«یولقون آغاج» تکاب، روستایی با سه دوره تمدنی در محاصره معدنکاران/رحمت اله محبوبی
سرویس آذربایجان غربی- "رحمت اله محبوبی"، مدیرگروه مطالبه گران جهادی (شمیم تکاب)، با اشاره به فعالیت ٥ معدن سنگ ساختمانی تراورتن در روستای تاریخی «یولقون آغاج» تکاب می نویسد: آثار تخریبی قابل توجه موجب کوچ بی رویه ، تخریب مراتع و زیر ساخت های تولید روستایی شده و متاسفانه قانون گذار یک بعدی به مراحل صدور مجوز برای معادن نگریسته و مجریان هم در سایه خلاهای قانونی با بخشی نگری صد در صدی به نفع معدن دار به عنوان سرمایه گذار نگاه کرده و انفال و دارایی ملت را دو دستی تقدیم تعداد اندکی با نام معدن کاران کرده اند.

روستایی تاریخی و گردشگری در هفت کیلومتری شمال غربی غربی شهرستان تکاب با مساحتی بیش از ۵۰۲ هزار و ۴۱۵ هکتار دارای مستثنیاتی بالغ بر ۱۳۸۰۸۷ هکتار وجمعیتی بالغ بر ۷۵۰ نفر با موقعیت استرتژیک دارای آثاری بیش از سه دوره تمدنی است و از اولین مراکز مستقل در تشکیل حکومت شیعی در کنار تبریز منبع مذهب و تدین در جنوب آذربایجان غربی بوده و هست و در سال  1277 ه- ق سلیمان خان افشار شش دانگ این روستا به همراه پنج روستای بزرگ و چهار دانگ تکاب را وقف امام حسین و نشر فرهنگ ائمه اطهار (ع) نموده است.

با وصفی که معروض گردید امروز در یولقون آغاج بیش از ۱۰ معدن سنگ ساختمانی تراورتن موجود است که پنج معدن فعال و پنج معدن غیر فعال یا اتمام یافته با آثار تخریبی قابل توجهی موجبات کوچ بی رویه ، تخریب مراتع و زیر ساخت های تولیدات روستایی شده است.

علاوه بر آن از بین بردن چشم انداز طبیعی و گردشگری، تخریب راه های مواصلاتی و تهدید فرهنگ و ترکیب بافت اجتماعی آن را فراهم آورده است. از اواخر دهه ۱۳۷۰ به بهانه توسعه ناپایدار و معدن کاری مراتع و اراضی روستای تاریخی گردشگری "یولقون آغاج" به وسیله شنی های معدن داران به زیر تیغ تخریب رفته است همچنین موجب حذف حقوق بین نسلی علی الخصوص مراتع و اراضی که محل امرار معاش دامداران و کشاورزان و روستائیان می باشد، را از بین برده است.

متاسفانه قانون گذار یک بعدی به مراحل صدور مجوز برای معادن نگریسته و مجریان هم تحت تاثیر حفظ شرایط مدیریتی و دستوری خود  در سایه خلاهای قانونی با بخشی نگری صد در صدی به نفع معدن دار به عنوان سرمایه گذار نگاه کرده و انفال و دارایی ملت را دو دستی تقدیم تعداد اندکی با نام معدن کاران کرده است.

آنچه که امروز اهم خواست اهالی یولقون آغاج است و از مسئولین دولتی و حاکمیتی درخواست می نمایند به ترتیب شرح گردیده و پیگیری و بررسی و حصول نتیجه آن از جدی ترین خواست و دغدغه اهالی است.

اصل پنجاهم قانون اساسی

در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل‌های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدي داشته باشند، وظيفه عمومي تلقي مي گردد. از اين رو فعاليت‌هاي اقتصادي و غير آن که با آلودگي محيط زيست يا تخريب غير قابل جبران آن ملازمه پيدا کند ممنوع است

***معدن پاخ پاخ قلعه روستای یولقون آغاج نماد بی قانونی و تخلفاتی که در کنار خلا های قانونی و سو استفاده از لابی گری های مخرب در تکاب است.

۱.  مراتع و اراضی یولقون آغاج را که محل کار و کسب و منبع درآمد دهها خانوار با شغل دامدار و کشاورزی می باشد به چه استنادی به معدن خواران واگذار می کنید؟ سرنوشت زیستی و اقتصادی مردم بر عهده کیست تا در قبل مراتع و اراضی تخریب گردیده حقوق شان را از او بستانند یا اصلا برای مردم  حق زیست و زندگی قائل نیستید! اعلام فرمائید تکلیف مشخص گردد.

 نباید تولید ناپایدار و مقطعی را بهانه ای برای تخریب و از بین بردن تولید و اشتغال دائمی قرار داد در تولید ناپایداری مانند معدن فقط چند نفر مستقیم صاحب ثروت اندوزی می گردد و در عوض هم حقوق بین نسلی در مدت کوتاهی از بین می رود و هم تمامی زیر ساخت ها و منابع تولید روستایی که تولید و اشتغال پایدار را از بین می برد.

۲. آیا قانون برای مردم در برابر ایجاد معادن در زمین و مراتع آبا و اجدادی شان تصمیم متقابلی در نظر نگرفته است اگر بله تا کنون چرا حاکمیت ادای دین ننموده است؟

۳. چرا حاکمیت به مفاهیم و اهداف مورد اشاره اصل پنجاهم قانون اساسی در روستای یولقون آغاج عمل نمی نماید ولی از روستائیان محروم و مستضعف انتظار تمکین به قانون را دارد.

۴. بیش از ۱۰ پهنه معدن سنگ در روستای یولقون آغاج که شش دانگ آن هم اوقافی است به حراج گذاشته شده و با احتساب هر معدن حداقل ۱۰ هکتار به انضمام راه و محل دپو باطله با عمق بیش از سی متر حدودا ۱۰۰ هکتار از مراتع تعلیفی عمومی را از دسترس خارج کرده و هنوز هم ادامه دارد بدون جبران جایگزین که این امر زندگی و زیست اهالی را به فلاکت و بد بختی کشانده است.

٥. دلایل صدور مجوز های معدنی پی در پی و خارج از ظرفیت و توان زیستی و اکوسیتمی روستا بر چه اساس و برنامه ریزی علمی برقرار می باشد؟

٦. بلاتکلیفی موقوفه بودن کل جغرافیای روستا از نظر تولیت سازمان اوقاف و امور خیریه با منابع طبیعی و آبخیزداری که خود بزرگترین معضل را ایجاد کرده و بهانه ای برای چپاول بیشتر توسط معدن داران و دزدان آثار تاریخی دوره های متعدد تمدنی گشته است.

٧. عدم رعایت مرّ قانون معادن ، مراتع و جنکل داری، محیط زیست و موقوفه طبق وقف نامه در معادن یولقون آغاج

٨. عدم توجه به زیر ساخت های تولیدات روستایی تخریب و حذف آنها اعم از دامداری، زنبورداری، کشاورزی، و باغداری

٩. تخریب زیر ساخت های راه و جاده های مواصلاتی، تردد و ترانزیت سنگ از داخل روستا علی رقم موانع قانونی ، عدم رعایت فاصله های قانونی معادن با مراکز آموزشی و سکونت گاه روستایی، عدم رعایت فاصله قانونی با تپه های باستانی ثبت گردیده و آثار ملی تاریخی روستا

١٠. تهدید فرهنگ عمومی و اجتماعی

١١.تخریب و از بین بردن چشم انداز طبیعی و گردشگری روستا

١٢.موجبات خشک شدن چشمه های دائمی و فصلی ، تخریب آب راهه های کشاورزی، حتی ایجادمعدن روی چشمه های معروف و آب راهه های زیر زمینی چشمه های دائمی

١٣.عدم رعایت هیچ یک از مفاد لازمه زیست محیطی و پایش های اولیه و مقدماتی قبل از اکتشاف معادن

١٤.عدم توجه به حقوق بین نسلی و حقوق شهروندی آحاد جامعه کنونی

١٥. عدم پرداخت حقوق دولتی خصوصا ۱۵ درصد سهم هزینه کردی آن در روستا

١٦. عدم توجه به احیا و مرمت بعد اتمام معادن

۱۷. عدم ثبت بیش از ده ها تپه و پل و چشمه آب گرم و ییلاق های غنی در آثار ملی روستای یولقون آغاج توسط اداره میراث و گردشگری

۱۸. عدم اجرای طرح های آبخیزداری ، بر باشی  مراتع در حال تغییر و تخریب توسط معادن و چرای بی رویه، عدم اجرای قرق و حفظ گیاهان در حال انقراض و نمونه های کم یاب

۱۹. عدم اجرای طرح لوله کشی های کشاورزی و حذف انتقال آب به روش سنتی

۲۰. عدم احیای صنایع دستی خصوصا فرش دست بافت ، گلیم ، جاجیم مخصوص یولقون آغاج که هنوز هم دلایل وزمینه های حذف این نوع منابع درآمدی خانوار ها بررسی و چاره جویی نگردیده است

۲۱. عدم تشکیل بازارچه روستایی برای عرضه ثمر های باغی ، تولیدات دامی و لبنی

٢٢. عدم تعامل سازنده بین ادارات مربوطه در پاسخ دادن به استعلامات معدن کاران موجب گشته تنها ترین محل تفریحی کل مردم تکاب در کوه پاخپاخ قلعه یولقون اغاج در فصل زمستان که به عنوان پیست اسکی و تیوپ سواری مورد استفاده قرار می گید و امروزه توسط معدن خواران از بین می رود.

مهم تر از آن عدم تعامل و تعارض در منافع ادارات موجب گشته معدن را در روی آثار باستانی و منابع طبیعی غیر قابل جبران ایجاد نمایند/.