کردپرس
در سالروز روزنامهنگاری کردی، کردپرس تلاش کرد با انجام گفتوگویی در سطح سیاستگذاری، ارزیابی رسمی نهاد متولی فرهنگ و رسانه در اقلیم کردستان را درباره وضعیت کنونی رسانهها، ریشههای تاریخی آن و افق پیشرو جویا شود.
هرچند وزیر فرهنگ بهدلیل کسالت امکان گفتوگو نداشت، اما ارسلان رحمان، دستیار وزیر، به نمایندگی از این نهاد به پرسشهای تخصصی کردپرس پاسخ داد. این گفتوگو از آن جهت اهمیت دارد که بازتابدهنده نگاه رسمی دولت اقلیم به ساختار رسانهای است و بهطور ضمنی به یکی از مناقشهبرانگیزترین موضوعات—یعنی نسبت رسانه و قدرت—نیز میپردازد.
کردپرس: «یکی از محورهای اصلی در حوزه رسانههای کردی در اقلیم کردستان، موضوع ساختار مالکیت و ارتباط رسانهها با کنشگران سیاسی، شخصیتهای سیاسی یا احزاب است. وزارت فرهنگ این موضوع را چگونه ارزیابی میکند؟ با توجه به اینکه رسانه کردی در تاریخ مبارزات قبل از سال ۲۰۰۳، اساساً در خدمت احزاب و صدای جریانهای سیاسی بود؛ آیا هنوز هم همان تأثیرات حزبی و شخصی بر رسانهها حاکم است یا تغییری ایجاد شده؟»
ارسلان رحمان: درست است؛ این یکی از ویژگیهای رسانههای کردی است که پس از سال ۲۰۰۳، از نظر مالکیت به سمت شخصیشدن حرکت کرده است. چه در حوزه بازرگانی توسط افراد بازرگان و سرمایهدار، و چه توسط چهرههای سیاسی، حزبی یا حتی شخصیتهای اجتماعی در اقلیم کردستان. این یک نوع سبک جدید رسانهای است که بعد از سال ۲۰۰۳ به دلیل پیشرفت در بخشهای مختلف زندگی، بهویژه حوزه رسانه به صورت کلی، باعث شده افرادی بخواهند در دنیای رسانه سرمایهگذاری کنند.
علاوه بر کانالهای ماهوارهای که میبینیم بین احزاب، شخصیتهای سیاسی، بازرگانان و سرمایهداران تقسیم شدهاند، در سطح داخلی و محلی نیز ما دهها کانال داریم که شرکتهای بازرگانی، شخصیتهای اجتماعی و مذهبی آنها را تأسیس کردهاند. آنها نوعی سرمایهگذاری بازرگانی و اقتصادی در این رسانهها انجام میدهند تا به نوعی برای کالاها و محصولاتشان تبلیغ کنند یا دستاورد مادی برای خودشان داشته باشند. این موضوع در محیط رسانهای کردستان پدیدهای عادی است.
همانطور که در گذشته نیز، ۱۲۸ سال پیش، میبینیم که اولین نهاد اطلاعرسانی کردی یعنی روزنامه «کردستان»، توسط یک نهاد دولتی یا مثلاً یک نهاد فرهنگی و روشنفکری رسمی منتشر نشد. بلکه یک شخصیت روشنفکر، سیاسی، فعال کرد و دلسوزِ مسئلهی کرد، اولین روزنامه را با همان نام «کردستان» منتشر کرد. این خود نشاندهنده آن است که رسانه ما از همان ابتدا که بنیان گذاشته شد، ویژگی، خصلت یا شکل شخصی به خود گرفته بود.
ما در دوره گذشته، در مرحله مبارزات کوهستان، رسانهمان رسانه انقلاب بود، رسانه مبارزه بود، رسانه مقاومت، قیام و زندهماندن ملی بود. همچنین رسانه حزب و فعالیتهای حزبی بود، بهویژه بعد از قیام (راپرین). بعد از سال ۲۰۰۳ نیز مرحله جدیدی است و این مرحله جدید، در واقع همان ویژگی و هویتی را که از ابتدا وجود داشت، به عنوان یک الگو با خود آورده و از آن جدا نشده است.»
«نکته دیگری که شایان ذکر است و در ادامه پاسخ به سوال اول شماست؛ ما نمیتوانیم نگاهی کاملاً منفی به این مسئله داشته باشیم. این یک وضعیت طبیعی در محیط رسانهای امروز اقلیم کردستان است. فلسفه مدیریت در اقلیم کردستان بر پایه آزادی فعالیت رسانهای استوار است. ما قانون شماره ۳۵ سال ۲۰۰۷ را داریم که به هر شهروند اقلیم این حق را داده است که مالک نهاد رسانهای باشد و امتیاز آن را دریافت کند.»
کردپرس: «برخی معتقدند که پس از سال ۲۰۰۳ و سقوط رژیم بعث، ما شاهد یک گشایش در فضای رسانهای اقلیم کردستان بودیم. اما بسیاری میگویند این گشایش تنها در تعداد روزنامهها، رسانهها و صفحات مجازی است که آزادانه مجوز گرفتهاند، اما از نظر استقلال رسانهای، این موضوع کمتر دیده میشود. ارزیابی وزارت فرهنگ در این باره چیست؟»
ارسلان رحمان: «ما در حوزه رسانه مشکل و چالش بزرگی با این مسئله نداریم که فلان رسانه وابسته به کدام جریان سیاسی، اقتصادی، بازرگانی یا مذهبی است. مسئله و اصلِ موضوع در رسانه، حرفهایگری (پروفشنالیسم)، راستگویی، انتشار حقیقت و پایبندی به قانون و اصول اخلاق روزنامهنگاری است.
بنابراین بسیار عادی است که یک روزنامه، رادیو یا تلویزیون وابسته به یک جریان یا جناح سیاسی باشد و بودجهاش را از یک جریان سیاسی دریافت کند. اما آنچه برای ما در اقلیم کردستان اهمیت دارد این است که این رسانه، کردستانی فکر کند، پوشش خبریاش کردستانی باشد و حقیقت را به مخاطبان، مردم و جامعه بگوید.
بسیار مهم است که رسانه به «موضوعیت» (الموضوعیة) پایبند باشد و از اصول و چهارچوبهای حرفهای عدول نکند. نکته کلیدی که رسانهها را از هم متمایز میکند همین است: این رسانه تا چه حد حرفهای است؟ چقدر به اصول قانونی و اتیکتهای اخلاقی پایبند است یا نیست؟ در واقع معیار اصلی باید این باشد؛ چرا که همانطور که میدانید در تمام دنیا، نه فقط در منطقه ما، نه فقط در عراق، ایران، ترکیه و کشورهای همسایه، بلکه در کل جهان ما نباید شبکههایی داشته باشیم که به آنها بگوییم «بیطرف». بیطرف در برابر چه چیزی؟ در نهایت، انسان به عنوان یک موجود اجتماعی نمیتواند بیطرف باشد.
حال اگر رسانهای تاسیس شد و ادعای بیطرفی کرد، به قول کردها «با گفتن حلوا حلوا، دهان شیرین نمیشود»؛ این ادعا با شعار دادن و تعریف و تمجید از خود ثابت نمیشود. بلکه باید در میدان عمل، فعالیتها، خروجی و پیامی که منتشر میکند ارزیابی شود که چقدر به اصول اخلاقی، مبانی حرفهای و حفظ منافع عالی جامعه، مردم و کشورش پایبند است. همچنین چقدر برای صلح اجتماعی، آشتی و اتحاد میان اقشار جامعه تلاش میکند؛ اینها معیارهای اصلی هستند.
برعکس، اگر رسانهای تصور کند که کاملاً مستقل و بیطرف است، این به نوعی هدر دادن پول و سرمایه است. مگر میشود کسی پیام و گفتمان رسانهای نداشته باشد؟ رسانهای تاسیس کند که فقط گفتههای دیگران را بازنشر و تکرار کند؟ پس خودش چه چیزی تولید میکند؟ وقتی رسانهای چیزی تولید میکند، نگاهش به زندگی، دین، اقتصاد، سیاست و تغییرات اجتماعی برای جامعه چیست؟
بنابراین ما این را عیب نمیدانیم که رسانه از نظر مالکیت، شناسنامه و هویت مشخصی داشته باشد. اما آنچه عیب و ننگ محسوب میشود این است که زیر چتر آن هویت، دروغ منتشر کند، دست به فریب افکار عمومی بزند، اطلاعات نادرست به خورد مردم بدهد و در یک کلام، به مردم زهر بخوراند؛ اینجاست که مشکل و چالش اصلی ایجاد میشود. به همین دلیل، برای ما فرقی نمیکند مالک رسانه حزب باشد، یا شخصیت سیاسی یا شرکت؛ حتی بسیاری از شخصیتها و جریانهای مذهبی در اقلیم کردستان شبکه دارند و این برای ما امری عادی است و با آن تعامل میکنیم.
کردپرس: «رسانه کردی تا چه حد توانسته به وظیفه خود در آگاهسازی اقشار مختلف جامعه کردستان عمل کند؟ آیا میتوان گفت رسانه کردی در حال حاضر در حال گذار از یک رسانه سیاسی به یک رسانه حرفهایتر (پروفشنال) است؟ این مسیر تا چه حد طی شده و اکنون در چه مرحلهای قرار دارد و در افق آینده، جایگاه رسانه کردی را چگونه میبینید و چه اقداماتی برای پیشرفت حرفهایتر آن میتوان انجام داد؟»
ارسلان رحمان: «درباره سوال آخرتان؛ ما نه تنها در تعداد، بلکه از نظر تکنیکی و کیفی نیز شاهد پیشرفت چشمگیری بودهایم. امروزه رسانههای اقلیم از نظر تکنولوژی همسطح کشورهای پیشرفته هستند. در بحث محتوا نیز، سریالهای کردی و برنامههای حرفهای تولید میشوند و حتی شرکتهای تولیدی (پراوداکشن) ما محصولات خود را به شبکههای جهانی میفروشند. این خود نشانهای از موفقیت در سطح بینالمللی است.»

نظر شما