به گزارش کردپرس، شاید بسیاری نام کوبانی را نشنیده باشند. این شهر در مرز سوریه و ترکیه قرار دارد. در شمال آن پرسوس (سوروچ) و رها (شانلیاورفا) واقع شدهاند؛ در جنوب، شهر صرین؛ رود فرات میان کوبانی و منبج و جرابلس در غرب جریان دارد و در شرق آن گریسپی (تلابیض) قرار گرفته است.
جامعه کردی کوبانی همچنان ساختاری عشیرهای دارد و مردمانش به شجاعت و ایستادگی مشهورند.
در سال ۱۹۷۳، زمانی که حکومت وقت پروژه «کمربند عربی» را برای تغییر بافت جمعیتی مناطق کردنشین شمال سوریه آغاز کرد، نام کوبانی به «عینالعرب» تغییر یافت. مردم این شهر هرگز این نام را نپذیرفتند و از نام اصلی شهر خود دفاع کردند. آنها طرح کمربند عربی را نیز رد کردند. تا امروز، ساکنان کوبانی همان جمعیت اصیل کردی منطقه هستند.
به دلیل همین سرپیچی، کوبانی همواره نادیده گرفته شد و توسعه نیافت. سالها بخشهایی از شهر آب آشامیدنی نداشتند؛ شبکه آب خراب بود و مقامات آن را تعمیر نکردند. بسیاری از شهرها و روستاها فاقد برق و جاده آسفالته بودند.
در تابستان ۲۰۱۴، پس از آنکه داعش موصل را تصرف کرد، به ایزدیان سنجار حملهای ددمنشانه انجام داد و بخشهای وسیعی از سوریه را اشغال کرد، ارتشهای منطقهای نتوانستند پیشروی آن را متوقف کنند. این گروه جهادی کوبانی را هدف بعدی خود قرار داد.
داعش با حمله به کوبانی قصد داشت دستاوردهای کردها را نابود کند. کوبانی همان شهری بود که در ژوئیه ۲۰۱۲ خروج نیروهای دولت وقت از مناطق کردنشین و آغاز خیزش کردها در آن اعلام شد. در ژانویه ۲۰۱۴، تأسیس «کانتون خودگردان کوبانی» بهعنوان یکی از سه کانتون مناطق کردنشین سوریه موسوم به «روژاوا» اعلام شد. برای نخستین بار، کردهای سوریه اداره امور خود را در دست گرفتند. داعش میخواست این پروژه را نابود و موجودیت کردها در سوریه را پایان دهد.
این گروه همچنین به دنبال تسلط کامل بر مرز سوریه و ترکیه بود تا رفتوآمد نیرو و منابع را تسهیل کند. ترکیه حضور داعش در مرزهایش را به یک منطقه خودگردان کردی ترجیح میداد. شواهد بعدی نشان داد که دولت ترکیه و برخی قدرتهای خارجی، بهطور ضمنی یا مستقیم، هنگام حمله داعش به مناطق کردنشین از آن حمایت کردند. از زمان تأسیس جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۳ تاکنون، این کشور همواره تلاش کرده مانع دستیابی کردها به حقوق و شناسایی قانونی شود.
اما یک ضربالمثلی کردی وجود دارد که میگوید: «سواره آمدند، پیاده رفتند.» این جمله در مقاومت کوبانی معنا یافت.
برای نخستین بار، کردها از سراسر مناطق کردنشین برای دفاع از یک شهر متحد شدند. نیروهای حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) از کوهستان پایین آمدند. اقلیم کردستان عراق نیروهای پیشمرگه اعزام کرد. جوانان بسیاری داوطلبانه راهی کوبانی شدند و دیاسپورای کرد در جهان دست به اعتراض زد.
این نمایش وحدت تأثیر مهمی بر جامعه بینالمللی گذاشت. قدرتهای جهانی دریافتند که برای شکست داعش باید از کردها حمایت کنند. در نهایت، ائتلاف بینالمللی ضد داعش به حمایت از نیروهای کرد وارد عمل شد.
بعدازظهر ۲۶ ژانویه ۲۰۱۵، پرچمهای کردها بر فراز کوبانی برافراشته شد و طرح نابودی کردهای این شهر موقتاً ناکام ماند.
اما این پیروزی به مذاق برخی قدرتها خوش نیامد. در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۵، داعش با حمایت دولت ترکیه دست به کشتاری دیگر در کوبانی زد.
من هر دو حمله – یورش سپتامبر ۲۰۱۴ و کشتار ژوئن ۲۰۱۵ – را دیدهام. محله ما «مُختله» نام داشت؛ حدود ۱۰۰ خانواده در آن زندگی میکردند. تنها در حمله ژوئن، نزدیک به ۳۰ نفر از ساکنان این محله کشته شدند.
آن صبح با صدای انفجار و گلوله بیدار شدیم. داعش محله را کاملاً محاصره کرده بود. صدای فریاد کودکان به گوش میرسید و زمین از خون سرخ شده بود. من تنها ۱۳ سال داشتم. هرگز فراموش نمیکنم دوستان کودکیام، شیرین، زاناو و محمد چگونه کشته شدند. رؤیاهایشان همان روز نابود شد.
با وجود این فجایع، مردم شهر دوباره کوبانی را ساختند. هر آنچه اداره خودگردان تازهتأسیس برای جبران سالها محرومیت انجام داده بود، در جنگ با داعش نابود شد. هیچ سازمان بینالمللی برای کمک نیامد. اما با حمایت کردهای خارج از کشور و شهرداریهای کردنشین ترکیه، مردم شهر خانهها، مغازهها و نهادهای عمومی را خود بازسازی کردند.
چهار سال بعد، کوبانی بار دیگر در خط مقدم قرار گرفت. در سال ۲۰۱۹، با حمله ترکیه به گریسپی و سریکانیه، کوبانی از دیگر مناطق شمال و شرق سوریه جدا شد. از سال ۲۰۲۰، جنگ پهپادی آغاز شد؛ زیرساختها آسیب دید و بسیاری از رهبران سیاسی و نظامی هدف قرار گرفتند.
سقوط حکومت سابق سوریه به معنای پایان جنگ نبود. در ۶ ژانویه ۲۰۲۶، گروههای مسلح وابسته به دولت انتقالی سوریه با حمایت ترکیه، قطر و دیگر نیروها به محلههای شیخ مقصود و اشرفیه در حلب حمله کردند. سپس مناطق رقه، دیرالزور و طبقه را که در کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه بود، تصرف کردند و در نهایت کوبانی و جزیره را هدف گرفتند.
تا ۲۰ ژانویه، این دو منطقه کردنشین کاملاً از هم جدا شدند. جزیره گذرگاه مرزی با اقلیم کردستان عراق دارد، اما کوبانی از هر سو محاصره شد. آب، برق و اینترنت قطع گردید.
در ۳۰ ژانویه، توافق آتشبس و ادغام میان نیروهای دموکراتیک سوریه و دولت انتقالی اعلام شد، اما کوبانی همچنان در محاصره باقی ماند.
خانوادهام هنوز در کوبانی هستند. آنها میگویند آب آلوده باعث شیوع بیماری شده و دارو رو به اتمام است. بیمارستانها توان پاسخگویی ندارند. برق وجود ندارد و مواد غذایی روزبهروز کمتر میشود.
گروههای تندرو وابسته به دولت همچنان شهر را محاصره کردهاند و مانع ورود سوخت و دارو میشوند. نزدیک به ۵۰ روستای تابع کوبانی تخریب و غارت شده و ساکنانشان به مرکز شهر رانده شدهاند. خدمترسانی تا حد محدودی بازگشته، اما کافی نیست.
وضعیت انسانی هر لحظه وخیمتر میشود. بسیاری از کردها نسبت به جدیت دولت انتقالی در اجرای تعهداتش تردید دارند. هدف از محاصره، تغییر بافت جمعیتی منطقه و جلوگیری از دستیابی کردها به حقوقشان است.
اگر وضعیت ادامه یابد، فاجعهای انسانی در راه خواهد بود. دولت باید محاصره را لغو کند، نیروهایش را از روستاهای کردنشین خارج سازد و به توافق پایبند بماند.
مادری به من گفت: «این سرزمین ماست و آن را به هیچ اشغالگری واگذار نمیکنیم.»
پرسش او خطاب به جهان این است: مردمی که از شما در برابر داعش دفاع کردند، اکنون با خطر تازهای روبهرو هستند. چرا سکوت کردهاید؟ آیا سکوت به معنای پذیرش وضع موجود در کوبانی نیست؟
نویسنده: سرکفت حسین
منبع: انستیتو صلح کردی در آمریکا

نظر شما