از ویلسون تا ترامپ؛ روایت 13رئیس‌جمهور آمریکا از مسئله کردها

سرویس جهان-مسئله کردها، در دوره‌های مختلف در سیاست و مواضع رؤسای جمهوری آمریکا، از وودرو ویلسون گرفته تا جو بایدن، بازتاب داشته است. موضوع حقوق ملت‌ها پس از جنگ جهانی اول تا همکاری نظامی با نیروهای کردی در نبرد با داعش در مواضع آنها بازتاب یافته است. مرور این مواضع نشان می‌دهد که رویکرد واشنگتن همواره میان حمایت از حقوق و امنیت کردها و ملاحظات راهبردی خود در منطقه در نوسان بوده است.

به گزارش کردپرس، روابط ایالات متحده و کردها در بیش از یک قرن گذشته مسیری پر فراز و نشیب داشته است. این مسیر از طرح ایده‌های مربوط به حق تعیین سرنوشت مردمان غیرترک در واپسین سال‌های امپراتوری عثمانی آغاز شد و در دوره‌های بعد، کردها را در جایگاه‌های متفاوتی همچون قربانیان سرکوب، متحدان ژئوپلیتیک جنگ سرد و در نهایت شرکای امنیتی واشنگتن در نبرد با گروه‌های افراطی قرار داد.

این مسئله، در مقاطع مختلف در سیاست خارجی آمریکا بازتاب یافته است. رؤسای جمهوری آمریکا، از وودرو ویلسون گرفته که در سال ۱۹۱۸ از «فرصت توسعه خودمختارانه» مردمان غیرترک در امپراتوری عثمانی سخن گفت، تا جو بایدن که در دوره معاصر از نقش نیروهای کردی در مبارزه با داعش دفاع کرده است، رویکردهای متفاوتی نسبت به کردها داشته‌اند. پس از ویلسون، این مسئله در دوره جان اف. کندی، لیندون جانسون، ریچارد نیکسون، جرالد فورد، جیمی کارتر و رونالد ریگان بیشتر در چارچوب جنگ سرد، تحولات عراق و ملاحظات ژئوپلیتیک دنبال شد. پس از آن، جورج اچ. دبلیو. بوش با بحران انسانی کردهای عراق در سال ۱۹۹۱، بیل کلینتون با سیاست مهار صدام و حمایت از منطقه پرواز ممنوع شمال عراق، جورج دبلیو. بوش با شکل‌دهی عراق فدرال پس از سقوط صدام، باراک اوباما با همکاری نظامی با نیروهای کردی علیه داعش و دونالد ترامپ با ترکیب حمایت از نقش نظامی کردها و محدود کردن تعهدات آمریکا، هر یک بخشی از تاریخ نگاه واشنگتن به مسئله کردها را رقم زدند.

مرور این مواضع نشان می‌دهد که سیاست آمریکا در قبال کردها همواره میان حمایت از امنیت و حقوق سیاسی آنان از یک سو، و ملاحظات راهبردی، حفظ ثبات منطقه‌ای و مخالفت با تغییر مرزهای رسمی خاورمیانه از سوی دیگر، حرکت کرده است.

نخستین موضع مهم یک رئیس‌جمهوری آمریکا که بعدها در ارتباط با مسئله کردها مورد توجه قرار گرفت، به دوران وودرو ویلسون، رئیس‌جمهوری بیست‌وهشتم آمریکا، بازمی‌گردد. ویلسون در ۸ ژانویه ۱۹۱۸ در سخنرانی معروف خود در نشست مشترک کنگره که به «چهارده اصل ویلسون» شهرت یافت، چارچوب دیدگاه آمریکا درباره نظم جهانی پس از جنگ جهانی اول را ارائه کرد.

او در بخش مربوط به امپراتوری عثمانی اعلام کرد: «برای بخش‌های ترک‌نشین امپراتوری عثمانی کنونی باید حاکمیتی امن تضمین شود، اما دیگر ملیت‌هایی که اکنون تحت حاکمیت ترکیه قرار دارند، باید از امنیت مسلم زندگی و فرصتی بدون مانع برای توسعه مستقل و خودمختار برخوردار باشند.»

(منبع: Woodrow Wilson, Address to a Joint Session of Congress, January 8, 1918 – Fourteen Points Speech)

اگرچه ویلسون در این سخنرانی نام کردها را به صورت مستقیم مطرح نکرد، اما اصل دوازدهم سخنان او بعدها به یکی از مهم‌ترین اسناد مورد استناد اقوام غیرترک امپراتوری عثمانی، از جمله کردها، در بحث درباره حق خودمختاری تبدیل شد. بسیاری از رهبران کرد در سال‌های پس از جنگ جهانی اول این وعده‌ها را مبنای مطالبات سیاسی خود قرار دادند. این نگاه در نهایت در پیمان سور سال ۱۹۲۰ نیز بازتاب یافت، هرچند با تغییر معادلات سیاسی منطقه و پیروزی جنبش ملی‌گرای ترکیه، این پیمان اجرا نشد و پیمان لوزان در سال ۱۹۲۳ جایگزین آن شد.

پس از جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد، مسئله کردها وارد مرحله‌ای متفاوت شد. در این دوره، واشنگتن کمتر از منظر حقوق ملی به مسئله کردها نگاه می‌کرد و بیشتر آن را در چارچوب رقابت با اتحاد شوروی، ثبات دولت‌های منطقه و موازنه قدرت در خاورمیانه ارزیابی می‌کرد.

در دوران ریاست‌جمهوری جان اف. کندی، جنبش کردهای عراق به رهبری مصطفی بارزانی تلاش کرد توجه آمریکا را به مسئله خودمختاری جلب کند. بارزانی در سال ۱۹۶۳ نامه‌ای به کندی ارسال کرد و خواستار حمایت آمریکا از حقوق کردها در چارچوب عراق شد. او در این نامه نوشت:

«ما چیزی جز حق عادلانه و ملی خود نمی‌خواهیم؛ خودمختاری در چارچوب حکومت عراق.»

(منبع: Letter from Mustafa Barzani to President John F. Kennedy, July 12, 1963)

با این حال، دولت کندی و پس از آن دولت لیندون جانسون ترجیح دادند از ورود مستقیم به مناقشه کردها خودداری کنند. اسناد وزارت خارجه آمریکا نشان می‌دهد که واشنگتن در این دوره درخواست‌های کردها برای خودمختاری را به عنوان یکی از عوامل بی‌ثباتی عراق دنبال می‌کرد، اما اولویت اصلی آن حفظ ثبات منطقه و جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی بود.

(منبع: U.S. Department of State, Foreign Relations of the United States, 1964–1968, Near East Region)

دوران ریاست‌جمهوری ریچارد نیکسون یکی از مهم‌ترین دوره‌ها در تاریخ ارتباط آمریکا با جنبش کردهای عراق پیش از سال ۱۹۹۱ بود. در این دوره، آمریکا به صورت مخفیانه و با همکاری ایرانِ دوران محمدرضا شاه، از نیروهای مصطفی بارزانی حمایت کرد. هدف اصلی واشنگتن ایجاد یک دولت کردی نبود، بلکه استفاده از ظرفیت کردها برای فشار بر حکومت بعث عراق و محدود کردن نفوذ شوروی بود.

در اسناد دولت آمریکا درباره این سیاست آمده است:

«وضعیت دشوار کردستان و ظرفیت آن برای ایفای نقش در خاورمیانه مورد توجه قرار دارد.»

(منبع: Foreign Relations of the United States, 1969–1976, Volume XXVII, Iraq; Iran; Persian Gulf, Document 319)

همچنین در سال ۱۹۷۴ سندی با عنوان «حمایت بیشتر از کردها در عراق» در شورای امنیت ملی آمریکا تهیه شد که ادامه کمک به جنبش بارزانی را بررسی می‌کرد.

(منبع: FRUS 1969–1976, Volume XXVII, Document 246)

اما این حمایت نیز ماهیتی راهبردی داشت و به معنای پشتیبانی از استقلال کردستان نبود. هدف آمریکا تقویت موقعیت کردها در برابر بغداد و استفاده از آنها در چارچوب رقابت‌های منطقه‌ای بود.

پس از روی کار آمدن جرالد فورد، این سیاست ادامه یافت، اما توافق الجزایر میان ایران و عراق در سال ۱۹۷۵ معادلات را تغییر داد. با توقف حمایت ایران از کردهای عراق، آمریکا نیز کمک‌های خود به نیروهای بارزانی را متوقف کرد. این تصمیم بعدها با انتقادهایی در داخل آمریکا روبه‌رو شد و گزارش کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان آمریکا موسوم به «گزارش پایک» واشنگتن را متهم کرد که کردها را در راستای اهداف ژئوپلیتیک مورد استفاده قرار داده و سپس آنها را تنها گذاشته است.

(منبع: U.S. House Intelligence Committee, Pike Report, 1976)

در دوران جیمی کارتر، اگرچه سیاست خارجی آمریکا بر موضوع حقوق بشر تأکید بیشتری داشت، اما مسئله کردها همچنان جایگاه مستقلی در سیاست واشنگتن پیدا نکرد. دولت کارتر نسبت به سرکوب‌های حکومت‌های منطقه انتقاد داشت، اما از جنبش‌های کردی حمایت سیاسی مستقیمی به عمل نیاورد.

(منبع: Jimmy Carter Presidential Library, Human Rights Foreign Policy Documents)

دوران رونالد ریگان یکی از حساس‌ترین مقاطع در تاریخ معاصر کردها بود. در جریان جنگ ایران و عراق، دولت آمریکا به دلیل نگرانی از پیروزی ایران، روابط خود با بغداد را حفظ کرد. پس از حمله شیمیایی ارتش عراق به شهر حلبچه در مارس ۱۹۸۸ که هزاران کرد در آن کشته شدند، دولت آمریکا استفاده از سلاح‌های شیمیایی را محکوم کرد، اما واکنش مستقیم ریگان علیه حکومت صدام حسین محدود باقی ماند.

بررسی اسناد تاریخی نشان می‌دهد که دولت ریگان تلاش داشت از تقابل مستقیم با عراق جلوگیری کند و در همان زمان، روابط راهبردی خود با بغداد را حفظ کند.

(منابع:
Joost Hiltermann, A Poisonous Affair: America, Iraq, and the Gassing of Halabja؛
**The Nation, "An Inconvenient Truth"؛
Congressional Record, Prevention of Genocide Act Debate, 1988)

با پایان جنگ سرد و حمله عراق به کویت، نگاه آمریکا به مسئله کردها وارد مرحله تازه‌ای شد. پس از قیام کردهای عراق علیه صدام حسین در سال ۱۹۹۱ و فرار گسترده مردم کرد به سمت مرزهای ایران و ترکیه، دولت جورج اچ. دبلیو. بوش برای نخستین بار به شکل مستقیم و علنی وارد موضوع حفاظت از کردها شد.

بوش در ۱۶ آوریل ۱۹۹۱ هنگام اعلام عملیات «تامین آرامش» (Operation Provide Comfort) گفت: «اگر نتوانیم غذا، دارو، لباس و سرپناه کافی برای کردهایی که در کوه‌های امتداد مرز ترکیه و عراق زندگی می‌کنند فراهم کنیم، باید کردها را تشویق کنیم به مناطقی در شمال عراق منتقل شوند که جغرافیا امکان کمک‌رسانی گسترده را فراهم می‌کند... هدف بلندمدت ما همچنان همان است: کردهای عراق و همه پناهندگان عراقی، هر جا که هستند، به خانه‌های خود بازگردند و در صلح زندگی کنند؛ آزاد از سرکوب و آزاد برای زندگی خود.»

(منبع: George H. W. Bush, Remarks on Assistance for Iraqi Refugees and News Conference, April 16, 1991, George Bush Presidential Library)

با این حال، بوش تأکید کرد که اقدام آمریکا یک راه‌حل دائمی سیاسی برای مسئله کردها نیست.

در دوره بیل کلینتون، آمریکا از منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق حمایت کرد و امنیت کردهای عراق را در برابر حملات بغداد تضمین کرد، اما همچنان با تجزیه عراق و استقلال کردستان مخالف بود.

کلینتون پس از حمله نیروهای صدام به اربیل در سال ۱۹۹۶، گفت: «نیروهای عراقی حمله کردند و شهر اربیل تحت کنترل کردها در شمال عراق را تصرف کردند.»

(منبع: Bill Clinton, Remarks Announcing Missile Strike on Iraq, September 3, 1996)

او همچنین هشدار داد: «وقتی شما مردم خود را سرکوب می‌کنید یا همسایگان خود را تهدید می‌کنید، باید بهایی بپردازید.»

(همان منبع)

اما کلینتون تصریح کرد که هدف آمریکا ایجاد عراق تجزیه‌شده نیست: «هدف ایالات متحده دیدن یک عراق تجزیه‌شده و بی‌ثبات نبود.»

(منبع: Presidential Remarks on Assistance for Iraqi Refugees, 1996)

پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، مسئله کردها به یکی از عناصر اصلی طراحی نظم سیاسی جدید عراق تبدیل شد. دولت جورج دبلیو بوش از مدل عراق فدرال حمایت کرد و کردها را یکی از اجزای اصلی این ساختار دانست.

بوش در ۶ مارس ۲۰۰۳ گفت: «عراق می‌تواند جایی باشد که مردم ببینند شیعه، سنی و کردها می‌توانند در یک نظام فدرال در کنار هم زندگی کنند.»

(منبع: George W. Bush, President Discusses Iraq in National Press Conference, March 6, 2003)

پس از سقوط بغداد نیز در پیام تلویزیونی خطاب به مردم عراق در ۱۰ آوریل ۲۰۰۳ اعلام کرد: «همه مردمی که کشور شما را تشکیل می‌دهند ــ کردها، شیعیان، ترکمن‌ها، سنی‌ها و دیگران ــ از سرکوب وحشتناکی که بسیاری تحمل کرده‌اند آزاد خواهند شد.»

(منبع: White House, President’s Message to the Iraqi People, April 10, 2003)

در دوره باراک اوباما، روابط آمریکا با کردها وارد مرحله‌ای جدید شد. ظهور داعش باعث شد نیروهای کرد عراق و سوریه به مهم‌ترین شرکای زمینی واشنگتن در مبارزه با این گروه تبدیل شوند.

اوباما در سال ۲۰۱۴ درباره اقلیم کردستان گفت: «منطقه کردستان به شکلی کارآمد اداره می‌شود؛ نسبت به دیگر مناطق، نسبت به مذاهب و ادیان دیگر مدارا دارد و این چیزی است که ما می‌خواهیم در دیگر نقاط نیز ببینیم. بنابراین مهم است که این فضا حفظ شود.»

(منبع: Barack Obama Interview with Thomas Friedman, The New York Times, August 2014)

دولت اوباما همچنین نیروهای کرد را از قوی‌ترین نیروهای مبارزه با داعش معرفی کرد.

(منبع: White House ISIS Coalition Briefings, 2014–2016)

در دوره دونالد ترامپ، تناقض میان اهمیت نظامی کردها برای آمریکا و محدودیت تعهدات سیاسی واشنگتن آشکارتر شد. ترامپ در سال ۲۰۱۷ از نقش کردها در شکست داعش تمجید کرد و گفت: «آنها مردم بزرگی هستند. جنگجویان بزرگی هستند. من آنها را خیلی دوست دارم.» و افزود: «آنها با ما جنگیدند. آنها همراه ما کشته شدند.»

(منبع: Donald Trump Press Conference, November 13, 2017)

اما در سال ۲۰۱۹، پس از تصمیم خروج نیروهای آمریکایی از شمال سوریه، ترامپ بر محدود بودن تعهد آمریکا تأکید کرد: «ما هرگز توافق نکرده بودیم که تا پایان عمر از کردها محافظت کنیم.»

(منبع: White House Cabinet Meeting Remarks, October 2019)

او همچنین گفت: «کردها می‌دانند چگونه بجنگند و همان‌طور که گفتم، آنها فرشته نیستند.»

(منبع: Oval Office Bilateral Meeting with Italian President Sergio Mattarella, October 16, 2019)

در مقابل، جو بایدن که در آن زمان نامزد ریاست‌جمهوری بود، از تصمیم ترامپ برای خروج نیروها انتقاد کرد و گفت: «دونالد ترامپ نیروهای دموکراتیک سوریه ــ کردها و عرب‌های شجاعی که همراه ما برای نابودی خلافت داعش جنگیدند ــ را فروخت و به یک متحد مهم محلی در مبارزه با تروریسم خیانت کرد.»

(منبع: Joe Biden Statement on Syria Withdrawal, October 10, 2019)

با این حال، بایدن پیش از آن، در مقام معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، نگرانی‌های امنیتی ترکیه درباره نیروهای کردی سوریه را نیز مورد توجه قرار داده بود. او در نشست خبری آنکارا در ۲۴ اوت ۲۰۱۶ گفت: « اگر آنها در غرب فرات باقی بمانند، در هیچ شرایطی از نیروهای کرد حمایت نخواهیم کرد. آنها باید به شرق رودخانه بازگردند، در غیر این صورت تحت هیچ شرایطی حمایت آمریکا را دریافت نخواهند کرد.»

(منبع: Joint Press Conference, Joe Biden and Turkish Prime Minister Binali Yıldırım, August 24, 2016)

در مجموع، تاریخ یک‌صد ساله نگاه رؤسای جمهوری آمریکا به مسئله کردها نشان می‌دهد که رویکرد واشنگتن چهار مرحله اصلی را پشت سر گذاشته است: نخست، طرح ایده حقوق مردمان غیرترک در دوران ویلسون؛ دوم، استفاده ژئوپلیتیک از کردها در دوران جنگ سرد؛ سوم، حمایت بشردوستانه و پذیرش نقش کردها در عراق فدرال پس از ۱۹۹۱؛ و چهارم، تبدیل کردهای عراق و سوریه به شرکای امنیتی آمریکا در نبرد با داعش.

با وجود این تحولات، سیاست کلی آمریکا همچنان میان دو هدف در نوسان بوده است: حمایت از امنیت و حقوق سیاسی کردها از یک سو، و حفظ موازنه‌های منطقه‌ای و مخالفت با تغییر مرزهای رسمی خاورمیانه از سوی دیگر. به همین دلیل، رؤسای جمهوری آمریکا در یک قرن گذشته بارها از کردها حمایت کرده‌اند، اما هیچ‌گاه به طور رسمی متعهد به ایجاد یک کیان مستقل کردی نشده‌اند.

 روسای جمهوری آمریکا که در گزارش به آنها اشاره شده است، به ترتیب تاریخی:

  1. وودرو ویلسون (Woodrow Wilson)
    رئیس‌جمهوری بیست‌وهشتم آمریکا (۱۹۱۳–۱۹۲۱)
    • اشاره به حقوق ملت‌های غیرترک امپراتوری عثمانی و «توسعه خودمختارانه» در چهارده اصل (۱۹۱۸)
  2. جان اف. کندی (John F. Kennedy)
    رئیس‌جمهوری سی‌وپنجم آمریکا (۱۹۶۱–۱۹۶۳)
    • دریافت درخواست مصطفی بارزانی درباره خودمختاری کردهای عراق (۱۹۶۳)
  3. لیندون بی. جانسون (Lyndon B. Johnson)
    رئیس‌جمهوری سی‌وششم آمریکا (۱۹۶۳–۱۹۶۹)
    • بررسی مسئله کردها در چارچوب ثبات عراق و رقابت جنگ سرد
  4. ریچارد نیکسون (Richard Nixon)
    رئیس‌جمهوری سی‌وهفتم آمریکا (۱۹۶۹–۱۹۷۴)
    • حمایت مخفیانه آمریکا از جنبش مصطفی بارزانی در عراق
  5. جرالد فورد (Gerald Ford)
    رئیس‌جمهوری سی‌وهشتم آمریکا (۱۹۷۴–۱۹۷۷)
    • ادامه و سپس پایان حمایت آمریکا از کردهای عراق پس از توافق الجزایر ۱۹۷۵
  6. جیمی کارتر (Jimmy Carter)
    رئیس‌جمهوری سی‌ونهم آمریکا (۱۹۷۷–۱۹۸۱)
    • تأکید بر حقوق بشر، اما بدون سیاست مشخص در قبال جنبش‌های کردی
  7. رونالد ریگان (Ronald Reagan)
    رئیس‌جمهوری چهلم آمریکا (۱۹۸۱–۱۹۸۹)
    • دوران حمله شیمیایی حلبچه و واکنش محتاطانه دولت آمریکا در قبال عراق
  8. جورج اچ. دبلیو. بوش (George H. W. Bush)
    رئیس‌جمهوری چهل‌ویکم آمریکا (۱۹۸۹–۱۹۹۳)
    • حمایت بشردوستانه از کردهای عراق و عملیات «ارائه آسایش» (۱۹۹۱)
  9. بیل کلینتون (Bill Clinton)
    رئیس‌جمهوری چهل‌ودوم آمریکا (۱۹۹۳–۲۰۰۱)
    • حمایت از منطقه پرواز ممنوع شمال عراق و دفاع از کردها در برابر حملات صدام
  10. جورج دبلیو. بوش (George W. Bush)
    رئیس‌جمهوری چهل‌وسوم آمریکا (۲۰۰۱–۲۰۰۹)
    • حمایت از عراق فدرال و به رسمیت شناختن جایگاه کردها در نظام سیاسی جدید عراق
  11. باراک اوباما (Barack Obama)
    رئیس‌جمهوری چهل‌وچهارم آمریکا (۲۰۰۹–۲۰۱۷)
    • همکاری گسترده با نیروهای کردی عراق و سوریه در جنگ علیه داعش
  12. دونالد ترامپ (Donald Trump)
    رئیس‌جمهوری چهل‌وپنجم و چهل و هفتم آمریکا (۲۰۱۷–۲۰۲۱)
    • تمجید از نقش کردها در شکست داعش، اما رد تعهد دائمی آمریکا برای حفاظت از آنها
  13. جو بایدن (Joe Biden)
    رئیس‌جمهوری چهل‌وششم آمریکا (۲۰۲۱–۲۰۲۵)

کد مطلب 2797734

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha