وصیت استاد «هژار موکریانی» چه بود؟
سرویس آذربایجان غربی- در صدمین سالروز تولد استاد «عبدالرحمان شرفکندی»، متخلص به «هژار موکریانی»، فرزند و نوه استاد از روزهای زندگی، وصیت و آرزوی قلبی ماموستا هژار می گویند.

به گزارش خبرنگار کردپرس، امروز ٢٥ فروردین ماه، صدمین، زادروز، استاد «عبدالرحمان شرفکندی»، متخلص به «هژار»، شاعر، نویسنده، مترجم، فرهنگ‌نویس کُرد است.

صد سال پیش در چنین روزی، ستاره ایی در آسمان ادب کُردی درخشید و «ماه مجلس شد». کسی که واژه ها را خوب می شناخت و با استادی هر چه تمام تر آنها در کنار هم می چید و شاهکارهای بی نظیری در امر تالیف و ترجمه خلق می کرد.

استاد هژار موکریانی نویسنده و ادیب برجسته، تالیفات گهرباری در عرصه های مختلف به کتابخانه ادب کردی تقدیم کرده است که می توان از آن جمله به هه نبانه بورینه (فرهنگ فرهنگ کردی به کردی و کردی- فارسی)، چیشتی مجیور(خودزندگینامه)، ئاله کوک، (دیوان اشعار)، ترجمه (مم و زین) از کرمانجی به سورانی، بو کوردستان (دیوان اشعار) شه‌ره ‌فنامه (ترجمه‌ی شرفنامه بدلیسی از فارسی به کردی)، چوارینه کانی خه ییام(ترجمه رباعیات خیام) و ... بی شمار کتاب دیگر اشاره کرد.

خبرنگار کردپرس، به مناسبت صدمین سالروز، این ادیب برجسته و استاد مسلم ادب کردی، گفت و گویی با فرزند و نوه ماموستا هژار موکریانی داشته که در ادامه می خوانید؛

*معلمی برجسته و پدری با همت پولادین

«مصطفی شرفکندی»، دومین پسر استاد «هژار موکریانی» است. او که اکنون در مهاباد ساکن است، در گفتگو با خبرنگار کردپرس از پدری می گوید که دوست و همدمش بوده است. پدری که سال های عمر گرانبهایش را صرف ادب و زبان کُردی کرد و وصیتش به فرزندانش هم همین بوده است.

او می‌گوید: ماموستا هژار علاوه بر نقش و جایگاه پدر برای من دوست، رفیق و معلمی برجسته و بی همتا بود. یار و یاور زندگی و استادی نمونه بود.

دومین فرزند ماموستا هژار، ادامه می دهد: قبل از هفت سالگی و قبل از اینکه به مدرسه بروم، ماموستا هژار خواندن و نوشتن به زبان کردی را به من یاد داده بود و من پیش از رفتن به مدرسه ترجمه کتاب مه م و زین احمدخانی از پدرم را به خوبی می خواندم.

ایشان همیشه فرزندانشان را به مطالعه کردن و حفظ و پاسداشت زبان کردی توصیه می‌کردند و می فرمودند؛ «کُرد باشید، جوانمرد باشید و برای زبان و ادبیات کردی خود هر کاری از دستتان بر می آید، انجام دهید».

شرفکندی می گوید: ماموستا هژار همچنین معتقد بودند که همت و اراده انسان، کوه را جابه جا می کند و با این گفته سعی داشتند اهمیت اراده و کوشش را در سختی های روزگار به فرزندانشان یادآوری کنند.

البته خود ماموستا نیز همیشه در زندگی بدین گونه بودند و الگوی مثال زدنی از اداره پولادین به شمار می رفتند. ایشان در روزهای دشوار زندگی شان هم از مطالعه و تحقیق دست برنمی داشتند و برخی از کتاب هایشان را در روزهای سخت آوارگی و سفرهای خارج از کشور می نوشتند.

*حفظ و پاسداشت زبان کردی اولویت ماموستا هژار بود

مصطفی شرفکندی می‌گوید: هدف اصلی ماموستا هژار در زندگی ادبی شان، حفظ زبان کردی و آموزش این زبان به کودکان بود. استاد اعتقاد داشتند که کودکان باید به زبان مادری خود آموزش ببینند و این مسئله یکی از اهداف اصلی ایشان در حوزه ادبیات است.

شرفکندی با اشاره به سالهای دوری ماموستا هژار از خانه و خانواده بیان می کند: آن سال هایی که پدر از خانه دور بودند، دلتنگی ها زیاد بود و گذران زندگی بدون حضور ایشان سخت می‌شد. اما به هر حال ایشان در سفر و در رزم بودند و به همین دلیل خانواده ما سالهای زیادی را در کردستان عراق سپری کرد و  حتی از سال ۱۹۷۴ هم چهار سال را در بغداد زندگی کردیم و پس از آن دوباره به ایران بازگشتیم. زمانی که به ایران برگشتیم، در کرج ساکن شدیم. سال های زندگی ماموستا هژار در سفر گذشت و ثمره زندگی ایشان کتاب های گرانبهایشان است.

او به روزهایی اشاره می کند که ماموستا هژار پس از سکونت در کرج، کارهای تحقیقی و ترجمه کتاب بوعلی سینا را آغاز کرده بود و می گوید: آن روزها پدر، تماماً به خواندن، مطالعه تحقیق و نوشتن سپری می کرد، همتی باور نکردنی در ایشان وجود داشت که قابل توصیف نیست و ثمره آن همه اشتیاق را می توان در آثار والای ماموستا به خوبی مشاهده کرد.

*«هژار» و «هیمن»، دو یار جدا نشدنی و هم رزم

او با اشاره به دوستی ماموستا هژار و «هیمن موکریانی» هم می‌گوید: دوستی این دو نفر بی‌سابقه بود و تاکنون کسانی را تا این حد از نظر روحی به همدیگر نزدیک ندیده ام، آنها از لحاظ ادبی همکار و هم رزمی جدا نشدنی بودند و دوستی آنها به سال‌های قبل و دوران کودکی باز می‌گردد. این دو نفر که جز مفاخر ادب کردی هستند نیازی به تعریف ندارند و زبان از بیان علم و ادب آنها قاصر است، واقعا نمونه وفاداری، دوستی و هم سنگری بودند.

زمانی که پدرم و ماموستا هیمن موکریانی با همدیگر دیدار می کردند انقدر حرف های ناگفته با یکدیگر داشتند که ساعت های مدیدی به گفتگو و مصاحبت با یکدیگر می پرداختند. مرحوم ماموستا هیمن، بسیار خوش بیان بودند و اطرافیان از صحبت کردن با ایشان بسیار لذت می بردند و همدم بسیار خوبی برای پدرم به شمار می رفتند.

*میراث «هژار موکریانی» برای فرزندانش

«بارزان شرفکندی»، نوه ماموستا هژار  نیز در گفتگو با کردپرس می گوید: من ٣ روز بعد از وفات ماموستا هژار به دنیا آمده ام اما همیشه ایشان را به خود نزدیک احساس می کنم. فضای خانه همیشه آکنده از روح و عطر ایشان است و کتاب هایشان بزرگترین میراثی است که برای ما به جا مانده است.

او ادامه می دهد: من به دو اثر استاد بسیار تعلق خاطر دارم که یکی زند‌گینامه ایشان به عنوان «چیشتی مجیور» و دیگری ترجمه رباعی های خیام با نام «چوارینه کانی خه یام» است. زمانی که در زندگی به مشکلی بر می‌خورم به سراغ کتاب زندگینامه ‌ ایشان می روم. این کتاب همچنان راهنمای راه، من را هدایت می کند و کتابی است که در بسیاری از مراحل زندگی چراغ راه من بوده است. این کتاب حاصل تجربیات چندین ساله ایشان بوده و می تواند در عین حال راهنما و منبعی برای کسب تجربه در زندگی باشد.

 همچنین تعلق خاطر بسیاری به رباعی‌های خیام دارم و می توانم بگویم که این دو کتاب بسیار برای من با ارزش هستند و هر لحظه می‌توانم از طریق آنها با پدربزرگ ارتباط برقرار کنم.

*باید بنیاد فرهنگی «حفظ و نشر آثار ماموستا هژار» در مهاباد راه‌اندازی شود

بارزان شرفکندی بارها تلاش کرده تا بنیادی فرهنگی به نام ماموستا هژار در مهاباد راه اندازی کند اما هر بار در این راه ناکام مانده است. او در این باره می گوید: زمان آن رسیده است که بنیاد فرهنگی «حفظ و نشر آثار ماموستا هژار» در مهاباد راه‌اندازی شود. اما متاسفانه تاکنون این مهم محقق نشده است. هرچند در سال های اخیر اقداماتی در خصوص تاسیس چنین نهادی انجام شد اما این کار عزمی جدی و همتی همگانی می طلبد که تا کنون در مهاباد این امر میسر نشده است.

او اضافه می کند: تاسیس چنین نهادی بسیاری ضروری است، زیرا متاسفانه برخی از کتب ماموستا هژار به شیوه ای چاپ می‌شوند که چندان جالب نیست و نیاز است تا استادان مسلط بر این عرصه با نگاهی دقیق‌تر به بررسی و نشر و چاپ این کتاب ها اقدام کنند اما متاسفانه تاکنون این مسئله آنچنان که باید باشد مورد توجه قرار نگرفته اند.

*وصیت ماموستا هژار در مورد کتاب «هه نبانه بورینه»

بارزان شرفکندی تاکید می کند: ماموستا هژار توصیه کرده بودند که کتاب «هه نبانه بورینه» کتابی نیست، که به اتمام رسیده باشد و نیاز است که استادان و کارشناسان امر این کتاب را ادامه دهند و تکمیل کنند اما متاسفانه تاکنون در این خصوص هم اقدامی انجام نشده است.

در سال های اخیر صحبت از تبدیل خانه پدری ماموستا هژار به موزه در مهاباد شکل گرفت، از نوه استاد در این خصوص سوال می کنم و او می گوید: بله، قرار بود خانه «ملا محمد بور» پدر ماموستا هژار روبروی مسجد «رستم بیگ» به موزه تبدیل شود و در دوره پنجم شورای شهر این موضوع به پیشنهاد دکتر مصطفی احمد زاده و دکتر سلیمان رسولی به شورا ارائه شد ولی متاسفانه به دلیل پاره ایی از مشکلات، این مسئله به تاخیر افتاد و در نهایت در پی وضعیتی که برای شورای شهر مهاباد شکل گرفت موضوع در حال حاضر معلق مانده است و مشخص نیست که چه زمانی این مسئله محقق می‌شود!.

*مترجم «قانون در طب» در سطح ملی باید معرفی شود

نوه ماموستا هژار، در ادامه با اشاره به همایش منطقه ایی ماموستا هژار که چند سال پیش در مهاباد برگزار شد، می گوید: استاد هژار متعلق به تمامی کردستان است و ولی متاسفانه در همایش منطقه ای که در مهاباد برگزار شد برخی موارد رعایت نشده بود. از جمله اینکه این همایش در زمانی برگزار شد که چندان مناسب نبود. زیرا در آن زمان شهرداری میزان زیادی بدهی به کارکنان، کارگران و پرسنل خود داشت اما با برگزاری همایشی با هزینه های گزاف موافقت کرده بود، به همین دلیل خانواده شرفکندی با این مسئله مخالفت کرد و زمان برگزاری را نامناسب دانستند. همچنین همایش به صورت کاملا انحصاری برگزار شد و هنوز هم نتیجه آن و همچنین همایش منطقه‌ای ماموستا هیمن به اطلاع عموم نرسیده و مشخص نیست که نتایج چنین همایش هایی که با هزینه گزاف برگزار شده اند، چیست!

او تاکید می کند: بهتر است چنین همایش هایی منطقه ای در سایر شهرستان ها غیر مکریانی برگزار شود و باید برگزاری همایش در مقیاس بزرگ تری باشد تا بتواند برای نمونه به مردم استان همدان ماموستا هژار را بشناسند و مترجم کتاب قانون در طب ترجمه را به مردم آن دیار معرفی کنند .فکر می‌کنم چنین همایش هایی در مقیاس ملی بتواند تاثیرگذارتر از همایش های منطقه ای در مهاباد باشد.

شرفکندی ادامه می دهد: ترجمه استادانه کتاب قانون در طب از ابو علی سینا، از ماموستا هژار، شاهکاری بی نظیر است و تا قبل از آن نویسندگان زیادی برای  ترجمه کتاب پیشقدم شده بودند اما نتوانستند بیش از چند صفحه را ترجمه کنند. ولی ماموستا هژار به دلیل تسلط والا به زبان های کردی، فارسی و عربی و مهارت و زبردستی در امر ترجمه توانستند چنین شاهکاری را به ادبیات تقدیم کنند.

ترجمه کتاب شاهکار بزرگی است و اغلب مردم فکر می کنند که مترجم خودش پزشک بوده است و این نشان می دهد که ماموستا چه اقدام بزرگی انجام داده اند. ولی متاسفانه تاکنون آنچنان که باید و شاید این اثر و مترجم آن در میان ایرانیان شناخته شده نیست و نیاز است که در این زمینه اقدامات بیشتری جهت معرفی ماموستا هژار انجام بگیرد.

شرفکندی در پایان همانند پدر خود می گوید: خواست و آرزوی قلبی ماموستا هژار حفظ و پاسداشت زبان کردی و آموزش کودکان به زبان مادری بوده و امیدوارم این مسئله محقق شود و آرزوی دیرینه ماموستا به ثمر بنشیند.

به گزارش کردپرس، استاد «عبدالرحمان شرفکندی» با تخلص «هه ژار موکریانی»، دوم اسفند ماه سال 69(برابر با 21 فوریه، روز جهانی زبان مادری) درگذشت. ادیبی که بعد از رفتنش برای تمامی فصول ادب کردی، یادگاری از خود به جا گذاشته است.

گفت و گو/ تانیا شعفی