نگاهی به ضرب المثل‌های منطقه هورامان / حبیب‌اله مستوفی
سرویس کرمانشاه _ " درجامعه با افرادی روبرو می شویم که فقط از روی شنیده ها و انبار کردن آنها در ذهن قضاوت کرده وبی محابا اظهار نظر می کنند. این افراد از مرحلۀ شنیدن عبور نکرده و مهارت گوش دادن را نیاموخته اند، اما مدعی فهمیدن می شوند."

ئه ژنه وێه­ێ= شنیدن//ئه ژنه وێه نش= شنیده است//مسای= آموختن- فهم کردن- درک کردن//نه مسانش= نیاموخته – فهم نکرده. [ چیزی را ] شنیده اما آن را نیاموخته و درک نکرده.

شنوایی حسّی از حواس انسان است که مانند دیگر حواس، او را از محیط اطراف خود آگاه می کند. اندکی دقت اهمیت و نقش ویژۀ این حس را بر ما آشکار می سازد. چنانکه می دانیم ناشنوای مادر زاد عملاً قادر به تکلم نیست وبه عبارتی ناشنوای کامل= گنگ(لال) کامل.

انسان بدون گوش به هوش که باعث تفاوت او و بسیاری از حیوانات دیگر است نخواهد رسید و لاجرم از این مسیریعنی بهره گیری صحیح از گوش است که می تواند یاد گیری و فهم را شکل دهد و  از هر نظر تکامل یافته و پیشرفت کند. حال پرسش این است که فهمیدن چگونه از طریق گوش انجام می گیرد؟

شنیدن  و گوش دادن نه تنها یکی از ضروریات ارتباط با اطراف و دیگران، بلکه از معتبر ترین راههای کسب شناخت و معرفت است.  برای بسیاری از انسانها  گوش دادن و شنیدن موثرترین و قوی ترین ابزار معرفتی و شناختی محسوب می شود. به بیان شیوای مولانا در دفتر ششم مثنوی فربه شدن انسان بیشتر از مسیر« گوش» و نه از طریق «نوش» صورت می گیرد.

آدمی فَربِه شود از راه گوش

جانور فربه شود از حَلق و نوش

اما این فربه شدن چگونه صورت می گیرد؟ و آیا صِرف شنیدن، خودبخود باعث فهمیدن و سپس پیشرفت انسان می شود؟ در پاسخ به  این پرسش ها باید به تعریف دو اصطلاح «شنیدن» و «گوش دادن» و سپس تفاوت آنها توجه شود.

تفاوت شنیدن و گوش دادن

شنیدن یک عمل فیزیکی است به این صورت که ما در لحظه ای مشخص در معرض امواج صوتی قرار گرفته و آنها را می شنویم، اما گوش دادن فرایند پیچیده تری است که بادیدن و مشاهدۀ یک تصویر و گوش دادن دقیق به آن و سپس تشخیص آن حاصل می شود. به عبارت دیگر چشم ما آن را می بیند، گوش به آن دقت می کند و مغز تشخیص می دهد .

*شنیدن  برای هر موجود زنده ای کاری ساده است و همان توانایی درک صدا است.گوش دادن پیچیده و نیازمند تفکر عمیق و استفاده از سایر حواس است.شنیدن فعالیتی جسمی است و در صورت سلامت فیزیکی گوش غیرارادی است.گوش دادن فعالیتی ذهنی است که نیازمند یادگیری و ارادی است.توانایی شنیدن قدرتی خدادادی است در حالیکه گوش دادن اکتسابی است.

عبور از شنیدن برای فهمیدن

با توجه به تفاوت های بین شنیدن و گوش دادن متوجه می شویم که ما می توانیم مدت ها بدون وقفه در حال شنیدن مطالب متعدد و مختلف باشیم اما گوش دادن چنین نیست بلکه نیاز به توجه دارد و نوعی فعالیت مغزی(فهمیدن) است  و نمی تواند به صورت طولانی مدت ادامه یابد. به عبارت دیگر شنیدن فرایندی دائمی و گوش دادن فرایندی موقتی است. بسیار می توان شنید اما اندکی را می توان گوش داد و فهم کرد. فهمیدن و ادراک تنها زمانی به دست می آید که ما از مرحلۀ شنیدن صِرف عبور کنیم  و هنر گوش دادن را بیاموزیم.

خصوصیات افراد موردخطاب ضرب المثل

درجامعه با افرادی روبرو می شویم که فقط از روی شنیده ها و انبار کردن آنها در ذهن قضاوت کرده وبی محابا اظهار نظر می کنند. این افراد از مرحلۀ شنیدن عبور نکرده و مهارت گوش دادن را نیاموخته اند، اما مدعی فهمیدن می شوند. بعضی از خصلت های ویژۀ آنان به قرار زیر است  :

۱- از گوش دادن فعال به سخن دیگران پرهیز می کنند و خود را بی نیاز از آن می دانند

۲- بر پنداشته های خود که مبنایی جز شنیده های نیازموده ندارد اصرار می ورزند تا جائیکه ممکن است برای سالیان طولانی آنها را درست دانسته و برآنها پافشاری کنند

۳- معمولاً اهل جدل، جنجال های تبلیغاتی برای مطرح کردن خود و شاخ به شاخ کردن و از هر دری سخنی گفتنند.

۴- باتوجه به سهل بودن شنیدن و نیز سادگی  نقل شنیده ها ممکن است مورد توجه کسانی که از حوصلۀ تعمق و دقت در سخن برخوردار نیستند هم قرارگیرند

مصداق امروزی ضرب المثل

بعضی از کلیک کنندگان فضای مجازی

امروزه زیست مجازی یعنی سر برآستان اینترنت داشتن وپناه بردن به موتورهای جستجو از جمله یارِ آشنای همه گوگلِ خستگی ناپذیرِ همه فن حریف برای حل همۀ مشکلات، واقعیتی انکار ناپذیر است. برابر برخی از آمارها درجهان مجموع زمان حضور یک روز افراد در فیس بوک معادل ۲۰ هزار سال است. نقش فضای مجازی درایجاد سهولت در جوانب مختلف زندگی این دوره روشن و نیازمند بیان نیست اما معتاد شدن به بخش هایی از آن موضوع دیگری است.

در فضای مجازی همه با حجم انبوهی از داده و اطلاعات روبرو هستند که درلحظاتی کوتاه بر بال امواج و در کانال خطوط مختلف درچهار سوی جهان جابجا می شود. در اکثر موارد یادداشتی وجود ندارد و تنها برای لحظاتی ذهن آکنده ازحجم وسیعی از اطلاعات می گردد درست شبیه وقتی که انسان مطالب زیادی را می شنود اما فرصت گوش دادن و فهم آنها را ندارد. تنها وقتی که برق قطع می شود و یا اشکالی فنی در سیستم بوجود می آید می فهمیم که در زیر این آوار اطلاعات چندان هم برفهم ها افزوده نشده است.

با این حال گشت و گذار در دنیای مجازی و «وب گردی» عده ای را دچار نوعی احساس دانش افزایی می کند.این دسته از افراد تنها به دلیل مواجه شدن طولانی مدت با انبوه داده های متعدد و متفاوت و عادت به دسترسی سریع به نتایج جستجوها(تنها با یک کلیک ) و کپی کردن های مکرر دچار توهم فهم می شوند و به این ترتیب با پُر کردن ظرفیت های ذهن خویش بوسیلۀ شنیده های چرخشی در اینترنت ظرفیت پذیرش نظرات و عقاید دیگران را از دست می دهند و چه خود بخواهند یا نخواهند در زمرۀ مشمولان این ضرب المثل جاری در منطقۀ هورامان قرار می گیرند

که: ئه ژنه وێه نشوو نه مسانش [ چیزی را ] شنیده اما آن را نیاموخته و درک نکرده