شمه ای از شمیم منظومه «هژار»/شهباز محسنی
سرویس آذربایجان غربی- منظومه را به این علت می گویم چون ماموستا هژار به تنهایی خود مکتب یا منظومه ای است. وی از شخصیت های علمی خودساخته ای است که از هیچ دانشگاه رسمی فارغ التحصیل نشده بود. حتی تحصیلات معمول در حجره های سنتی کردستان را هم به اتمام نرسانده بود. کارنامه پربرگ و پربارش اهمیت سعی و نبوغ وی را دوچندان می سازد.

ارتباطات وسیعش با محافل و افراد دانشمند و اهل ذوق و حضور در محافل فرهنگی و در کوران حوادث فرهنگی و سیاسی قرارگرفتن، به وی وسعت نگاه بخشیده بود.

 مجموعه این اتفاقات در کنار استعداد شگرفش، وی را واداشت که سختیها و آوارگی ها و مرارت های فراوان را تبدیل به فرصت کند و با شناخت کافی و تسلط یافتن  بر لهجه های گوناگون عربی در عراق و سوریه و لبنان، و خواندن کتابهای فراوان عربی در مدت دوسال ممتدی که در بیمارستان مسیحیان بیروت بخاطر بیماری سل بستری بود از وی عربی دانی مسلط بسازد.

اندوخته هایش از سه زبان کردی، فارسی و عربی  و تسلط بی نظیری که بویژه بر زبان کردی داشت از وی سرمایه ای علمی ساخت. عضویتش در مجمع علمی بغداد، فرصت دیگری برایش فراهم کرد و توانست بعضی آثارش را چون  ترجمه "شرفنامه بدلیسی" به کردی که نثرش شاهکاریست و دیوان شعر بو کوردستان و (عه شیره ی له بیر چووی گاوان) را منتشر سازد.

در کردستان سوریه هم که سه سال  اقامت داشت "مم و زین" احمد خانی را به نظم سورانی برگرداند و آن را مشهورتر سازد.

 وی علاوه بر اینها در جریان مبارزات مرحوم ملامصطفی بارزانی، مدیریت رادیو و انتشار روزنامه جنبش را  بر عهده داشت. پس از قرارداد 1975 الجزایر و خالی کردن پشت ملامصطفی توسط رژیم پهلوی و شکست  وی، هژار ناچار به ایران بازگشت و در عظیمیه کرج سکنی گزید.

غم نان و بیکاری،  او را بر آن داشت تا نزد دکتر بهرام فره وشی، استاد برجسته فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران برود و تقاضای همکاری پژوهشی کند.

به پیشنهاد مرحوم فره وشی دست به ترجمه مجموعه عظیم و دشوار "القانون فی الطب" ابن سینا به فارسی زد که براستی ترجمه اش کار هرکسی نبود و جرأت و جسارت فراوان می خواست که بحمدالله بر این خدمت بزرگ فرهنگی فایق آمد و با ارائه اش، افتخاری بزرگ در کارنامه خدمات علمی دانشوران کرد، رقم زد.

احاطه اش بر زبان و لهجات کردی او را به وادی  فرهنگ نویسی کشاند که حاصل این تلاشش، پروژه  (هه نبانه بورینه) بود که بیش از شصت هزار مدخل یا واژه دارد. چه بسا افرادی فقط کارکردن در یک زمینه را در کارنامه شان داشته باشند و با آن به شهرت رسیده باشند مانند محمد قاضی که مترجم نامدار و برجسته ای بود. اما "هژار مکریانی"، به قول معروف ذوفنون بود؛ سیاست ورز و مبارز و روزنامه نگار، شاعر و مترجم در چند حوزه زبانی  عربی و فارسی و کردی، عکاس و هنرمند، قرآن پژوه(خلق برگردان موزون قرآن کریم به کردی)، فرهنگ نویس، وقایع نگار(چیشتی مجیور)، محقق ادبی در کاری چون شرح دیوان عرفانی ملای جزیری.

از بین انبوه کارهایش  ترجمه کتاب روابط فرهنگی ایران و مصر که به قول خودش کار مهمی است، اما هنوز منتشر نشده است.

در این بهار و ایام سخت کرونایی 1400، یکصدمین سال تولد این دانشی مرد را گرامی می دارم. یادش جاویدان.