شاعر مهابادی «شاهنامه» فردوسی را به زبان کردی ترجمه می کند
سرویس آذربایجان غربی- «سید اسماعیل شاهویی»، متخلص به (شاهو موکریانی)، معلم بازنشسته مهابادی و شاعری است که مادرش را مشوق شاعری خود را می داد. او که ١٠ هزار بیت از شاهنامه فردوسی را به کردی ترجمه کرده است، در نظر دارد تا با اتمام کار ترجمه، کردزبانان نیز بتوانند شاهکار فردوسی توسی را به زبان کردی بخوانند.

به گزارش خبرنگار کردپرس، انگیزه ترجمه شاهنامه فردوسی به زبان کردی در معلم بازنشسته مهابادی زمانی ایجاد شد که به قول خودش؛ «جرقه ی اینکار، با ترجمه یک بیت شعر حماسی در ذهن من صورت گرفت، اما بعد از ترجمه بخشی از کتاب، عده ایی من را دلسرد کردند!».

«سید اسماعیل شاهویی»، به خبرنگار کردپرس می گوید؛ «روزی برای برادرزاده ام که در آن زمان کارشناس ادبیات فارسی بود، ترجمه یک بیت از شعری حماسی را خواندم او بسیار خوشحال شد و از من خواست تا بخشی از شاهنامه را به عنوان تجربه ایی جدید ترجمه کنم. من هم پذیرفتم و مشغول به کار شدم. ظرف مدت یک هفته توانستم آن ابیات را به کردی ترجمه کنم. برادرزاده ام ذوق زده شد و درخواست کرد تا به صورت جدی به کار ترجمه شاهنامه فردوسی بپردازم و من هم پذیرفتم».

ترجمه ١٠ هزار بیت شاهنامه فرودسی به زبان کردی

او ادامه می دهد: «در سال 65 آغاز به کار کردم و در مدت 3 سال توانستم 10 هزار بیت از شاهنامه فردوسی را در همان وزن و هجا به زبان کردی ترجمه کنم. به طوریکه روزی 100 بیت را ترجمه می کردم. اما متاسفانه عده ایی با بهانه هایی واهی من را از ادامه ی کار منصرف کردند.

آنها معتقد بودند ترجمه شاهنامه ی فردوسی کمکی به ادبیات کردی نمی کند و جایگاهی در کتابخانه ی کردی نخواهد داشت. اما دکتر پارسا دکتری ادبیات و استاد دانشگاه، پس از مطلع شدن از این کار ترجمه بسیار خوشحال شدند و عقیده داشتند که بسیار دقیق و سنجیده ترجمه شده است و ایشان مرا به ادامه کار تشویق کردند».

شاهویی اضافه می کند: «از سویی دیگر ترجمه های خود را در جلسات انجمن ادبی مهاباد می خواندم و مورد تحسین و انتقادات سازنده دوستان قرار می گرفتم در آن زمان از ادب دوستان نیز درخواست کردم تا مرا در امر ترجمه یاری رسانند و به صورت دو نفری کار را به اتمام برسانیم اما آن زمان کسی قبول مسئولیت نکرد و به تنهایی 10 هزار بیت را ترجمه کردم».

ارتباط تنگاتنگ کردی هه ورامی و فارسی دری

او معتقد است؛ «ترجمه کردی شاهنامه ی فردوسی در همان وزن شعری، همانند اشعار هجایی (هه ورامی) است و ارتباط تنگاتنگی میان کردی هه ورامی و فارسی دری وجود دارد. برای مثال بخشی از ترجمه چنین است:

" ئه وه نده م  ده وی  ئه ی خودای دادار / ئه مانم بدا چه رخی  روژگار

له تووی ئیره ج  کوریک هه لکه وی/ بچتە مه یدان و تولەی وی بوی

لە تولەی خوینی باوکی  بی تاوان/  سه ریان لی ببری و ده ربینی چاویان

کاتی ئه وه م دی من بە چاوی خوم/  ئه وده م ئاسوودە  لە دونیا  ده روم..."

آشنایی با دنیای شعر و ادبیات حماسی در دوران کودکی

او درباره آشنایی خود با شعر در دوران کودکی  و روزگاری که اشعار ماموستا "ملا کریم فدایی" را برای ایشان رونویسی می کرد، می گوید: «با کودکان در میان گورستان قدم می زدم و تلاش می کردم تا سنگ نوشته های قبور را به زبان کردی بخوانم از این رو کردی خواندن و نوشتن را یاد گرفتم. از سویی دیگر اشعار ماموستا "ملا کریم فدایی" که شوهر خاله بنده بود را برایشان رونویسی می کردم.

 "دمدم نامه" از ماموستا "ملا کریم فدایی"  از شاهکارهای ادب کردی است که در قالب حماسی و بر وزن شاهنامه ی فردوسی سروده شده و یکی از آثار حماسی در ادبیات کردی به شمار می رود ایشان در کتاب خود حماسه جنگاوری در قلعه ی دم دم را به زبان شعری آورده است».

مادری که اسکندرنامه نظامی و امیر ارسلان نامدار را از حفظ بود

شاعر مهابادی می گوید: «در کودکی، مادرم اشعار" اسکندرنامه نظامی" و "امیر ارسلان نامدار" را به زبان کردی از حفظ برایمان می خواند قدرت حافظه مادرم در حفظ آن اشعار حماسی عجیب بود همین امر نیز مرا سوق داد تا به ترجمه ی کردی شاهنامه بپردازم.

 قرائت مادرم به نحوی جذاب بود که آن داستان های تاریخی و حماسی همانند تصویری جانبخش در ذهن کودکانه ما شکل می گرفت. اما کاش آن زمان فرصت و امکان آن را داشتم تا آن ابیات جانبخش را که ترجمه ی کردی اسکندرنامه بود ثبت و ضبط می کردم.

اکنون نیز قدرت حفظ اشعار را از مادرم به ارث برده ام و می توانم بگوییم که بیشتر اشعار و ترجمه شعری خودم را از حفظ هستم و به کاغذ و دفتر شعری اتکا نمی کنم. پس از انقلاب هم کتب کردی شاعران کردستان عراق به ایران می آمد و من بیشتر کتاب های شعری را خریداری می کردم و اشعار شاعران مطرح آن زمان را حفظ می کردم به ویژه اشعار ماموستا قانع که بسیار در من اثرگذرا بود. اینگونه بود که با شعر آشنا شدم و زمزمه هایی در من آغاز شد».

ترجمه شاهنامه فردوسی به کردی، به مذاق تنگ نظران خوش نیامد

شاهویی تاکید می کند: «جای افتخار است که در کتابخانه ی کردی نیز شاهنامه به زبان کردی وجود داشته باشد در حال حاضر اعتراف می کنم که در آن زمان قصور کرده و با زمزمه های دلسرد کننده ی عده ایی دست از ادامه کار کشیدم. زیرا در آن زمان انرژی و زمان بیشتری برای امر سنگین ترجمه کتاب در اختیار داشتم ولی نگرش تنگ نظرانه ی آن افراد و عقیده شان در خصوص تعلق صرف شاهنامه به فارس زبانان مرا منصرف کرد. اما بعدها دریافتم که ادبیات مرزی ندارد و با صراحت می گویم که امروزه شکسپیر و سایر ادیبان در ممالک مختلف دنیا به کسی تعلق ندارند و جهانی شده اند».

او اضافه می کند: «امر ترجمه پلی است تا همه ی افراد با زبان های مختلف بتوانند از آثار ادبی یکدیگر بهره بگیرند و از ادبیات جهانی لذت ببرند. ترجمه شاهنامه به زبان کردی می توانست در کنار شاهنامه فردوسی در دانشگاه ها تدریس شود و کردزبانانی که فارسی بلد نیستند نیز می توانستند به زبان کردی از شاهکار فردوسی بهره بجویند».

ادامه ترجمه شاهنامه فردوسی به کردی بعد از سالها وقفه

این شاعر و مترجم مهابادی می گوید: «ادامه ی ترجمه کردی شاهنامه در برنامه کاری من قرار دارد و اکنون فرصت مناسبی است تا با فراغ خیال به ترجمه بپردازم. این کار به زمان و مطالعه دقیق نیاز دارد و باید همزمان از چندین کتاب فرهنگ فارسی و کردی استفاده کنم تا بتوانم ترجمه دقیقی را به رشته تحریر درآورم. برای ترجمه ی10 بیت دو روز زمان لازم است. تا ترجمه همان مفهوم و محتوا را در وزنی یکسان و با رعایت اصول شعری  وحفظ امانتداری دربربگیرد. این روزها دوباره مشغول امر ترجمه هستم و با اشتیاق کارم را بعد از مدت ها از سر گرفته ام».

ترجمه کُردی شاهنامه ی فردوسی بدون استفاده از لغات زبان بیگانه

شاهویی در خصوص فردوسی هم می گوید: «شاهنامه فردوسی همزیستی مسالمت آمیز ملتهای آن زمان را به تصویر می کشد در کتاب نام دو تن از سرداران کرد آمده است. همچنین نظرات مختلفی در خصوص کرد بودن شخصیت هایی چون کاوه  و ضحاک نیز وجود دارد که باید به اثبات برسد. اما در کل تلاش فردوسی برای نوشتن شاهنامه زنده نگه داشتن زبان فارسی از هجوم اعراب و زبان عربی بود ونیاز به حفظ و بیان آن حماسه ها و اسطوره ها یک نیاز غریزی در فردوسی بوده که خواسته تا با بیان آن حماسه ها رو به اوج حرکت کرده و زبان فارسی را از هجوم زبان بیگانه محفوظ بدارد. در ترجمه کردی نیز بنده سعی کردم تا با حفظ متن و محتوای اصلی ازبه کار بردن کلمات بیگانه تا حد امکان خودداری کنم و تماما زبان اصیل کردی را به کار گیرم تا برای خواننده ی کرد زبان جذاب باشد و این یک امتیاز در ترجمه کتاب محسوب می شود. به طور کلی در ترجمه ی شعر محتوا، پیام و تصویر باید حفظ شود وامانت داری در محتوا، در ترجمه ی شعر مهم تر از یکسانی و تطابق وزن شعر است زیرا ترجمه ایی که نتواند مفهوم و محتوای اصلی را برساند موفق نخواهد بود».

او ادامه می دهد: «در ترجمه کردی شاهنامه از بخش آغازین تا 10 هزار بیت را ترجمه کرده ام البته در اورامانات نیز ترجمه  چند بخش از شاهنامه فردوسی به زبان هه روامی صورت گرفته که بیشتر حالت نثری مسجع دارد تا شعر».

ترجمه کتاب دو بیتی های "فائز دشتستانی" به کردی

شاهویی از اولین سروده خود به نام (گه لا) می گوید، شعری که در قالب مثنوی سعی داشت فاجعه ی انسانی حلبچه را بازگو کند، او اضافه می کند: «فاجعه حلبچه رویدادی بسیار تلخی بود که دل هر انسان آزاده ایی را به درد آورد. من با شعر بلند (گه لا) در قالب  مثنوی تلاش کردم تراژدی آن فاجعه را با شعر به تصویر بکشم».

شاعر مهابادی می گوید: «بعدها نیز چندین دفتر شعری سرودم و با انجمن ادبی نیز در ارتباط بودم. تجربه دیگری در امر ترجمه را با تشویق ماموستا سووتا(رسول کریمی)  که از من درخواست کردند تا کتاب دو بیتی های "فائز دشتستانی" را به کردی ترجمه کنم  به دست آوردم. کتاب دشتستانی را که 430 دوبیتی است در مدت 3 ماه به کردی بر همان وزن ترجمه کردم در حال حاضر در تعدادی محدود کتاب را چاپ کرده ام اما به دلیل گرانی هزینه های چاپ و مشکلات نشر نتوانسته ام در تیراژ بالا کتاب را به چاپ برسانم».

شعر نمی تواند منبع درآمد شاعر باشد/ رمز کار تنها عشق و علاقه است

او بیان می کند: «همچنین یک دیوان 350 شعری در قالب های مختلف نو و کلاسیک حتی شعر کودک به نام ( شاهۆی سه ر به ته م) هم تالیف کرده ام که کتاب ویراستاری و صحافی شده و در تعداد محدود به چاپ رسیده است. برای چاپ بیشتر به اسپانسر مالی نیاز دارم البته هدف فروش کتاب ها نیست بلکه تنها نیاز من این است که بتوانم این کتاب ها را در اختیار کتابخانه کردی و مردم قرار دهم».

او معتقد است؛ «شعر نمی تواند منبع درآمد باشد و هیچ شاعری از این محل نتوانسته ارتزاق کند تنها علاقه و عشق شاعر به دنیای شعر وادب است که از او شاعر می سازد. امروزه دنیای مجازی فرصت کتاب و کتاب خوانی را بسیار کم کرده و چاپ و نشر کتاب نیز در سایه این فضا تهدید می شود و متاسفانه هر روزه از تعداد کتاب خوان ها کاسته می شود». 

گفت و گو/ تانیا شعفی