای فرمانفرما» والی کرمانشاه پس از ورود به همدان، راهی کردستان شد اما پیش از رسیدن به قلعه سولچه در روستای «همه کسی» واقع در 25 کیلومتری همدان به پیش قراولان سپاه «سالارالدوله» به فرماندهی «مجلل السلطان»، «عباس خان چناری» و «عبدالباقی خان» سرتیپ چاردولی برخورد کرد. «عبدالباقی خان» سعی کرد او را از جنگ منصرف کند اما «فرمانفرما» به گفته های «عبدالباقی خان»   توجه نکرد و با آنان وارد جنگ شد و سپس با درگیری سختی شکست «فرمانفرما» رقم خورد.

مرحله نهایی «جنگ سولچه» از 18 اردیبهشت ماه سال 1291 هجری شمسی که قوای کمکی از تهران و مناطق دیگر کشور روانه همدان می شوند، آغاز شد و در روزهای آخر اردیبهشت یعنی 28 و 29 این ماه، درگیری ها به اوج خود رسید.

 نتیجه جنگ سولچه

این درگیری ها در نهایت منجر به «مرگ یفرم خان ارمنی به عنوان فرمانده نظامی ارشد دولت، فرار و شکست قطعی سالارالدوله، فروپاشی اتحادیه های ایلی در مناطق کردنشین، مرگ عبدالباقی خان به عنوان رئیس ایل چاردولی، ادامه سیاست غلط دولت در مناطق کردنشین و استمرار شورش و ناامنی و درگیری در کردستان» شد.

در این میان کشته شدن «یفرم خان» به عنوان فرمانده نیروهای دولتی در جریان جنگ «سولچه» ضربه ای مهلک به اردوی مشروطه خواهان وارد کرد و در ادامه با اوج گیری درگیری ها و ورود قوای دولتی به داخل قلعه، جنگ های تن به تن به وقوع پیوست و در این لحظات نفس گیر «عبدالباقی خان» پس از تصرف قلعه به اسارت قوای دولتی درآمد و با فاش شدن هویتش، بی درنگ به دست یاران خشمگین «یفرم خان» کشته شد.

شورش خونین و ویرانگر «سالارالدوله» سرانجام پس از برجای گذاشتن تلفات و خسارات جانی و مالی سنگین و گسترده در مناطق غرب کشور با جانفشانی و فداکاری قوای مشروطه پایان یافت. جنازه «سفرم خان» در سوم خرداد 1291 با تشریفات شکوهمندی در حالی که بر روی لوله توپ گذاشته شده بود تشییع و در مدرسه کوشش واقع در خیابان نادری تهران به خاک سپرده شد. از سوی دیگر «عبدالباقی خان» حاکم جوان و سردار نامی منطقه چاردولی به همراه تعداد زیادی از نیروهای وفادارش در مسیر تحقق رؤیاهای جنون آمیز و آمال و آرزوهای جاه طلبانه «سالارالدوله» به خاک و خون کشیده شدند. جنازه این رئیس ایل چاردولی هم در جوار مرقد امازاده پیرملوی روستای حسن آباد امام، یکی از آبادی های منطقه چاردولی اسدآباد همدان دفن شد و پس از مدتی برای خاکسپاری در گورستان وادی السلام قم به این شهر انتقال یافت.

آنچه عامل شکست مشروطه شد

شاید موضع گیری اشتباه نخبگان محلی و تأثیرپذیری آنان از تبلیغات ضد مشروطه و عملکرد ضعیف و ناصواب دولت در دوران پس از استقرار نظام مشروطیت در کردستان، در کنار اقدامات «سالارالدوله» و تحریکات طرفداران استبداد «محمد علی شاه» موجب شکل گیری جنبش ضد مشروطه از جمله وقوع جنگ سولچه در کردستان شد.

در واقع پیش فرض هایی هست مبتنی بر حمایت و پشتیبانی رهبران محلی و سران ایلات و عشایر مناطق کردنشین از مخالفان نظام مشروطیت، متأثر از گفتمان مقاومت در برابر تجددخواهی و نوعی طرفداری از اسلامیت در قالب وفاداری به اصل سلطنت و دفاع از منافع و موقعیت سنتی خودشان بود و به همین علت، جنبش ضد مشروطه در بسیج نیرو برای جنگ با قوای دولتی در این مناطق موفق شد و در نتیجه مشارکت بیشتر ایلات و عشایر کردستان در جنگ سولچه و مقابله با نیروهای دولتی، این اقدامات خسارات فراوانی به مملکت و نواحی کردنشین کشور وارد ساخت و نه تنها موجب حذف و نابودی برخی چهره های شاخص ملی و منطقه ای شد، بلکه تضعیف قدرت دولت مرکزی، کاهش اقتدار سنتی ایلات و عشایر و فروپاشی و نابودی ائتلاف های سیاسی و نظامی در غرب کشور را در پی داشت و برای مدتی طولانی، زمینه استمرار آشوب و ناآرامی در این مناطق را فراهم ساخت.

در هر حال تأثیر نبرد خونین «سولچه» در شکست جنبش مشروطه خود یک طرف ماجرا بوده و توجه به آنچه در روستای «سولچه» و قلعه این روستا رخ داده هم بخش دیگر این جریان است و البته بازسازی و احیای این قلعه در نشان دادن بخشی از تاریخ کشور مسئله ای حیاتی خواهد بود که باید متولیان امر بیشتر مدنظر قرار دهند./

* گزارش و عکس: زیبا امیدی فر

- بخش هایی از این گزارش برگرفته از کتاب «جنگ سولچه» نوشته «محسن صالحی» است.