رمز گشایی سرانه پایین مطالعه در ایران و کلید ارتقای این فرهنگ در جامعه/ آموزش و پرورش گروگان مافیای کنکور
سرویس آذربایجان غربی- دکتر «رشید احمدی فر(رش)»، استاد دانشگاه کردستان و پژوهشگر مسائل اجتماعی، می گوید: جهت ارتقا سرانه مطالعه در کشور باید در عوامل موثر بر جامعه پذیری افراد تغییرات اساسی ایجاد شود. گروه‌های مرجع در جامعه به کنترل اندیشمندان، روشنفکران و متفکران درآید و طی برنامه‌هایی بلندمدت تغییرات اساسی در ساختار جامعه ایجاد شود و آن زمان می توان امیدوار بود که سرانه مطالعه در کشور ارتقا یابد.

به گزارش خبرنگار کردپرس، سرانه مطالعه و کتاب خوانی در کشور در آخرین آمار اعلامی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برای هر فرد در هفته 3.7 ساعت اعلام شد. یعنی روزانه حدود نیم ساعت!

آماری که با ارفاغ قایل شدن و محاسبه مطالعه کتب دینی و درسی به این میزان در روز رسیده است. اما دکتر «رشید احمدی فر»، پژوهشگر مسائل اجتماعی، معتقد است؛ « ارتقاء سرانه مطالعه از ۱۵ دقیقه به نیم ساعت نمی‌تواند مشکل موضوع مورد بحث را برطرف کند، ما باید این ارتقا و افزایش سرانه را در بطن جامعه مشاهده کنیم».

او با انتقاد از کارکرد نهاد آموزش و پرورش و اشاره به سیاست های منحط بازار بر فرهنگ کتابخوانی اضافه می کند: «ارتقاء سرانه مطالعه در کشور نه از روی کمی بلکه از روی کیفی باید ارتقا داده شود در آن صورت تغییرات گسترده در سطح فرهنگی و اجتماعی در جامعه مشاهده می شود».

خبرنگار کردپرس، در آخرین روز از هفته کتاب، با این مولف و مدرس دانشگاه که تا کنون بیش از 10 جلد کتاب از او با عناوین ( دانش بومی و توسعه ، توسعه و مناقشات در دو جلد روش های تحقیق کیفی از نظریه تا عمل، جامعه شناسی قومیت، نظریه های توسعه و ...) به چاپ رسیده است، در خصوص دلایل سرانه پایین مطالعه در ایران و عوامل موثر بر آن به گفت و گو پرداخته است، که در ادامه می خوانید؛

چرا مردم مردم وقت کمتری را صرف مسئله کتاب و کتابخوانی می کنند؟

دکتر رشید احمدی فر، مولف و پژوهشگر مسائل اجتماعی می گوید: از دیدگاه جامعه شناختی، علت سرانه پایین مطالعه در ایران دارای دلایل متعددی است و مجموعه ایی از عوامل، میزان این سرانه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر جامعه اقتصاد و فرهنگ را میدان هایی در نظر بگیریم خواهیم دید که تاثیرات هرکدام از این میدان واره ها در سرانه پایین مطالعه در ایران تا چه حد است.

 ابتدا باید بگویم فرایند جامعه پذیری تحت تأثیر عوامل مختلف خانواده، رسانه، آموزش و ساز و کارهای قدرت انجام می گیرد و فرد در جامعه به شیوه مستقیم و غیر مستقیم یاد می گیرد که کدام موارد در جامعه ارزش و کدام ها ضد ارزش محسوب می شوند اما به دلیل اینکه ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هر جامعه ایی تحت تاثیر گروههای مرجع قرار می‌گیرد بنابراین مهمترین مسئله‌ای که از سوی گروه‌های مرجع هم برجسته سازی می شود در این فرآیند مهم هستند.

او ادامه می دهد: امروزه در جامعه ما، سه مولفه ثروت، قدرت و منزلت اجتماعی از سوی گروه های مرجعی که دغدغه های اجتماعی ندارند و اهل تحقیق و تالیف نیستند، برجسته سازی می شود در عین حال صاحبان فکر و خرد و اندیشه کمترین سهم را از سه مولفه فوق دارند و بنابراین به صورت غیرمستقیم افراد جامعه چنین دچار جامعه پذیری خواهند شد که این مولفه ها برتر و بهتراند و از این روی مردم به تبعیت از این گروه های مرجع، وقت کمتری را صرف مسئله اندیشه، کتاب و کتابخوانی می کنند.

بدین نحو فرهنگ و دانش که باید به عنوان محرک اجتماع عمل کنند، ماهیتی حاشیه ایی پیدا می کند. این موضوع را با جوامع پیشرفته مقایسه کنید، خواهید دید در چنین جوامعی علوم انسانی در صدر علوم قرار دارد و صاحبان این علوم نیز مسئولیت‌های عمده جامعه را عهده‌دار هستند و هدایتگر جامعه اند. اما متاسفانه در جامعه ما فرد به طور مستقیم و غیر مستقیم یاد می گیرد که ارزش‌های همانند کتاب وکتابخوانی، تحقیق و تفحص و دانش ارزش چندانی در مقابل توانمندی اقتصادی، رفاه و سایر مزیت های اجتماعی ندارند.

تاثیر سیاست های منحط بازار بر فرهنگ کتاب و کتابخوانی

مولف و پژوهشگر اجتماعی ادامه می دهد: زمانی که از سرانه مطالعه از دیدگاه جامعه شناختی صحبت می کنیم این مبحث فراتر از خواندن کتاب یا ورق زدن کتاب و یا گوش سپردن به کتاب صوتی است. در جامعه ما بحث خواندن زرد نیز وجود دارد و این گونه از خواندن به آن دسته از مطالعاتی گفته می‌شود که دربرگیرنده مطالب سطحی و عوام پسند است و تغییری در ارتقاء سطح فرهنگ و دانش ایجاد نمی کند. همانند کتاب‌هایی با عناوینی همچون؛ (چگونه ثروتمند شویم. رمز و رازهای موفقیت و ... )، که بیشترین فروش را دارند و با بالاترین تیراژ به چاپ می‌رسند اما این دسته از مطالعات که در ردیف کتاب‌های زرد قرار می‌گیرند و جامعه را برای بازار مصرف گرایی آماده می کنند. چرا که سیاست منحط بازار و سیاست های نئو لیبرالی تمامی انسان ها را به صورت مصرف کننده صرف، نگاه می‌کند و در حال آماده سازی آنها است تا از آنها بهترین مصرف‌کننده در بازار را تولید کند.

دکتر احمدی فر اضافه می کند: از سوی دیگر کتاب های کمک درسی و کنکوری نیز بازار بسیار پرفروشی دارند که این مورد نیز دوباره به همان سیاست‌های منحط بازار بر می‌گردد و در عین حال که  این کتاب‌ها هیچ تغییری در ارتقاء سطح دانش و معلومات سطح جامعه ایجاد نمی‌کند بلکه تنها ساز و کار کنکور و مافیای کنکور را فربه تر می سازند.

سلسله مراتب اجتماعی ما در جامعه دچار تغییر شده است و به جای اینکه اندیشمندان و متفکران در گروه های مرجع جای بگیرند، متاسفانه سلبریتی ها و ثروتمندان جهان در قالب گروه های مرجع جای می‌گیرند و ارزشها و ضد ارزشها را مسیر گذاری می‌کنند. در مجموع با توجه به مواردی که ذکر شد می‌توان فهمید که چرا مردم در ایران کتاب نمی خوانند.

او بیان می کند: بارها در رسانه ها شعار کتاب و کتابخوانی را مطرح کردیم اما تاکنون اقدامی جدی در این راستا انجام نگرفته است و تمامی اقداماتی که انجام گرفته، نتوانسته تغییر اساسی ایجاد کند. دانشگاه‌های ما نیز صرفاً به دکانی برای اعطای مدرک تبدیل شده‌اند. بنگاه‌های تولید مدرک، بنگاه های تولید پایان نامه و مقالات کمترین ارتباط را با ارتقای علم و دانش دارند بنابراین ما مدرک‌ دانشگاهی داریم اما منتقد دانشگاهی نداریم و اصولا انتقاد در این جامعه جایی ندارد. خواندن، اندیشه، تفکر در این جامعه جایگاهی ندارد این شیوه آسیب زا در نهایت سبب شده است که سرانه مطالعه در ایران کم و کمتر شود.

متاسفانه خرید کتاب در حال حاضر جزو نیازهای دست چندم خانواده ها به حساب می آید به دلیل مشکلات و محدودیت‌های اقتصادی که در جامعه وجود دارد. طبقات مرفه هم با خواندن میانه چندانی ندارند البته این موضوع مختص به جامعه ما نیست و در اغلب جوامع این مورد صحت دارد. طبقات پایین نیز به دلیل مشکلات و تنگناهای اقتصادی توانایی تامین نیازهای اولیه خود را ندارند و جهت تامین دغدغه های فرهنگی نیز با محدودیت جدی روبرو هستند. در نتیجه تنها طبقه متوسط جامعه است که به خواندن و مطالعه مشغول است و اما متاسفانه در پی محدودیت‌های اقتصادی موجود، این طبقه نیز به تدریج لاغر و لاغر تر می شود و دغدغه های فرهنگی خود را از دست می‌دهد و متاسفانه نرخ خواندن در این قشر نیز کمتر شده است.

نهاد آموزش و پرورش از سوی مافیای کنکور، گروگان گرفته شده است

این محقق و جامعه شناس معتقد است؛  محتوای آموزشی و سیاست‌های آموزش و پرورش در کشور ارتباطی با تجارب زیسته مخاطبان ندارد و دانش‌آموزان سال ها تحت آموزش‌هایی قرار می گیرند که غیر کاربردی است و در مدارس و دانشگاه‌ها تنها در مدرک‌گرایی خلاصه می‌شود.

نحوه آموزش محتوا نیز دارای مشکلات متعددی است. روش‌های منسوخ شده دیگر نمی تواند پاسخگو باشد و نحوه آموزشی یک طرفه که تنها به ارسال اطلاعات به دانش آموزان و دانشجویان منجر می‌شو، روندی ناقص و یکطرفه است. ما در مدارس و دانشگاه ها آموزش مبتنی بر مشارکت و فعالیت دوجانبه نداریم که سبب چالش های فکری و انتقادی شود.  یادگیری ها عمیق نیست و تمامی این ضعف ها در سیستم آموزشی کشور مشاهده می‌شود.

از سوی دیگر امروزه آموزش و پرورش از سوی بنگاه‌های اقتصادی کنکور، به گروگان گرفته شده است. در این جا از اصطلاح گروگانگیری استفاده می کنم و معتقدم در کشوری که نهادها آموزش و پرورش و نحوه آموزش سراسری در کشور فرایندی کامل و اصولی نیست و والدین مجبور می‌شوند کودکان را به کلاس های کمک درسی و کلاس های موازی آموزشی ارسال کنند تا مافیای کنکور بتواند بهتر و بهتر درآمدزایی کند.

مدرس دانشگاهی با بیان اینکه آموزش و پرورش در حال حاضر جوابگوی نیازهای کودکان نیست و دچار ناتوانی در کارکرد شده ، می گوید: این نهاد با گروگان گیری از سوی مافیای کنکور تهدید می شود. بنابراین چنانچه مشاهده می شود زمانی که این نهاد آموزشی با چنین آسیب هایی روبروست قطعاً مطالعه و خواندن کتاب های درسی که هر بار در محاسبه سرانه مطالعه کشور محاسبه می شود، در چنین وضعیتی نمی‌تواند دلیلی بر افزایش سرانه مطالعه داشته باشد.

انتشاراتی ها هم به بازار عرضه و تقاضا تسلیم شده اند

او در پاسخ به این سوال که چرا در نظرسنجی سال 98 اولویت اول مطالعه مردم ایران رمان بود، بیان کند: تحقیق مورد نظر را مشاهده نکرده‌ام اگر آن دسته از رمان های برجسته  در این رده بندی جای گرفته باشد، موضوع جالب و در خور توجه است اما اغلب رمان های عاطفی، عشقی و عوام پسند اند که متاسفانه بیشترین فروش هم را خواهند داشت. این رمان های زرد و عوام پسند که مخاطبان زیادی در جامعه ما دارند همان رمان هایی اند که در سطح کشور مشهور می‌شوند و دارای درونمایه سطحی و اروتیک هستند و دلیل استقبال از چنین کتاب هایی نیز به ساختار اجتماعی جامعه باز می گردد.

 از سوی دیگر باید توجه داشت که بازار چاپ و نشر نیز تحت تأثیر بازار عرضه و تقاضا است و بیشتر کتابهایی توسط انتشاراتی های سطح کشور به چاپ می‌رسند که دارای بیشترین تقاضا باشد و همانطور که عرض کردم همان کتاب های عوام پسند و توده‌ای بیشترین فروش را دارند ولی در کل تاثیری در ارتقای سطح آگاهی و دانش جامعه ندارند.

 متاسفانه نشر هم به جای اینکه رسالت راهبردی در اجتماع را بر عهده بگیرد و خود را به بازار عرضه و تقاضا تسلیم کرده است.

ارتقاء سرانه مطالعه چگونه ممکن خواهد بود؟

پژوهشگر مسائل اجتماعی می گوید: ارتقاء سرانه مطالعه در کشور نه از روی کمی بلکه از روی کیفی باید افزایش یابد و ارتقا داده شود در آن صورت تغییرات گسترده در سطح فرهنگی و اجتماعی و در سطح جامعه مشاهده می شود.

 گروه های مرجع باید مجددا در جایگاه اصلی خود قرار بگیرند. اندیشمندان و متفکران بر صدر نشیند و قدر ببینند در این صورت می‌توان پیش‌بینی کرد که ناهنجاری های اجتماعی تا حد زیادی کاهش پیدا می‌کند. برای مثال زمانی که سیستم آموزش و پرورش ما کارآمد باشد کودک تحت آموزش صحیح قرار می‌گیرد و طی این روند آموزش پذیری اصولی بخش زیادی از مشکلات جامعه ما حذف خواهد شد.

دولت نیز در این زمینه باید رسالت واقعی خود را انجام دهد زیرا نقش دولت در بسیاری از ساختارهای اجتماعی امروز مشهود است. زمانی که کارشناسی دامپزشکی وزیر آموزش و پرورش می شود عمق قضیه مشخص خواهد بود!

احمدی فر بیان می کند: توجه کنید که خواندن و مطالعه یک پروژه چند بعدی است و عوامل متعدد اجتماعی بر روی آن تاثیر گذار است، بنابراین صرف ورق زدن کتاب اقدامی بسیار فرمالیته و ظاهری در محاسبه نرخ سرانه مطالعه کتاب در کشور محسوب می شود. ما باید این ارتقا و افزایش سرانه را در بطن جامعه مشاهده کنیم. بنابراین ارتقاء سرانه مطالعه از ۱۵ دقیقه یا ۲۰ دقیقه به نیم ساعت نمی‌تواند مشکل موضوع مورد بحث را برطرف کند.

برای ارتقای سرانه مطالعه در ایران می‌توان در دو سطح اقداماتی را انجام داد که در سطح فوریتی اقدامات کوتاه مدت، فرمالیته و مسکن مانند است که دردی را دوا نمی کند اما در سطحی عمیق تر ما به اقداماتی جدی و بنیادی برای تغییر نگرش ها در این حوزه نیاز داریم.

او تاکید می کند: اگر بخواهیم که به صورت کارشناسی و حساب شده به ارتقاء این سرانه اقدام کنیم به تغییراتی گسترده در سطح ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه نیاز داریم. باید پایگاه و نقش اصلی متفکران و اندیشمندان و نویسندگان را در جامعه تعیین کنیم همچنین با تغییرات طبقاتی به نفع طبقات متوسط بتوانیم به صورت مستقیم نرخ فرهنگ و سرانه مطالعه در جامعه را که دغدغه‌های این طبقه هم هست افزایش دهیم. اما در غیر این صورت هر کاری که انجام بگیرد در حد مسکن و اقدامات کوتاه مدت است. در صورتی که متولیان امر خواستار افزایش این نرخ باشند باید بررسی عمیق جامعه شناسی انجام بگیرد. توزیع نابرابر مزایای اجتماعی در جامعه، نابرابری های اجتماعی حذف شوند.

 باید در عوامل موثر بر جامعه پذیری افراد تغییرات اساسی ایجاد شود زاویه نگاه ما به مسائل مزایای اجتماعی، تحرک اجتماعی تغییر اساسی پیدا کند همچنین توزیع برابر و عادلانه مزایای اجتماعی انجام بگیرد تا گروه‌های مرجع در جامعه به کنترل اندیشمندان و روشنفکران و متفکران درآید تا بتوانیم طی برنامه‌هایی بلندمدت تغییرات اساسی در ساختار جامعه ایجاد کنیم و آن زمان امیدوار باشیم که در آن صورت بتوانیم سرانه مطالعه در کشور را ارتقا دهیم.

گفت و گو/ تانیا شعفی