قزل قیه؛ مستندی از صدای مردم تا اجرای عدالت
سرویس کردستان- «قزل قیه» شد صدای مردمی که سال هاست برای گرفتن حق خود فریاد می زنند؛ مستندی که از تخلفات در معادن و روند یک مطالبه گری می گوید و اجرای عدالت را دنبال می کند.

به گزارش خبرنگار کردپرس، مستند ساز است و از سال 88 فعالیت خود را آغاز کرده و تدوین و تصویربرداری هم انجام می دهد. 35 سال دارد و در این 12 سال مستندهای بسیاری را ساخته و جوایز مختلفی را هم کسب کرده است. «سیامک مختاری» کسی که در این ماه های اخیر با ساخت یک مستند ویژه، مطرح شده به خصوص در استان کردستان و البته در شهرستان قروه.

«قزل قیه» یا سنگ طلا؛ مستندی است به کارگردانی «سیامک مختاری» که از فساد در حوزه معدن می گوید و مطالبه گری برای حق خواهی را نشان می دهد. معدنی در شهر سریش آباد از توابع شهرستان قروه. یکی از شرقی ترین شهرستان های کردستان و البته معدن خیزترین منطقه در غرب کشور. منطقه ای که پر از معادن طلا، سنگ مرمر و آهن و پوکه است و اما به جای توسعه و رونق گرفتن، روز به روز محروم و محروم تر می شود.

از یک طرف زنجیره فساد شکل گرفته در معادن هست و تخریب محیط زیست و آلودگی های مختلف و از طرف دیگر مردمی هستند که به دنبال حق خواهی صدای مطالبه گری خود را بلند کرده اند. صدایی که در مستند «قزل قیه» به وضوح شنیده شد و تبدیل به یک جریان سازی رسانه ای گشت. جریان سازی که در نهایت ثابت کرد مطالبه گری جواب می دهد. جوابی که با صدور حکم خلع ید بهره بردار معدن «قزل قیه» رونمایی شد.

در همین زمینه کارگردان مستند «قزل قیه» در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار کردپرس از روند ساخت مستند و رساندن صدای مطالبه گران سریش آبادی به جامعه و مسئولان می گوید.  

کشف سوژه...

دو سال پیش برای سخت مستندی درباره کولبران به مناطق کردنشین از جمله کردستان سفر می کند. در این سفر است که سوژه «قزل قیه» سراغش می آید. «دو سال پیش کاری درباره کوله بری می خواستم بسازم که یک هفته به کردستان و کرمانشاه و جاهای مختلف رفتم و در این سفر ذهنم درگیر وضعیت اشتغال در این مناطق شد و دنبال پتانسیل ها بودم که چه کاری می توان کرد و آیا سرمایه ای هست که برای کولبران در نظر گرفت؟»

«مختاری» تمام تفکر مسئولان مناطق کردنشین برای ایجاد اشتغال را در کارت پیله وری و بازگشایی مرزها و... دید. این در حالی است که وقتی از سرمایه های بسیار در این مناطق به ویژه در کردستان مطلع می شود از این همه بی توجهی مسئولان تأسف می خورد. «در جریان سفر و پیگیری برای ظرفیت های استان های کردنشین با عدالتخواهان کردستان آشنا شدم و از آنان درباره پتانسیل های کردستان پرسیدم که چه کاری می شود کرد و چه سرمایه ای وجود دارد؟ که آنان گفتند اگر می خواهی با سرمایه منطقه آشنا شوی باید به شهرستان قروه بیایی و ببینی چه  معادنی هست که ارزش زیادی دارند.»

با همین پیشنهاد او به شهرستان قروه سفر می کند و می بیند معادن سنگ مرمری را که سود بالایی دارند اما نه برای مردم بلکه برای معدن داران و یکسری افراد خاص. در جریان همین پیگیری ها سوژه اصلی یعنی ماجرای معدن «قزل قیه» را متوجه می شود. «سفری به قروه آمدم و تا آن زمان حتی قیمت سنگ مرمر و سود آن و اینکه معدن طلایی وجود دارد را نمی دانستم. آمدم و دیدم که یکسری معادن هستند که درآمد خیلی بالایی هم دارند و در این میان چیزی که از معدن در ذهن من بود فکر می کردم جزو انفال به حساب می آید و پروسه ای باشد که سود آن به مردم برسد اما آنجا بود که فهمیدم حقوق دولتی مبلغ ناچیزی است تازه اگر گرفته شود، متوجه فرار مالیاتی و ماجراهای مرتبط به آن شدم و اصل کار هم ماجرای معدن «قزل قیه» را فهمیدم.»

معدنی با سند ششدانگ!

ماجرا از یک تحصن بزرگ و ناپیوسته در سال 92 شروع شد. تحصنی که در سکوت رسانه ای رقم خورد. «سیامک مختاری» وقتی متوجه این تحصن می شود برایش سؤال بود که چرا کسی صدای تحصن کنندگان را نشنیده است. «متوجه شدم در سال 92 حدود دو هزار نفر از مردم سریش آباد مدت 7 ماه به صورت ناپیوسته مقابل معدن قزل قیه تحصن کردند و بسیار متعجب شدم که چطور می شود چنین تحصن بزرگی رسانه ای نشده باشد؟!»

او مردمی بودن همین اعتراض را عاملی برای ساخت مستند خود دانست. «وقتی فهمیدم پشت این تحصن یک تعاونی مردمی با 7 هزار نفر عضو قرار دارد که می خواهند معدنی را پس گرفته و سود آن را به خود مردم بدهند، جرقه ساخت مستند برایم زده شد.»

هرچند این مستند ساز فکر می کرد ورود به این ماجرا ساده است اما برخلاف تصورش به پیچ و خم این زنجیره معدن خواری عجیب رسید. «هفته اول که آمدیم تصویربرداری تصورم این بود که می شود به راحتی قصه را پیش برد اما دیدیم که ماجرا عمیق تر از این حرفهاست. دیدیم یک معدنی هست گرچه باید جزو انفال می بود و نمی توانست سند ششدانگ داشته باشد اما دقیقاً معدنی را مشاهده کردیم که سند خورده و از انفال درآمده است!»

«سیامک مختاری» از شروع جنگی بین مردم و صاحب پروانه بهره برداری معدن گفت. از اینکه عامل اصلی این جنگ ستادی است به نام «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام».

یک معدن و سندی به نام ستاد اجرایی فرمان امام!

معدن «قزل قیه» در واقع قبل از انقلاب در اختیار ارباب آن زمان بوده و بعد از انقلاب باید تعیین تکلیف می شد و به مردم می رسید که در اقدامی تأمل برانگیز به نام ستاد اجرایی فرمان امام سند می خورد و این ستاد معدن را به شخصی به نام «محسن زارعی» به عنوان بهره بردار به قیمت 11 میلیارد تومان می فروشد.

این سند خوردن که برخلاف اصل 45 قانون اساسی است در واقع نوعی نقض قانون به حساب می آمد حتی صدای امام جمعه فعلی شهرستان قروه را هم درآورد به طوری که در یکی از خطبه های نمازجمعه نسبت به این موضوع واکنش شدیدی نشان داد و خواستار اجرای قانون در برابر این تخلف آشکار شد.

محرومیت زیر سایه سنگ طلا!

«سیامک مختاری» وقتی وضعیت مردم سریش آباد و مشکلات معیشتی و محروم بودن آنان را می بیند برای ساخت مستند جدی تر می شود. «مردم خواسته بحقی داشتند و می خواستند سودی از این معادن به آنان برسد. مردمی که در دوران جنگ تحمیلی جزو مدافعان مرزها بودند و انقلابی هستند اما در حاشیه فقر به ویژه در لایه های زیرین شهر، زندگی می کنند. این در حالی است که از بیخ گوش همین مردم سنگ هایی می رفت که تنی 60 میلیون تومان قیمت داشت و این مردم وقتی این را می دیدند در واقع روانشان دچار آسیب می شد و این ناعادلانه بودن بسیار در چشم بود و دیده می شد.»

با این وصف او روند ساخت مستند را آغاز می کند و وارد پیچیدگیهایی می شود که وضعیت نابسامان قانون معادن و ضعف نظارتی بر معادن را نشان می دهد.

کار آغاز شد...

کار مستند آغاز شد. «مختاری» برای این کار نیاز به مصاحبه با نهادهای مختلف داشت. «برای کار پای چند ارگان وسط بود «سازمان صنعت، معدن و تجارت، ستاد اجرایی فرمان امام و قوه قضاییه» که از هرکدام از این ارگان ها چیزهایی در این پرونده می دیدم که قطعاً در افتادن با این نهادها مشکلات خودش را داشت. به طوری که وقتی از وکلای درجه یک مشاوره می گرفتیم تأکید می کردند که با نهادی چون ستاد اجرایی فرمان امام نباید در افتاد! اما چون ما می خواستیم جلوی این فساد را بگیریم و قدمی در جهت عدالت برداریم برای همین عقب نشینی نکرده و کار را آغاز کردیم.»

مصاحبه را با تمامی کسانی که در این ماجرا دخیل بودند شروع می کند. از جمله این افراد رئیس صمت کردستان، مجموعه مدیریت شهری سریش آباد و هرکسی که به نوعی مرتبط به این جریان می شد. همه افراد و ارگان ها انجام مصاحبه را پذیرفتند به جز نهاد اصلی که باید پاسخ گوی مردم می بود. ستاد اجرایی فرمان حضرت امام. «دو بار نامه نگاری کردیم به ستاد اما هیچ پاسخی به تیم مستند داده نشد. حتی نامه ها را حضوری نمی گرفتند که مجبور نشوند ثبت کنند تا بهانه ای برای پاسخ گو نبودن خود داشته باشند با این وجود اما در مستند نامه های درخواست از ستاد آمده و نشان می دهد که حاضر به مصاحبه نشده اند.»

تناقض گویی مسئولان مشهود بود...

تناقض گویی مسئولان؛ این مهمترین و شاید بزرگترین مشکلی است که میان مسئولان ارستان کردستان به وضوح وجود دارد. مشکلی که کارگردان مستند قزل قیه هم به خوبی به آن پی می برد. «مسئولان گرچه مصاحبه می کردند اما آن طور که باید زیربار پاسخ نمی رفتند و تناقض گویی داشتند و حاضر به روشنگری نبودند.»

به گفته «سیامک مختاری» مدارک و مستندات نشان می داد که بهره بردار معدن طبق حکم دادگاه و دستور رئیس صمت از سال 88 نباید در معدن قزل قیه فعالیت می کرده اما «محمد دره وزمی» به عنوان رئیس صمت در مصاحبه خود مدعی می شود که پروانه بهره برداری «محسن زارعی» فعال بوده و می توانسته کار کند! یا اینکه حقوق دولتی مطابق قانون پرداخت نشده بود اما «دره وزمی» از پرداخت حقوق دولتی می گفت!

ترس رئیس صمت کردستان؛ چرا به چه دلیل؟!

در جریان ساخت مستند «سایمک مختاری» متوجه موردی می شود. او از شیوه عجیب مصاحبه توسط رئیس صمت کردستان می گوید. «در مصاحبه با «دروه وزمی» چیز جالبی دیدم. اینکه با 7 مشاور نشسته بود و این مشاوران هدایتش می کردند و این بسیار برایم جالب بود که این آدم اگر تخصص و توانمندی دارد و می خواهد درباره معدن صحبت کند چرا این همه ترس دارد؟! که با 7 مشاور پشت دوربین آمد! چه چیزی او را می ترساند؟! این ترس می توانست به خاطر نبود تخصص در حوزه معدن باشد! یا فسادی در کار است و می ترسند افشا شوند! غیر از این چه چیز دلیل دیگری می تواند داشته باشد؟!»

قانونی که ایراد دارد...

در حوزه معادن یکی از اصلی ترین مشکلات باز می گردد به قانون گذاری. قانونی که مطابق سخنان «مختاری» درست اجرا نمی شود. «این تخلفاتی که در واقع اتفاق می افتد یکی در حوزه قانون گذاری است مثلاً قانون گذار معدن می گوید قانون معادن کشور بهترین قانون معادنی است که در دنیا وجود دارد؛ البته این از نظر قانون گذاری درست است اما آیا از نظر اجرا هم به همین شیوه پیش می رود؟!»

آنچه او در مستند خود به تصویر کشید همین نقض قانون معادن بود که بهره بردار معدن به صراحت از اینکه این قانون را نادیده گرفته است سخن به میان می آورد. «در واقع در تمام دنیا سود معادن به مردم و کشور می رسد و معدن دار تعامل می کند با مردم منطقه اما در ایران معدن دار می آید اشتغال محدودی در حد 40 نفر ایجاد می کند بعد میلیاردها سرمایه را از مملکت استخراج می کند بعد حقوق دولتی را یا نمی دهد یا خیلی کم می دهد و فرار مالیاتی هم دارد و درآمد دلاری که هست را هم در آن سوی مرزها سرمایه گذاری می کند و یعنی عملاً سرمایه مردمی که فقط متعلق به مردم این زمان نیست و برای آیندگان هم هست را دارد چپاول می کند! با این وصف وقتی این قانون درست اجرا نشود چه فایده دارد؟!»

نظارتی که نیست...

مشکل دیگر در حوزه معادن باز می گردد به نبود نظارت بر معادن. معضلی که تقریباً برای همه موارد وجود دارد و البته در مجموعه صمت این ضعف نظارت بیشتر دیده می شود. این ضعف را به خوبی می توان در مستند دید. آن جایی که معاون معدنی وزارت صمت به راحتی از زیر پا گذاشتن قانون توسط معادن می گوید و معتقد است چنین مواردی کیس خاص هستند و وزارت به این نمونه ها ورود نمی کند!

یا آن زمانی که دادگاه حکم ابطال پروانه بهره برداری را صادر می کند اما بهره بردار همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد! اگر نظارت می شد و اجرای قانون عملی می گشت آیا این جنگ چند ساله به وقوع می پیوست؟!

یا حتی آن زمانی که قمه کشی شد و حتی امکان داشت واقعاً خون ریزی شود؛ اگر افراد قمه کش شناسایی و بازخواست می شدند چنین اوضاعی پیش می آمد؟!

این ضعف نظارت دقیق همان چیزی است که کارگردان قزل قیه هم از آن سخن می گوید. «بین معدن داران مسئله ای هست که می گویند معادن حیات خلوت دولت است. مخصوصاً معدن های کوچک که معمولاً به بعضی از ارگان ها و مدیران و... معدنی را می دهند تا صدایشان بریده شود و هیچ کس ارزشی در واقع برای این معادن قایل نیست و اصلاً دیده نمی شوند.»

«سیامک مختاری» نشان داد که وضعیت معادن چگونه و به چه شکلی است. وقتی از چنین سرمایه ای دولت می گذرد و یکسری مافیا دارند از این استفاده می کنند و هیچ سودی به مردم نمی رسد فقط خرابی و ویرانی نصیبشان می شود، چه می توان گفت؟!

اینکه در سال 88 قانونی تصویب می شود با این عنوان که صاحب پروانه بهره برداری براساس اصول مرتبط می تواند مادام العمر از معدن استفاده کند و مختص به یک شخص باشد آیا به نفع مردم است؟! «مختاری» با طرح این سؤال در واقع تلنگری را به ذهن می زند. تلنگری که به جای بررسی موضوع تنها بهانه مسئولان را نمایان ساخت. مسئولانی که معتقدند اگر این قانون نباشد سرمایه گذار هم ورود نمی کند! «این چه قانونی است که معدن دار را مادام العمر صاحب آن می کند می گویند اگر این کار را نکنیم سرمایه گذار نمی آید با این کار سرمایه گذار نیاید بهتر است! وقتی نظارتی نیست و وقتی قانون شرایطی را گذاشته و اصلاً پیگیری و اجرا نمی گردد وقتی که از هیچکدام از معدن ها نقشه برداری سالانه انجام نمی شود تا میزان برداشت آنان بررسی شود! با این وصف بود و نبود سرمایه گذار به چه نفع مردم است؟!»

اعتمادی که خدشه دار شد...

مستند «قزل قیه» نشان می دهد که در بسیاری از موارد قانون یا خلاء دارد یا اجرا نمی شود! باید متولیان مرتبط پاسخ دهند وقتی دادگاه حکم ابطال پروانه بهره برداری را صادر کرد چرا اجرایی نشد؟! چرا فرماندار وقت و مسئولان دیگر از بهره بردار حمایت کردند؟ چرا کسانی که قمه کشی کردند مورد بازخواست قرار نگرفتند؟! چرا اصلاً وقتی مسئولان چه استانی چه شهرستانی از تخلف صورت گرفته در این معدن مطلع شدند سکوت اختیار کردند؟! و در یک کلام چرا قانون را اجرا نکردند؟!

همه این سؤالات در ذهن مردم سریش آباد به همراه یک سؤال مهم دیگری نقش بسته و باید پاسخ داده شوند. آن سؤال مهم که از دید «سیامک مختاری» هم پنهان نماند این است که «چرا یک نهاد انقلابی باید غیرقانونی کار کند؟! چرا با این کارها نگاه و اعتماد مردم را به نظام و انقلاب خدشه دار می کنند؟! همیشه پابرهنه ها بودند که از کشور و مرزها دفاع کردند و این چه استراتژی است که داریم و وقتی این نهادها بد عمل می کنند به ستون انقلاب که مردم باشند ضربه می زنند! باید خیلی مراقب اعتماد این مردم بود و جلوی این سهل انگاری ها را گرفت.»

فشارها کارساز نبود و اکران صورت گرفت...

هرچه بود «سیامک مختاری» و تیم مستندسازی او کار را تمام کردند. حقایق را به عنوان تنهاترین رسانه بعد از حدود 12 سال به تصویر کشیدند. در این میان گرچه از موانع برای ساخت مستند گذشتند اما به  سایه فشارها برای اکران رسیدند. «برای اکران مستند دچار مشکل شدیم و بسیار از ستاد فشار آوردند به ما و جشنواره عمار که مستند پخش نشود اما متولیان جشنوار، عماری ایستادند و خواستند که این کار پخش شود. حتی در برنامه زنده تلویزیونی هم خواسته بودند که گفت و گوی زنده انجام نشود باز هم اما متولیان جشنواره و برنامه زیر بار این فشار نرفتند و این شد که اکران صورت گرفت.»

مستند اکران شد. فانوس طلایی را در دستان «مختاری» به عنوان کارگردان قرار داد و صدای مردم سریش آباد و مطالبه گری چون «مصطفی دده جانی» را به گوش مسئولان رساند. صدایی که 12 سال اجازه نداده بودند از شهر سریش آباد به بیرون برسد.

واکنش ستاد و اجرای خلع ید...

با اکران مستند یک جریان سازی رسانه ای به صورت مستمر در رسانه های ارتباط جمعی و اجتماعی شکل گرفت. این بار دیگر صحبت از مطالبه گران سریش آبادی و عدالتخواهان کردستان نبود بلکه پای مطالبه گران کشوری و رسانه های سراسری مطالبه گر هم به این پرونده باز شد. «دادرسانه» خواستار اجرای قانون شد و مطالبه گرانی چون «میلاد گودرزی» و «وحید اشتری» و بسیاری دیگر همصدا شدند با مردم سریش آباد.

این همصدایی و جریان سازی پشت مستند «سیامک مختاری» ایستاد و مقاومت کرد تا بالأخره دادگستری کردستان حکم خلع ید «محسن زارعی» را اجرا کرد و حتی واکنش ستاد اجرایی فرمان امام را هم در پی داشت و به نظر می رسد خبرهای خوشی در آینده برای قزل قیه و سریش آباد شنیده خواهد شد.

حالا نوبت ستاد است که معدن را به صاحبان اصلی آن یعنی مردم واگذار کند. یک واگذاری درست و قانونی که سود آن به شهری برسد که بسیاری از مردم آن «نان قرضی می گیرند!».

سکوت رسانه ها و یک سؤال...

در مستند یک انتقاد و یک سؤال بی پاسخ مطرح شد. انتقاد از اینکه هیچ رسانه ای در این 12 سال صدای مردم سریش آباد را انعکاس نداد و سؤال از اینکه چرا رسانه های سکوت کردند؟! شاید اگر رسانه ها در این 12 سال صدای مردم سریش آباد را انعکاس می دادند دیگر این همه حق خواهی ها طولانی نمی شد و وضعیت تا این حد به بحران نمی رسید!

اینکه گفته می شود اجازه رسانه ای کردن داده نمی شد چندان قابل قبول نیست چرا که رسانه نباید منتظر اجازه مسئولان باشد بلکه باید به دنبال گفتن حقایق و به نوعی خود را به صدای مردم تبدیل کند. اینجا باید از رسانه های فعال در این چند سال به ویژه در سال 92 که اوج بحران و تحصن بود، پرسید که چرا رسالت واقعی خود را ایفا نکردند؟!

در واقع اینکه کسی چون «سیامک مختاری» آمد و مستندی را ساخت و صدای مردم شد و منجر به روی کار آمدن قانون گشت، نشانه این است که به گفته خود مستند ساز اگر فسادی رسانه ای و افشا شود باعث ترس مسئولان خواهد شد که دیگر به سمت فساد نروند و بدانند که زیر ذره بین قرار دارند و اینکه نمی توانند بدون علم و سواد به یک صندلی تکیه بزنند و بی عدالتی کنند.

کار را تمام کنید...

حالا که صدای مطالبه گری چون «مصطفی دده جانی» به همه جا رسید و خلع ید اجرا شد... نیاز است مسئولان ستاد و دیگر متولیان هرچه سریع تر این معدن سنگ طلا را به مردم واگذار و کار را تمام کنند. کاری که به دنبال منفعت مردم باشد. مردمی که حسرت به دل مانده اند دیگر «نان نسیه» نگیرند!

* گزارش و مصاحبه: زیبا امیدی فر