به گزارش کردپرس، دکتر سردار عزیز، کارشناس مسائل کردها در مقاله ای نوشت اپوزیسیون سیاسی در اقلیم کردستان عراق با واژهای برگرفته از زبان فرانسه، یعنی L’opposition، شناخته میشود؛ مفهومی که نشان میدهد این پدیده در بستر سیاسی کردی، نسبتاً جدید و وارداتی است. همانند بسیاری از مفاهیم مدرن سیاسی، اپوزیسیون نیز در ساختار سنتی قدرت در کردستان سابقهای طولانی ندارد.
در سالهای پس از سقوط حکومت صدام حسین و شکلگیری ساختار جدید اقلیم کردستان عراق، اگرچه اختلافنظرها و رقابتهای سیاسی وجود داشت، اما تا مدتها خبری از اپوزیسیون رسمی و پارلمانی، خارج از احزاب مسلط و مسلح، نبود.
ظهور گوران؛ نقطه عطف سیاست غیرمسلحانه
این وضعیت با ظهور «جنبش گوران» (تغییر) در سال ۲۰۰۹ دگرگون شد. گوران یک تحول بنیادین در سازماندهی سیاسی غیرمسلحانه، گفتمان سیاسی، رسانه و بسیج اجتماعی در اقلیم کردستان به شمار میرفت.
پیش از آن، «اتحادیه اسلامی کردستان» که در سال ۱۹۹۴ تأسیس شد، نخستین تلاش جدی برای ایجاد اپوزیسیون بود. این حزب که ریشه در اندیشههای اخوانالمسلمین داشت، در سال ۲۰۰۵ به ائتلافی گسترده از احزاب کردی پیوست، اما خیلی زود از آن خارج شد و بهصورت مستقل فعالیت کرد. رویکرد این جریان بیشتر بر اصلاح تدریجی جامعه و خانواده بهعنوان هسته اصلی سیاست متمرکز بود. با این حال، هویت سیاسی مبهم و پیچیده آن باعث شد برای بخش بزرگی از جامعه قابل فهم نباشد.
اما با تأسیس گوران، معادلات تغییر کرد. این جنبش به رهبری «نوشیروان مصطفی» (۱۹۴۴ تا ۲۰۱۷)، از بنیانگذاران اتحادیه میهنی کردستان (PUK) در سال ۱۹۷۵، شکل گرفت.
نوشیروان مصطفی؛ کاریزما و محدودیتهای آن
نوشیروان مصطفی سیاستمداری باسابقه و صاحب نفوذ بود. او گرایشهای چپگرایانه داشت و زمانی به اندیشههای مائوئیستی نزدیک بود. تجربه زندگی در لندن طی سالهای جنگ داخلی کردها در دهه ۱۹۹۰، نگاه او را به مدل دموکراسی پارلمانی بریتانیا نزدیک کرده بود. گوران در آغاز بیشتر شبیه یک اندیشکده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بود تا یک حزب سنتی. این جنبش در ابتدا شوک بزرگی به نظام سیاسی اقلیم وارد کرد، اما نتوانست پایگاه رأی خود را در بلندمدت حفظ کند و امروز دیگر در پارلمان عراق نمایندگی ندارد. هویت گوران بر «اپوزیسیون بودن» بنا شده بود؛ یعنی تعریف خود در بیرون از ساختار قدرت. کاریزمای شخصی نوشیروان مصطفی موتور محرک این جریان بود، اما همین ویژگی در ادامه به مانعی برای نهادینهسازی تبدیل شد. جنبش نتوانست از وابستگی به رهبر کاریزماتیک عبور کند و ساختاری پایدار بسازد.
پس از درگذشت مصطفی، گوران با بحران رهبری و انسجام مواجه شد. همزمان، فشارهای دو حزب اصلی یعنی حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان افزایش یافت. از جمله در سال ۲۰۱۵، پس از تلاش گوران برای اصلاح قانون ریاست اقلیم، پارلمان تعطیل شد.
دوران پس از گوران؛ غلبه چهرهها بر نهادها
در دوره پس از افول گوران، احزاب و جریانهای تازهوارد همچنان از شعارها و سبک سیاسی آن استفاده کردند، اما عملاً به سمت الگوهای سنتی و شخصمحور حرکت کردند. ادبیات سیاسی عامیانهتر شد و حلقه تصمیمگیری محدودتر.
«جنبش نسل نو» که در سال ۲۰۱۷ توسط بازرگان کرد، «شاسوار عبدالواحد»، تأسیس شد، مهمترین جریان این دوره بود. شاسوار دو ابزار کلیدی سیاست در اقلیم را در اختیار داشت: ثروت و رسانه خصوصی (شبکه NRT). با این حال، او فاقد برنامه سیاسی روشن بود و نگاهش بر این ایده استوار بود که همه میتوانند ثروتمند شوند؛ ایدهای جذاب در جامعهای که به سرعت شهری شده و ثروت در آن ارزش اجتماعی بالایی یافته است. بازداشت شاسوار در سال ۲۰۲۵ توسط اتحادیه میهنی کردستان، آغاز افول نقش سیاسی او تلقی شد.
علی حمه صالح و زوال جریانهای جدید
چهره برجسته دیگر اپوزیسیون، «علی حمه صالح» بود که در سال ۲۰۲۴ رهبری «جنبش موضع میهنی» (NSM) را برعهده گرفت. این جریان نیز بهشدت وابسته به محبوبیت شخص او بود. گروه پارلمانی این جنبش در پارلمان اقلیم منحل شد و عملاً این حزب نیز از صحنه سیاسی کنار رفت.
چرا اپوزیسیون اقلیم تضعیف شد؟
به باور نویسنده، اپوزیسیون اقلیم کردستان اکنون در وضعیت افول قرار دارد. مهمترین دلایل این وضعیت عبارتاند از:
ناتوانی در اتحاد و ارائه بدیل واقعی
غلبه شخصیتمحوری و فرصتطلبی سیاسی
نفوذ، فشار و خرید وفاداری توسط احزاب حاکم
تبدیل دموکراسی به بازاری برای معامله رأی
تضعیف نهادهایی مانند پارلمان
انحصار ثروت و قدرت توسط احزاب اصلی
نویسنده همچنین به عوامل خارجی تاثیرگذاربر تضعیف اپوزیسیون در اقلیمکردستان اشاره میکند؛ از جمله عقبنشینی جهانی دموکراسی، بهویژه کاهش حمایت آمریکا از روندهای دموکراتیک، و نیز نفوذ فزاینده بغداد و گروههای شبهنظامی در سیاست عراق.
راه برونرفت چیست؟
به اعتقاد نویسنده، شکلگیری یک اپوزیسیون مؤثر در اقلیم کردستان مستلزم آموزش مدنی گسترده است؛ اینکه جامعه بداند دموکراسی چیست، اپوزیسیون چه نقشی دارد، و چگونه دولت و مخالفان میتوانند همزمان در چارچوب قانون فعالیت کنند.
در جامعه اقلیم نارضایتیهای گستردهای در حوزههای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و هویتی وجود دارد. اما این نارضایتیها هنوز به نیروی سیاسی منسجم تبدیل نشدهاند. تحقق این امر نیازمند گسترش حقوق شهروندی، تقویت حس عاملیت اجتماعی و فرصتهای برابر است.
بزرگترین ضربه: گسترش بدبینی عمومی
نویسنده در پایان تأکید میکند بزرگترین ضربه به اپوزیسیون سیاسی در اقلیم کردستان، گسترش «سینیسیم» یا بدبینی فراگیر در جامعه است؛ این باور که هیچ چیز تغییر نمیکند، هیچ چیز اهمیت ندارد و همهچیز قابل معامله است.
در چنین فضایی، بخشی از جامعه به توهین در شبکههای اجتماعی پناه میبرد، بخشی از عرصه عمومی کنارهگیری میکند و برخی نیز صرفاً از روندهای غالب پیروی میکنند. نتیجه، تقویت بیشتر نیروهایی است که ابزار قدرت، ثروت و نفوذ را در اختیار دارند.
منبع: آمارجی

نظر شما