وَندالیسم اخلاقی و تاثیر آن در وقوع پدیده بزهکاری/ *محمدسعید مقصودی
اصولا پدیده بزهکاری و وقوع آن متاثر از بسیاری عوامل شناخته و ناشناخته (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... ) است که در طول زمان شناخت و نقطه گذاری این علل توسط علمای فن، باعث کنترل نقش منفی مطلق جرایم و تعدیل همه جانبه پدیده بزهکاری می شود.

پدیده بزهکاری را می توان مجموعه ای 3 ضلعی در نظر گرفت که یه یک ضلع آن مجرم، متهم یا جانی، ضلع دیگر آن شخص بی گناه و مورد جنایت واقع شده و ضلع سوم آن عمل مجرمانه است که از ابتدای پیدایش مفهوم جرم و مجازات (عمری طول و دراز به بلندای تاریخ بشر دارد) دست خوش تغیرات و اصلاحات فراوانی شده تا به امروز که با پیشرفت چشم گیر قوائد جرم شناسی نوین دیگر نمی توان به این مفهوم نگاهی گذرا، سطحی و سنتی داشت.

پرداخت به این موضوع از آن جهت دارای اهمیت است که گاه در رسانه های مجازی، روزنامه ها و جراید کثیر الانتشار شاهد انتشار اخبار بروز جرایم و جنایت هایی هستیم که باعث تاسف، تاثر و در بعضی موارد حیرت و تعجب همگان می شود.

با عنایت به آموزه های علم جرم شناسی نوین باید بر این نکته توجه موکد کرد که امروزه هدف از شناخت پدیده بزهکاری صرفا مجازات، انتقام و منکوب کردن شخص مجرم نیست، چه اینکه روح قوانین جزایی توجه و تاکید فراوانی بر اصلاح و باز اجتماعی کن شخص مجرم (از طریق نهادهای محافظتی - مراقبتی) دارد زیرا به عقیده نگارنده، تفکر در خصوص پیشگیری از وقوع بزه و در پس آن تادیب و بازپروی شخص مجرم جهت برگشت به بستر جامعه، باید چند منزل قبل از آن که پدیده بزهکاری و اطراف آن در ذهن مجرم شکل گیرد شروع شود وگرنه به هیچ شکلی از اشکال به مقصود غایی نیل نخواهد کرد.

و اما یکی از مواردی که نباید از تاثیر آن در وقوع پدیده بزهکاری غافل شد و نیاز به توجه موشکافانه و دکترین علمای حقوق دارد موضوع وندالیسم اخلاقی است.

در این مقاله کوشش شده ضمن شناخت مفهوم وندالیسم، به تبیین آن در حوزه اخلاقی، تاثیر آن در بروز پدیده بزهکاری و همچنین ارائه راه کار هایی جهت کنترل کارکرد منفی آن پرداختی پژوهشی - تحلیلی صورت گیرد.

معنای لغوی وندالیسم

وندالیسم در لغت به معنای تخریب و از بین بردن آثار فرهنگی، تاریخی و اموال عمومی است که در علم جرم شناسی نوین جز دسته بندی جرایم جدید و نو دسته بندی می شود.

به عبارت دیگر وقتی فرد یا گروهی با سونیت اقدام تخریب اموال غیر خصوصی ( شامل ابنیه و آثار فرهنگی - تاریخی ) و همچنین مطلق اموال عمومی (دیوار نگاره ها، خیابان ها، پل ها، تابلوها و ... ) کند بزه وندالیسم به وقوع پیوسته است.

علمای حقوق شخصی که مرتکب این جرم شده (معمولا هم مجرمین یقه آبی هستند) را وَندال و فعل ارتکاب یافته توسط ایشان را وندالی نام گذاری می کنند و این عمل را نوعی ری اکشن هیستریک و خصمانه نسبت به ناعدالتی، کمبود، ناملایمت و ... تفسیر می کنند.

انواع وندالیسم و تفسیر وندالیسم اخلاقی

باید بر این نکته صحه نهاد که وندالیسم صرفا یک بزه و جرم نو (جرم تخریب به معنای خاص) نیست بلکه می توان آن را یک ایدئولوژی با درون مایه جامعه شناختی - روانشناسی دانست که از آغاز پیدایش پدیده بزهکاری تا افول آن به عنوان بازوی محرک وقوع جرم عمل می کند.

به بیان ساده تر می توان گفت وندالیسم را نباید صرفا در کالبد جرم «تخریب» محصور کرد بلکه حوزه شمول آن را باید به تعداد بی نهایه از انواع جرایم بسط داد.

اصولا هر جرمی حاصل تخریب یک معناست، گاه شخصی که یک دولت مرد سیاسی است و در ذهن خود گمان می کند ملی گرا، کمونیست، سوسیالیست، دمکرات یا.. هست با تفکرات مخرب و با سو استفاده از نظام اداری - دولتی، اعتماد افراد بالادست و خیانت به توده مردم پایین دست به یک جرم سیاسی یا غیر آن (سو استفاده از موقعیت، اختلاس، ارتشا، کلاهبرداری و ...) زده و انجمن، حزب و گروهی یا در شکل وسیع آن مملکتی را در جامعه بین الملل بد نام می کند. (وندالیسم سیاسی)

یا مثلا شخص یا اشخاص نادانی که اغلب هم دچار اختلالات روانی است با تخریب، تفسیر نادرست و سراسر شک و شبهه آموزه های مذهبی - عقیدتی و توهین به باور دین مداران صالح، بدون آن که بر تحلیل های آبکی خود دلیلی ارائه دهند دست به اقدام و انجام یک جرم (بیشتر جرایم خانوادگی و ناموسی) زده و باعث خدشه دار کردن مسلک و اعتقادات خاصه بسیاری می شود (وندالیسم دینی).

یا در شکل جدید و آپدیت آن عده ای (بیشتر جوانان) که با دنیای مدیا و مجازی آشنایی کامل داشته و مسلط به علم روز تکنولوژی و دارای ذهنی ریاضی و کامپیوتریزه هستند با دستکاری گسترده، تخریب و جا به جایی داده های اینترنتی به داعیه و انگیزه های متنوع اقدام به هک سیستم تارنمای های شخصی، اداری و ... می کنند که باعث بروز خسارت های جبران نشدنی به صاحب و مالک داده های مذکور می شود. (وندالیسم مجازی)

با توجه به آنچه گفته شد می توان به سادگی دریافت برای آن که پدیده بزهکاری تا حد زیادی کنترل و تعدیل گردد باید عنصر تخریب گر و وَندال آن شناسایی شود.

به عقیده نگارنده و نظر به آنچه بیش از این گفته شد بهترین راه و روش جهت کنترل کارکرد منفی پدیده بزهکاری، توجه به ریشه آن و مسائل روانشناختی و اخلاقی است.

در واقع باید با ارائه یک دکترین صحیح و کارآمد جملگی عوامل جرم زای اخلاقی شناسایی و راهکار هایی عقلانی برای مقابله با این آفات ارائه شود.

راه کار های مقابله با وندالیسم اخلاقی

اخلاق آن نخ تسبیحی است که مهره های در ظاهر متعارض و نامتجانس با هم را «ما» واحد می گرداند تا در موازات و شانه به شانه هم به آن نقطه اتصال انسان جاویدان برساند.

به عقیده نگارنده این نویسه، در جامعه آرمانی عاری از پدیده بزهکاری، تمامی معانی باید بنده اخلاق باشند نمی توان جامعه ای را آرمانی دانست و از اخلاق مداری افرادی که در آن جامعه زیست مطلوب دارند سخن نگفت و از تلبس به اخلاق لفظ و معنای آن قلم نزد.

اما گاه نامفهوم ها، ضد ارزش ها و وندال هایی (عقده های روانی، هویتی، سکسیتی یا ...) در جامعه سبب بروز جرایمی می شود که تام و تمام هنجارها و مفاهیم اخلاقی ریشه دار و تثبیت شده جامعه را زیر سوال برده و علمای حقوق و دیگر رشته ها (جامعه شناس، روانشناس، مددکار، قضات و ... ) را به فکر فرو برده تا با ارائه راه کارهایی سبب ایجاد رویه سلامت و قانونمند جهت به حداقل رساندن تاثیر ناهنجاری های اخلاقی در وقوع پدیده بزهکاری شوند.

به عقیده نگارنده راهکارهای ذیل می تواند نقش به سزایی در رسیدن به این مهم ایفا کند.

تشخیص زود هنگام بیماری های روانی

یکی از وندال های موثر در وقوع پدیده بزهکاری که ارتباط مستقیم با حوزه اخلاق جرم شناختی داشته بیماری ها و اختلالات روانی است.

آدمی از بدو تولد تا لحظه مرگ در معرض کنش ها و واکنش های فراوانی قرار گرفته که با توجه به مقتضیات روز و مشکلات فراوانی که در سطح جامعه دیده می شود باعث بروز نابسامانی های رفتاری و اخلاقی (از اختلالات اضطراب، ارتباط، استرس و ... گرفته تا اسکیزوفرنی، شیزوفرنی، اختلال دو قطبی و ... ) می شود که اگر به موقع شناسایی و درمان نشوند در طول زمان تشدید شده، می تواند منشا ناهنجاری ها و جرایم ناگواری شود.

اما به نظر نگارنده، درمان اختلالات روانی را نباید موکول به زمان بروز نشانه های آن دانست بلکه باید از کودکی و کوچک سالی همه افراد حتی آنان که با هیچ اختلالی رو به رو نیستند با برنامه ریزی متوالی و مدون (به عقیده روانشناسان هر ۴٠ روز یک بار) به روانشناس مراجعه کرده تا در صورت شناسایی هر کدام از انواع اختلالات و بیماری های روانی به موقع پیش گیری و درمان شود تا بدین شکل این عامل تخریبگر و موثر در وقوع بزه تا حد زیادی کنترل شود.

توجه به نهاد خانواده

خانواده به عنوان نهاد بنیادین پرورش انسان می تواند به عنوان یک آنتی وندال موثر عمل کند.

خانواده اولین مجموعه منسجمی است که فرد از لحظه تولد با آن مواجه می شود پس باید تمامی برنامه ریزی های جامعه شناختی بر پایه هر چه مستحکم کردن پایه های این نهاد عمل کند.

اگر در جامعه آماری مجرمین خطرناک دقیق شویم خواهیم دید که اغلب از خانواده های متلاشی، بدون هسته صلاحمند و بزهکار هستند و نبود مامن و ماوایی امن برای آنان باعث تشدید پدیده بزهکاری در کانسپت شخصیتی آنان شده است.

در بیان دیگر باید به آنچه که امروز از آن به عنوان شکاف نسل ها یاد می شود توجه شایانی شود زیرا اگر عالمان جامعه شناس این موضوع را ریشه یابی و تحلیل و تفسیر نکنند این شکاف بیش از بیش باعث جدایی و افتراق هسته خانواده از یکدیگر می شود.

اعضای خانواده باید به طور مرتب (روزانه، هفتگی یا ...) با هم گردهمایی و نشست هایی داشته و در مورد مسائل گوناگون و اختلاف نظرهای خود به تبادل آرا بپردازد تا از این رهگذر هم حس اعتماد و تعلق میان آنان بیشتر شود و هم تمامی اختلافات و درگیری ها منجر به یک تصمیم عاقلانه شود.

تشویق به علم اندوزی

در طول دوران انسان های آگاه و عالم همواره منشا اعمال خیر خواهانه فراوانی برای نوع بشر بوده اند گواه این مدعا را می توان در اختراعات و نو آوری هایی دید که هر کدام به اندازه ظرف وجودی خود سهم مهمی در حل و فصل معضلات بشر داشته اند.

پر واضح است که اگر آدمی اهل مطالعه و تحصیل علم باشد تا حد زیادی باعث ایزوله شدن و دور ماندن از فضای نا امن بروز پدیده مجرمانه می شود پس نا گفته پیداست تحصیل علم می تواند به عنوان یک ضد وندال موثر عمل کند.

به عقیده نگارنده، توجه به تحصیل علم نه تنها در میان قاطبه مردم بلکه در بین مجرمین (حتی مجرمین خطرناک) هم باید از جایگاه درخوری برخوردار باشد اینگونه که بعد از وقوع جرم و مجازات، نباید مجرم را به حال خود در زندان ها یا جامعه رها کرد تا بدون آن که از محبوس ماندن نتیجه ای عاید شخص تادیب شده شود آزاد شود.

باید به این گزاره هم توجه کرد که نفع و فایده بازپروری یک مجرم از طریق معطوف کردن توجه او به علم آموزی، به نفع تمامی افراد جامعه است و بیهوده گویی نیست اگر بیان شود یک مجرم با سواد پس از آزادی می تواند به یک عنصر مطلوب جامعه مبدل شود.

تقویت روحیه منِ مقدس

انسان به عنوان ابرالمخلوق و خلیفه پروردگار بر زمین دارای چنان جایگاه و ارج و قربی است که تمامی مخلوقات حسرت حقیقت وجودی و خاستگاه حیات آن را دارند زیرا تنها موجودی است که می تواند با اتکا بر مفاهیم اخلاقی، با اشتیاق و اختیار به نهایه کمال هستی برسد توجه و تاکید بر این معنا در کتاب آسمانی ما، سخنان پیشوایان دینی و شیوه زندگی انبیا به خوبی نمایان است.

وقتی انسانی مرتکب یک بزه می شود قبل از هر چیز باید بر این نکته توجه کرد که او یک انسان است و این معنا به بیان گوناگون به شخص بزهکار یاد آوری شود، پس نباید همچون بعضی مکاتب جرم شناسی غربی ، بروز جرم را پایان هویت و حیات انسان دانست و مجرم را شخصی دانست که به هیچ عنوان توانایی برگشت به متن جامعه را ندارد، بلکه باید با انجام یک رشته اعمال روانشناختی و با اتکا بر عنصر تلقین و تشویق، هویت ذاتی و عقیدتی بر باد رفته شخص مجرم به ایشان بازگردانده شود.

این نوع از وندال اخلاقی را شاید بتوان خطرناک ترین آن دانست زیرا اگر شخصی درون خود احساس شکست و بی هویتی کند دیگر با هیچ حربه ای نمی توان شخص را به هویت ماقبل خود برگرداند و چه مفهومی وحشتناک تر از مجرمی است که برای خود هیچ هویتی قائل نیست.

سخن پایانی

با توجه به آنچه گفته شد پدیده بزهکاری و مسائل مربوط به آن، دارای عناصر و لوازم ساختاری پیچیده و کمتر پرداخت شده ای است که شایسته است هر صاحب نظری با توجه به حوزه فعالیت خود به تحلیل و تفسیر آنان بپردازد تا شاید بتوان از این محمل آمار بروز پدیده بزهکاری و مصائب و معضلات مربوط به آن را به طور مطلق به حداقل رساند

نگارنده این مقاله هم با عنایت به این که نمی توان تمامی مسائل مبتلابه حوزه جرم شناسی (مربوط به پدیده بزهکاری) را در یک یادداشت مورد کند و کاو قرار داد اما سعی کرده در حد دانش و اندوخته های خود به تحلیل این معنا بپردازد.

*کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی