سرویس سوریه - فروپاشی نیروهای دموکراتیک سوریه نه حاصل یک شکست ناگهانی، بلکه پیامد پایان یک اتحاد تاکتیکی بود؛ اتحادی که با نابودی داعش، منطق وجودی خود را از دست داد و در نظم بیرحم ژئوپلیتیک، قربانی بازتعریف منافع بازیگران بزرگتر شد.
کردپرس - از منظر نظری، تجربه نیروهای دموکراتیک سوریه(SDF-قسد) را میتوان در چارچوب رئالیسم تدافعی تحلیل کرد؛ جایی که اتحادها نه بر پایه ارزشهای مشترک، بلکه بر اساس تهدید مشترک شکل میگیرند. با از میان رفتن تهدید داعش، منطق این اتحاد نیز فرو ریخت و بازیگران قدرتمندتر، بازتعریف منافع خود را در اولویت قرار دادند.
پس از آغاز بحران سوریه در سال ۲۰۱۱ و بهویژه با ظهور داعش در سال ۲۰۱۴، کُردها مورد توجه قدرتهای فرامنطقهای و حتی حکومت بشار اسد قرار گرفتند. اداره بخشهایی از شرق فرات به نیروهای کُرد واگذار شد و ایالات متحده نیز با هدف مقابله با داعش، حمایتهای لجستیکی و نظامی از آنان را به عمل آورد. در نتیجه، نیروهای کُردی توانستند حدود ۴۰ درصد از خاک سوریه را تحت کنترل خود درآورند. پس از فروپاشی عملی داعش در سال ۲۰۱۷، نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF-قسد) متشکل از کُردها و عشایر عرب، به تحکیم ساختار حکمرانی قومی در قالب «منطقه خودگردان» پرداختند.
PKK با رواج اندیشههای آپوئیستی در بین نیرویی که بیشترین آنها عرب بودند، حساسیت ترکیه و دولت همپیمانش در سوریه را برانگیخت. PKK نفوذ عجیبی بر SDF داشت و از ابتدا دودستگی در آن رواج داشت. افراد تندرو وابسته به طیف PKK ، نیروهای نظامی SDF را مدیریت میکردند. مظلوم عبدی به عنوان ریاست فرماندهی کل SDF چون در کوران حوادث بود، واقع گراتر و معتدلتر بود و شرایط را بهتر درک میکرد. بارها PKK قصد تعویض مظلوم عبدی را داشتند که حمایت آمریکا مانع این کار شده بود. او شناخت خوبی از شرایط زمانی سوریه داشت.
عامل چهارم، پیوند ارگانیک و حلنشده با حزب کارگران کردستان بود. SDF نتوانست خود را بهطور واقعی از کادرها، ایدئولوژی آپوئیستی و ساختارهای فرامرزی PKK جدا کند.
بر این اساس، انتظار میرود پس از تثبیت شرایط در سوریه و مهار نسبی SDF، شنگال به یکی از محورهای اصلی رقابت و مداخله بازیگران منطقهای تبدیل شود. ترکیه، که PKK را تهدیدی امنیتی وجودی تلقی میکند، مدتهاست شنگال را بخشی از «کمربند تهدید» علیه خود میداند و همواره خواستار قطع این پیوند جغرافیایی بوده است.
افزون بر این، حضور PKK در شنگال، حزب دموکرات را در معرض فشار همزمان ترکیه، بغداد و حتی بازیگران بینالمللی قرار میدهد و خطر تبدیل شدن این منطقه به میدان درگیریهای نیابتی را افزایش میدهد. تا زمانی که PKK در شنگال باقی بماند، این منطقه بهانهای دائمی برای مداخله نظامی ترکیه و گسترش نفوذ حشدالشعبی خواهد بود؛ وضعیتی که پارتی نه توان مدیریت آن را دارد و نه از حمایت اجتماعی لازم برای رویارویی مستقیم برخوردار است. بنابراین، مطالبه خروج PKK از شنگال برای حزب دموکرات نه از سر انتخاب ایدئولوژیک، بلکه یک محاسبه سرد سیاسی و امنیتی است: حذف رقیب درونکُردی، جلوگیری از جنگ کُرد–کُرد و بازگرداندن شنگال به چارچوبی قابلکنترل حتی اگر این کنترل کامل و ایدهآل نباشد.
کد مطلب 2793123

نظر شما