ژینوساید قوم کُرد در عراق و یک یادآوری دردناک / یاسر بابایی*
سرویس ایلام - «ژینوساید» به ظاهر یک کلمه با تبار یونانی و لاتین است اما برای کُردهای ساکن در عراق، حاوی یک تاریخ دردناک، مظلومانه و پر از روی دیگر چهره ناانسان آدمیان است.

به گزارش خبرگزاری کردپرس، واژه ژینوساید Genocide از دو کلمه تشکیل شده است؛ یکی کلمه یونانی Genos به معنی نژاد و دیگری کلمه لاتین Caeders به معنی کشتن و از میان بردن. البته ژینوساید تنها به معنای نابودی فیزیکی یک جمعیت ملی، نژادی یا مذهبی نیست بلکه دارای ابعاد دیگری نیز هست؛ نظیر ژینوساید بیولوژیک (مانند ممانعت از رشد جمعیت گروههای هدف)، ژینوساید فرهنگی-ملی (مانند ممنوعیت سخن گفتن به زبان مادری و تخریب اماکن تاریخی و سایر میراث فرهنگی یک گروه هدف) و ژینوساید اقتصادی (مانند ویران کردن شهرها و آبادی‌ها و غارت اموال).

در سال 1948 پیمان‌نامه منع کشتار جمعی در سازمان ملل متحد به تصویب رسید که طی آن هر گونه عاملیت، طراحی، تحریک آشکار و پنهان، تلاش برای ارتکاب و همچنین، مشارکت آشکار و پنهان در ژینوساید، شامل موارد ارتکابی این جنایت هولناک بوده و مستوجب پیگرد خواهد بود.

در بند دوم پیمان‌نامه منع کشتار جمعی با اشاره به مقاصد ژینوساید آمده است: ژینوساید اقدامی برای نابودی بخش یا تمام یک جمعیت ملی، قومی، نژادی و یا مذهبی است... و هرگاه چنین هدفی در میان نباشد، حتی در صورت افزایش شمار قربانیان، شامل مسأله ژینوساید نخواهد بود و ژینوساید به خاطر «هدفی» که دنبال می‌کند از سایر جنایات جنگی متمایز می‌شود. تشخیص این که کدام کشتار جمعی ژینوساید و کدام یک چیزی غیر از آن است، از نقاط ضعف پیمان‌نامه بوده که باعث سوءبرداشت و سوءاستفاده از آن شده است.

و چنین است که این پیمان‌نامه و تمام بندهای آرمان‌خواهانه آن تا کنون در مقاطع مختلف تاریخ معاصر بازدارنده نبوده و در بسیاری از کشورهای جهان رعایت نشده و اغلب، محکومیت و سزادادنی هم در کار نبوده است که شاید بزرگ‌ترن نمونه آن ژینوساید قوم کُرد در کشور عراق باشد که علاوه بر حذف فیزیکی، تمام دیگر ابعاد ژینوساید را نیز در خود داشته است.

کشور تازه تأسیس عراق (1921) از بدو ایجادش، با وجود تفاوت دولت‌ها و شیوه حکمرانی، در خصوص مواجهه با کُردها، هر کدام سیاست سرکوب و نابودی تدریجی کُردها را دنبال کردند که سهمگین‌ترین آن‌ها در دوران زمامداری حزب بعث و حکومت صدام حسین به وقوع پیوست. تهاجم وسیع سپاه مشترک عراق-بریتانیا به منطقه بارزان در سالهای 1933-1934 و ویران کردن 79 روستا و تخریب و سوزاندن 60 درصد منازل مسکونی و تهاجم عبدالکریم قاسم در تابستان سال 1961 و قتل عام 3 هزار نفر، ویران کردن 150 روستا و شهرک و آوارگی 100 هزار نفر، از نمونه‌های قدیمی‌تر ژینوساید قوم کُرد در عراق است.

این سیاست با اتخاذ سیاست تعریب (عرب کردن کُردها) در سه مرحله و در سال‌های 1963، 1975 و 1987 توسط رژیم عراق پیگیری و اجرا شد. طبق گزارش ویژه شماره 23 سال 1989 جامعه بین الملل در لندن، تنها در فاصله سال‌های 1960 تا 1970 در مناطق کُردنشین عراق 40 هزار خانه در 700 روستا ویران، 300 هزار نفر آواره و قریب به 60 هزار نفر نیز کشته و زخمی شده‌اند. طبق همین گزارش در سال 1988 و به دنبال به‌کارگیری سلاح شیمیایی در عراق بر علیه کُردها، هزاران نفر کشته و صدها هزار تن به ترکیه و ایران پناه برده‌اند.

به خاطر رعایت اختصار، در ذیل تنها به ذکر برخی جنایات مشمول ژینوساید در عراق بر علیه قوم کُرد اشاره می‌شود:

بیرون راندن حدود 215 هزار نفر از کُردهای فیلی در خلال سال‌های 1971 تا 1980 و مصادره اموالشان؛

صدور فرمان کوچ اجباری 30 هزار نفر از کُردهای گویان و اومریان ساکن در منطقه موصل به مرزهای ترکیه (در نهایت اجرا نشد)؛

بیرون راندن هزاران کارمند و کارگر کُرد به همراه خانواده از شهرهای کرکوک و خانقین؛

سوزاندن کتاب‌های اختصاص یافته به تاریخ قوم کُرد در سال 1976؛

نابودی 1222 روستا در نواحی دیاله، سلیمانیه، اربیل، کرکوک، دهوک و موصل تا سال 1979 و افزایش شمار رانده شدگان از سرزمین مادری به 700 هزار نفر و ویران کردن روستاهای مرزی بین ایران و عراق؛

ویران کردن مجسمه کاوه آهنگر در سال 1985 در سلیمانیه و تخریب اثر تاریخی کاخ نقیب در سلیمانیه در سال 1988؛

اعدام با گلوله 5 هزار نفر از مخالفان رژیم صدام، فراریان جنگ ایران و عراق و برخی از دانشجویان صلاح الدین اربیل در سال 1985 طی 10 روز؛

2 بار بمباران اردوگاه آوارگان کُرد در زیویه با بمب‌های ناپالم و کشته شدن 46 نفر و زخمی شدن 244 تن که اکثرا زنان و کودکان و سالخوردگان بودند؛

تعطیلی دهها مدرسه مناطق کُردنشین عراق؛

اعدام 300 نوجوان کُرد در زندان‌های رژیم بعث با بازه سنی 17 تا 23 سال؛

بمباران شیمیایی حلبچه در سال 1988 و جان باختن 5 هزار نفر و مجروح و آلوده شدن حدود 10 هزار نفر؛

توزیع نان آلوده در اردوگاه آوارگان کُرد در ماردین و مسمومیت 3 هزار نفر؛

و...

و مهم‌تر و دردناک‌تر از همه اتخاذ سیاست «انفال» در عراق از سال 1988 تا 1987 که یک جنایت سیستماتیک برای نابودی قوم کُرد در عراق بود که تنها به یک مورد گزارش یک خبرنگار آلمانی اشاره می شود. او می نویسد: هنگامی که سوار بر هلی کوپتر عراقی بر روی مناطق کُردنشین در حال پرواز بودیم، روستاهای کُردنشین را می‌دیدم که خاک آن‌ها سیاه شده است و در آتش سوخته‌اند. از مناطق کُردنشین واقع در امتداد مرزهای ایران و ترکیه، جز روستاهای ویران، زمین‌های سوخته و مزارع خشک چیزی باقی نمانده بود. بیش از 4 هزار روستا ویران و ساکنان آن آواره شده بودند... بر اساس برآوردهای اولیه تعداد جابجاشدگان سر به 2 میلیون نفر می‌زند و شمار بیکاران کُرد به بالاترین حد ممکن رسیده است. علاوه بر این گزارش، طبق آمارهای کمیساری عالی پناهندگان، شمار آوارگان کُرد ساکن در اردوگاههای ایران بیش از 380 هزار نفر گزارش شده است که این عدد به جز پناه‌بردگان به دیگر کشورهای جهان است. همچنین منابع اروپایی در سال 1988 شمار قربانیان کُرد در عراق را بیش از 100 هزار نفر گزارش کردند.

این یادداشت یک یادآوری دردناک برای محکومیت ژینوساید و کشتار جمعی در جهان است و به نظر می‌رسد با کمرنگ شدن ملت‌گرایی‌های مبتنی بر تبارگرایی، جهان در حال حرکت به سمت سیاستهای مبتنی بر شناسایی و پذیرش جوامع چندفرهنگی است که در آینده به آن بیشتر خواهیم پرداخت.

*کارشناس ارشد علوم سیاسی