دولت الکترونیک (Electronic government) به عنوان یکی از برنامه های موکد دولت ها در سال های اخیر به بهره گیری از فناوری اطلاعات در تحقق امور اداری گفته می شود که به منظور کارآمد کردن امور اداری با تکنیک های تازه ومدرن به کار گرفته می شود.
حال این ادعا تا چه اندازه توانسته محقق شود و در مورد وزارتخانه های مختلف جامه عمل بپوشاند نیاز به بررسی کارشناسانه دقیق دارد. دولت الکترونیک می تواند درصورت اجرا بسیاری از معضلات را حل کند اما اگر در بخش هایی مثلا وزارت آموزش و پرورش توان اجرا و مدیریت نداشته باشد، مانند ده ها طرح ابتر دیگر به نوعی شعاری توخالی مبدل و عملا در گوشه ای از افتخارات بی اساس روسای دولت به حافظه تاریخ سپرده خواهد شد.
دولت الکترونیک شمشیر روز جنگ نیست که در سایر ایام سال در غلاف برود و گاهی به عنوان حربه ای دشمن ستیز به کار آید،بلکه برنامه ایست مدیریت شده،که باید در تمامی ایام به کار گرفته شود. برنامه ای که در بخش های بزرگی از نظام آموزشی و تربیتی ما به بوته ی فراموشی سپرده شده است.
در موضوع آموزش الکترونیک نبایدفراموش کنیم که آموزش،عملی دفعی نیست که با فرمانی به هستی پا بگذارد وسپهر یادگیری را تحت سیطره خودقرار دهد.آموزش عملی فرایندیست که در این فرایند محتوای آموزشی (پیام)، معلم (فرستنده) و دانش آموز به عنوان گیرنده، مهم ترین بخش ها هستند.
بخشنامه تازه وزارت آموزش و پرورش تحت عنوان «شاد» که اخیرا توسط معاون محترم آموزشی وزارت با تاکید بر تدریس محتواهای آموزشی دروس در ایام تعطیلی حادث شده در اثر همه گیری ویروس کرونا، صادرشده کاملا عجولانه و غیرکارشناسی ارزیابی می شود. از زمان ارسال این بخشنامه به ادارات آموزش و پرورش و تذکر مدیران به اجرای اجباری آن، بازخوردهای تامل برانگیزی در بین معلمان و کادر آموزشی و در میان دانش آموزان و اولیای آن ها داشته است. کافیست به فضای مجازی نگاهی داشته باشیم، خواهیم دید در گروه های متعدد و در کانال هایی که مبحث آموزش در آن مطرح است این بخشنامه و کاستی های آن مورد نقد علمی بسیاری از معلمان و زحمتکشان حوزه تعلیم و تربیت قرار گرفته است.
مشکل کلان در وزرات آموزش و پرورش دوری و عدم تجربه آموزشی اکثر وزرا، معاونان و مشاوران در حوزه آموزش و پرورش است. عموما وزرای محترم، حکایت پروانه داستان منطق الطیر عطار را دارند که از دور به توصیف آتش شمع می پردازد و داستان ها بر زبان جاری می سازد. این معضل همیشه دولت هاست که وزیران مهم ترین ارگان پایه ای، فرهنگی، آموزشی و تربیتی کشور؛ یعنی وزارت آموزش و پرورش را از اقالیم دیگر بر اریکه قدرت می نشانند و به دلسوختگان این وادی به عنوان نامحرم ممالک خودشان نگاه می کنند.
حال باید پرسید سلطان به سلامت! شما از وضعیت آموزشی در ایران و جهان چه اطلاعی دارید؟ ما که نزدیک سی سال در آموزش و پرورش در کار آموزش و فرهنگ خاک می خوریم هر روز باید خودمان را نو کنیم و کتابی تازه مرور نماییم و شیوه ای مفید و به روز را برای تدریس یاد بگیریم. مگر یک انسان با همه ی مشکلات شخصی امروز و کارهای سنگین مدیریتی چقدر فرصت دارد تا اقلا به مباحث کلان یک وزارتخانه تسلط یابد؟
جناب وزیر و حضرات معاون، مشاور، مدیر و رئیس! در اجرای فرامین مهم شما بفرمایید اولا: چند درصداز معلمان دارای امکانات لازم هستند که بتوانند آموزش دهنده ای خوب برای برنامه «شاد» باشند. ثانیا: محتوای آموزشی نیاز به بازخورد لحظه به لحظه دارد. چگونه می توان از راه دور فرایند آموزشی دروسی استدلالی مانند ریاضیات، فیزیک، شیمی و... را بررسی کرد و مطمئن شد نتیجه کار معلم مفید بوده است؟ ثالثا: دستور شما چه شمولی دارد؟ چند درصد دانش آموزان توان بهره مندی از مباحث آموزشی را دارند؟ در برخی از روستاها حتی تلفن وجود ندارد و عملا موبایل ها دسترسی به اینترنت ندارند. در استان های کم برخوردار و حتی در شهرهای کلان چند درصد دانش آموزان دارای گوشی اندرویدی هستند که بتوانند از کار آموزشی «شاد»،شاد شوند؟ رابعا: بسیاری از خانواده های دانش آموزان،با شرایط سخت و حاد امروز و با بیکاری های اجباری پدرانشان چگونه می توانند محتوای زمانبر بسیاری از دروس را دانلود کنند و از آن استفاده نمایند؟
به نظر شما تصمیم گیرندگان، آیا بهتر نیست پیش از صدور هر بخشنامه و اجرای هر تصمیمی نظر متفکران و دست اندرکاران واقعی امر تعلیم و تربیت لحاظ شود؟ با توجه به امکان تقریبا عملی خانواده ها در مشاهده ی برنامه های آموزشی شبکه آموزش که جای سپاس گزاری از مدیران این شبکه و مجموعه رسانه ملی دارد،بهتر نبود این برنامه را ادامه دهید؟
امیدوارم در این مدت کوتاه که به پایان سال آموزشی نزدیک می شویم شاهد تدبیر شما در کار آموزش و امر پرورش باشیم.
*دبیر ادبیات، منتقد،شاعر،پژوهشگر و فعال درحوزه فرهنگ

نظر شما