نگاهی دیگر  به کتاب زوان ئیمه / زهرا مرادپور*
سرویس ایلام - نویسنده ایلامی در یادداشتی که آن را در اختیار کردپرس گذاشته است به بررسی کتاب زوان ئیمه پرداخته است

به گزارش خبرگزاری کردپرس، زهرا مرادپور در این یادداشت که پاس‌داشتی در خصوص زبان مادری است، می‌نویسد:

«فرهنگ» مجموعه ایست از آداب، سنن، هنرها، لباس، زبان، خط و تاریخ هر ملت که مایه‌ تشخیص و تشخص آن ملت از سایر ملل جهان است. عوامل فرهنگی یاد شده همه تارهای ظریفی هستند از شیرازه ای دیرگسل که اسناد هستی و کتاب تمدن و فرهنگ یک ملت را از آسیب پراکندگی در امان می‌دارند. جلوه و بروز عناصر سازنده‌ فرهنگ، همیشه یکسان و یک اندازه نیست. در هر ملتی به اقتضای جریانات تاریخ و حوادثی که بر او گذشته، پاره‌ای از این عناصر مجال پیدایش و گسترش بیشتری یافته‌اند و پاره‌ای دیگر که از تجلی مستقیم و خودنمایی بازمانده اند از دریچه ای دیگر و به دنبال عنصری دیگر در صحنه‌ حیات آن ملت ظاهر شده اند و به هر صورت وظیفه خود را در ساختمان فرهنگ، ادا کرده اند. عنصری در این مجموعه ارزش و اثرش بیشتر است که بار عناصر دیگر را به دوش کشیده و به آنها، با همه دشواری‌ها و موانع، امکان بروز و حیات داده و به عبارتی روشن تر، عناصر ممنوع را نگهداری و حمایت کرده باشد. در برخی ملتهای جهان، بار نگهداری از اجزای سازنده ی فرهنگ ، به دلایل گوناگون، بر دوش یک عنصر افتاده و این جزء به تدریج به صورت رکن استواری درآمده است که همه جلوه های تمدن و مظاهر فرهنگ یک ملت را تحمل می کند. در این حالت عنصر مقاوم، به صورت رکن اصلی هویت و ظرف جامع فرهنگ، جلوه می کند و زمینه مناسبی می شود برای بروز و ظهور همه استعدادهای فرهنگی و ملی و به حکم طبیعت، گسترش و بالندگی آن به مرحله ای می رسد که دیگر اجزا و عناصر فرهنگی را در خود گیرد و نشانگر جلوه های راستین آنان باشد.

به دور از هر گونه افراط و با نظر به پیشینه تاریخی، هویت اجتماعی و موقعیت جغرافیایی استانمان ایلام، به جرأت می توان گفت که عنصر «زبان» در این سرزمین، همان عامل نگهدارنده و پهلوان قوی پنجه ایست که بر تارک زمان ایستاده است تا سایر عوامل فرهنگ ساز با قدرت و شدت، مجال بروز یابند. زیرا در گذر زمان بسیاری از عوامل فرهنگی در استانمان کمرنگ شده یا متاسفانه از بین رفته اند. برای اثبات این مدعا کافی است نظری بیفکنیم به پوشش، فرهنگ غذایی و یا بسیاری از رسوم و آئینهای مردم ایلام، اما چنانکه می بینیم هنوز عنصر «زبان» در بین مردمانمان جاریست.

نکته ای که ذهن نگارنده را می گزد این است که یکی از خلقیات ما ایرانیان، گذشتهای بی مورد و آسان گیریهای جسارت انگیز است. شاهد مثال در این مقوله، به طاق نسیان افکندن زبان مادری است. اتفاقی که به راحتی از کنارش گذشتیم و به بهانه های واهی فرزندانمان را از آموختنش محروم نمودیم و با دست خود تیشه جهالت بر ریشه درخت تنومند فرهنگمان فرود آوردیم و شاید در آینده چنان مغبون شویم که چنین خبط بزرگی را به بخت نگون و طالع دون و ایام بوقلمون نسبت دهیم نه به کوتاهی و ناآگاهی خودمان! در چنین فضایی نخستین نوباوه بوستان دماغ پرور زبان کردی جنوبی (کردی ایلامی) سر از خاک هفته نامه پیک ایلام برآورد.

آری در این یادداشت، مجال پرداختن به اهمیت زبان مادری نیست بلکه هدف، پاسداشت اتفاق نیکویی است که سالها پیش در صحنه مطبوعات این استان افتاد. اتفاقی که ناشی از درک قوی و حدت ذهنی خداداد و طبع اشارت شناس و نکته یاب محقق ارجمند آقای «کامران رحیمی» است که بسیاری از خلایق از نعمت داشتنش محرومند.

در روزگاری که سخن گفتن به زبان مادری به بوته فراموشی سپرده می شد تولد خجسته صفحه «زووان ئیمه» در هفته نامه پیک ایلام نشان داد که تمدن چند هزارساله‌ این سامان، ریشه‌ای محکم و بیدار دارد. ساختار و محتوای این صفحه از زوایای گوناگون، قابل بررسی است. پژوهشگر با علم به اینکه در حوزه جنوب، در خصوص زبان و ادبیات کردی کار چندانی صورت نگرفته و از روزگار غلامرضای ارکوازی و شاکه و خانمنصور دهها سال گذشته، به سراغ مقوله‌ای می‌رود که در حکم تلنگری به اذهان خاموش و خفته است. اذهانی که به زبان مادری به عنوان اساسی‌ترین بخش فرهنگی جامعه بی توجهند و حتی آن را تهدیدی برای زبان ملی می‌دانند. روش کار، تنگناها، چشم اندازها و اهداف همگی بیانگر ذوق و اندیشه پویای پژوهشگر فرهیخته، جناب کامران رحیمی هستند.

به عقیده ی نگارنده، «زوان ئیمه» گامی بود برای پاسداشت یکی از مولفه‌های فرهنگی ما. تنوع گویش‌های زبان کردی می‌طلبد که نسبت به حفظشان حساس بود تنوعی که به گفته‌ی «‌جنوا اسپیترمن» امری طبیعی، میراثی انسانی و سرمایه ای اجتماعی است. «زووان ئیمه» انبان اماها و اگرها را گشود و با زبانی فاخر، نشان داد که تنوع زبانی یک سرمایه است نه یک بدهی، و یک فرصت است.

*گوینده و نویسنده‌ صدا و سیمای مرکز ایلام