سردشت تاوان بی ماسک بودن را با ۸۰۰۰ شهید و جانباز به عنوان اولین شهر قربانی سلاح شیمیایی در جهان خوب میفهمد!
این زنان و دختران می خواهند قربانیان بیغسل و کفن کرونا به سرنوشت قربانیان 7 تیر دچار نشوند و لااقل در سالروز بزرگداشت شهدای شیمیایی سردشت بیش از این احساس شرم نکنیم!
این تصویر تولید 1000 ماسک مرا تا عمق بمباران شیمیایی سردشت و مجنون و فاو برد و برگرداند می خواهم بگویم شهدا شرمندهایم که بعنوان میراث دارنتان امانتدار خوبی نبودند و نبودیم ، این زنان تراژدی رزمنده ای که ماسکش را به صورت جوانی انداخت و خودش آنقدر تلوتلو خورد تا افتاد و لبخند زد که آن جوان به آینده بخندد را از نوع به تصویر کشیدند، وانها اینک اینده غیرقابل تصور ان شهید مظلومند....و اما من، من اکنون وَستا قادر، همان روح سرگردان ملی را تجسم می کنم به چشمانش خیره می شوم و در چشمان او به جای آب آتشی را می بینم که اگر آنروز ما را نسوزاند و با آن بیدارمان نکرد، حقمان است که امروز اینگونه در حسرت یک ماسک از خفگی بمیریم.
انگاه که روح رنجور وستا قادر شب هنگام بر فراز شهرهای ما به پرواز می آمد تا ما را هوشیار کند، تا ما را از خواب بیدار کند، تا چشمانمان را به واقعیت دنیای بیرون باز کند، تا مفهوم مرگ براثر خفگی را برای ما عریان به زبان آورد؛ اما ما خواب آلوده تر از آن بودیم که با نالههای این روح سرگردان از خواب بیدار شویم.وهنوز هم در خواب دزدی و احتکاریم .
وقتی کسی بی خاطره می شود و به زوال عقل گرفتار میآید، باید بمیرد که زیستن او، تنها زندگی را بر او و بر دیگران سخت می کند.
آلزایمر جانکاهترین بیماری بدون درد بشری است .تو هستی، اما نیستی، چون نمیدانی کیستی و کجاستی و چرا هستی؟ وقتی ملتی به زوال عقل گرفتار می شود و طوفان گردوغبار، و تلاطم قیمت ماسک و دست کش و ضد عفونی کننده و هیاهوی پست و مقام و منزلت کذایی و ...، عطش آبهای تبخیر شده، و دود جنگلهای سوخته، و زخم رودهای خشکیده و سرانجام نفرت ناشی از دزدیدن و احتکار کردن حداقلهای پیشگیری از مرگ و خفگی او را از دغدغه همه آرمانها و خاطره ها و داشته ها و نداشته هایش فارغ کرده است و دمادم سوالش این است که من کیستم؟ سرنوشتم چه خواهد شد؟ آینده ام به کجا خواهد رفت؟ چه کسی مرا نجات خواهد داد؟ اصلا چگونه خواهم مرد ؟ درحسرت حداقل امکانات بهداشتی به فناخواهم رفت؟ قیمت نان فردایم چه خواهد شد؟ با کدام فیلتر شکن تلگرام را باز کنم؟ کدام بانک قابل اعتماد است؟ به کدام کشور میتوان راحت تر مهاجرت کرد؟ و....، چنین ملتی دیگر بر سکوی کدام هویت بایستد و آینده اش را با کدام قلمِ خاطره، نقاشی کند.
یک بار دیگره چهره وستا قادر به را خاطر بیاورید. شهیدی که همشهریان او اکنون با ریه های شیمیایی به مراقبت بیشتر نیاز دارد، اگر نشناسیم یعنی ما ملتی هستیم که تاریخ نداریم، بدانیم که ما باید آنقدر در کلاس تاریخ بمانیم و آن را تکرار کنیم تا دیگر تاریخ را فراموش نکنیم. بدانیم که ما به آلزایمر ملی گرفتار شده ایم. ما آنقدر در تصاویر دروغین خودمان و سیاستمدارانمان گم شده ایم که دیگر خودمان را هم نمی بینیم.
راستی ما از هفت تیر چه می دانیم ، در تهران میدانی هست به نام هفت تیر. اماهفتم تیر دیگری هم هست ،هفت تیرماه سال ۱۳۶۶.
بمباران شیمیایی سردشت و جانباختن و خفه شدن بیش از 8000 هزار زن و مرد وپیرو وجوان اخه مگر جمعیت سردشت چند هزار نفر بود که اینقدر شهید و جانباز داشته باشد شرمتان باد دزدان و احتکار کنندگان ماسک و ...
اما شما ای زنان و دختران غیرتمند سردشت ارقام ماسکهای که تولید کردید مهم نیست همین قدر که شرف و غیرتتان ، در انتظار پاداش از جهل و نفاق نیست ،کارتان قابل تقدیر است تاریخ شما را همچون سیمرغی که از خاکستر برخواست و کرونا را از حلقوم مردم شهرتان بیرون کشید یادخواهد کرد.
از آنجا که کرونا از هیچ ابرقدرت، مذهب و سیاستی دستور نمیگیرد، بنابراین اجرای قرنطینه امکانات و اقتداری با چاشنی اعتماد میطلبد. چرا که کرونا در اثر شکاف شدید بین افکار و ساختار فکری خواص وخواص، و خواص و عوام جولان میدهد. لذا، امکان بروز غلبه بر کرونا با این سهلانگاری و روشهای عوام فریبانهای که ادامه دارد، مشکل است
سخن آخر اینکه اگر با ورود نظامیان در گذرگاهها و بزرگ راهها مردم همچنان به سفر ادامه میدهند. نشان دیگرش ان است که بایستی فرماندهی بر دلهای مردم را جایگزین فرماندهی بر شناسنامه آنها کرد.
نظر شما