کردها ناامیدترند یا ترامپ؟؛ روایت یک قرن بی‌اعتمادی به آمریکا

سرویس جهان- در حالی که دونالد ترامپ بار دیگر از کردها انتقاد کرده، یک تحلیل تازه تأکید می‌کند مسئله اصلی نه نارضایتی ترامپ، بلکه انباشت تاریخی بی‌اعتمادی کردها به واشنگتن است؛ بی‌اعتمادی‌ای که پس از کرکوک و شمال سوریه عمیق‌تر شده است.

به گزارش کردپرس، ابراز ناامیدی دونالد ترامپ از کردها را نمی‌توان صرفاً واکنشی مقطعی دانست. این موضوع بخشی از تاریخ پیچیده روابط آمریکا و کردهاست؛ رابطه‌ای که در آن، قدرت‌های بزرگ بارها از توان نظامی و ژئوپلیتیکی کردها بهره برده‌اند، اما کمتر حاضر شده‌اند مطالبات سیاسی و امنیتی آن‌ها را به رسمیت بشناسند.
آنچه امروز در قالب اختلافات سیاسی و امنیتی مطرح می‌شود، برای کردها ادامه همان الگوی تاریخی است: از آن‌ها انتظار می‌رود بجنگند، هزینه بدهند و در خدمت اهداف منطقه‌ای قدرت‌ها قرار گیرند، اما هنگامی که پای تضمین سیاسی و امنیتی به میان می‌آید، اغلب تنها گذاشته می‌شوند.
در یک سو، کردها قرار دارند که دهه‌ها برای بقا، هویت و حق تعیین سرنوشت تلاش کرده است؛ و در سوی دیگر، رئیس‌جمهوری در آمریکا که نگاهش به اتحادها عمدتاً مبتنی بر محاسبات مقطعی و منافع کوتاه‌مدت است. از همین رو، پرسش اصلی این نیست که آیا ترامپ از کردها ناامید شده است یا نه؛ بلکه این است که آیا کردها دلیل بیشتری برای ناامیدی از آمریکا و نظم بین‌المللی ندارند؟
حافظه تاریخی کردها از غرب
ریشه ناامیدی کردها در حافظه‌ای تاریخی نهفته است؛ حافظه‌ای مملو از وعده‌های عمل‌نشده و حمایت‌های ناتمام. برای بسیاری از کردها، پیمان لوزان در سال ۱۹۲۳ تنها یک توافق مرزی نبود؛ بلکه نقطه‌ای بود که رویای ایجاد کیان مستقل را بسیار کمرنگ کرد. 
تقریباً یک قرن بعد، همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق در سال ۲۰۱۷ این زخم تاریخی را دوباره باز کرد. در آن همه‌پرسی، بیش از ۹۲ درصد رأی‌دهندگان از آن حمایت کردند، اما آمریکا با این روند مخالفت کرد و حاضر نشد از نتایج آن دفاع کند. زمانی که نیروهای عراقی به سمت کرکوک حرکت کردند، واشنگتن ترجیح داد موضعی بی‌طرفانه اتخاذ کند. برای آمریکا، این تصمیم در چارچوب حفظ ثبات منطقه توجیه می‌شد؛ اما برای بسیاری از کردها، نشانه‌ای دیگر از قربانی شدن خواسته‌هایشان در برابر ملاحظات ژئوپلیتیکی بود.
عقب‌نشینی نیروهای کرد از کرکوک نیز صرفاً یک تصمیم نظامی نبود؛ بلکه تلاشی برای جلوگیری از فاجعه‌ای گسترده محسوب می‌شد. رهبران کرد با خطر جنگی فرسایشی و تکرار تراژدی‌هایی مانند حلبچه و عملیات انفال روبه‌رو بودند. با این حال، نتیجه سیاسی آن عقب‌نشینی، تقویت این باور در میان کردها بود که حتی مشارکت در روندهای دموکراتیک و همکاری با غرب نیز تضمینی برای حمایت در لحظات سرنوشت‌ساز ایجاد نمی‌کند.
از جنگ با داعش تا احساس رهاشدگی
همین الگو در سوریه نیز تکرار شد. نیروهای کرد و متحدانشان نقشی کلیدی در شکست داعش ایفا کردند و هزاران نفر از نیروهایشان در این جنگ کشته شدند. با این حال، پس از شکست خلافت داعش، اهمیت استراتژیک آن‌ها برای واشنگتن کاهش یافت.
تصمیم ترامپ در سال ۲۰۱۸ برای خروج نیروهای آمریکایی از سوریه، عملاً راه را برای عملیات نظامی ترکیه در مناطق کردنشین باز کرد. در نتیجه، شهرهایی مانند عفرین، گری‌سپی (تل‌ابیض) و سری‌کانیه (راس‌العین) هدف حملات و تغییرات جمعیتی قرار گرفتند.
ترامپ در دفاع از این تصمیم گفته بود آمریکا هیچ‌گاه متعهد نشده «تا ابد» از کردها محافظت کند. او همچنین بارها تأکید کرد که ایالات متحده «نفت را حفظ کرده است» و حتی گفت کردها برای جنگیدن «پول دریافت کرده‌اند».
چنین اظهاراتی برای بسیاری از کردها به معنای نادیده گرفتن ابعاد سیاسی و انسانی مبارزه آن‌ها بود. از نگاه آنان، نبرد با داعش صرفاً همکاری در یک پروژه آمریکایی نبود؛ بلکه جنگی برای بقا، حفاظت از شهرها و دفاع از آینده سیاسی‌شان محسوب می‌شد. کردها در کنار آمریکا جنگیدند، اما صرفاً برای آمریکا نجنگیدند.
احتیاط کردها؛ محصول تجربه تاریخی
 تحلیل آمارجی تأکید می‌کند که احتیاط امروز کردها ناشی از ترس یا بی‌میلی به جنگ نیست، بلکه حاصل تجربه تاریخی آن‌هاست. برای بسیاری از جریان‌های کردی، مسئله اصلی فقط مشارکت نظامی نیست؛ بلکه این پرسش است که آیا چنین مشارکتی با تضمین‌های سیاسی، امنیتی و حمایت واقعی همراه خواهد بود یا نه.
در این میان، نقش ترکیه همچنان تعیین‌کننده توصیف می‌شود. به باور نویسنده، واشنگتن تا زمانی از نیروهای کرد حمایت می‌کند که این حمایت با منافع آنکارا در تضاد مستقیم قرار نگیرد؛ موضوعی که در پرونده سوریه نیز بارها دیده شده است.
در نتیجه، کردها خود را در موقعیتی متناقض می‌بینند: زمانی که به‌عنوان نیرویی کارآمد در میدان جنگ مورد نیازند، مورد ستایش قرار می‌گیرند؛ اما هنگامی که خواسته‌های سیاسی و امنیتی‌شان مطرح می‌شود، به حاشیه رانده می‌شوند.
ناامیدی سنگین‌تر از آنِ کردهاست
این تحلیل در نهایت نتیجه می‌گیرد که اگر ترامپ امروز از کردها ناامید شده، دلیلش آن است که انتظار همراهی کامل و بی‌قیدوشرط داشته است. اما ناامیدی کردها؛ از لوزان و کرکوک گرفته تا عفرین و شمال سوریه ریشه ای تاریخی دارد.
برای کردها، هر درخواست جدید آمریکا یادآور تجربه‌هایی است که در آن، همکاری نظامی بدون تضمین سیاسی و امنیتی پایان یافته است. به همین دلیل، وزن تاریخی ناامیدی کردها بسیار سنگین‌تر از ناامیدی ترامپ است؛ زیرا آن‌ها بارها در معادلات منطقه‌ای به‌عنوان شریک موقت دیده شده‌اند، نه بازیگری که حقوق و آینده‌اش باید تضمین شود. 

کد مطلب 2795523

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha