لزوم توجه به افکار و صدای کردهای مستقل و منتقدان در اقلیم کردستان
سرویس جهان- خانم شری لیزر به کردپرس گفت: لازم است صدای کردهای مستقل عراق هم طنین افکنده و شنیده شود. معترضان، منتقدان و روشنفکران هم باید مد نظر قرار گرفته و به آنها توجه شود. متفکران غیروابسته به دو حزب دموکرات و اتحادیه میهنی می توانند به ایجاد اصلاحات و لیبرال کردن اقلیم کردستان کمک کنند. چرا باید انتقاد از رهبران اقلیم کردستان مورد سانسور قرار گیرد؟

به گزارش کردپرس، خانم شری لیزر از جمله تحلیلگران و ناظران مسائل خاورمیانه است که از 40 سال پیش مسائل این منطقه و کردها را دنبال کرده و کتابها و ملاقاتی را نیز در این مورد منتشر کرده است. خبرگزاری کردپرس به منظور تحلیل و بررسی آخرین تحولات مناطق کردنشین بویژه اقلیم کردستان، ترکیه و نیز تاثیر مواضع غرب، بویژه آمریکا بر مسائل کردها با وی مصاحبه ای مفصل انجام داده است که به علت حجم زیاد به صورت مختصر ارائه می شود.

موضع دولت ها در عراق نسبت به مسئله کردها

خانم شری لیزر درباره مواضع دولت های مختلف در عراق نسبت به مسائل کردها به خبرگزاری کردپرس گفت: از نظر من، موضع و دیدگاه دولت مرکزی عراق نسبت به کردها مثل گذشته بوده و هیچ تغییری نکرده است. با این حال، تا زمانی که رهبران کرد عراق واژه استقلال را بر زبان نراندند مخالفت با کردها به صورت علنی در نیامده بود. تقسیم قدرت و منابع برای رهبران کرد و عرب در تبعید، بعد از بازگشت آنها به عراو  پس از سقوط رژیم صدام حسین وفق مراد آنها بود. برخی دیگر از آنها مدتی را در اتحاد جماهیر شوروی گذرانده بودند اما جوامع کرد و عراقی کمونیست که در گذشته جای پای محکمی داشتند تنزل پیدا کردند.

او درباره تاثیر برگزاری رفراندوم  2017 اقلیم کردستان بر موضع بغداد نسبت به کردها افزود: برگزاری رفراندوم استقلال باعث شد این دیدگاه مخفی نسبت به کردها علنی شده و سبب آشوب و غوغا شود. آنها چهره واقعی خود و سیاست های واقعی خود را نشان دادند. آنها نمی خواستند سر سوزنی در مقابل کردها کوتاه بیایند اما به سبب حوادث سال های 1988 تا 1991 در پایان جنگ ایران و عراق در حاشیه قرار گرفته بودند.درگیری داخلی کردهای عراق میان حزب دمکرات و اتحادیه میهنی طی سال های 1994 تا 1998 نشان داد که مخالفان استقلال کردستان عراق به آسانی می توانند از تاکتیک تفرقه بیانداز و حکومت کن استفاده کنند. رفراندوم کنترل آنها را تضعیف می کرد و با وجود این که تا زمان تغییر در سیاست های داخلی کردها، تغییرات زیادی صورت نمی گرفت اما رفراندوم می توانست زمینه ساز ایجاد کیان بزرگتری باشد.

شری لیزر غرب را بخشی از عامل ناکامی کردهای عراق در رسیدن به استقلال دانست و گفت: غرب بخشی از تلاش برای جلوگیری از استقلال کردها بوده است زیرا به منافع غرب، که اولویت آنها تجارت است لطمه می زند. غرب مسئول اصلی ایجاد تفرقه در میان کردها است. من اخیرا این سیاست را  در مورد فساد و خودکامگی در این منطقه برجسته کرده ام که پیامدهای منفی روی زندگی مردم دارد. هیچ کسی به فکر کودکانی نیست که در این شرایط به دنیا می آیند و شاهد جسدها در خیانها بوده و یا توسط داعش به عنوان نیروی قاتل به کار گرفته می شوند.

او با اشاره به نارضاتی برخی کردها در اقلیم کردستان از وضعیت موجود گفت: با وجود همه اینها، من نبست به جنبش اعتراضی در عراق، اقلیم کردستان و جاهای دیگر امیدوار هستم. شاهد نسلی هستیم که از بیدار شده، هویت خود را در پیوستن به داعش نمی بیند و نمی خواهد به آن بپیوندد.

عدم تغییر وضع در اقلیم کردستان با وجود سر کار آمدن نسل جدید از سیاستمداران

 تحلیلگر مسائل کردها سیستم کنونی حاکمیت در اقلیم کردستان را در برخورد با منتقدان استبدادی توصیف کرد و افزود: ما شاهد این هستیم که چگونه منتقدان و معترضان با استبداد، سیاست ساکت کردن، استفاده از زور، بازداشت های مخفیانه و حتی کشتن روبه رو شده اند.  به دلیلی این که دو حزب حاکم در اقلیم کردستان سیستم قضایی و نیروهای آسایش را در کنترل دارند تا حد زیادی عملکرد آنها شبیه به عملکرد رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه است که به همین سبک کشور را اداره می کند. حتی لحن آنها در برخورد با روزنامه نگاران و فعالان مدنی با هم شباهت دارند. به جای این که به آنها گوش داده و با نگاه جذب به آنها نگریسته شوند، این افراد را تهدید می دانند و بی ثباتی به ثبات ترجیح داده می شود.

او علت وجود بحران ، بویژه بحران اقتصادی در اقلیم کردستان را  نحوه حکمرانی  رهبران کرد قبلی و کنونی دانست و گفت: شاید این امر تمسخرآمیز باشد اما بسیاری از تحلیلگران، در کل، رابطه برخی احزاب حاکم با دیگر کشورها را عامل این بی ثباتی می بینند. نسل جدید ( حاکم بر اقلیم کردستان) که بعد از خیزش سال 1991 طعم درجه بالایی از قدرت را چشیده، به جای دنبال کردن ابزارهای اتحادساز، اکنون این قدرت را به صورت رسمی تحکیم کرده و کنترل بخش گاز و نفت ، قسمت عمده ساخت و ساز، امنیت و ارتباطات را به دست گرفته است. همه اینها به خدمت خویشاوندانش درآمده و هیچ کس دیگری نمی تواند به درون آن حتی سرک بکشد.

او افزود: من در سال 2018 و هنگام انتخابات در اربیل شاهد بودم که پسر یکی از رهبران مشهور کرد سوریه در پارکی در اربیل مشغول فروختن بستنی به رهگذران بود که یکی از نخبگان کرد به من گفت به جای این که به او نقشی در اداره اقلیم کردستان بدهیم او را تنها گذاشته ایم تا در خیابان های اقلیم کردستان رزق خود را از رهگذران گدایی کند.

شری لیزر بهبود وضعیت اقلیم کردستان با وجود حضور نسل جدیدی از رهبران کرد در اقلیم کردستان را بعدی دانست و در بیان علت آن گفت: دلیل این است که نسل جوانتر از رهبران اقلیم کردستان لذت قدرت و ثروتی را که منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق آن را ممکن ساخت، چشیده است. آنها وارد تجارت با بازیگران غربی و آمریکایی مانند کلونل «ناب» شده اند که کللاه نظامی خود را کنار گذشات و از سال 1991 وارد ارتباط نزدیک با نچیروان بارزانی ( رییس کنونی اقلیم کردستان) شد و برای خود ثروتی به هم زده است. اکنون همه آنها میلیاردر شده اند. آنها نمی خواهند ثروت و قدرت خود را با دیگران تقسیم کنند. متاسفانه آنها از این مسئله به خود می بالند.

او بحران در عراق و اقلیم کردستان را نتیجه کشمکش بر سر قدرت و ثروت دانست و افزود: کشمکش بر سر منابع کرکوک ادامه خواهد یافت. وجود شراکت خاص میان تبعیدیهای سابق عراقی در غرب، کردها و اعراب همچنان این مقامات را ایمن و برخوردار از منافع از ادامه وضعیت کنونی می کند. آنها که دارای تابعیت های دو گانه هستند، در صورت وخیم شدن وضعیت می توانند به عمارت های خود در غرب باز گردند. نکته جالب اقدام خانواده های معترضان کشته شده و یا مجروحان اعتراضات در بغداد ساکن در فرانسه است که می خواهند عادل عبدالمهدی، نخست وزیر اسبق عراق را به دلیل این که او از سال 1963 تا بازگشت به عراق در فرانسه در تبعید بوده مسئول این اتفاقات بدانند و به همین دلیل علیه او در سیستم قضایی فرانسه پرونده ای را به جریان انداخته اند. اگر پرونده های بیشتری از این دست، به دادگاه های داخلی و بین المللی ارائه شود آن وقت می شود گفت که عدالت به یک واژه معنی دار تبدیل شده است.

آیا اقلیم کردستان در مقایسه با سایر مناطق عراق « بهشت امن» است؟

شری لیزر در پاسخ به این سوال که آیا نظر برخی در مورد متفاوت بودن وضعیت ثبات در اقلیم کردستان نسبت به سایر نقاط عراق درست است یا خیر، گفت:  سی سال قبل نسبت به امسال (1991-2021) در اولین روزهای تلاش های بین المللی برای محافظت از کردها تحت وضعیت منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق، وضعیت در این منطقه مختصرا « بهشت امن» یا مکان امن قلمداد می شد اما این امر نسبی بود و مقایسه وضعیت آنها با مناطق دیگر عراق بود که تحت نطر ارتش بعث و صدام قرار داشتند.

او وضعیت کنونی اقلیم کردستان را حاصل دخالت های خارجی و اختلافات داخلی دانست و گفت: اما اقلیم کردستان عراق هیچ وقت به دلیل رقابت های داخلی و یا عناصر خارجی امن نبوده است. اقداماتی مانند ایجاد پارلمان گوش به فرمان به نام دو حزب حاکم و با حضور تعدادی از اسلامگراها، سوسیالیستها و دیگران و یا اجازه دادن به فعالیت برخی دستگاه های جاسوسی در اقلیم کردستان مانند میت ترکیه، با هدف ایجاد کردستان ازاد نبود بلکه تلاشی برای قبضه کردن قدرت و حفظ آن بوده است و شاهد آن در طول سه دهه گذشه بوده ایم. بسیاری از کردها آگاه هستند که سطح زندگی شان و وضعیت استخدامی آنها، در زمان رژیم صدام از استاندارد بهتری برخوردار بود.

او با اشاره به این که لازمه توجه کردن به جوانان در اقلیم کردستان اعلتم وفاداری آنها به دو حزب حاکم است گفت: فقط زمانی از جوانان، فارغ التحصیان، نویسندگان و هنرمندان در اقلیم کردستان حمایت می شود که وفاداری خود را به دو حزب دموکرات کردستان عراق و اتحادیه میهنی نشان دهند. بنابراین، کردها نادیده گرفته می شوند و کارهای هنرمندان بزرگ دیده نمی شود و یا مورد تحسین قرار نمی گیرد.

شری لیزر نتیجه گیری کرد: بنابراین، کردستان عراق « عراق دیگری» نیست؛ همان عراق است اما با پرچم کردها. حتی حزب بعث اقدامات بیشتری برای فرهنگ کردها نسبت به دولت اقلیم کردستان انجام داده است. احزاب حاکم رسانه هایی را که مال خودشان نیست و بر آنها کنترلی ندارند سانسور می کنند.

نارضایتی کردها و آلترناتیو حکومت فعلی اقلیم کردستان

کارشناس مسائل کردها درباره قبضه قدرت در اقلیم کردستان توسط دو حزب حاکم و آلترناتیو محتمل به کردپرس گفت: با این که احزاب دیگری در اقلیم کردستان وجود دارد و مرتبا احزاب دیگری هم تاسیس می شوند اما دو حزب اصلی در اقلیم کردستان سالهاست راههای سلطه بر بخش سیاست، اقتصاد و امنیت اقلیم کردستان را یافته اند وبنابراین، همچنان بر اریکه قدرت در اقلیم کردستان نشسته اند. جنبش تغییر یا گوران مورد حمایت زیاد مردم قرار گرفت اما اکنون به زیر سایه حزب دموکرات کردستان خزیده است. مانند دوران جنگ داخلی اقلیم کردستان در فاصله سالهای 1994تا 1998 میان دو حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی، هچنان تفرقه بیانداز و حکومت کن بر اقلیم کردستان سایه افکنده است.

او تاکید کرد: لازم است صدای کردهای مستقل هم طنین افکنده و شنیده شود. معترضان، منتقدان و روشنفکران هم باید مد نظر قرار گرفته و به آنها توجه شود. متفکران غیروابسته به دو حزب دموکرات و اتحادیه میهنی می توانند به ایجاد اصلاحات و لیبرال کردن اقلیم کردستان کمک کنند. چرا باید انتقاد از رهبران اقلیم کردستان مورد سانسور قرار گیرد؟ بسیاری از آنها سالها در غرب در تبعید به سر بردند اما اکنون از این که در لفافه سنت های پدرسالانه قرار گرفته اند خوشحال هستند. زنها رنج کشیده اند. درست است زنان هم در دولت اقلیم کردستان حضور دارند اما حضور آنها تحت کنترل احزاب است. بهترین اقدامات توسط سازمان هایی مانند آشتی، وادی و نوا صورت گرفته است.

ارتباطات اقلیم کردستان با اداره خودگردان کردی در سوریه

 شری لیزر درباره ارتباطات اقلیم کردستان با کردهای سوریه گفت: متاسفانه کردهای ساکن روستاها و شهرهای سوریه از عفرین و قامیشلو گرفته تا کوبانی و عزاز، مانند ایزدیها به حال خود رها شده اند تا زیر دست داعشی های سابق و قاتلان عضو جببه النصره قرار گیرند که تحت حمایت ارتش ترکیه و دیگر مزدوران قرار دارند. اقلیم کردستان عراق در موقعیتی قرار داشت تا به جای آنکه از آنها روی بر گرداند، در کنار آنها بایستد.

او عدم ارتباط درست میان کردها را مشکلی تاریخی دانست و افزود: اما این مشکلی تاریخی است. من زمانی بعد از درگیریها و زدو خوردهای دهه 1990 میان حزب دموکرات کردستان عراق، اتحادیه میهنی و پ.ک.ک در آن منطقه حضور داشتم. هیچ نقطه مشترکی میان آنها پیدا نمی شد و خون های بیشتری از کردها، به نام یک حزب علیه حزب دیگری بر زمین ریخته می شد.

 شری لیزر درباره منشأ اختلافات میان دو جریان اصلی کردی در عراق، سوریه و ترکیه گفت: حزب دموکرات کردستان عراق ریشه های قوی اسلامی دارد که آن را به متحد طبیعی ترکیه تحت حاکمیت اسلامیها تبدیل کرده است. جالب است زمانی که نیروهای پیشمرگ در زمان خیزش آنها در سال 1991 و در صحنه نبرد با ارتش عراق که خطر سقوط کردستان وجود داشت، نیروهای پیشمرگ سجاده های خود را پهن می کردن، سلاح های خود را زمین می گذاشتند و به نماز می ایستادند. احزاب و گروه های مسلح کرد سوریه مانند حزب اتحاد دموکراتیک یا PYD، نیروهای کرد سوریه موسوم به یگان های مدافع خلق یا YPG و یگان های زنان کرد سوریه ریشه اسلامی ندارند و از میان چپ های سکولار کردهای سوریه و ترکیه بر خاسته اند.  بسیاری از آنها هم از خانواده های علوی با سابقه طولانی هستند که توسط ناسیونالیست های افراطی ترکیه هدف نسل کشی قرار گرفته اند. ارمنیها نیز به همین دلیل چنین مصیبتی را دچار شدند همچنان که در جنگ ناگورنو- قره باغ نیز همین بلا برای آنها تکرار شد.

او افزود: این دو طیف ریشه های متفاوتی داشته و چشم اندازهای متفاوتی هم از آینده دارند. نیروهای کرد سوریه منظم تر از حزب دموکرات و اتحادیه میهنی بوده و حس هویت کردی در آنها قویتر است اما همچنان با خطر نابودی از سوی آنکارا قرار دارند.

وی به سوابق حضور این طیفها در سوریه اشاره کرد و گفت: دمشق همیشه به دو حزب دموکرات و اتحادیه میهنی اجازه داده در سوریه دفتر داشته باشند. عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پ.ک.ک، تا اکتبر 1998 در سوریه در امنیت قرار داشت اما وقتی تصمیم گرفت این پناهگاه را ترک کرده  و به روم برد، به دلیل توجه جهانی که به مسئله کردها جلب شد فرصت بزرگی از دست رفت. غرب می توانست به آسانی هویت PYD را به سبب این که تنها انتخاب برای مقابله با داعش بود بپذیرد. من می دانستم که دونالد ترامپ آنها را خواهد فروخت؛ به برج های ترامپ در استانبول و تجارت و داد و ستد داماد ترامپ با داماد رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه نگاه کنید.

او سودجویی و منفعت طلبی جریان های کردی را عاملی برای ارتباطات نامناسب میان آنها دانست و گفت: تجارت بر حقوق بشر برتری و ارجحیت دارد و این مسئله در مورد رابطه میان اقلیم کردستان عراق و اداره خودگردان کردی در سوریه نیز صدق می کند. ارزش های مورد نظر آنها یکی نیستند. رفاه کردها که هر کدام از آنها ادعا می کند برای آن می جگند، می میرد و تلاش می کند، پایه و اساس است نه مانده حساب بانکی.

او اشاره کرد که رهبران جدید اقلیم کردستان می توانند روی بستری با هویت کردی هماهنگی کنند که به نفع همه شهروندان باشد. تا زمانی که تفرقه وجود داشته باشد و نتوانند مشروعیت رسمی بین المللی را کسب نکنند به صورت کامل نمی توانند امنیت داشته باشند.

حضور نظامی ترکیه در اقلیم کردستان و سکوت اربیل، بغداد و غرب

کارشناس مسائل کردها درباره دلایل سکوت در برابر حملات متعدد نظامی ترکیه در اقلیم کردستان به خبرگزاری کردپرس گفت: ترکیه همواره عملیات نظامی را در اقلیم کردستان به بهانه حضور پ.ک.ک انجام داده و بغداد و اربیل درباره آن سکوت کرده اند و من 35 سال است این وضعیت را مشاهده می کنم. عملیات نظامی تحت رهبری رجب طیب اردوغان، حتی از عملیات های بی رحمانه تانسو چیللر، نخست وزیر سابق ترکیه نیز بدتر است که با شعار« خشک کردن دریا برای شکار ماهی»، فاشیست های ترکیه را برای همراهی با خود در قتلها تحریک می کرد.

او غرب و ناتو را در جسارت ترکیه در حملات به اقلیم کردستان مقصر دانست و گفت: ترکیه بی مهابا عمل می کند. ناتو مقصر است. آمریکا و بریتانیا را باید مورد مواخذه قرار داد. آنها می توانستند ترکیه را تحریم کنند و بگویند یک عضو ناتو نباید به صورت یکجانبه عمل کرده و با سلاح های ناتو به کشورهای همسایه خود حمله کند اما آنها همدست ترکیه هستند و با این کشور تجارت دارند.

او با اشاره به برخی کمک های غربی به کردهای عراق در جهت مقابله با داعش افزود: من اخیرا دیدم که هلند نیروهایی را برای کمک به اقلیم کردستان در جنگ با داعش به این منطقه اعزام کرده است اما این کشور نیز در فروختن کردها همدستی می کند. سرمایه گذاری ترکیه در هلند هنگفت است که از جمله می توان به بازیگران مهم حزب حاکم عدالت و توسعه مانند بینالی یلدریم نخست وزیر سابق ترکیه در این زمینه اشاره کرد. سرمایه گذاری هلندیها نیز در ترکیه بالاست. آنها در خرید و فروش نفت کردها دخالت دارند و هر کردی را که سر راه بازی آنها قرار گیرد خواهند فروخت. این مسائل به خاطر این است که کردها کانال های دیپلماتیک برای محافظت از خود ندارند و روبط اقتصادی است که تعیین می کند که چه کسی برنده و چه کسی بازنده است.

شری لیزر درباره پیامد سیاست مماشات غرب با ترکیه گفت: پیامدهای این سیاست حملات داعش به شهرها در غرب  و رشد جناح های افراطی ترک در کشورهای غربی است. ناتو باید سیاستش را در قبال ترکیه تغییر دهد و اروپا نیز با تحمل بحران پناهندگان، ارسال پول برای اردوغان را که باعث فرار هزاران نفر در جستجوی آزادی می شود، متوقف کند.

آیا جو بایدن رییس جمهور بهتری برای کردهاست؟

تحلیلگر مسائل کردها درباره موضوع متفاوت جو بایدن نسبت به کردها در مقایسه با دونالد ترامپ، رییس جمهور سابق آمریکا گفت: جو بایدن عاقل تر و باتجربه تر از دونالد ترامپ است. ترامپ فاجعه ای برای کردها در ترکیه و سوریه بود. او تاجری بدون اخلاق است.

شری لیزر افزود: این که اوباما به حفظ جان ایزدیها کمک کرد یک حقیقت است. او از رجب طیب اردوغان خوشش نمی آید و می تواند فکر او را بخواند. او مشاور قدرتمندی برای جو بایدن است. اوباما در آخرین کتابش انتقادش از اردوغان و بی اعتمادی نسبت به او را بیان کرده است.

او درباره اصلی ترین تهدید برای کردها گفت: ترکیه بزرگترین تهدید برای کردها است و منفعت طلبی شخصی رهبران کرد نیز همین تاثیر را بر کردها دارد.تا زمانی که رهبران اصلی کرد صدای واحدی نداشته و از کردها و ایزدیها و دیگر اقلیت ها حمایت نکنند، غرب برای فراموش کردن کردها دستش باز خواهد بود همانطور که در معاهده های سور و لوزان این کار را در حق کردها کردند.

شری لیزر درباره اولویت های بایدن گفت: جو بایدن باید ابتدا با برتری جویی سفیدها در آمریکا که ترامپ از آن حمایت کرد برخورد کند. او باید ببیند که باید چه برنامه ای را برای عراق در پیش بگیرد.

او به تقابلات فرقه ای در عراق میان گروه های مختلف و حملات داعش در مناطق مورد مناقشه اشاره کرد و اظهار کرد نمی توان درباره سه منطقه مجزا در عراق قبل از ظهور داعش و بر اساس پیشنهاد جو بایدن در سال 2006، حرف زد اما گفت استقلال کردها به عراق لطمه نمی زند.

شری لیزر به حضور دهها هزار کرد ساکن آمریکا اشاره کرد و گفت: آنها باید در دولت جدید آمریکا و به نفع کردها لابی کنند و برای مثال، برای تحریم اردوغان به سبب اقدامات خصمانه علیه کردها تلاش کنند.

این کارشناس مسائل کردها موضع رییس جمهور آمریکا و همقطاران وی را در مورد کردها امیدوارانه توصیف کرد و افزود: جو بایدن در مورد آنچه در ترکیه و سوریه می گذرد اهمال نکرده است. هیلاری کلینتون، همراه دموکرات وی به همراه دخترش چلسی، امتیاز تولید فیلمی درباره جنگجویان زن کرد سوریه بر اساس کتاب گایل لمون را با عنوان « دختران کوبانی» به دست آورده اند. این اقدام نشانه احترام و تمجید از موقعیت کردهاست که می توان روی آن سرمایه گذاری کرد.

شری لیزر بر لزوم استفاده کردها از ابزار لابی برای کسب حمیات آمریکا و عقب ماندن آنها از این مسیر در مقایسه با ترکیه اشاره کرد و گفت: لابی ترکیه در آمریکا، میلیونها دلار به نفع آنکارا خرج می کند. اما نخبگانی که در دولت اقلیم کردستان قدرت را در دست دارند میلیونها دلار را برای دشمنی علیه همدیگر و سورچرانی خرج می کنند. این حس کرم خورده از میهن پرستی درست در مقابل جانفشانی هایی است که در مقابل داعشیها در کوبانی صورت گرفت.

**