اردیبهشت 88 آغازی نو برای کردستان/ محمد هادیفر
 اردیبهشت با طراوت ترین ماه پهندشت کردستان با طبیعتی زیبا و کوه های سرشار از نعمت روئیدن و دشت هایی مملو از پروریدن با مردمانی از جنس مهربانی در سال 1388 شاهد آغازی نو درحیات سیاسی خود بود این رویش نو، ظرفیت تبدیل شدن به مبداء تاریخی برای جامعه قومی و مذهبی نه تنها کردستان بلکه برای دیگر اقوام و مذاهب کشوررا دارا است.

پیام این سفر و حضور هشت روزه رهبر معظم انقلاب در بین مردم خونگرم و قدرشناس کردستان زمینه ساز طرح دیدگاهی نو در سپهر سیاسی اصیل ترین مردم سرزمین ایران زمین بود. استقبال بی سابقه مردم از رهبری و اقبال رهبری به جامعه کردستانی در میدان اقبال رویکردی نو را در تاریخ معاصر کردستان گشود که جا دارد این میدان به یاد آن دیدار و آن اقبال دوسویه ، به نام میدان اقبال ابقا و  در وجه تسمیه آن تجدید حیات گردد. 

طرح دیدگاه های راهبردی درخصوص اقوام و مذاهب یکی از جلوه های ماندگار این سفر بود که مع الاسف نه دولت خیال پرور سابق و نه دولت اشرافی پرور؛ لاحق آن را درک نکردند  و این جفایی بود که از سوی دولت ها در حق این ندای همبستگی ملی در عرصه سیاسی کردستان صورت گرفت. 

با مروری برچند محور راهبردی و اساسی آن می توان به کنه این تحول بنیادین تاریخی پی برد." ایران سرزمین همه  کردها "، "کردستان سرزمین فرهنگی " ، " کرد برای ایران درمنطقه فرصت " و " زبان کردی سرمایه ملی " از راهبردهای قومی بود به طوری که می توان گفت دربند سوم این راهبرد هرگونه زیست سیاسی کردها در منطقه خاورمیانه را برای ایران یک فرصت قلمداد نمودند. همچنین در حوزه سیاسی و امنیتی معظم له در نگاهی متفاوت زنگاره های سه دهه قبل را از چهره پاک کردستان زدودند و با طرح دلجوئی از آسیب دیدگان ناآرامی های اوایل انقلاب در کردستان زمینه انفعال و بازگشت بسیاری از بیراهه رفتگان را به محفل پرمحبت خانه پدری فراهم آوردند.

همچنین " اهانت به مقدسات اهل سنت حرمت شرعی و حرمت ابدی دارد" ازجمله راهبردهای دوراندیشانه رهبرمعظم انقلاب در حوزه مذهبی در این روز تاریخی بود. فریاد حرمت ابدی مقدسات اهل سنت به گوش همه مسلمانان رسید و این ندای وحدت آفرین مکمل ندای وحدت بخش مرحوم شیخ محمود شلتوت از علمای تراز اول مصر و رئیس جامعه الازهر بود که در هفتاد سال پیش، پیروی از مذهب جعفری را نه تنها رد نکرد بلکه آن را نیز در کنار مذاهب چهارگانه اهل سنت جایز شمرد و اینک یک عالم شیعی و از جایگاه حاکم کشوری اسلامی ، درجمع مخاطبین اهل سنت با صدای رسا اهانت به مقدسات اهل سنت را حرام شرعی برشمرد و بدین گونه ندای تقریب و تعایش عملی از ایران تا مصر به گوش جهانیان رسید و بدین سان قوص ارتباط معنوی در دو سوی جهان اسلام برقرار گردید.

هر چند این سفر دست آوردهای مادی گسترده ای داشت که پس از 12سال همچنان جاری و ساری است، اما در مقایسه با عمق تولید گفتمانی سفر قابل قیاس نیست. چون جامعه کردستانی پس از سه دهه مهجوریت و مظلومیت نیازمند عظمت و جایگاه بازیافته خود در عرصه ملی بود که با این سفر به درستی بدان دست یافت.لذا این سفر و دستاورهای معنوی ان برای جامعه کردستانی به مراتب والاتر و بالاتر از دست آوردهای مادی آن بود چون کردستان یکی از مناطق غنی ایران به لحاظ منابع طبیعی و موقعیت اقلیمی و نیروی کارآمد است و تنها کمبود آن جایگاه ملی بود که می توان گفت با این سفر زمینه تحققش فراهم گردید اگرچه پیام این سفر از سوی کسانی که باید دریافت می شد، دریافت نشد و تنها نشانی که از آن عظمت گفتمانی دریافت کردند، شعارگونه هایی مانند؛" کردستان سرزمین فرهنگی " و " زبان کردی سرمایه ملی " بود که تکراری و ملال آور بوده چونکه با نگاهی تشریفاتی بدان نگریسته و آن را زینت بخش محافل فرهنگی و هنری و ژست های سیاسی برخی مدیران شدە است. علت بی مهری به این راهبردها بیشتر ناشی از عدم فهم عمیق از ضرورتها و بایستگیهای همبستگی ملی مدیران از حوزه منافع ملی در مناطق قومی و مذهبی است.

شوربختانه کسی به عمق این نگاه گفتمانی نپرداخت در حالی که این دیدگاه می توانست راهگشای بسیاری از مشکلات مدیریتی و از همه مهمتر موجب سرزندگی و نشاط اجتماعی جامعه کردستانی باشد. این رویکرد حکیمانه نه تنها از منظر شهروندان کرد ایرانی بلکه کردهای ساکن دیگر کشورها از این وسعت نگرش یک رهبر منطقه ای به کردها خرسند و خوشنود گشتند. این عظمت بازیافته می توانست گشایش جدی و پایداری را در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و حتی در توسعه همه جانبه در بر داشته باشد روح این گشایش بدرستی احصا نشد وگرنه نیازی به کلاهبرداری برخی جریانات سیاسی نبود که با هدف رای آوری به طرح مسائل جنجالی بی محتوا و عوام فریبانه ای دست بزنند در حالیکه جامع ترین دیدگاه درخصوص اقوام و مذاهب در این راهبردهای سفر نهفته بود. به هرحال با این گشایش دیدگاهی؛  جایگاه واقعی کردها در پیکره ایران تثبیت گردید و با این منشور برابری ، مراتب فرضی شهروندی بصورت واقعی حذف گردید وخطوط جغرافیایی جایگزین خطوط قومی و مذهبی شد ولی در پیاده کردن آن قصوری کردند که جا دارد مفاد این سفر تکرار ناشدنی در سالگرد آن به صورت مطالبه ای به جا مطرح گردد و سخنی به جاست اگر گفته شود فضای کردستان بعد از سفر با کردستان قبل از سفر یکسان نخواهد بود.