دولت بگوید بمیر می میری، بگوید زنده بمان زنده می مانی!
سرویس ترکیه – سریال جدید و پر هزینه تشکیلات با موضوع نشان دادن زندگی و مبارزه ماموران سازمان اطلاعات ملی ترکیه دارای پیام های آشکاری به مردم و مخاطبان خارجی است. این آدم های حرفه ای به دنبال چه هستند؟ در این یادداشت به تحلیل پیام های این سریال می پردازیم.

«بعضی قهرمان ها هستند که شما آنها را هیچ وقت نمی شناسید؛

برای ایستادن جلوی همه دنیا، پیش از این که بمیرند مرده اند؛

راز دولت ناموس است، راز دولت از جان ارزشمند تر است؛

 دولت بگوید بمیر می میری، بگوید زنده بمان زنده می مانی!»

این ها جمله هایی از سریال جدید تلوزیون دولتی ترکیه است که از شبکه (TRT1) پخش می شود. این سریال در پنجمین قسمت رکورد بیشترین بازدید را از آن خود کرد. «تشکیلات» به عنوان اولین سریالی که زندگی مامورین سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت/MİT) را نشان می دهد برای اولین بار نماهایی از ساختمان های این سازمان را که سال هاست مثل رازی سر به مهر از نگاه ها پنهان نگاه داشته شده اند به نمایش می گذارد.

تشکیلات با صحنه ای آغاز می شود که یک گروه نئونازی در آلمان با حمله شبانه به خانه یک خانواده اهل ترکیه آنجا را آتش می زنند. پدر خانواده کودک کوچک خانواده را از پنجره به بیرون پرتاب می کند و بقیه اعضای خانواده در انفجار می میرند. مستشار میت (مته) با پذیرفتن سرپرستی این کودک او را به عنوان یک مامور میت تربیت می کند. در صحنه بعدی فیلم این مامور جوان در حال انجام پروژه در شمال شرق سوریه است و قاتلان یک معلم اهل ترکیه را می کشد. مامور میت در بازگشت به ترکیه با کشتار مهندسان و نخبه های سازمان هوافضای ترکیه به دست گروهی تروریست و دزدیده شدن پروتکل های پهباد های نظامی ترکیه مواجه می شود. از این صحنه به بعد قصه اصلی فیلم یعنی مبارزه «تشکیلات» با «شرکت» آغاز می شود. «شرکت» گروهی چند ملیتی به سرکردگی عناصر یک دولت عربی است اما در سوریه، عراق، ترکیه، فرانسه و آلمان پخش است. شخصیت اصلی فیلم «مته» که یک مامور کهنه کار میت است برای مبارزه با «شرکت» گروهی متشکل از 5 به علاوه یک نفر تشکیل می دهد که شرط اصلی ورودشان به این گروه پذیرش مرگ ساختگی است. یعنی باید بمیرند تا وطن سرپا باشد. آن 5 نفر هر کدام در یک جا هستند. مثلا یکی یک راننده تاکسی بزن بهادری به نام «هولکی» است. اما نفر آخر یک هکر نابغه است که به جرم کلاهبرداری اینترنتی در زندان است و با عملیاتی که او باید در آن به طور ساختگی کشته شود به تشکیلات می پیوندد که بعد معلوم می شود این فرد هم از خودی ها، یعنی پسر مته است.

تا اینجا قصه ای هیجانی ولی معمولی داریم. اما در قسمت های بعدی شما با اعضای «شرکت» بیشتر آشنا می شوید. مثلا یکی از تروریست های اصلی «شرکت» یک شخص فرانسوی است که ترکی را با ضرب المثل هایش مثل بلبل حرف می زند فقط کمی لهجه دارد. شخصیت اصلی «شرکت» که از سوی بالا دستی ها مامور تکه پاره کردن کشور ترکیه است اهل یک کشور عربی است ولی در تمام طول سریال حتی با هموطن های خودش هم به زبان ترکی حرف می زند. لهجه هم ندارد. حتی به اندازه عرب های اهل جنوب ترکیه هم که ترکیه زادگاهشان است لهجه ندارد. آن 5 نفر دیگر هم به انواع زبان ها می توانند حرف بزنند. مثلا سردار وقتی در سوریه گرفتار داعشی ها می شود داعشی های عرب نمی توانند لهجه خارجی او را تشخیص بدهند. یا همین آدم وقتی به آلمان می رود و در جلسه سری «شرکت»، شرکت می کند هیچ کس از روی آلمانی حرف زدنش نمی فهمد که او اهل ترکیه است. این شرکتی ها آدم هایی هستند به همین میزان احمق. همین ماموران در کوچه های فرانسه هم فرانسوی را بدون لهجه حرف می زنند. اینها در کشوری زندگی می کنند که فرهنگ غالب یاد گرفتن زبانی غیر از زبان رسمی کشور را دون شان خودش می داند و رئیس جمهورش گفته که افتخار می کند که به هیچ زبانی غیر از زبان رسمی کشورش ترکیه مسلط نیست.

ماموران شجاع میت که کلمه وطن و ناموس از زبانشان نمی افتد همینطور دور دنیا می چرخند و در همه جا به راحتی عملیات انجام می دهند. بدون این که پلیس یا سازمان های اطلاعاتی آن کشورها در جریان باشند. آنها حتی از دست پلیس ها هم فرار می کنند. در قسمت پنجم سریال وقتی به پلیس زنگ می زنند که برای دستگیری مجرمان بیاید پلیس آلمان آنقدر شل و وارفته است که بعد از تمام شدن ماجرا به دست این گارد شجاع تازه می رسد و بعد هم سراغ آدم های اشتباه می رود. همین مامورها که با تفنگ های بزرگ دوربین دارشان که می توانند آن را از همه گیت های امنیتی بدون کمترین مشکلی رد کنند، پلیس وارفته آلمان را سرکار گذاشته و در می روند. تا جایی که هفته پیش مردم آلمان در توئیت هایی با شوک درباره خنگ بازی پلیس هایشان حرف می زدند.

همه این ها به کنار، شخصیت های اصلی فیلم که جانشان برای وطن و اشک یک کودک در می رود به راحتی آب خوردن آدم می کشند و آب هم از آب تکان نمی خورد. مثلا برای انتقام کشتن یک معلم مدرسه در ترکیه 27 نفر تروریست را یک جا در سوریه می کشند. انگار ما نمی دانیم که ماموریت اصلی سازمان های اطلاعاتی نه کشتن آدم ها بلکه پیشگیری از وقوع فجایع است.

یکی از چشم گیر ترین صحنه های این سریال وقتی است که یکی از کاراکترهای اصلی تروریست اهل فرانسه به وسیله ماموران میت دستگیر شده و در یک خانه در خارج شهر مورد بازجویی قرار می گیرد. تروریست فرانسوی با پوزخند می گوید: «هیچ فکر نمی کردم شما عرضه گرفتن من را داشته باشید!» زهرا که در حال بازجویی اوست پاسخ می دهد: «بزرگترین موفقیت ما این است که شما ما را دست کم می گیرید!»

در قسمتی از سریال هم وقتی خانواده های ماموران مخفی میت که خبر کشته شدن عزیزشان را دریافت کرده اند در جلسه ای جمع می شوند هیچ کس نمی پرسد بچه من، بابای من، شوهر من برای چه کشته شده. فقط یک زن جوان تازه عروس به نام «ابرو» می پرسد باید بدانم شوهر من برای چه کاری می رفته و چرا کشته شده. مته (رئیس تیم اطلاعات) با برخوردی خشن می گوید خیلی سوال می پرسی. پیشنهاد می کنم پی این ماجراها را نگیری! بعد هم در جلسه داخلی تیم به «اوزای» شوهر ابرو (که همه او را مرده فرض می کنند) می گوید زنت خیلی گیر می دهد و فضول است. اوزای می گوید بله زنم روزنامه نگار است، یک موی دماغ و دردسر واقعی! البته حق هم دارد. روزنامه نگار ها همه شان موی دماغ و دردسر واقعی هستند چون سوال می پرسند وفضولند.

شخصیت منفی این سریال زاید فادی رئیس «شرکت» کیست؟

در سریال تشکیلات سردسته گروه تشکیل شده از سردمداران کشورهای خارجی که برای تجزیه کردن ترکیه تلاش می کنند کاراکتری است به نام «زاید فادی». او برای نشستن روی میز ریاست، رئیس نالایق پیشین را که نتوانسته به اهداف مورد نظر «شرکت» برسد جلوی چشم همه گردن می زند. این کاراکتر برگرفته از یک شخصیت حقیقی عرب است. حتی نام انتخابی برای شخصیت او حاوی پیامی برای دشمنان کشور است. اسم «فادی» در حقیقت نام مستعار شخصیتی حقیقی به نام «محمد دحلان» است. او متولد سال 1961 در خان یونس غزه است.

تمام کودکی محمد دحلان در کمپ های پناهجویان گذشت. بعدها عضو فداییان فتح شد و رئیس گروه جوان شاهین های فاتح شد. حتی 11 بار بازداشت شد و در زندان ها اسرائیل ماند. در همین سال ها زبان عبری را آموخت. در دانشگاه اسلام غزه مدیریت خواند. از سال های 1980 که حماس شروع به قدرت گیری کرد راه فادی تماما شروع به تغییر کرد. در این سال ها در کنار یاسر عرفات شروع به مبارزه با گروه های اسلامی کرد. در انتفاضه اول در سال 1957 نقش مهمی از طرف یاسر عرفات به عهده گرفت. پس از آن از غزه متواری شد و در کشورهای مختلف به زندگی ادامه داد. تا 1993 در تونس به عنوان پناهجوی سیاسی به سر برد. در گفتگو های صلح اوسلو طرف اسرائیل ماند. بنابراین اسرائیل دیگر او را دشمن خود ندانست و او به دامان عرفات بازگشت و رئیس تشکیلات امنیتی (حفاظتی) غزه شده با استفاده از این قدرت شروع به همکاری با سی آی ای و گروه های اطلاعاتی کرد. در این سال ها با استفاده از قدرت ثروت زیادی به هم زد و به مبارزه با حماس پرداخت. و بعد به عنوان رقیب عرفات نامزد انتخابات شد. از سال 2001 به بعد انگشت اتهام همکاری با سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی اسرائیل به سمت او دراز شد. در سال 2003 از طرف محمود عباس به وزارت اطلاعات گماشته شد. پس از آن از طرف دولت بوش مامور مبارزه با حماس شد. در سال 2011 حکومت عباس با او درگیر شد و او به عنوان پناهجوی سیاسی به امارات متحده عربی رفت و رابطه نزدیکی با ولیعهد محمد بن زاید به هم زد.

اسم زاید در کاراکتر زاید فادی سریال هم از این شخصیت گرفته شده است. دحلان (فادی) به همکاری با زاید ادامه داد. در سال 2010 شهروندی مونته نگرو را گرفت و در سال 2013 شهروندی صربستان.در پروژه رود نیل بین سودان و مصر و اتیوپی میانجی گری کرد. او رابطه نزدیکی با آریل شارون نخست وزیر اسبق اسرائیل پیدا کرد. در متون تاریخی ترکیه از او به نام سیاه ترین شخصیت خاورمیانه نام برده شده است. ترکیه مدعی است که هزینه مادی کودتای 15 جولای را دحلان (فادی) تامین کرده است. دیوید هرست سردبیر سابق گاردین نیز در سایت خبری خاورمیانه خود درباره جابه جایی 3 میلیارد دلار از طرف دحلان به حساب فتح الله گولن خبر داد.

ترکیه ادعا می کند که با ساختن این سریال می خواسته پیام روشنی به شاهزاده محمد بن زاید بدهد.

اما هدف از پخش این سریال چیست؟

با شنیدن شعارها و جمله های کلیشه ای که به طور دائم مثل ذکر در سریال تکرار می شوند می شود فهمید که قصد سریال چیست اما سریال دارای ابعاد بیشتری است. در قسمت های اول و دوم سریال تیم مبارزه با «شرکت» تشکیل می شود و بعد در همه اخبار اعلام می شود که این افراد در حادثه سقوط هواپیمای عازم روسیه جان باخته اند و جسدی هم در کار نیست. پس از این قسمت ها مردم ترکیه در شبکه های مجازی پرسیدند که آیا این هواپیماهایی که تا به حال سقوط کرده اند هم یک دروغ برای همین اهداف بوده اند؟ مثلا همین دو روز پیش دوباره یک هواپیمای آموزشی سقوط کرد.

از سویی دیگر سریال دارد نشان می دهد که مامورهای جان بر کف در هر لباسی و همه جا هستند. یکی شان راننده تاکسی است یکی دیگر نفر بغل دستی شما توی آسانسور است. آن یکی سیمیت فروش دوره گرد داخل پارک «سیمنلر» است. یعنی شمایی که پتانسیل ترورسیت شدن را دارید باید حواستان باشد که ممکن است پدر خودتان یک مامور میت باشد که دارد مثلا کارگری می کند. بعد هم در ترکیه حساب و کتاب وجود ندارد. شما شاید خودتان تروریست یا عضو جماعت فتح الله گولن باشید و خودتان هم ندانید.

این آدم های جان بر کف که اگر دولت بگوید بمیر می میرند، علاوه بر این که همه جا هستند هم شجاعند، هم مهربانند، هم خوبند، هم خوشگلند، هم همه چیز تمام هستند. سریال با زبان بی زبانی می پرسد دلتان می خواهد بچه های شما هم همه چیز تمام باشند؟

در این سریال وقتی پای گروه تروریستی بین المللی وسط می آید یک سالن فراماسونی با آدم های خارجی به غایت سیاه و زشت دور هم جمع شده اند که فکر و ذکری جز تجزیه ترکیه ندارند اما همه شان با لهجه های مختلف فرانسوی و روسی و آلمانی و ... به زبان ترکی با هم حرف می زنند. جالب نیست که گروهی متشکل از خارجی هایی که قرار است یک کشور را نابود کنند به زبان همان کشور با هم حرف بزنند؟ دوست دختر رئیسشان هم اهل همان کشور باشد؟

نشان دادن خودی ها و دیگری ها هم آنقدر کلیشه وار است که مجرم سابقه دار را از زندان فراری می دهند تا برای تشکیلات کار کند و او می تواند همه سیستم ها و تلفن های جهان را هک کند. هیچ کسی بهتر از او نیست چون او هرچه باشد بچه «خودمان» است. چون بالاخره بچه های ما گوشت هم را هم بخورند استخوان هم را دور نمی اندازند!

از این گذشته سازمان اطلاعاتی ترکیه قفلی نیست که نتواند باز کند. او می تواند همه پیام های تلفن شما را بخواند. به ایمیل هایتان دسترسی دارد. هر وقت دلش بخواهد می تواند از روی دوربین گوشی یا کامپوتر یا دوربین های مدار بسته خانه شما شما را تماشا کند که دارید پشتتان را می خارانید یا انگشتتان توی بینی تان است. یا با شلوارک مامان دوزتان دارید توی خانه می چرخید. شما هر لحظه و همه جا در حال نظارت شدن هستید. یادتان باشد که دست از پا خطا نکنید. یادتان باشد که آنها همه جا هستند. (فقط نمی دانم چرا قاتلان زنان ترکیه را نمی توانند پیدا کنند!)

یک موضوع دیگر که در این سریال به چشم می خورد رفتار مته و گروه دیپلماتیک وزارت کشور ترکیه با سفرا و دیپلمات های کشورهای دیگر است. به راحتی صدایشان می زنند و به آنها می گویند هر وقت ما گفتیم می توانید از جایتان بلند شوید. ما باید بگوییم تا شما بروید. ما باید به شما اجازه بلند شدن از جایتان را بدهیم. البته پر بیراه نیست که این روزها رئیس شورای اروپا به کاخ ریاست جمهوی ترکیه می رود و اردوغان می نشیند اما صندلی برای خانم رئیس وجود ندارد.

جالب است که تئوری توطئه در این سریال تا جایی می رود که شخص سفیر مامور فرستادن تروریست آدم کش از کشور و گوش به فرمان و بله قربان گوی فادی رئیس «شرکت» است.

از قضای روزگار همزمان با تشکیلات سریال دیگری با قصه زندگی یک مامور مخفی میت از یک شبکه دولتی دیگر ترکیه دارد پخش می شود به نام «مرعشی» یا «اهل مرعش» که قصه آن هم درباره افسر همه چیز تمامی است که سال های زیادی از زندگی اش در کوه های قندیل به مبارزه با PKK گذشته است. خودش با این که از مادر مهربان تر است و «عاشقیت» می فهمد و جان به کف ترین پدر دنیا است اما می تواند با مسلسل یک کرور آدم را یک تنه بکشد.

جالب نیست که این آدم همه چیز تمام هم اهل مرعش است که در همه انتحابات اخیرش نزدیک به هفتاد درصد آرایش به جیب حزب عدالت و توسعه (AKP) رفته است؟ اصولا آدم خوب همه چیز تمام جذاب باید اهل مرعش باشد. اهل همان شهری که معاون جدید اردوغان «ماهر اونال» آنجایی است. همان ماهر اونال که مدتی هم وزیر فرهنگ ترکیه بوده است.

سریال را چه کسی ساخته است؟

این سریال به کارگردانی «یاغیز آلپ آغ آیدین» که پیش از این هم سریال هایی با محتواهای مشابه مثل رامو، سده باشکوه، و سریال بسیار نژادپرستانه قول را در کارنامه دارد ساخته شده. شرکت تهیه کننده آن کمپانی «تایم & پروداکشن» است که  تهیه کنندگی سریال های نژادپرستانه ای مانند قول و قول شرف و مرعشی را در کارنامه دارد. نویسنده این سریال «ادهم اوزیشیغ» همزمان سریال مرعشی را هم می نویسد.

هیچ کدام از بازیگران این سریال از بین بازیگران فراوان کُرد تبار یا کُرد زبان ترکیه انتخاب نشده اند. بازی در شخصیت اصلی سریال مته را «مسعود آکوستا» اهل قونیه به عهده دارد که او هم بارها تجربه بازی در سریال های نژادپرستانه ترکیه را در کارنامه خود ثبت کرده. دو بازیگر اصلی دیگر «دنیز بایسال» در نقش زهرا و «چاغلار ارطغرل» در نقش سردار هر دو اهل ازمیر ترکیه هستند و  پیش از این به ترتیب در سریال های قول و فیلم دو قسمتی کوه بازی کرده اند که محتواهای به شدت ناسیونالیتی دارند. تا جایی که صلاح الدین دمیرتاش در دوره ای که نماینده مجلس بود در یک نطق مجلس با اشاره به محتواهای نژادپرستانه و نفرت افکنانه این سریال ها گفت: «کسی که این سریال ها را ببیند دلش می خواهد به اولین کُردی که در خیابان می بیند حمله کند.»

در نهایت این سریال آمده است تا به شما نشان بدهد اگر دولت گفت بمیر باید بمیری!