شوق نوشتن به زبان مادری مرا وارد عرصه ادبیات کرد
سرویس کرمانشاه _از اله مراد جباریان شاعر و نویسنده نام آشنای کُرد تاکنون آثار متعددی در نشریات مطرح کردی چاپ شده و همچنین از وی مجموعه هایی همچون «متلها و بیرو باوه‌ره‌یل تایبه‌ت وه‌ ناوچه‌‌ێ کرند» و «هؤرمانه‌یل دازڵكێاێ» به زبان کردی منتشر شده است. گفتگوی میثم رجبی از فعالان ادبی اسلام آباد را با این نویسنده می خوانید:

جناب جباریان لطفا در ابتدا یک بیوگرافی از خود برای خوانندگان بفرمائید؟

 قبلا هم جمعی از دوستان از سر محبت از بنده خواستن تا مختصری از زندگی خودم را بنویسم، آن موقع هم هر چه فکر کردم و صفحات و اوراق دفتر زندگیم را ورق میزدم نکته قابل ذکری را برای نوشتن نیافتم، به ناچار برای معرفی خود از بدو تولدم شروع کردم، در اینجا نیز به تبع آن؛ بنده اله مراد جباریان در یك خانواده ضعیف از نظر مالی در یک فروردین 1338  متولد شدم، چنانچه از شواهد بر می آید تولدم برای هیچ کس به غیر از پدر و مادرم اهمیت نداشته، که اگر غیر این بود حتما می گفتند. این مطلب را از آن جهت می گویم که بارها از زبان خود آنها شنیده بودم، که به دنیا آمدم آن هم در اولین روز عید نوروز بزرگترین هدیه ای بوده که از طرف خداوند به ‌‌آنها داده شد.

با رسیدن به سن قانونی که لازمه ورود به دبستان یعنی هفت سالگی، در یکی از دبستان های شهرستان کرند ثبت نام و تا سوم متوسطه در آنجا مشغول به تحصیل شدم با پایان یافتن متوسطه به دلیل نبود هنرستان فنی و وضعیت بد اقتصادی مجبور به ترک دیار شدم و به شهرستان اسلام آبادغرب آمدم و در اینجا ادامه تحصیل دادم، همزمان با پیروزی انقلاب دیپلم خود را گرفته و وارد خدمت سربازی شدم، خدمت خود را از سال ۱۳۵۸ شروع و در سال ۱۳۶۰ در مریوان و سنندج به اتمام رساندم.

در مورد فعالیت های ادبی خود بفرمائید که از چه زمانی آغاز شد؟

همان طور که گفتم با شروع خدمت سربازی بود که در منطقه کردستان شرایطی ایجاد شد که با ادبیات و ادیبان کُرد آنجا آشنا شوم و با مطالعه داستان و اشعار نویسندگان بزرگ کُرد و فارس حتی یک بار هم در آن سالهای اولیه به این فکر نیفتادم که یک سطر بنویسم. تا اینکه شبی بر حسب اتفاق در خانه یکی از دوستان مهمان بودیم، نویسنده ای گران مایه در آنجا حضور داشت، ایشان از ما خواستن که بنویسیم، گفتن هر چه می نویسید، بنویسید، من بر آنها مقدمه می نویسم. همین حرف ایشان محرکی شد تا وارد این حیطه شوم. بعدا با خود فکر کردم خیلی ها در حوزه ادبیات فارسی قلم فرسایی می کنند، این زبان مادری من است که در مظلومیت قرار گرفته، در نتیجه وارد حوزه ادبیات کُردی شدم، من از همان وقت تا به حال برای دل خود چیزهایی می نویسیم.
 حاصل نوشتن این مدت چاپ داستانهایی در آن اوایل در دو نشریه «سروه» و «سیروان» در سالهای ۱۳۷۵ و ۱۳۸۲ و چاپ دو اثر به نام های«متلها و بیرو باوه‌ره‌یل تایبه‌ت وه‌ ناوچه‌‌ێ کرند» در سال ۲۰۰۸ و «هؤرمانه‌یل دازڵكێاێ» در سال ۱۴۰۰ که اولی به همت «انیسیتوی کُرد» و دومی به وسیله «انتشارات آون» چاپ و در دسترس دوستان قرار گرفته که امیدوارم مقبول طبع دوستان قرار بگیرد.
لازم به ذکر است غیر از دو اثر فوق الذکر یک مجموعه داستان به نام «پیره برنه‌و» و یک مجموعه شعر در قالب مثنوی به نام «گوڵه‌م ناو درؤنم» آماده چاپ دارم که اگر خدا بخواهد انتشارات آون بزودی آن را چا پ خواهد کرد.