تهدیدات اقتصادی و اجتماعی مین ها/ ناصر سرگران*
کردپرس- دنیای پر تلاطم امروز سرشار از نبردهای نابرابری است که غایت آن چیزی جز نابودی بشر درمانده از رنج های ایجادی از طرف خویش نیست. نبردهایی که در اشکال مختلفی نمود می یابد. درگیری های خانوادگی تا تنش های خیابانی و جنگ های خونین میان بازیگران دولتی و غیر دولتی همه و همه حکایت از رنجه ای بیشمار مردمانی می کند که به رغم توسعه هنجارهای حقوق بشری درمانده تر از هر موجودی برای بقای خویش می کوشند.

امنیت فیزیکی، بهداشتی، سیاسی، غذایی، محیط زیستی، اجتماعی، روانی و اقتصادی بشر امروز در اقصی نقاط گیتی با شدت و ضعف متفاوت در معرض آسیب های جبران ناپذیر است. نبردهای جهان پیرامون ما گرچه اغلب به نام دفاع صورت می گیرد؛ لکن دفاعی پیشدستانه یا همان جنگ تمام عیار است. جنگ هایی که دیگر نیازی به زور بازو یا صرف انرژی و زمان چندانی ندارد. ورود ابزارهای متعدد به عرصه مخاصمات مسلحانه چون موشک ها، تانک ها، بمب های خوشه ای، مین ها و … فرصت اندیشیدن به صلح را از بازیگران آن گرفته است.

ورود سلاح های جنگی به میادین نبرد آنقدر طبیعی می نماید که معاهدات بین المللی در مقام بیان حقوقی موضوع، سخن از سلاح های متعارف می گویند؛ موضوعی که کاربرد چنین سلاح هایی را تبدیل به هنجارهای دنیای امروز ما کرده اند. گرچه در میان سلاح های جنگی موجود صحبت از سلاح های نامتعارف نیز است و همین امر روزنه امید برای مردمان بی گناه کره خاکی است که با تکیه بر این ناهنجاری ها برای مقابله با آسیب های ناشی از سلاح های جنگی بکوشند. یکی از سلاح های مورد استفاده از مخاصمات مسلحانه مین است که به جهت ماهیت آن می تواند مرز میان جنگ و صلح را از میان بردارد. چه جنگ هایی که به رغم پایان، به واسطه نگهبانان خاموش همچنان مردمان در معرض خویش را در انتظار صلح نگه داشته اند.

امروزه به رغم تصویب کنوانسیون جهانی منع استفاده، تولید، ذخیره و انتقال مین های ضد نفر مشهور به کنوانسیون اتاوا به سال ۱۹۹۷ همچنان شاهد حضور شیاطین خفته در ۶۳ کشور جهان هستیم که در کمین شکار خود نشسته اند. مین ها مشهور به شیاطین خفته در خاک و نگهبانان خاموش ابزاری است دفاعی که اغلب در زیر خاک کار گذاشته می شود و قربانی خود را اعم از نظامی و غیر نظامی، کودک و زن، جوان و بزرگسال و انسان یا حیوان به دام می اندازد که می توان آنها را به دو دسته کلی مین های ضد نفر و مین های ضد تانک تقسیم کرد. دامی که می تواند جنبه های مختلف امنیت را مورد تهدید قرار دهد و عدم توسعه را به همراه داشته باشد.

حق بر توسعه به عنوان یکی از حق­ های شناخته شده بشری که از دهه هشتاد میلادی در زمره نسل سوم حقوق بشر و در پرتو حقوق همبستگی وارد ادبیات حقوق بین­الملل شد، امروزه پس از گذشت سه دهه به رغم اختلافات نظری بسیار در خصوص قلمرو مفهومی حق یاد شده میان کشور­های توسعه یافته و در حال توسعه راه تکامل خود را در کنار سایر اصول و مفاهیم حقوقی دیگر می­ پیماید. برخی از پدیده های تخریب کننده کره زمین چون تخریب محیط ­زیست که مردمان جهان را در معرض آسیب­ های غیر قابل جبران قرار می­دهد، منجر به پیدایش مفهوم توسعه پایدار در کنفرانس ریو به سال ۱۹۹۲ گردید. مفهومی که بیانگر آن است که صرفا تلاش برای رسیدن به توسعه کافی نیست و می­بایست این توسعه برای نسل ­های آینده نیز پایدار بماند. در واقع مفهوم یاد شده توسعه را به هر نحوی دنبال نمی­ کند. آرمان ­های توسعه پایدار در فواصل سال­ های ۲۰۰۰ و ۲۰۱۵ چشم­ انداز­های توسعه در سراسر جهان را ترسیم می­ کند. توسعه پایدار به طور کلی دربردارنده توجه به مسائل محیط ­زیستی، اجتماعی و اقتصادی است.

امنیت اقتصادی یکی از مولفه­ های اساسی توسعه در کشور­ها است؛ مولفه­ ای که در پرتو توجه به نیاز­ها و ظرفیت­ های بومی هر کشور و هر منطقه محقق می ­شود. یادداشت پیشرو، با نگاهی توصیفی- تحلیلی تهدید علیه امنیت اقتصادی از رهاورد کاربرد مین ها را مورد مداقه و بررسی قرار می دهد و به این پرسش اصلی پاسخ می گوید که خسران اقتصادی ناشی از استفاده مین ها چیست؟ برای پاسخ مناسب به پرسش مطرح شده، می بایست ابعاد اقتصادی کاربرد مین ها را پیش از انفجار و پس از انفجار بررسی کرد.

۱. پیش از انفجار مین

بر اساس آمارها ۱۱۰ میلیون مین کار گذاشته شده در ۶۳ کشور دنیا وجود دارد. ۱۶ میلیون از این مین ها در کشور ایران هستند که پس از کشور مصر دومین کشور آلوده به مین جهان است. هزینه ساخت هر مین سه تا سی دلار است و هزینه پاکسازی آن به هزار دلار می رسد. با روند کنونی پاکسازی مین ها و با فرض آنکه مین دیگری کار گذاشته نشود، ۱۱۰۰ سال زمان نیاز است تا جهانی عاری از مین را جشن گرفت. چهار میلیون و دویست هزار هکتار از زمین های کشور ایران آلوده به مین است. ایلام با ۱/۷۰۰/۰۰۰ هکتار، خوزستان با ۱/۵۰۰/۰۰۰ هکتار،کرمانشاه با ۷۰۰/۰۰۰ هکتار، کوردستان با ۱۵۰/۰۰۰ هکتار و آذربایجان غربی با ۱۵۰/۰۰۰ هکتار به ترتیب پنج استان آلوده به مین کشور هستند. در هر ۲۲ دقیقه یک نفر به وسیله انفجار مین کشته می شود. هشتاد درصد از مردمانی که به وسیله مین مجروح یا کشته می شوند، غیر نظامی و بیست درصد دیگر نظامی هستند. تمامی این آمارها صرفنظر از ابعاد انسانی موضوع، با یک تحلیل ساده می تواند تهدیدی علیه امنیت اقتصادی و در نتیجه عدم توسعه کشورها باشد. برخی از این تهدیدات اقتصادی آشکار و بخش عمده ای از آن نیز پنهان است. مهاجرت از مناطق آلوده به مین، یکاری، عدم استفاده بهینه از ظرفیت مرز نشینان، از هم پاشیده شدن خانواده ها، عدم تولید محصولات کشاورزی، عدم امنیت غذایی، تهدید کشاورزی و … از زوایای آشکار و پنهان مینها علیه امنیت اقتصادی هستند.

چنانچه برای ساخت هر مین میانگین پانزده دلار نیز هزینه شده باشد، برای شانزده میلیون مین کار گذاشته شده در استان های مرزی ایران ۲۴۰ میلیون دلار هزینه شده است. که برای پاکسازی آنها نیاز به ۱۶ میلیارد دلار است. با در نظر گرفتن این نکته که هشتاد درصد قربانیان مین غیر نظامی هستند؛ باید گفت: دستکم از حیث نظامی ممکن است بیست درصد هزینه ها کارکرد نظامی داشته باشند.

هزینه های ساخت مین در جهان به بیش از ۶۱۵۰ میلیارد دلار میرسد که هزینه های پاکسازی مین های کار گذاشته شده ۱۱۰ میلیارد دلار است.

هزینه هایی که می توانست به جای ساخت و مقابله با آسیب ناشی از مین ها در جهت مقابله با خشونت و افراطی گری، فقر، سوء تغذیه و سایر بحران های ملی، منطقه ای و جهانی قرار گیرد.

نظر به چهار میلیون و دویست هزار زمین های آلوده به مین کشور باید گفت: کشاورزی و دامداری به عنوان شغل اصلی مرزنشینان مورد تهدید است؛ تهدیدی که به عدم بهره وری از زمین های آلوده می انجامد. پیامدی که می تواند منجر به مهاجرت، بیکاری و فروپاشی خانواده ها شود. چنانچه میانگین بهره وری هر هکتار ۲۰۰ میلیون ریال نیز باشد، معادل ۸۴۰ هزار میلیارد ریال فرصت اقتصادی از جامعه سلب میشود. فرصتی که پیامدی جز عدم توسعه یافتگی ندارد.

یکی از جنبه های مقابله با مین ها، پیشگیری از وقوع انفجار نگهبانان خاموش است. چنین پیشگیری از طریق آموزش مخاطرات مین به مردمان در معرض آن میسر است. امری که چنانچه کامل صورت گیرد؛ نیاز به آموزش همگان و تکرار این آموزش ها است. نظر به آنکه اغلب روستاهای مرزی آلوده به مین اند؛ این روستایان هستند که برای آگاهی از مخاطرات مین آموزش می بینند؛ در حالی که این موضوع نمی تواند به آموزش صد درصدی جهت مقابله با آسیب های ناشی از مین کمک کند؛ چرا که در مناطق دورتر از زمین های آلوده، شهروندانی زندگی میک نند که بنا به دلایل مختلف کار، مسافرت و … در معرض آسیبهای ناشی از مین قرار می گیرند. با این رویکرد، آموزش کامل در صورتی است که هشتاد میلیون گردشگر تحت آموزش قرار گیرند! در حال حاضر نهادهای متولی یعنی ادارات بهزیستی، جمعیت هلال احمر، مرکز مین زدایی کشور و برخی از سازمان های مردم نهاد چون موسسه دانش پژوهان ماف در کوردستان به کار آموزش مخاطرات مین به مردمان در معرض آن می پردازند. آموزش هایی که خود نیازمند صرف هزینه و بودجه بسیار است.

از دیگر حوزه های تهدید کننده امنیت اقتصادی، گردشگری است که به واسطه مناطق آلوده به مین و برای حفظ جان، فرصت توسعه از رهاورد گردشگری از مناطق مربوطه سلب می شود. بیشک نقش گردشگری در پرتو ظرفیت­های موجود هر جامعه و تاثیر آن بر توسعه اقتصادی جوامع به عنوان یکی از مولفه­های اساسی توسعه بر کسی پوشیده نیست. این مساله از جمله زوایای پنهان آثار نامطلوب کاربرد مینها بر توسعه اقتصادی مناطق در معرض آن است که صد البته بدون در نظر گرفتن سایر بستر سازیها و زیرساخت ها این امر به تنهایی میسر نیست؛ لکن در هر حال میتوان مناطق آلوده به مین را یکی از موانع مهم در عدم توسعه گردشگری به شمار آورد. به ویژه در کشور ایران که مناطق آلوده به مین آن، هم مرز با کشور عراق است. چنین ظرفیتی می توانست (و در صورت پاکسازی میادین مین می تواند) در خدمت توسعه بازارچه های مرزی و ورود تجار و گردشگران کشورهای همسایه به ویژه عراق قرار گیرد.

۲. پس از انفجار مین

خسران اقتصادی ناشی از کاربرد مین ها در زمان پس از انفجار بیش از پیش نمایان می شود. در این مرحله مین ها موجب کشته شدن یا مجروح شدن انسان ها میشوند. در این میان حتی حیوانات هم از نگهبانان خاموش در امان نیستند و ممکن است با کشته شدن یا مصدوم شدن سایر موجودات ضمن خسارت های جبران ناپذیر به محیط زیست، خسارت های مالی بیشماری متوجه دامداران شود. نظر به آنکه در مناطق مرزی کار کودکان و زنان دوشادوش مردان خانواده یک امر کاملا طبیعی است، با کشته شدن هر انسان (اعم از کودک، زن و مرد) شاهد حذف یک نفر از چرخه تولید اقتصادی در مناطق مرز نشین هستیم. کولبرانی که تا دیروز نانآور خانواده بودند و یا کودکانی که تا پیش از انفجار مین همراه با گله به بهبود وضعیت اقتصادی خانواده و تولید محصولات دامی کشور کمک می کردند؛ امروز می بایست به عنوان یک قربانی هزینه های هنگفتی را برای دسترسی به خدمات بهداشتی و توانبخشی متحمل شوند.

ویژگی مین های زمینی به نحوی است که عموما قربانی خویش را با صدمات جسمی بسیاری مواجه میسازد. صدماتی که سطحی نبوده و اغلب چند عضو از بدن قربانی و اعضای حساس وی را هدف می گیرد. از دست دادن چشم، زیبایی صورت، پا و دست از آثار نامطلوب انفجار هر مین بر قربانی خویش است. نظر به همین آثار ناهمگن است که نمیتوان هزینه های درمانی هر قربانی را تخمین زد. هزینه هایی که به درمانهای اولیه ختم نمیشود؛ بلکه می بایست بخش بیشتری از هزینه ها را برای بازگشت فرد قربانی به زندگی صرف کرد که در صورت انجام روند صحیح توانبخشی، دسترسی به چنین خدماتی محدود به فرد قربانی نیست و اطرافیان و خانواده را نیز شامل می شود. در این مرحله می بایست سه مرحله توانبخشی یعنی توانبخشی پزشکی، اجتماعی و حرفه ای را برای فرد قربانی مورد توجه قرار داد.

توانبخشی پزشکی مجموعه ای است متشکل از نیروهای توان پزشکی یعنی پزشکان متخصص و پیراپزشک که هدف آنها ممانعت از وخامت وضع عمومی فرد دارای معلولیت، حفظ حیات او بهبود ضایعه تا حد ممکن از طریق روش های مختلف درمانی، آموزش مهارت های ارتباطی و تحرک و درنهایت تثبیت وضع جسمی- روانی فرد در زندگی خود با حداکثر استقلال ممکن است.

توانبخشی اجتماعی فرایندی از خدمات مستمر و هماهنگ توانبخشی در زمینه اجتماعی و روانی به فرد دارای معلولیت و خانواده وی است تا ضمن کاهش هر نوع فشار اقتصادی، اجتماعی و روحی بتواند در جریان کلی توانبخشی واقع گردیده، آمادگی کافی برای ایفای نقش اجتماعی را در مرحله ورود به کار در جامعه کسب نماید.

توانبخشی حرفه­ای فرایندی از خدمات مستمر و هماهنگ توانبخشی است که در ابعاد ارزشیابی، راهنمایی حرفه­ای، آموزش حرفه ای کار یابی و اشتغال در جهت قادر سازی فرد دارای معلولیت برای دستیابی و ابقا در شغل مناسب ارائه می شود که با هدف آشکار کردن و توسعه کیفیت ­های کاری افراد دارای معلولیت- ارائه فرصت­های حرفه ای مناسب برای افراد دارای معلولیت- برطرف کردن نیازهای آموزشی گروه­ های مختلف افراد دارای معلولیت صورت می گیرد.

نظر به تعهد دولت به حمایت از قربانیان مین برای طی مراحل پیش گفته و ارائه خدمات بهداشتی و درمانی، آموزشی و تحصیلی، معیشتی، اشتغال، دسترس پذیری و مناسب سازی و سایر خدمات جانبی می بایست برای هر قربانی مین ماهیانه بیش از ۱۵۰ میلیون ریال هزینه کرد. با توجه به ۱۰ هزار قربانی مین در کشور، هزار و پانصد ریال هزینه برای تحقق این مهم لازمست در نظر گرفت. اگرچه به دلیل نادیده گرفتن موضوع توانبخشی این مهم یا صورت نمیگیرد یا بسیار ناقص انجام میشود. موضوعی که قربانیان مین را منزوی کرده و در نهایت صرف چنین هزینه های بر دوش خانواده و جامعه قرار می گیرد.

با انفجار هر مین ممکن است حیات یک نفر سلب شود. حیاتی که اگر آنرا بر مبنای دیه انسان نیز محاسبه کنیم؛ با شانزده میلیون مین کار گذاشته شده و با مبلغ دیه انسان در سال ۱۴۰۰ و با در نظر گرفتن اینکه هر مین به سلب حیات یک نفر منجر شود و با در نظر گرفتن دیه انسان در ماه های غیر حرام که ۴۸۰ میلیون تومان است؛ از حیث اقتصادی معادل دیه انسان ۷٫۶۸۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰  تومان خواهد بود. این در حالی است که مین ها به تدریج و طی سال های متمادی منفجر شده و موجب کشته شدن انسان ها می گردد. اتفاقی که موجب می شود؛ هزینه های تخمین زده با توجه به بالا رفتن دیه انسان به مراتب بالاتر از تخمین یاد شده باشد. همچنین تخمین مطرح شده، حداقل خسارت را در نظر گرفته است؛ چرا که با انفجار هر مین بسته به نوع آن ممکن است بیش از یک نفر کشته شود. حتی اگر انفجار مینها منجر به کشته شدن قربانیان نشوند، صدمات جسمی و روانی بسیار به بار خواهند آورد که بیش از معادل دیه مذکور، میبایست برای فرد قربانی صرف کرد.

نتیجه:

زوایای آشکار و پنهان استفاده از مین ها برای مقابله با دشمن، کمترین کارکرد نظامی را دارد. از حیث نظامی صرف هزینه های بسیار در صورتی قابلیت توجیه را دارد که معادل آن هزینه ها بتوان به امنیت ملی، منطقه ای یا جهانی از حیث سیاسی و برقراری صلح کمک کرد. مین ها نه تنها می توانند به حفظ صلح یاری رسانند؛ بلکه علاوه بر تهدید جنبه های مختلف امنیت، بر توسعه اقتصادی جوامع در معرض آن نیز تاثیر منفی داشته و خواهند داشت. تاثیری که از زمان ساخت این ابزار جنگی شروع شده و تا پس از انفجار و پایان عمر قربانی ناشی از آن نیز ادامه دارد. به نظر می رسد؛ بشر امروز در استفاده از مین ها به اندازه سایر سلاح های جنگی دچار دوگانگی در تعارض نشده است. از یکسو برای ساخت، انتقال و استفاده از مین ها هزینه می کند و از سوی دیگر برای مقابله با آسیب های ناشی از آن و پاکسازی میادین مین می کوشد. کوششی که متضمن تحمل هزینه های اقتصادی بسیار است. عدالت توزیعی پس از جنگ نیز بیانگر حمایت از قربانیان آن است. قربانیانی که به واسطه شیاطین خفته در خاک متحمل هزینه های بسیاری می گردند و این دولت ها هستند که باید با در نظر گرفتن بودجه های متناسب به مدد آنها بشتابند. با وجود تعداد بی شمار نگهبانان خاموش چه در انبارها و چه در زیر خاک، تهدید علیه امنیت اقتصادی همچنان وجود دارد. توصیه به نابودی و پاکسازی مین ها تا حدودی می تواند به مدیریت این تهدید کمک کند. مقابله با مین ها پیش از انفجار آنها بهترین شیوه مدیریت اقتصادی ناشی از کاربرد مین ها است؛ چرا که در مرحله پس از انفجار، نیاز به صرف هزینه های بسیار است. به جز مدیریت وضعیت موجود برای کاهش آثار نامطلوب اقتصادی، عدم ساخت و تولید مین های جدید راه حل رسیدن به توسعه در جهان، منطقه و کشورهای در معرض این ابزار جنگی است. حتی با در نظر گرفتن ضرورت توجه به امنیت ملی میبایست با جایگزین کردن سایر راه های دفاعی و بهینه در صدد تقویت و ثبات سایر جنبه های امنیت به ویژه امنیت اقتصادی بود.

* وکیل دادگستری و مدرس حقوق بین الملل