اتهام زنی به کُردهای ایران؛ داوری سیاسی یا بی انصافی تاریخی؟/ دکتر سیدهاشم هدایتی

سرویس کردستان- در روزهایی که ایران در معرض تجاوز و تهدید آشکار دولت استعمارگر آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته، یکی از تلخ ترین و نگران کننده ترین پدیده ها، تکرار برخی اتهام ها علیه کُردهای ایران است؛ اتهام هایی که بدون استناد روشن، بدون تفکیک واقعیت های اجتماعی و سیاسی، و گاه با تعمیم های ناعادلانه، بخش بزرگی از شهروندان ایرانی را در مظان بی اعتمادی قرار می دهد.

کرد پرس- پرسش اساسی اینجاست که وقتی از «کُردها» سخن گفته می شود، دقیقاً منظور کدام کُردها هستند؟ آیا سخن از مردم عادی است یا گروه های سیاسی؟ کُردهای اهل سنت یا شیعه؟ مردم کردستان، کرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی و خراسان شمالی؟ یا مجموعه ای متکثر از جریان های فکری و سیاسی که هر کدام مواضع و دیدگاه های متفاوتی دارند؟

واقعیت آن است که جامعه کُردهای ایران، جامعه ای یکدست و همگون نیست و نمی توان با یک عنوان کلی، میلیون ها انسان را متهم به همراهی با بیگانگان کرد. بخش بزرگی از کُردهای ایران، در چهار دهه گذشته نه تنها در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور حضور داشته اند، بلکه در دفاع از ایران نیز هزینه داده اند. آمار شهدای کُرد اهل سنت در سال های ابتدایی انقلاب، حضور گسترده نیروهای بسیجی در مناطق کردنشین و مشارکت قابل توجه مردم این مناطق در انتخابات های مختلف، همه نشان می دهد که تصویرسازی از کُردها به عنوان جریانی ضدایرانی، تصویری تحریف شده و ناعادلانه است.

تجربه تاریخی نیز نشان می دهد که کُردها بیش از هر قوم دیگری، از اعتماد به قدرت های خارجی آسیب دیده اند. از تحولات پس از جنگ جهانی اول و دوم گرفته تا تجربه تلخ همراهی برخی جریان ها با رژیم بعث عراق، تاریخ برای جامعه کُرد روشن کرده که اتکا به بیگانگان، نه امنیت می آورد و نه حقوق پایدار. همین حافظه تاریخی باعث شده که اکثریت قاطع کُردهای ایران، نگاه مثبتی به پروژه های مداخله جویانه آمریکا و اسرائیل نداشته باشند.

در جریان جنگ اخیر نیز، با وجود فضاسازی های رسانه ای و ادعاهای مطرح شده از سوی برخی مقامات آمریکایی، هیچ نشانه جدی و فراگیری از همراهی جامعه کُرد با پروژه های ضدایرانی مشاهده نشد. حتی برخی گروه های سیاسی کُرد نیز صراحتاً اعلام کردند که بخشی از این جنگ نیستند و تمایلی به ورود به چنین درگیری هایی ندارند. با این حال، عجیب آن است که سخنان چهره هایی مانند ترامپ مورد توجه قرار می گیرد، اما مواضع رسمی و علنی جریان های کُرد نادیده گرفته می شود.

البته انکار نمی توان کرد که همانند هر جامعه دیگری، در میان کُردها نیز افرادی با گرایش های تندرو وجود دارند؛ اما تعمیم دیدگاه چند نفر به یک ملت چندمیلیونی، نه تحلیل سیاسی، بلکه نوعی بی عدالتی آشکار است. کُردهای ایران خواهان تجزیه نیستند؛ آنان خواهان رفع تبعیض، توسعه، مشارکت در مدیریت کشور، احترام به هویت فرهنگی و امکان آموزش زبان مادری هستند. این مطالبات، در بسیاری از کشورهای جهان، بخشی از حقوق طبیعی شهروندی محسوب می شود و طرح آن ها به معنای تجزیه طلبی نیست.

مشکل آنجاست که گاهی به جای شنیدن این مطالبات و گفت وگو با نیروهای اجتماعی و سیاسی کُرد، ساده ترین راه یعنی اتهام زنی انتخاب می شود. حذف نخبگان کُرد از ساختارهای کلان مدیریتی، کم توجهی به توسعه مناطق کردنشین و نگاه امنیتی مداوم، بیش از هر چیز احساس بیگانگی ایجاد می کند. در حالی که مشارکت واقعی و برخورد برابر، می تواند سرمایه اجتماعی و حس تعلق ملی را تقویت کند.

ایران متعلق به همه ایرانیان است؛ فارس، کُرد، بلوچ، عرب، ترک و لر. حفظ انسجام ملی نیز تنها با تکیه بر عدالت، احترام متقابل و پذیرش تنوع قومی و فرهنگی ممکن خواهد بود. در شرایطی که دشمنان ایران به دنبال شکاف سازی و دامن زدن به اختلافات هستند، تکرار اتهام های کلی علیه کُردها نه تنها کمکی به امنیت ملی نمی کند، بلکه ناخواسته در زمین همان پروژه های تفرقه افکنانه بازی می کند.

امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت دارد که میان مطالبات مدنی و حقوق شهروندی با پروژه های تجزیه طلبانه تفاوت قائل شویم. اکثریت کُردهای ایران، خود را ایرانی می دانند و خواهان آینده ای آباد، آزاد و عزتمند در چارچوب ایران هستند؛ آینده ای که در آن هیچ شهروندی به دلیل قومیت، مذهب یا زبان خود، احساس شهروند درجه دو بودن نداشته باشد.

کد مطلب 2795489

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha