گردش نخبگان؛ جلوگیری از جابجایی در قدرت یا تغییر در استراتژی !
سرویس آذربایجان غربی- اسمعیل نبی زاده، عضوهیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد، به بهانه تودیع هشتمین سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد در یادداشت انتقادی زیر به تغییرات بی حساب و کتاب مدیریتی در واحد مهاباد اشاره کرده و می نویسد: اگر تا کنون عکس العملی صورت نگرفته، باید به حساب ادب، نجابت و عقبه علمی کارکنان و اعضای هیات علمی منظور شود و گرنه پیکره بزرگ و دانش محور این واحد دانشگاهی و خاستگاه تحول خواهی آن اجازه بی محبتی نسبت به آن را نخواهد داد.

واحد مهاباد یکی از واحدهای مهم و بزرگ دانشگاه آزاد اسلامی در غرب کشور است که از سال 1365 تاسیس شده است. بیشرفت روز افزون این واحد دانشگاهی و استقبال فراوان دانشجویان برای تحصیل ، مسئولان وقت را راغب نمود که دبیرخانه منطقه 2 را در آن مستقر نمایند ولی متاسفانه بر اثر عدم شناختی که آن زمان از نقش دبیرخانه در دانشگاه آزاد اسلامی در زمان مدیریت بنیان گذار ( مرحوم دکتر محمد مجدی ) داشتند از قبول آن امتناع شد و از همان زمان فرصت سوزی ها در این واحد دانشگاهی آغاز گردید!

به رغم این سیاهی مشمئز ، واحد مهاباد بر مدار پیشرفت قرار گرفت و بر ثروت ، امکانات ، تعداد دانشجو ، کارمند و اعضای هیات علمی در آن، روز به روز اضافه شد . مرحوم دکتر محمد مجدی 16 سال مدیریت آنرا به عهده داشت و خدمات بنیادین آن جاودانه شد. هرچند در زمان مدیریت ایشان ، عمده کارکنان واحد را بازنشستگان دستگاه های مختلف شامل می شد اما نظم و انظباط در آن فراموش نشدنی است. تودیع ایشان بر دو نکته پایه گذاری شد 1- کهولت سن 2- جابجایی در قدرت.

با تغییر ایشان برای اولین بار تغییر استراتزی مدیریتی در این واحد دانشگاهی صورت گرفت، واحد مهاباد از مدیریت سنتی فاصله گرفت، سمینارهای علمی شاکله تفکر و تدبر در دانشگاه را معنا بخشید، اما به دلیل مونیتورینگ بافاصله از مدیریت، دوام و قوام آن روز به روز کاهش یافت و بنیادگرایان فکری چون با این نوع مدیریت  بیگانه بودند و از طرفی عدم حضور ایشان این ظن را تقویت می نمود که امکان سوء استفاده برخی فراهم شود، پس از مدت کمی بر وضع موجود غلبه و اقتدار خود را نشان داده و تودیع مدیریت مجددا در مسیر جابجایی قدرت قرار گرفت ؛ یکی از خصوصیات در جابجایی  کاهش سرعت انجام فرایندها و توجه به رضایتمندی مسئولان در رده های بالاتر برای حفظ و بقا است ، از دیگر خصوصیات آن می توان به حفظ و توسعه فرهنگی مبتنی بر باورهای دینی اشاره کرد ؛ در کنار این دو مولفه توسعه ی اجتماعی و کارآفرینی که ناشی از تفکر عاطفی است بیشتر نمایان می گردد به بیان دیگر تعدد اهداف ، تفکر و تدبیر را پوشش داده و بیشرفت با ضرب آهنگ دوگام به پیش و یک گام به عقب را بوجود آورد و فرصت سوزی هایی چون عدم خرید کشت و صنعت به قیمت حداقل و همراه وام ، احداث فرودگاه توسط  واحد مهاباد و درگیری برخی مسئولان با آن ، خاطره تلخ و ماندگار شد ،  تا اینکه بانیان جابجایی قدرت درصدد تغییر استراتژی برآمدند و این مهم مجددا صورت گرفت . در این دوره مدیریت دانش ، پایه و اساس موفقیت در دانشگاه محسوب می شد .

مدیریت دانش، مدیریت دانایی یا مدیریت اندوخته‌های علمی(Knowledge management ) به معنای در دسترس قرار دادن نظام‌مند اطلاعات و اندوخته‌های علمی است، به گونه‌ای که به هنگام نیاز، در اختیار افرادی که نیازمند آن‌ها هستند، قرار گیرند تا آن‌ها بتوانند کار روزمره خود را با بازدهی بیشتر و مؤثرتر انجام دهند. مدیریت دانش، شامل یک سری استراتژی و راهکار برای شناسایی، ایجاد، نمایندگی، پخش و تطبیق بینش‌ها و تجارب در سازمان می‌باشد، اما آنچه از مدیریت دانش بیشتر نمایان شد ژشت های علمی مبتنی بر مدیریت اطلاعات بود ، در این دوره مدیریت دانشگاه بیشتر به فانتزی کردن جایگاه ها بها داد ، هرچند خرید برخی املاک نیز سرمایه خوبی برای واحد بود ، روزها گذشت این بار زمزمه تغییر مدیریتی در سازمان مرکزی ، تغییر و جابجایی انتخاباتی ، سبب تغییر در دیدگاه مدیریت مبتنی بر دانش شد.

بنیان این تفکر 1-اقتدار و آتوریتی برمبنای رای مردم 2- تجربه مدیریتی بود ، که این نگاه سبب شد روسای این واحد دانشگاهی  دائما در فکر افزایش ارائه آمار باشند مانند افزایش ساخت و ساز ، تعداد کتب و مجلات، تعداد آزمایشگاه ، ماشین و .....  این تفکر سبب شد بیشتر سرمایه های دانشگاه آنی در دانشگاه صرف یا برای واحدهای نیازمند واریز گردد.برخی از فرصت سوزی های این دوره ناشی از درگیری قدرت های پشت پرده در حفظ افراد ، ایجاد طرح های بی بازده ، گسترش بکارگیری افراد حق التدریسی ،گزارش طرح های تولیدی که هرگز تولید آن مشاهده نشد مانند ساخت لامپ و کود و .. و  افزایش سر سام آور تعداد رشته هایی که از آن زمان تا کنون حتی یک دانشجو نداشته، بود.

یکی دیگر از فرصت سوزی ها مربوط به عدم شراکت در ساخت کارخانه قند مهاباد بود که مسئولان آن بسیار راغب بودند تا واحد مهاباد با آنها وارد سرمایه گذاری شود، طرحی که میلیاردها تومان در بطن امر داشت . پذیرش طرح شهرک گلخانه ای در زمین 16 هکتاری از طرف وزارت جهاد کشاورزی و واخذ وام 7درصد و عدم رغبت واحد مهاباد برای سرمایه گذاری یکی دیگر از فرصت سوزی ها بود. تعلل در احیای زمین 12 هکتاری دریاس و عدم کشت و کار در آن تنها بر اساس یک دلیل واهی منابع طبیعی بودن ، ماشین پویای دانشکده کشاورزی را زمین گیر کرد، همه خسته شدند و حتی ساخت و اختراع دستگاه پرکاربر اندازه گیری مقامت مصالح در آزمایشگاه های عمران ، تولید قارچ گانودرما ، به چشم هیچکس نیامد  و استان نیز خسته تر و این بار پاشنه اشیل  تاکتیک تغییر مدیریت بر چرخش استانی متمرکز شد و سرپرست پشت سرپرست معرفی شدند تا کرونا از راه رسید و اندکی کمتر از دوسال سرپرستان استانی واحد را مدیریت کردند، تا نسیم تغییر در استان آهنگ وزیدن گرفت و مجددا مدیریت بر اساس جابجایی قدرت شکل گرفت.

  این دوره نیز مدت ها بر اساس جلسات و نشر آنها مدیریت شد ، سما به دانشکده مهارتی تغییر نام داد و تبلیغات جذب دانشجو از مدرسه تا دانشگاه شکل گرفت ، تلاش ها برای فروش امول و استفاده از زمین های کشاورزی و باغ برای تامین حقوق پرسنل و تبلیغات بازخریدی کارکنان دامنه گستر شد که برخی عکس العمل ها را در پی داشت و یک سال و اندی بیشتر طول نکشید این راهبرد نیز از حرکت افتاد و تغییر مدیریتی را سبب شد و یک بار دیگر چرخش نخبگی نمایان شد .

 خلاصه تا کنون 16 سال ادبیاتی ها، 5 سال مدیریتی ها ، 11 سال شیمی دان ها ، دو سال ریاضی دان ها ، تقریبا یک سال و نیم کشاورزی ها  و 1 سال روانشناسان، مدیریت این واحد دانشگاهی را عهده دار بوده اند که مجددا اریکه مدیریت بر دستان شیمیدانها افتاد . تا زمانیکه تعداد دانشجو در این واحد دانشگاهی در اعلاء بوده ، حقوق پرسنل زودتر از تمام ادارات پرداخت می شد ، اضافه کاری ها ، حق التدریسی ها ماهیانه پرداخت می شد. ولی اکنون که دیگر امید به افزایش تعداد دانشجوی داخلی به دلیل زاد و ولد پایین ، تعدد انواع موسسه و دانشگاه در جوار این واحد بزرگ  غرب کشور، اندک شده است لازم است با پرهیز از هرگونه  دوباره کاری و تعریف سرفصل های نوین پویایی، برای حفظ ، دوام و قوام این واحد دانشگاهی اقدام کرد و از صرف فروش اموال به منظور تسویه بدهی که سبب نهادینه کردن تداعی  ورشکستگی واحد در اذهان عمومی است، باید قویا اجتناب نمود بلکه از واژه تبدیل به احسن کردن استفاده و تاکید کرد. چرا که اولا دانشگاه آزاد اسلامی یک سیستم محکم و ثروتمند و علمی است چون بنیان گذار انقلاب اسلامی یعنی امام خمینی(ره) و دنباله رو ایشان آیت ا... خامنه ای (دامه برکاه) حامی و پشتیبان آن است .

 دانشگاه آزاد اسلامی یک دانشگاه مردمی است یعنی با پول مردم ساخته شده ، مولود و از ابداعات انقلاب اسلامی است ، آنچه باید نگرانش بود استفاده ار بیت المال در مسیر نادرست است ، رقابت نابرابر با آن از طریق موسسه های خرد و بی مایه یا استفاده از عنوان دولتی صرف ، برای جذب سرمایه است. مردم با جان و دل از این یادگار انقلاب نگهبانی کرده و خواهند کرد و مدیران باید با ارائه استراتژی تبدیل به احسن، گسترش شرکت های دانش بنیان توسط اعضای هیات علمی و دانشجویان ، برگزاری سمینارهای علمی در راستای تقویت تولید داخلی ، فرهنگ سازی خودکفایی با استفاده از دانش بومی ، تقویت پژوهش و مشارکت در طرح های منطقه ای ، جذب سرمایه گذاران کشوری، سرمایه گذاری در طرح های اکتشافی در منطقه ، تلاش برای تصاحب معادن رها شده و ثبت معادن و کانی های ملی در منطقه ، برنامه ریزی هدفمند برای برگزاری کرسی های آزاد اندیشی ، همراه نمودن و همدل کردن کارکنان در برابر مشکلات پیش رو و عدالت در بکارگیری نخبگان براساس توانایی آنها ، مسبب ایجاد انگیزه در همگان شد و از فرصت بدست آمده نهایت استفاده را نصیب همگان نمود.

نتیجه : آنچه عبور از مشکلات را در هر سازمانی خصوصا واحد های دانشگاهی ، دانشگاه آزاد اسلامی و تاکیدا واحد مهاباد ،تضمین و  پیشرفت آن را ممکن می کند در درجه اول ایمان به موفقیت و استراتژی است که در سایه حمایت همگانی، همدلی  و توجه باریتعالی میسر است و در درجه دوم استفاده از امکانات فعلی در تبدیل به احسن کردن آنها .

به بیان دیگر بازخریدی و بازنشستگی پیش از موعد در این سرای ثروتمند تنها یک مسکن است نه راه حل. دست اندرکاران نیز بدانند اگر نسبت به تغییرات بی حساب و کتاب مدیریتی در واحد مهاباد تا کنون عکس العملی صورت نگرفته، باید به حساب ادب، نجابت و عقبه علمی کارکنان و اعضای هیات علمی منظور شود و گرنه پیکره بزرگ و دانش محور این واحد دانشگاهی و خاستگاه تحول خواهی آن اجازه بی محبتی نسبت به آن را نخواهد داد. باید دست در دست هم نهاده و برای به روز  رسانی اقدامات لازم، فرصت را غنیمت شمرد و از جان و دل مایه گذاشت تا این شجره طیبه انقلاب همچنان سایه دهی و میوه دهی نماید.

بدون شک کارکنان این واحد دانشگاهی نه از مدیریت واحد بلکه از همه مسئولان استانی و مرکزی انتظار دارند ، توجه ویژه و نگاه جدیدی به این واحد دانشگاهی داشته باشند که به یمن آن ، آرامش ، ثبات و علم افزایی در غرب کشور فراهم و زمینه بینادین تاسیس چندین واحد دانشگاه آزاد اسلامی ، پیام نور  و ارتقای سطح فرهنگی، علمی ، سیاسی ، اقتصادی در منطقه شده است. در آن زمان که دولت قادر به سرمایه گذاری اندک برای تاسیس دانشگاه در منطقه نبود و خیل عظیم جوانان با ظرفیت بسیار کم دانشگاه های دولتی، قادر به ادامه تحصیل نبودند این واحد مهاباد بود که رضایت مردم غرب کشور از انقلاب و نظام را فراهم و هزاران مهندس و متخصص در رشته های مختلف ، تحویل جامعه در حال توسعه کشور داد و در کاهش خروج نخبگان و ثروت ملی کشور نقش بسزایی ایفا نمود.  

اکنون نیز به شرط مجوز قادر است نسبت به پذیرش دانشجوی خارجی اقدام نماید و به مدد مراودت فرهنگی و تاثیر گذاری ، تضمین بخش امنیت زوار از آذربایجان غربی تا کربلا و نجف و زیارت اباعبدالله (ع)شود . لذا حل مشکل معیشتی کارکنان یک ضرورت ولی حفظ واحد مهاباد یک اوجب واجب است که مردم نمک بشناس غرب کشور از مطالبات جدی خود از نظام و انقلاب اسلامی می دانند.