واکاوی پیچ و خم صنعت نشر و دلایل افول آن در مهاباد
سرویس آذربایجان غربی- وضعیت صنعت نشر در مهاباد مناسب نیست، مشکلات اقتصادی، سیستم توزیع نامتناسب، موازی کاری ها و سرانه پایین مطالعه در کنار سایر عوامل رشد و پیشرفت این صنعت را رو به افول نهاده است.

به گزارش خبرنگار کردپرس، عمرانتشارات و فعالیت در حوزه نشر در مهاباد 67 ساله است و از این قدمت و تاریخ نشر انتظار می رود که اکنون مهاباد نه تنها در استان بلکه در منطقه یکی از شهرستان های فعال در بخش نشر باشد، اما متاسفانه وضعیت این صنعت به مانند تولد آن در مهاباد درخشان نیست.

در حال حاضر در مهاباد 4 انتشارات وجود دارد که تنها دو نشر فعال نوپا و دو نشر نیمه فعال مشغولند و سه نشر دیگر نیز به دلیل عدم فعالیت، مجوز آن ها از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان لغو شده است.

در واقع صنعت نشر در کنار جذابیت ها و قابلیت های متعدد، مشکلات زیادی را در کشور به دوش می کشد. با مشکلاتی چون گرانی کاغذ، پایین بودن سرانه مطالعه، کاهش خریداران کتاب، نبود یارانه، عدم حمایت از ناشران و ... به عنوان بخشی از گرفتاری هایی که دامنگیر این صنعت قدیمی شده است، روبه رو است.

خبرنگار کردپرس در گفت و گو با مدیران دو انتشارات «ژیر» و «هیمن» در مهاباد مشکلات این حوزه را بررسی کرده است که در ادامه می خوانید؛

چه مشکلات مهمی  در حوزه نشر قابل ذکر است؟

"یعقوب خضری"، مدیر انتشارات "ژیر" در مهاباد، در خصوص مشکلات حوزه نشر می گوید؛ برای تحلیل این مشکلات بایستی دیدگاهی چند بعدی داشت. یکی از مواردی که در تبیین و تفسیر مشکلات حوزه نشر به صورت کلی مد نظر قرار می گیرد توجه به وضعیت مؤلف، سیستم توزیع، فروش و حتی گاهاً مخاطبین آثار در رابطه با صنعت چاپ و نشر است.

او ادامه می دهد؛ در این راستا شرایط و جایگاه و حضور اجتماعی مؤلف در بین افکار عمومی و تأثیرگذاری فکری وی در این میدان یکی از دلایل گیرایی اثر در بین مخاطبان است. سیستم توزیع و فروش کتاب اگر سیستماتیک و متناسب با معیارهای روز جهانی نباشد موجب می شود که آثار نویسندگانی با قابلیت های اجتماعی و متنی بالا نیز به نوعی قربانی چنین سیستم بیماری گردد که صد البته در صنعت چاپ و نشر کشور به دفعات شاهد این آسیب بوده ایم. همین سیستم نامتوازن موجب می گردد تا آثار خوب در مکان و زمان مناسب در دسترس مخاطبان واقعی آنان قرار نگیرد.

خضری بیان می کند؛ از دیگر مشکلات حوزه نشر علاوه بر مشکلاتی که به آن اشاره گردید نازل بودن سرانه مطالعه در ایران است که موجب پایین آمدن  تیراژ کتاب شده است. این سیر نزولیِ شمارگانِ کتاب که در سالهای اخیر سرعت بیشتری نیز به خود گرفته، بسترهای نوینی را برای تحلیل و واکاوی چرایی و چگونگی این وضعیت ایجاد کرده است. تا جایی که تحقیقات میدانی در این راستا را لازم و ضروری می دانم. اگر بخواهیم مصداق عینی این گفته ها را ارائه دهیم می توان به آماری که خانه کتاب در فاصله سالهای 1385 الی 1395 منتشر کرده توجه نماییم. بر اساس این آمار تعداد کل کتابهای چاپ شده در ایران از 228 میلیون و 550 هزار نسخه به کمتر از 130 میلیون نسخه رسیده است. همین آمار می گوید در سال 1385 بیشتر از 47 میلیارد برگ چاپ شده به صورت کتاب عرضه گردیده است و در سال 1389 با 12 درصد کاهش حدود 40 میلیارد برگ چاپ شده است؛ این کاهش چند میلیاردی در حالی صورت گرفته است که هر سال تقریباً یک میلیون نفر به جمعیت کشور اضافه گردیده است.

او با اشاره به تزلزل وضعیت اقتصادی در جامعه تصریح می کند؛ تغییر لحظه ای قیمت کاغذ و امکانات سخت افزاری دیگر در ارتباط با این حوزه موجب پدیدایی نوعی بی اعتمادی بین مولف و ناشر شده است.

"صلاح پایانیانی" مدیر انتشارات "موزه سرای هیمن"، نیز در راستای این موضوع ادامه می دهد؛ مشکلات حوزە نشر در چند سطح قابل طرح و بررسی است؛ در سطح نهادی معمولا حوزە نشر فاقد روند درست در برنامه ریزی است، همین امر باعث یک سری آشفتگی و موازی‌کاری‌ها است. از طرف دیگر ملاحظه های اقتصادی حوزه هنر به علت همین خلا در فرایند برنامه ریزی دچار آسیب‌های جدی شده و در نهایت این موارد به صورت کلی زمینه مشکلات متعددی را در حوزە نشر ایجاد کرده است. علاوه بر این؛ مشکل بسیار جدی و قابل بحث در عدم وجود شبکه توزیع با فرایند قانونی معلوم و شفاف است.

او اضافه می کند؛ حداقل عدم وجود فرایند سیستماتیک برای توزیع در حوزه نشر در کردستان جدی است و باعث شده ناشران و نویسندگان در شرایط عدم وجود شبکه توزیع حرفه ای و مطمئن بسیار آسیب ببینند. در حاشیه‌ی این موارد کاستی‌های اخلاق فرهنگی در دایره‌ی فعالان این حوزه و حضیض‌های حاصل از تخریب فرهنگ به عنوان یک هویت پایدار اجتماعی را نیز باید به مشکلات مورد اشاره افزود.

یک انتشارات موفق چه ملاک هایی دارد؟

مدیر انتشارات ژیر می گوید؛ با توجه به آسیب هایی حوزه نشر، تعیین معیارهای یک نشر موفق کمی سخت و دور از ذهن به نظر می رسد، اما با همه این ها می توان به ملاک های یک نشر موفق به صورت کلی و فارغ از وضعیت موجود اشاره کرد که در این حالت می شود به دارا بودن سیستم پاسخگویی مناسب به مولفان و مترجمان، وجود سیستم توزیع و فروش متناسب با معیارهای روز، ارتباط گسترده ناشر با نویسندگان و مترجمان، برنامه های درون نشری و برون نشری در رابطه با کتاب و نقد کتاب، حضور مستمر در نمایشگاههای داخلی و خارجی کتاب، دارا بودن برنامه و اهداف بلند مدت بر اساس خوانشی نوین از وضعیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اکنون و آینده، چاپ کتاب از نویسندگان دارای جایگاه اجتماعی و فرهنگی مناسب و نیاز سنجی مستمر جامعه هدف جهت چاپ کتابهای متناسب با آن را نام برد که همه این ملاک ها بایستی در راستای تعیین و تعریف جامعه هدف برای ناشر صورت گیرد.

مدیر انتشارات هیمن هم تاکید می کند؛ اگر مشکلات حوزه نشر، مرتفع نگردد شاید ناشرین هیچ‌گاه به صورت جدی و حرفه ای نتوانند به تعیین و عمل به ملاک‌های ضروری خویش بیاندیشند و در این راستا عمل نمایند، اما با وجود این کاستی‌ها ناشرین باید از چاپ آثار کم‌مایه و غیرجدی به مثابه ی یک ضرورت فرهنگی بپرهیزند. این مطلبی جدی است و به‌عنوان یک وظیفه‌ی شاخص فرهنگی باید قلمداد شود، شاید در این مقطع است که غربال فرهنگی، حتی در عدم وجود هرگونه محدودیتی از جانب ارگان‌های ناظر، اهمیت و حتا تقدس خود را بازمی‌نمایاند.

پایانیانی ادامه می دهد؛ بی‌گمان این مهم مستلزم هم‌یاری مشاورین امر و یاری‌طلبی از صاحبان‌نظر در هر رشته و شاخه‌ای از علوم است، که خروجی آن عملا ستونی برای شکل‌گیری و پویایی قابل اعتماد حوزه نشر خواهد بود. علاوه براین ناشرین باید الزامات حرفه ای فرایند چاپ کتاب مانند طراحی، ویراستاری دقیق و تدوین فرم و شکل جذاب و ... را رعایت نمایند. با دقت‌نظر در این موارد ظریف، علاوه بر حفظ اعتبار فرهنگی خویش، شخصیت فرهنگی مخاطبین  خود را هم ارج نهاده اند.

ممنوعیت ها و محدودیت های فعالیت در این حوزه کدامند؟

خضری بیان می کند؛ ممنوعیت های حوزه نشر بیشتر در بخش اخذ مجوز نهایی چاپ کتاب نمود پیدا می کند. در این راستا ناشر در چهارچوب یک سری قوانین از پیش تعریف و تعیین شده گام برمی دارد و اقدام به اخذ مجوز  می کند وعدم وجود برنامه مناسب در راستای تعیین حق تالیف برای نویسندگان و حق نشر و چاپ برای ناشران موجب ایجاد محدودیت هایی در این حوزه شده است. همچنین عدم وجود اسپانسرهای مناسب جهت چاپ و معرفی کتابهای مفاخر و نویسندگان بزرگ ادبیات کردی و محدودیت مجوز نشر در راستای ارائه کتاب های الکترونیکی نیز از دیگر موانع و محدودیتهای این حوزه به شمار می رود.

پایانیانی نیز می گوید؛ محدویت‌های حوزه نشر بیشتر مربوط‌ به مواردی است که در جواب پرسش اول اشاره شد؛ این‌که سه سطح نهادی و موازی‌کاری‌های این بخش؛ آشفتگی‌های متعلق به حوزه ی اقتصاد نشر و عدم وجود شبکه ی توزیع و پخش منظم زمینه و بستر مشکلات متعدد را فراهم کرده است.

هزینه چاپ یک کتاب به طور متوسط چقدر است و آیا این هزینه با قیمت فروش کتاب در کشور تناسب دارد؟

مدیر انتشارت ژیر می گوید؛ هزینه چاپ کتاب بستگی به نوع کاغذ مورد استفاده، تعداد صفحات کتاب، نوع صحافی، شمارگان چاپ و قطع کتاب دارد. همچنین باید یادآور شد که در شرایط متزلزل اقتصادی اکنونی، قیمتها به صورت روزانه متغیر هستند.  هزینه چاپ کتاب به هیچ عنوان با فروش آن تناسب ندارد. تیراژ پایین، هزینه بالای چاپ و سرانه نازل مطالعه موجب فروش بسیار اندک کتاب شده است و نویسنده یا مترجم اکثر اوقات در این دچار ضرر مالی می شود.

مدیر انتشارات هیمن بیان می کند؛ به علت شرایط نامناسب در صنعت نشر، چاپ و آشفتگی‌هایی که ساختار بازار را به صورت عمومی دربرگرفته است، هرگونه برنامه‌ریزی و برآورد متوسط تا حد زیادی ناممکن است. نکته قابل توجه در چنین شرایطی این است که در سبد مصرفی خانوار سهم  کالاهای فرهنگی هر روز کوچک‌تر و محدودتر می‌گردد. همین باعث نوعی عدم تعادل  در فرآیند عرضه و تقاضا در حوزه اقتصاد نشر گردیده است. نمود عینی این مسئله را می‌توان در کاهش بسیار چشم‌گیر تیراژ کتاب در سال‌های اخیر مشاهده کرد. در جامعه ایی با جمعیت بالای هشتاد میلیون نفر و جامعه تحصیل‌کرده چندمیلیونی آن تیراژ کم‌تر از پانصد جلد (اگر در خوش‌بینانه‌ترین حالت گذرِ این تیراژ محدود هم به خانوارها بیفتد!) گویای بحران جدی است و در آینده دامنه و تبعاتِ ناخوشایند آن در سایر امور مانند توانمندی‌های اجتماعی؛ فردی؛ بروکراتیک؛ و به طور کلی بحران در شکل‌گیری سرمایه انسانی به مثابه زیربنای توسعه پایدار، نمود پیدا خواهد کرد.

گفت و گو/تانیا شعفی