بررسی مردم شناسی محتوای اشعار کردی در هوره / نورالدین نوراللهی
سرویس ایلام - «هوره» آواز باستانی کُردهاست که علاوه بر اهمیت آوایی و موسیقایی آن، دارای مضامین مردمشناسانه متنوعی است.

به گزارش خبرگزاری کردپرس، دکتر نورالدین نوراللهی پژوهشگر و محقق اجتماعی در مقاله کوتاهی به بررسی مردمشناسی محتوای اشعار کردی در هوره استان ایلام کرده است.

ارتباط دو سویه شعر و هوره

ارتباط دوسویه ی شعر و هوره ارتباطی تنگاتنگ و مکمل است.  هوره آوازی است که چاشنی آن شعر می باشد و بدیهی است که هر چه محتوای اشعار برجسته و پر معنا باشد، امکان به خاطر سپردن اشعار بیشتر خواهد بود. از آنجایی که اغلب هوره خوانان خودشان شاعر هم هستند، هنگام  سر دادن آواز هوره به مراتب راحت تر از کسانی هستند که از اشعار دیگران استفاده می کنند. هوره خوانانی که از اشعار خود استفاده می کنند می‌توانند اشراف بیشتری به هجاها و شیوه ی بیان اشعار داشته باشند که می‌توان گفت اگر آوازی زیبا و دلنشین باشد انتظار می‌رود که شعر آن هم به همان اندازه قوی باشد، یا اگر  یک آواز هوره  زیبا و با قدرت شروع می شود انتظار می رود که آن را هوره خوانانی مجرب با لحنی زیبا بخوانند. هوره خوانان مشهوری که تبحر خاصی در شناخت اشعار دارند همواره سعی می‌کنند که شعر شاعران مشهور و بنام را در آثار خویش سر دهند.آنها معمولاً متعالی ترین مضامین و قدرت مند ترین اشعار  را انتخاب می کنند این اشعار، غالباً جنبه عاشقانه و گاها عارفانه  دارند.

حال سئوال این است آیا هوره یک الگوی ارزشی است؟ اگر بپذیریم که فرهنگ به قول تیلور مجموعه ای از آداب و رسوم ارزشها و اخلاقیات است که هر فرد به عنوان عنصری از اعضای جامعه فرا می‌گیرد، پس می‌توان گفت که آواز سنتی هوره هم جزئی از رسوم و ارزش‌های یک قوم است که به صورت یک ادبیات شفاهی سینه به سینه و نسل به نسل منتقل می‌شود. اگر ترویج فرهنگ نمایانگر بعد ارزشی یک جامعه باشد، طبیعی است که این رویکردها، نمایانگر ارزش افزوده ای هستند که می توانند ناقل ارزش نهفته در وجود یک قوم باشند که همواره مورد احترام و توجه ما هستند. اما هنگامی که انگاره‌های زندگی سنتی را در مقابله با زندگی ماشینی قرار می دهیم به راحتی متوجه می شویم که یکی از این انگاره ها که مشخص کننده ی یک نوع رابطه خاص فرد و طبیعت است آواز است، که بعد مهمی از زندگی سنتی را در بر می‌گیرد. فرهنگ مجموعه ای از اکتسابات بالفعل است، این اکتسابات در دایره زندگی سنتی به عنوان امانتی محترم به یادگار مانده است. به همان اندازه که تلاش برای واگیر کردن و ماندگار کردن عوامل فرهنگی به عنوان یک نماد ارزشی جلوه گر می شود به همان اندازه هم تلاش برای تاثیرگذاری آواز سنتی هوره در بین مردم صورت گرفته است. به همین خاطر می‌توان مشاهده کرد احترام و ارزشی که برای یک مقام هوره حضوری در جوامع سنتی دیده می شود شاید همان مقدار هم ما در جوامع نیمه صنعتی و یا به تعبیری جوامع امروزی در بین شاعران و مولفان و هنرمندان هنرهای کلاسیک مشاهده می‌کنیم و یقیناً اگر مقدور بود که نظام ارزشی و فرهنگی باشکوهی که در بین هوره خوانان یاسر دهندگان آواز سنتی هوره در روزگاران پیشین بررسی و تحلیل شود، به خوبی مشخص خواهد شد که اغلب این آوازخوانان انسان هایی فهیم، نواندیش و آراسته به هنر بوده اند. انسانهایی که اگر از سایر همنوعان نشان برتر نبودند قطعا خسرانی نیز نداشته اند و این خود گواهی بر فرهنگی بودن این افراد در گذر زمان بوده است،  افرادی که سرآمد زمانه خویش و آراسته به هنر بودند. پس می‌بینیم که بین حضور این افراد و فرهنگ رابطه‌ای دوسویه حاکم بوده است. هوره خوانان در حقیقت مبلغینی راستین برای ترویج آداب و رسوم در جوامع سنتی محسوب می شوند که تلاش می نمایند تا در لوای این پدیده (هوره) آداب و رسوم و ارزش های نهفته ای در این میان تعریف شود. مضامین اخلاقی و انسان دوستانه ای همجون: وفاداری، امید، صبوری، دلدادگی، مردانگی، همت و وطن دوستی.

انگاره های روستایی که تعریف کننده ماهیت روستا و زندگی روستایی هستند یکی از محتویات نهفته در هنر آواز هور هستند که با ذکر ویژگی های آنها درک درستی از زیبایی خواهی و زیبایی پسندی در ذهن مخاطب نقش می بندد مفاهیمی همچون: کوچروی، سیاه چادر، تفنگ، لباس، سوگند، صلح، جنگ یا دفاع و همچنین وفاداری و ثبات در عهد که همگی ابعاد تشکیل دهنده یک فرهنگ اصیل هستند که ما به راحتی در لوای این هنر، پیوستگی و ارتباط آنها را با یکدیگر به راحتی احساسمی کنیم. رابطه افراد و فرهنگ، رابطه‌ای در هم آمیخته و یا مکمل است چرا که به همان اندازه که تثبیت یک عامل فرهنگی به عنوان یک ضرورت احساس می‌شود، تثبیت این جایگاه هم به همان اندازه احساس می شود. در واقع فرهنگ اصلی کلی و فراگیر است که آواز و در این مبحث، آواز سنتی هوره به عنوان بخشی از اجزای اصلی یک فرهنگ غنی به حساب می آید.

روانشناسی شعر، آواز و موسیقی

در طول تاریخ ایران بارها به قدرت شفابخشی موسیقی سنتی اشاره شده است برای مثال در دوره ساسانیان در یک گردهمایی موسیقایی، هزار بار افرادی همراه با آهنگی که شخصی  معروف به نکیسا می‌نواخت آنقدر خود را تکان   می دادند که هوشیاری خود را از دست داده و لباسهای خود را پاره می‌کردند به همین دلیل این نغمه را جامه دران می نامیدند. داستان معروفی درباره فارابی نقل می‌شود که چگونه روزی او در جمع، باعث خشم سلطان می شود و زندگی اش را  به خطر می‌اندازد، او بر اثر این خشم بلافاصله سازش را برداشته و شروع به نواختن یک لحن شاد می کند و همه را به وجد می آورد به طوری که همه تمایل به شنیدن موسیقی پیدا می کند، سپس به تدریج لحن موسیقی را غمگنانه کرده و همه حضار شروع به گریه می کنند، او دوباره تغییر رویه داده و طوری  سازمی نوازد که همه خوابشان می برد! از این داستان و داستان های دیگر نظیر آن درمی یابیم که موسیقی و موسیقی دانان در زمان خودشان، هم شاعر و هم خواننده بودند که تاثیر زیادی روی اراده ی شاهان و حتی کارهای حکومتی داشته اند. قدرت موسیقیدانان تنها در حوزه سیاست نبوده است. درمان با موسیقی تنها به دوران گذشته مربوط نمی‌شود، طبق گفته های متعدد، در زمانی نه چندان دور ابوالحسن شهنازی یک بیمار مبتلا به حصبه را با نیم ساعت نواختن تار شفا بخشید. در بلوچستان مردم از یک نوع بیماری به اسم گوات که به معنای این باد یا تکبر است از پای می‌افتادند. زمانی رهایی از این بیماری از طریق خواندن دعا به همراه ساز های موسیقی بوده است، در این مراسم سازهایی مثل نی و نوعی تنبور و گاهی نیز سازی مثل پیچک یا عود به اضافه سازهای کوبه‌ای حضور دارند، وقتی مراسم انجام می‌شود اغلب بیماران از بیماری‌های مختلفی که به آن دچار شده اند نجات پیدا می‌کند. با این وجود مهارت های تکنیکی ظریف و چشمگیر همیشه با هنر اجرایی آمیخته بوده است، چنین مهارتی موردی در احیای هیجانات هنرمند است که وظیفه‌اش گشودن راهی است تا بیان احساس را از دنیای ذهنش به شنونده منتقل کند. در ارتباط با آواز خوانی شعر و موسیقی و نقش مهم و سازنده آن در موسیقی آوازی ایران، استاد روح الله خالقی می‌نویسد: موسیقی و شعر از دیرباز با یکدیگر توأم بوده اند هرچند موسیقی ترقی کند احتیاجش به شعر کمتر می‌شود تا وقتی که  هنرمند بتواند به کمک آنها از عهده بیان منظوری که دارند برآید.  در کشور ما  هم ساز و هم شعر جزء لاینفک موسیقی می باشد و همواره کلمه و ساز و آواز با هم به کار برده می شوند. در اینکه کدام یک از این دو هنر یعنی شعر و موسیقی به هم محتاج تر هستند، فرصت بررسی و پژوهش زیادی می طلبد.

شعر یکی از شاخه های درخت کهنسال و تنومند سخندانی است. احاطه بر فنون و آموزش سخنوری حتی در بین بسیاری از گویندگان شعر و مدعیان شاعری به ندرت یافت می شود از این رو گاهی دیده شده است که شعر شناسی در بین کسانی که تبحر و دقت کافی در بیان  استفاده ی صحیح از واژه ها را ندارند از آنان شاعرانی سطحی نگر و ناشی ساخته است ! اما سنی که شخصی در این مورد دارد  چندان مهم نمی تواند باشد، با این توضیح که شعر خوب و استوار و گیرا که واجد مزایای استادی است به عنوان فلسفه ی خاص نمی توان رد کرد. زیرا که شعر  پر سوز و گداز و جذاب را نیز نمی‌توان به حکم ذوق شخصی ضعیف تلقی نمود زیرا این تاثیر این نمی‌تواند مورد قضاوت شعر شناسان راستین و استادان فن قرار گیرد.

کلام، اصلی قوام بخش در تحسین جایگاه هوره در بین مردم

آنچه که باعث شده است که هوره را  به عنوان یک میراث گرانبها تا به امروز سینه به سینه نقل و ترویج پیدا کند درون مایه اشعار هوره بوده است. آنان ضمن سر دادن این آوا همراه با سوز و گداز با استفاده از اشعار پر معنی و نغز سعی می‌کنند که از ارزشهای قوم خویش را ترویج و تبادل کنند، آنها در بحبوحه این آواز به مضامین متعالی و ارزشی و سنتی اشاره می کند مفاهیمی که جزئی از زندگی آنان محسوب می شود شرح دلدادگی ها، دلتنگی ها شادمانی ها و در نهایت احوالات روحی از مفاهیمی هستند که شیوه نگارش در این مناطق را آشکار می سازند هوره خوانان چون ناخواسته به نوعی دانایی بخشی در خصوص فرهنگ و اصالت خویش مبادرت می ورزند، بنابراین در لابلای این هنر می توانند مرجعی برای تحویل آیین‌ها و مناسک اجتماعی و فرهنگی باشند آنان بالنده و پر غرور و شادمانی خویش را بر فراز کوه ها و قله ها به نجوا می نشینند. مرور بر هوره مرور بر اصالت این قوم و دیار است و هوره خوانان ناقل پیام بردباری و سرفرازی دیار خویش هستند.

تاثیر محیط طبیعی و روابط اجتماعی در پیدایش هوره

می‌توان از منظری می‌توان اینگونه پنداشت که همواره، محیط های طبیعی به شیوه زندگی افراد آن جامعه تاثیر می گذارد. جوامع صنعتی که متوسل به تکنولوژی و صنعت شده‌اند به سرآمدی پیشرفت و قدرت خویش و امکاناتی که در راستای صنعتی شدن می اندیشیند. جوامع سنتی هم به نوعی متاثر از محیط طبیعی پیرامون خویش قرار دارند،    بررسی های اجتماعی صورت گرفته در خصوص آداب ها و ارزش های جوامع سنتی مبین این واقعیت است که زادبوم هر انسانی در طبیعت پیرامون آدمها و شیوه زندگی آنان تاثیر گذار است، دسته بندی آوازها به اسامی گوناگون در مناطق مختلف کشور شناسایی می شود.  مثلاً در  نواحی جنوبی آوازهای شبیه هوره  را به نام شروه  می‌شناسند. شروه و شروه خوانی، آهنگ دلگیر و غمگین مناطق مختلفی در جنوب است. شروه  نوایی است که معمولا با نی خوانده می شود، هوره آوازی است که در پای بلوط های پیر سر داده می شود. کاوا ترانه‌ای است که جنوبی ها روی قایق ها و بلم ها نجوا می کنند. در بیت بیت این آوازها و ترانه ها ردی  از محیط طبیعی به چشم می خورد. مثلا در آواز بومی جنوبی ها، واژه هایی مثل دریا قایق، لنج، صدف  و مروارید و در آواز مناطق غربی، سرشار از الفاظی همچون بلوط رودخانه، سیاه چادر، گله، سرون و  گلبنی (گل ونی) همه اینها به شکلی تبادل کننده نوع محیط طبیعی خویش هستند که تکیه گاه هوره خوانان به حساب می‌آیند.