به گزارش کردپرس، در پی شکست ارتش عراق در جنگ خلیج فارس و عقبنشینی نیروهای این کشور از کویت، ساختار سیاسی و نظامی حکومت صدام حسین در اوایل سال ۱۹۹۱ با بحران جدی روبهرو شد. در همان مقطع، جورج بوش، رئیسجمهوری وقت آمریکا، از مردم عراق خواست علیه حکومت بغداد قیام کنند.
اندکی بعد، از اول مارس ۱۹۹۱ موجی از اعتراضها و شورشهای مردمی در بخشهای مختلف عراق آغاز شد. در مناطق شیعهنشین جنوب، درگیریهایی میان مردم و نیروهای حکومتی شکل گرفت و در شمال نیز در پنجم مارس، قیام کردها موسوم به «راپەرین» از شهر رانیه در استان سلیمانیه آغاز شد و به سرعت به دیگر شهرهای کردنشین گسترش یافت.
در جریان این خیزش، نیروهای پیشمرگه و ساکنان محلی توانستند کنترل بخش بزرگی از شهرهای کردستان عراق را در دست بگیرند. برای مدت کوتاهی فضای امید و شادی در منطقه حاکم شد و بسیاری تصور میکردند حکومت صدام در آستانه سقوط قرار دارد.
اما این شرایط پایدار نماند. پس از توافق آتشبس میان عراق و ائتلاف بینالمللی، ارتش عراق فرصت یافت نیروهای خود را بازسازی کند. منتقدان میگویند این توافق عملاً زمینه استفاده دوباره بغداد از یگانهای زرهی و بالگردها علیه مخالفان داخلی را فراهم کرد.
نیروهای عراقی ابتدا قیام جنوب را سرکوب کردند و سپس به سمت شمال حرکت کردند. با نزدیک شدن ارتش عراق به شهرهای کردنشین، موجی از هراس سراسر منطقه را فرا گرفت؛ هراسی که ریشه در خاطره عملیات انفال و حمله شیمیایی حلبچه در دهه ۱۹۸۰ داشت.
در نتیجه، صدها هزار نفر از ساکنان کردستان عراق خانههای خود را ترک کردند و راهی مرزهای ایران، ترکیه و سوریه شدند. این کوچ بزرگ که کردها آن را «کورَو» مینامند، به یکی از بزرگترین بحرانهای انسانی منطقه در آن دوره تبدیل شد.
گزارشها نشان میدهد جادهها و مسیرهای کوهستانی مملو از خودروها، تراکتورها و مردمی بود که پیاده حرکت میکردند. بسیاری از خانوادهها سالمندان، بیماران و کودکان خود را همراه داشتند. شماری بر اثر سرما، گرسنگی، بیماری و انفجار مینهای زمینی جان باختند.
برآوردها حاکی است حدود هفت هزار نفر در جریان این کوچ اجباری جان خود را از دست دادند. منابع محلی همچنین از مرگ شماری از آوارگان در مناطق مرزی خبر دادهاند.
فتحالله زاخویی، فعال سیاسی کرد که در آن زمان در زاخو حضور داشت، گفته است خانواده او نیز همانند هزاران خانواده دیگر از هم پاشید. به گفته او، خواهرش در تاریکی شب یک لحظه دست مادربزرگ را از دست او رها شد و این زن سالخورده هرگز پیدا نشد.
او همچنین گفته است در مناطق مرزی، اجساد بسیاری در کنار سنگها، زیر درختان و نزدیک چشمهها باقی مانده بود و خانوادهها با گذاشتن سنگ، محل دفن عزیزان خود را نشانهگذاری میکردند تا شاید روزی بازگردند.
انتشار تصاویر آوارگان کرد در رسانههای جهانی، افکار عمومی بینالمللی را تحت تأثیر قرار داد. در پی افزایش فشارها، شورای امنیت سازمان ملل در پنجم آوریل ۱۹۹۱ قطعنامه ۶۸۸ را تصویب کرد و سرکوب غیرنظامیان کرد را محکوم کرد.
پس از آن، آمریکا، بریتانیا و فرانسه منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق ایجاد کردند تا از حملات هوایی ارتش عراق جلوگیری شود. این اقدام زمینه بازگشت تدریجی آوارگان به شهرها و روستاهای خود را فراهم کرد.
در ادامه، کردهای عراق تلاش کردند ساختار سیاسی جدیدی در منطقه ایجاد کنند. در سال ۱۹۹۲ نخستین انتخابات پارلمانی در مناطق کردنشین برگزار شد و دولت اقلیم کردستان عراق به طور رسمی تشکیل شد.
با این حال، بسیاری از ناظران معتقدند امیدهای نخستین سالهای پس از قیام، بعدها با رقابتهای حزبی، جنگ داخلی میان گروههای کردی، فساد اداری، خویشاوندسالاری و گسترش ساختارهای شبهنظامی تضعیف شد.
منتقدان معتقدند همین عوامل باعث شد بخشی از نسلهای بعدی کردستان عراق، با وجود دستاوردی به نام خودگردانی، راه مهاجرت به اروپا و آمریکای شمالی را در پیش بگیرند.
با گذشت بیش از سه دهه، «کورَو» همچنان در حافظه جمعی کردها، نه تنها یک فاجعه انسانی، بلکه نقطه عطفی تاریخی به شمار میرود؛ رویدادی که همزمان نماد رنج گسترده و آغاز نظم سیاسی تازه در کردستان عراق بود.
نشریه آمارگی

نظر شما