عمرفاروقی شاعر نوپرداز و نویسنده ای که دغدغه کردستان داشت/ محمد هادیفر
کاک عمر فاروقی از نویسندگان صاحب ذوق و دارای سبک خاص؛ فرزند مرحوم ملاصالح از علمای بزرگ سقزی در سال ۱۳۲۵ در سقز متولد شد. 

او در کنار شغل کارمندی در اداره دخانیات سقز از حضور در محافل فرهنگی و هنری غافل نبود. مرحوم عمر فاروقی در نویسندگی دارای سبکی خاص بود،  در کانون نویسندگان اولیه ایران حضوری فعال داشت و تاثیراتی بر افراد شاخص آن داشت.
 آقای فاروقی که عمده شهرت خود را در تاریخ نگاری  و ثبت وقایع شفاهی مناطق کردستانی خصوصا منطقه سقز دارد اما  تبحر مهمش  شعر بود،  به نوعی که او را می توان اولین شاعر نوپرداز کرد زبان فارسی سرا،  دانست.
 شعر نو او تنه به تنه احمد شاملو می زد و چه بسا اگر از حوزه شعر فاصله نمی گرفت نام او در ردیف اولین های ایران قرار می گرفت اگر مشاغل جانبی و تنگناهای زندگی اجازت می داد او ظرفیت عبور کردن از احمد شاملو را داشت.
 دوستی نزدیک او با احمد شاملو و اخوان ثالث حاکی از همجنسی سرایندگی آنان است.  وقتی به شعر نو عمر فاروقی می نگری آرزو می کنید کاش هیچگاه ایشان از شعر فاصله نمی گرفت و اینک شاهد یک نوپرداز بزرگ کردستانی در کنار نامداران این حوزه بودیم.
مکتوبات منظوم و منثور او حاکی از دغدغه های مردم سرزمینش است. در جمع آوری اسناد تاریخی پراکنده تلاش های زیادی کرد در دهه 60 در کنار مرحوم احمد قاضی بعنوان سردبیر اولین نشریه کردی ـ فارسی سروه درخشید.
 اگرچه عمر فاروقی در کنار دیگر بزرگانی مانند جلال ملکشاه و .. به عنوان وارث بزرگانی چون مرحومان هژار و هیمن موکریانی و عباس حقیقی بوکانی و مارف آقایی و سیدکامل امامی  .... قرار گرفتند و تالیفات او در حوزه ادبیات و تاریخ شفاهی منطقه  مخاطبان زیادی را به سروه کشانید.
 هرچند سروه به معنای واقعی، چون  نسیمی دل انگیز فرهنگی در مقطعی حساس تاثیرات عمیقی بر فرهنگ و هنر منطقه گذاشت و بعنوان اولین هسته آموزش و نشر زبان کردی با حرارت و نشاط بزرگان ادب و هنر کردی درخشید اما افت هایی متوجه آن شد که نابهنگام بازنشست گردید و جمع امثال فاروقی پراکنده شدند. 
 کاک عمر علاوه بر دلخوری هایی که از برخی افراد و جریانات داشت اما خوش قریحه و خوش بیان و حاضر جواب بود.  مجلسش آمیخته با نغز توام با مغز بود در کنار بذله گویی صریح الهجه بود تاریخ شفاهی را با خاطرات شیوایش شنیدنی تر و شیرین تر ارائه می کرد آخرین ملاقاتی که با تنی چند از اهالی فرهنگ سقز با او داشتیم بسیار خاطره انگیز بود شور و نشاط گذشته را نداشت توانش کاسته شده بود ولی زبانش همچنان گویا و شعف انگیز بود‌
 از زمانه گلایه زیادی داشت اما قناعت و مناعت طبعش او را همچنان در مدار نجابت و شرافت نگه داشته بود او عاشق نویسندگی بود به تدبیر خودش برخی دست نوشته هایش در کردپرس بازخوانی می شد اما مدتها بود که دل و دماغ نوشتن نداشت و با حسرت به کارهای باقیمانده اش می نگریست همواره از امید بازگشت توان نوشتنش سخن می گفت گویا کارهای نیمه تمام زیادی داشت که به اتمام نرسیده بود. 
هیات تحریریه کرد پرس یاد و خاطره این نویسنده و شاعر نوپرداز سقزی را گرامی داشته و مراتب تسلیت خود را به خانواده داغدار و اهالی فرهنگ دوست سقز و سرزمین فرهنگ پرور کردستان تقدیم می دارد.